تبليغاتX
به نام عشق هو121
 
به نام عشق هو121
 
 
گر دنیا و آخرت بیاری کین هر دو بگیر و دوست بگذار ما یوسف خود نمی فروشیم تو سیم سیاه خود نگه دار
 

شب چله (یلدا)

شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی

رضا مرادی غیاث آبادی

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند. 

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش‌های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران)، نشان می‌دهد كه این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود.

هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستان‌ستاره‌شناسی ایرانی و دیگر علاقه‌مندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار می‌‌شود.

این نوشتار نگارنده، در صفحه علم روزنامه شرق (4 دی‌ماه 1384) نیز منتشر شده است. 

 |+| نوشته شده در  87/09/30ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

سه اطلاعیه

-------------------------------------------------------------------------------------------------

وبلاگ  (یاران محذوبان نور) نیز فیلتر شد

در ادامه ایجاد فضای سانسور  و خفقان !!!!! دشمنان تصوف حقه سعی می کنند با فیلتر نمودن سایت های خبری دراویش گنابادی مانع اطلاع رسانی  و انتشار اخبار دراویش گنابادی سلطانعلیشاهی شوند ولی صد افسوس و زهی خیال باطل که:

موجیم    که آسودگی ما عدم ماست

و

همانند تمامی کسانی  که با دست بوسی و دریافت وام های آن چنانی و دعوت به سفره های معاویه ای برای رای بیش تر در تلاش هستند !!! دراویش گنابادی :

بدین در نه پی حشمت و جاه آمده اند

 

وبلاگ یاران با هدف انتشار اخبار سلسله گنابادی و سخنرانی های

بزرگان سلسله فعالیت خود را آغاز نمود آدرس این وبلاگ :

لطفا به هر نحو ممکن به عزیزان اطلاع د اده  و در صورت امکان

لینک نمایید

 

آغاز به کار مجدد وبلاگ عرفان اسلامی

وبلاگ عرفان اسلامی بعد از وقفه ای طولانی مجددا شروع به فعالیت نمود که برای تمامی این عزیزان موفقیت و بهروزی از درگاه حضرت حق تعالی را آرزومندیم 

برای مشاهده ی این وبلاگ بر روی لینک زیر کلیک فرمائید:

عرفان اسلامی

 |+| نوشته شده در  87/09/30ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

امروز جوك و خنده است كه كسي به نام دين، به فلسفه يا عرفان فحش دهد

 

سایت مجذوبان نور :  اگر فحش دادن به فلسفه و عرفان موجب خنده شود !! حضرت آیت الله محقق داماد  ، به علت افراط در خنده به هیچ  کار دیگری نخواهند  رسید ،زیرا تعداد فحاشان در میان دین ورزان و مدعیان شریعت!! کم نمی باشد.ازطرفی خنده دارتر آن است که بعضی ها ظاهرا به فلسفه و عرفان فحش نمی دهند  و  برای عوام فریبی به قبول عرفان و فلسفه تن داده اند، اما عرفان و فلسفه ای که تنها از زبان خودیها !! اظهار شودو در انحصار خودشان باشد مورد تایید قرار می دهند  . این جماعت که بهتر است نام آنان را متحجران مدرن نامید ، فیلسوفان و عارفان را به  فحش و ناسزا می گیرند و عوام را ترغیب به برخورد با آنان می کنند .

ممکن است فتوا دادن علیه عارفان حقیقی و متصوفه جوک و موجب خنده آیت الله شود اما برای دراویش گنابادی که مورد ضرب و شتم قرار می گیرند این جوک نه تنها خنده دار نیست بلکه اگر خنده ای هم در کار باشد خنده ای بسیار تلخ خواهد بود!!.

  خبرگزاري دانشجويانايران - تهران
آيت‌الله دكتر محقق داماد:
امروز جوك و خنده است كه كسي به نام دين، به فلسفه يا عرفان فحش دهد


 |+| نوشته شده در  87/09/30ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

عاشقان عیدتان مبارکباد

من کنت مولا فهذا علی مولا

وبلاگ "به نام عشق"فرا رسیدن عید فرخنده ی غدیر خم را خدمت مولای معظمحضرت آقای حاج دکتر نور علی تابنده مجذوب علیشاه ارواحنا فداه  و  تمامی مشایخ ارجمند ایشان و کلیه ی برادران و خواهران ایمانی تبریک عرض می نماید.

عکس:(وبلاگ محترم خورشید حق)

عید سعید ولایت مبارک


 

 |+| نوشته شده در  87/09/26ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

من خدايم و خدايي مي کنم

با علي من دلربايي مي کنم

با علي من ساختم اين کهکشان

از رخش من ساختم باغ جنان

با علي من خلق آدم کرده ام

با علي من خلق عالم کرده ام

هر کلامم با علي قران بود

در مرام او شوي ايمان بود

من خداوندم ولي فخرم باين

که علي باشد امام العارفين

من خدايم و علي راساختم

پاي عشقش هستي ام را باختم

کفر مي گوييد شرک ورزيد با علي

کيفري نيست نرلرزيد با علي

يک کلام ختم کلام او مرتضي است

شاعرا کفر بگو بر من خداست

راه و رسم بندگي آموز ز او

مست لايعقل شو از جام و سبو

هر که را خلقش نمودم از ازل

هر که را دادم دو بيتي و غزل

يک کلام ختم کلام است بند گان

هر ملک انسان کل جنبندگان

هر که را هستم ولي او والي است
 گرچه من هستم علي او عالي است


 من کنت مولا فهذا علي مولا


 |+| نوشته شده در  87/09/26ساعت 7:23 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
غدیر خم، بزرگترین عید شیعیان
 

بارگاه حضر علی (ع) در نجف
همه ما از واقعه تاریخی که در روز هجده ذی حجه سال دهم هجرت به وقوع پیوسته و مسلمانان همه ساله آنرا به عنوان بزرگترین عید خود، جشن میگیرند، مطلع هستیم.

همه ما جمله "هرآنکه من مولای او هستم، علی مولای اوست" را بارها شنیده ایم و به آن ایمان داریم.

جشن عید غدیر در ایران
عید غدیر بعد ازعید باستانی نوروز مهمترین و با ارزش ترین عید در نزد مردم ایران است. شور و حال وصف ناپذیری که در این عید وجود دارد در اعیاد دیگر همچون فطر و قربان دیده نمی شود و دلیل آن همانطور که بیان شد به خاطر عشق و علاقه ای است که مردم ما به حضرت علی بن ابیطالب (ع) دارند.

رسم بر آن است که صبح روز عید، مردم به دیدار و دست بوسی سادات و ذریه امیرالمومنین (ع) می روند و ادای احترام به سادات می نمایند و سادات نیز ضمن پذیرائی با شربت و شیرینی و اهداء هدیه ای به رسم یاد بود از مهمانان قدردانی می نمایند.

بازار جشن و سرور و عروسی نیز در این روز بسیار پر رونق است و علاوه بر آن در این روز، خانواده نوعروس و تازه داماد هدایایی به زوج تازه میدهند و در بعضی از مناطق، این هدایا با آداب و رسوم خاصی تهیه و تقدیم میشود. به خصوص اگر یکی یا هردو آنها سید باشند، مراسم مهمتر و با شکوهتر خواهد بود.

در این روز مردم بهترین و زیباترین لباسهای خود را می پوشند، خود را معطر به بهترین عطرها می نمایند و با چهره ای خندان و شادمان به دید و بازدید میپردازند.در این روز افراد بسیاری روزه می گیرند و به مومنین قرض و اطعام می دهند.

مردم اعتقاد دارند پولی که به عنوان هدیه از سادات گرفته اند نباید خرج نمایند بلکه به عنوان تبرک و برکت در نزد خود نگهداری کنند.

در شب عید غدیر در مساجد و حسینیه ها مراسم جشن و سرور و مولودی خوانی برپاست. همچنین در منازل سادات و علما نیز مداحان و شاعران در وصف مولا علی (ع) و غدیرخم مولودی خوانی می نمایند. سادات نیز چند روز مانده به عید غدیر خم اقدام به خانه تکانی و گردگیری منازل خود می کنند و خود را آماده پذیرایی از مهمانان آماده کنند.

اما آنچه در زیر میخوانید شرح کوتاهی از واقعه ای است که حجت پیامبر را بر پیروانش تمام کرد و دین اسلام را به دینی پایدار و بی خدشه مبدل ساخت. این نوشته از سایت "مرکز اطلاع رسانی موسسه فرهنگی شهید آوینی" تهیه شده است.


اطاقی از منزل حضرت علی (ع) در کوفه
آخرین حج
در سال دهم هجرت، زمانی که پیامبر اکرم (ص) دریافت به زمان رحلت خود نزدیک میشود، بی وقفه میکوشد تا زمان حضورش را در میان مسلمانان پربارتر نماید و به همین دلیل، زیباترین و دقیق ترین مراسم حج را به اتفاق یاران خود انجام داد.

در آن روزها بيمارى سختى (آبله يا حصبه) در مدينه شايع بود كه بسيارى از مسلمانان را از اين سفر محروم مى داشت با اين حال دهها هزار نفر با پيامبر همراه شدند. مورخان، همراهان آن حضرت را چهل هزار، هفتاد هزار، نود هزار، 114 هزار، 120 هزار و 124 هزار نفرنوشته اند ولى با اين همه حق اين است كه بگوييم چنان جمعيتى در ركاب آن حضرت حركت كردكه شمارش بر جز خدا پوشيده است.

اينان كسانى بودند كه از مدينه مى آمدند، ولى تعداد حاجيان به اين عده منحصر نمى شد زيرا اهل مكه و ساكنان حومه آن و كسانى كه از يمن در ركاب على (ع) آمده بودند نيز در حج شركت داشتند.

دلیل انتخاب محل غدیر خم
پس از پایان یافتن این حج که به الوداع، حجة الاسلام، حجة البلاغ، حجة الكمال و حجة التمام خوانده اند با پايان گرفتن مراسم حج پيامبر (ص) به سوى مدينه حركت كرد هنگامى كه به سرزمين رابغ رسيد، در محلى كه غدير خم نام داشت، جبرئيل امين بر او نازل شد و پيامى بدين شرح از پروردگار بر او تلاوت كرد.

اى رسول ما! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر اين كار را انجام ندهی، رسالت خود را به انجام نرسانده اى و خدا تو را از مردم ايمن خواهد كرد همانا خداى، قوم كفرپيشه را هدايت نمى كند.

اين پيام الهى ماموريتى خطير بر عهده پيامبر اكرم (ص ) مى گذاشت، اعلان چيزى كه بايد همگان ازآن باخبر شوند و اگر چنين نكند گوياكارى صورت نداده است.

بنابراين بهترين موقعيت براى اعلام چنين پيامى همين جا بود، جايى كه راه مصر و عراق و مدينه و حضرموت و تهامه از هم جدا مى شود و همه حاجيان ناگزير از آن مى گذرند. غدير خم مناسب ترين محلى بود كه مى توانست چنين پيام پر اهمیتی رابه گوش همگان برساند.


بارگاه حضر علی (ع) در نجف
مهمترین خطبه پیامبر اسلام
پیامبر، پس از جمع شدن تمام حجاج و در زیر خورشید تابان، از یاران خود خواست تا زير چند درخت كهنسال را بروبند و با رویهم گذاردن جهاز شتران منبرى بلند برافرازند، سپس بر فراز منبر برآمد و خطبه اى بدين شرح ايراد كرد:

"ستايش مخصوص خداوند است از او كمك مى خواهيم و به او ايمان مى آوريم و بر او توكل مى كنيم و از شر نفس و بدى كردارمان به او پناه مى بريم ، خدايى كه هدايت كننده اى نيست آنكه رااو گمراه سازد و گمراه كننده اى نيست هر كه را او هدايت كند گواهى مى دهم كه معبودى جزخداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست."

"من پيش از شما به حوض كوثر مى رسم و شما در كناره حوض بر من وارد خواهيد شد،حوضى كه عرض آن به اندازه فاصله صنعا تا بصرى است ، و در آن جامهايى است از نقره به شماره ستارگان، حال بنگريد كه پس از من با دو ميراث گرانبها چگونه رفتار مى كنيد."

مردى از ميان جمعيت فرياد برآورد: يا رسول اللّه ! آن دو چيز گرانبها چيست ؟

فرمود: يكى از آن دو كه بزرگتر است ، كتاب خداست يك طرفش در دست خدا و طرف ديگرش به دست شماست ، پس آن را محكم نگه داريد تا گمراه نشويد و ديگرى كه كوچكتر است ، عترت و خاندان من است و خداى نيكى كننده آگاه به من خبر داده است كه اين دو هرگز از هم جدا نمى شوند، تا در لب حوض در قيامت به من رسند من هم از خدا همين را خواسته ام، پس شما ازآنها پيشى نگيريد كه هلاك مى شويد و از آنها وا نمانيد كه هلاك مى شويد."

سپس دست على (ع )را گرفت و بلند كرد، آنگاه فرمود: اى مردم! چه كسى نسبت به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر است ؟

گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.

فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنين ازخود ايشان سزاوارترم پس هر كس من مولا و سرپرست اويم ، على مولا و سرپرست اوست." اين جمله را سه بار تكرار كرد.

سپس گفت : "خداوندا! دوستى كن با هر كس كه با على دوستى كند، و دشمنى كن با هر كس كه على را دشمنى كند، دوست بدار هر كس كه على را دوست مى دارد، و دشمن دار هر كس او رادشمن مى دارد، يارى كن هر كس را كه ياريش كند و بى ياور بگذار هر كس تنهايش گذاردو حق را همواره با على بدار هر طرف كه باشد .

اى مردم بايد حاضران، اين پيام را به غايبان برسانند."

چون خطبه نبوى به پايان رسيد امين وحى براى بار دوم نازل شد و او را به اين پيام مفتخر ساخت:

"امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد (اسلام را به عنوان دين براى شما پسنديدم)"

پيامبر اكرم(ص) پس از دريافت اين پيام مسرت بخش ، فرمود:"اللّه اكبر! كه دين كامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولايت على بعد از من راضى شد" .

 |+| نوشته شده در  87/09/26ساعت 7:10 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

آغاز به کار مجدد وبلاگ عرفان اسلامی

وبلاگ عرفان اسلامی بعد از وقفه ای طولانی مجددا شروع به فعالیت نمود که برای تمامی این عزیزان موفقیت و بهروزی از درگاه حضرت حق تعالی را آرزومندیم 

برای مشاهده ی این وبلاگ بر روی لینک زیر کلیک فرمائید:

عرفان اسلامی

 

 |+| نوشته شده در  87/09/19ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

منتظر اطلاعیه های بعدی باشید

 |+| نوشته شده در  87/09/19ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 

بایکوت خبری دراویش و سانسور اخبار

 

مقدمه :

 

 هدف و رسالت مراکز خبری ، اطلاع رسانی ، روشنگری ، بالا بردن سطح فکری و فرهنگی جامعه و ایجاد فضائی شفاف برای مشارکت و دخالت مردم درامور اجتماعی و آگاهی جامعه از شیوه عملکرد دولتمردان می باشد .

از این رو یکی از بزرگترین ارکان دموکراسی ،وبارزترین نشانه سلامت جامعه آزادی مطبوعات است . محدودیتهای خبری که از سوی مراکز امنیتی بر مطبوعات اعمال می شود ، در حقیقت ، مخالفت آشکار با حقوق حقه مردم و مقابله با قانون ، بنام دفاع و تثبیت حاکمیت است . انتشار اخبار دروغ ، گزینشی ، کانالیزه شده و یکسویه ، نشان از عدم اعتماد میان مردم و حاکمان سیاسی دارد .

 

پیامدهای بایکوت :

 

بایکوت خبری دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی سابقه ای دیرینه دارد و اخباری هم که تا کنون  در خصوص آنها در رسانه های دولتی انتشار یافته عموماً کذب و  مبهم و  برای استفاده تبلیغاتی و ایجاد جو سازی  بوده است. 

متأسفانه آنچنان خشکسالی بلکه قحطسالی در صدق گفتار و حقیقت اخبار و محدودیت های خبری به وجود آمده که مراکز خبری  به هیچ روی مأخذ و مرجع مردم در کسب اخبار نمی باشند و جامعه به تجربه دریافته که عکس اخبار و خلاف آن به حقیقت نزدیکتر است . شیوه های قرون وسطائی و کنترل افکار عمومی  ، توجه و گرایش فطری و الهی مردم رابه تصوف و صوفیه  سرعت  بخشیده است زیرا مردم اغراض سیاسی وتبلیغات سوء را تشخیص می دهند و از دین حکومتی که به اغراض دنیوی آلوده گردیده خسته شده و در مخالفت با آن ،به همان سوئی متمایل می شوند که از آن نهی شده ومطابق بافطرت انسانی آنها است .

 

بایکوت چرا؟

 

 در دنیای امروز با پیشرفت علم و تکنولوژی و کثرت مراکز اینترنتی و ماهواره ای ودقت و سرعت انتقال اخبار و دسترسی سهل الوصول  مردم به آن، هیچ خبری را نمی توان مخفی و کتمان نمود و باید گفت؛ عملاً اخبار محرمانه وجود ندارد. در چنین شرایطی سیاست اعمال سانسور و بایکوت خبری شیوه ای  جاهلانه ،بیهوده ، عبث و به تعبیری نشانه ی  توهم زدگی و خود فریبی است .

زیرا این عمل برای کنترل و ندانستن مردم انجام می گیرد که در عمل  امری محال و غیر ممکن است . بنابراین مدیران امنیتی در اعمال  سانسور و بایکوت خبری ، خود را فریب داده و خصوصاً حاکمیت و مسئولین را دچار سانسور و ندانستن کرده اند  . دلیل خود فریبی و توهم زدگی نیروهای اطلاعاتی ، نوع نگرش آنهاست .زیرا هر موضوع اجتماعی را با نگاه امنیتی و سیاسی مورد نقد و بررسی قرار می دهند و بدین علت است که حتی در تنظیم بولتن های محرمانه آشکارا جهل و تعصب و دروغ و کذب و اشتباهات فاحش و بعضاً ریا و فریب مردم و مدیران و مسئولان رده بالای نظام دیده می شود . نگاه بدبینانه و امنیتی بر تمامی وقایع اجتماعی هر خبری را سیاسی نموده است و همانگونه که در گزارش شورای امنیت کشور در خصوص واقعه تخریب حسینیه شریعت قم صراحتاً ذکر گردیده اطلاعات مغرضانه و غلط ، دلسوزان نظام را هم به اشتباه انداخته است و با اینکه همگان می دانند که درویشی در سیاست دخالت نمی کند ، عملاً به گونه ای صحنه آرائی نموده اند که تصوف و صوفیه را با گروههای سیاسی اشتباه گرفته و بر اساس این فرض اشتباه ،  اشتباهات بزرگتری را مرتکب شده اند .

 

مجلس و بایکوت :

 

اعمال بایکوت خبری دراویش از سوی مراکز امنیتی ، مخالفت آشکار با قانون اساسی و قوانین جاریه می باشد .این عمل که از سوی ارگانهای اطلاعاتی بر مطبوعات تحمیل می شود به دلیل تضییع حقوق شهروندی دراویش باید محکوم و ملغی گردد و نمایندگان مردم به این موضوع عنایت داشته باشند که بولتن های محرمانه ی  مغرضانه و تأثیرات سوء سانسور ، پرده ای از حقایق و واقعیات را بر فهم و نگرش آنها خواهد انداخت و در یک فضای مسموم و مملو از دروغ و ریا اتخاذ تدابیر منطقی را از آنها صلب خواهد نمود .

پیشگیری و درمان دردهای اجتماعی زمانی ممکن است که مشهود و نمایان باشد .بایکوت و سانسور و ایجاد جو خفقان مشکلات را از دید مسئولین و نمایندگان مردم پنهان می کند و آنها را فریب می دهد و موجب بی توجهی وغفلت نمایندگان از حقوق موکلین شده ، فاصله میان مردم و مسئولین را بیشتر ، و بحرانها را به انفجار تبدیل می کند . وقتی به علت سانسور و بایکوت، نمایندگان مردم ،مسئولیت و وظیفه ی مطبوعات را به عهده می گیرند و تحت عنوان تحقیق و تفحص معضلات اجتماعی را بیان می کنند ، گزارشات آنها منجر به بلوا میشود و  نمایندگان نیز بایکوت شده و تحت فشار نیروهای امنیتی قرار میگیرند. اگر رسانه های داخلی آزادانه میتوانستند به وظایف خود عمل نمایند و در سانسور قرار نداشتند، نیازی به تحقیق و تفحص نبود و  مردم نیز شاهد سیر صعودی در آمار  فساد  دستگاههای دولتی  و شخصیتهای وابسته به آن نبودند .

 

دراویش و بایکوت  :

 

دراویش هیچ نیازی ندارندکه حکایت ظلمهائی که به آنها می رود از زبان مراکزی بازگو شود که اخبار آنها از فیلتر ماموران اداره اطلاعات گذشته باشد.

تک تک دراویش بعلت روابط روحی و پیوندهای قلبی که با یکدیگر دارند مستقلاً اخبار مربوط به برادران خود را می دانند و برای انتشار اخبار نیازی به هیچ مرکز خبری ندارند .آنها با خدا پیمان بسته اند و جز او بندگی احدی را نمی پذیرند . دراویش می دانند که دشمنی با آنها به دلیل زیر بار ظلم نرفتن و اعتقاد به حقایق دین است و پروردگار آنها خالق کائنات و محیط بر ظالم و مظلوم میباشد. هر کسی تیشه ای به عرفان و تصوف که روح و اساس دین و حقیقت است بزند آن ضربه را به خودش و ریشه اش خواهد زد و کلام آخر همان است که بارها گفته ایم     « لکم دینکم ولی دین »   و      « ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین… »

 منبع:سایت مجذوبان نور

 |+| نوشته شده در  87/09/18ساعت 7:43 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 |+| نوشته شده در  87/09/18ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

وبلاگ  (یاران محذوبان نور) نیز فیلتر شد

در ادامه ایجاد فضای سانسور  و خفقان !!!!! دشمنان تصوف حقه سعی می کنند با فیلتر نمودن سایت های خبری دراویش گنابادی مانع اطلاع رسانی  و انتشار اخبار دراویش گنابادی سلطانعلیشاهی شوند ولی صد افسوس و زهی خیال باطل که:

موجیم    که آسودگی ما عدم ماست

و

همانند تمامی کسانی  که با دست بوسی و دریافت وام های آن چنانی و دعوت به سفره های معاویه ای برای رای بیش تر در تلاش هستند !!! دراویش گنابادی :

بدین در نه پی حشمت و جاه آمده اند

 

 |+| نوشته شده در  87/09/18ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

وبلاگ یاران با هدف انتشار اخبار سلسله گنابادی و سخنرانی های

بزرگان سلسله فعالیت خود را آغاز نمود آدرس این وبلاگ :

لطفا به هر نحو ممکن به عزیزان اطلاع د اده  و در صورت امکان

لینک نمایید

 |+| نوشته شده در  87/09/18ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

نگرانی دبیر کل سازمان ملل از نقض حقوق بشر در ایران

بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، در روز دوشنبه (۲۰ اکتبر) از وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد. وی از دولت ایران خواست که اقدام‌هایی در جهت رفع تبعیض از زنان و اقلیت‌ها و نیز توقف احکام اعدام به عمل آورد.

تازه‌ترین گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد برای مجمع عمومی این سازمان درباره‌ی وضعیت حقوق بشر در ایران، تاریخ اول اکتبر ۲۰۰۸ را دارد. خبر مربوط به آن، در روز ۲۰ اکتبر در سایت اینترنتی سازمان ملل متحد منتشر شده است. بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، در این گزارش اظهار نظر کرده است که ایران گامهایی را در جهت بهبود وضعیت آموزش و بهداشت زنان برداشته و در بازبینی قوانین تبعیض‌آمیز پیشرفت نموده است، اما هنوز اصول عدالت و برابری را در مورد زنان رعایت نمی‌کند.

 

بان کی مون به امکان محدود اشتغال در خارج از بخش کشاورزی برای زنان اشاره کرده و نیز به اعمال خشونت گسترده علیه زنان. وی همچنین از حمله‌های فزاینده علیه جنبش حقوق زنان در ایران به عنوان دلیلی برای نگرانی نام برده است.

 

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  اعدام دو هم‌جنسگرا در ایران - اقلیت‌های دینی و جنسی از جمله گروه‌هایی هستند که در ایران تحت فشارنددبیر کل سازمان ملل متحد در گزارش خود همچنین به حقوق اقلیتهای مذهبی ایران پرداخته است. وی در مورد اخبار نگران‌کننده مربوط به تبعیض علیه بهاییان در ایران می‌نویسد، که نمود آن را می‌توان در دستگیری و حبس خودسرانه اعضای جامعه‌ی بهاییان ایران مشاهده کرد و در غصب یا نابودی اموال و املاک آنان و نیز در محروم داشتن‌شان از مشاغل دولتی و انجام تحصیلات عالی.

 

بان کی مون نوشته است: «خبر از افزایش چشم‌گیر اعمال خشونت علیه بهاییان،‌ خانه‌ها، مغازه‌ها، مزارع و مقبره‌های آنان در سراسر ایران می‌رسد.» وی همچنین به گزارشهایی در مورد شکنجه بهاییان و بدرفتاری با آنان اشاره می‌کند.

 

دبیر کل سازمان ملل متحد همچنین به شمار بالای اعدامها در ماههای اخیر در ایران پرداخته و این‌که کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد زنگ خطر را به صدا درآورده است، به‌خصوص که شواهد حاکی از آن‌اند که بیشتر اعدامها، نتیجه‌ی محاکمه‌هایی در دادگاه‌هایی ناعادلانه بوده‌اند.

 

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  با وجود دستور رئیس قوه قضائیه مبنی بر توقف سنگسار، این حکم هم‌چنان در ایران اجرا می‌شود (عکس: تظاهراتی در وین علیه سنگسار در ایران)بان کی مون می‌نویسد که اجرای احکام سنگسار با وجود بخشنامه‌ای که رئیس قوه قضائیه ایران در سال ۲۰۰۲ در مورد توقف آنها صادر کرده، ادامه دارد و نیز هنوز هم حکم اعدام نوجوانان اجرا می‌شود. وی یادآور می‌شود که ایران به عنوان امضاکننده‌ی کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک و پیمان‌نامه‌ی جهانی حقوق مدنی و سیاسی اجازه اعدام افراد زیر ۱۸ سال را ندارد.

 

دبیر کل سازمان ملل متحد از ایران خواسته است که قوانین ملی خود، به‌خصوص قوانین مربوط به اعدام را بازنگری کرده، آنها را همخوان با موازین جهانی حقوق بشر سازد.

 

رادیو دویچه‌وله

 |+| نوشته شده در  87/09/15ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

مجذوبان نور:

: قرار نبود به نام دین ، دنیا به کام مردم تلخ شود

   
14 آذر 1387 ساعت 23:39

دبیرکل حزب مشارکت تصریح کرد:«قرار نبود در نظام جمهوری اسلامی دین خرج سیاست ها و برنامه های غلط مسؤولان شود، قرار نبود به نام دین ظرفیت ها و فرصت های کشور از میان رود و دنیا به کام مردم تلخ شود، بلکه قرار بود با درایت و مدیریت شایسته نشان داده شود که مؤمنان با الهام از آموزه های دینی می توانند علاوه بر تضمین زندگی معنوی و سعادت اخروی که خود انسان ها باید آن را بخواهند و بسازند، دنیای مردم را نیز آباد کنند.»

متن کامل نطق محسن میردامادی، دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در دهمین کنگره این حزب که از صبح امروز آغاز شد، بدین شرح است:

 

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/09/15ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 14-9-87 صبح پنجشنبه ( رعایت امانت و بی غرضی دراختلاف رحمت است)  کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 13-9-87 صبح چهارشنبه ( سلوک فقری-دعا-توکل -خانمها)   کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  10-9-87 صبح یکشنبه(بدبینی-ذکر و فکر -خانمها)   کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  9-9-87 صبح شنبه ( اسم گذاری فرزندان -خانمها )    کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  9-9-87 صبح شنبه (عمر ابن عبدالعزیر-آقایان)     کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 8-9-87 صبح جمعه( دعا-خانمها)     کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 7-9-87 صبح پنجشنبه  ( سخت گیری و تعصب خامی است -آقایان )  کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 6-9-87 صبح چهارشنبه ( ممکن الوجود و زمان ومکان-وسواس -خانمها)   کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 3-9-87 صبح یکشنبه(دعای کمیل-لزوم خواندن قرآن و تدبر در آن- -خانمها)  کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  2-9-87 صبح شنبه ( شرایط عمل به مستحبات-بروز حالات -خانمها )    کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  2-9-87 صبح شنبه (بهره گیری از قوه خیال-آقایان)     کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 1-9-87 صبح جمعه( وضو-خلوص نیت در عبادت -آداب معاشرت-خانمها)    کیفیت بالاتر

 |+| نوشته شده در  87/09/15ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 

اطلاعیه سایت مجذوبان نور:

به اطلاع یاران ایمانی و مدیران عزیز وبلاگ های  دراویش نعمت اللهی سلطانعلیشاهی  می رساند.:

 

   نظر به این که سایت مجذوبان نور  با تغییر آدرس خود فعلا از زندان سانسور و فیلترینگ بیرون آمده است و در دستور کار معاندین تصوف حقه فیلتر نمودن همه ی سایت ها و وبلاگ هایی است که در ان بحثی از تصوف و دراویش نعمت اللهی  مندرج باشد  ضمن تشکر از همه عزیزان که سایت مجذوبان نور  را در زمان فیلتر شدن پشتیبانی خبری دادند  برای جلوگیری از فیلتر شدن وبلاگها و یا تاخیر در انجام این کار فعلا از نام اصلی وبلاگ خود استفاده کنند .

 

www.majzob.org

www.majzob.org

www.majzob.org

www.majzob.org

www.majzob.org

www.majzob.org

www.majzob.org

www.majzob.org

www.majzob.org

www.majzob.org

 |+| نوشته شده در  87/09/15ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

تقدیم به فقرای عزیز

(با تشکر از وبلاگ هو ۱۲۱)

تمثال مبارک شیخ قم جناب اقای شریعت

 |+| نوشته شده در  87/09/05ساعت 6:0 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

آقالو، قربانی سیاست نابخردانه ارشاد شد»

آقالو، قربانی سیاست نابخردانه ارشاد شد» سایت مجذوبان نور :  درویش بودن مرحوم آقا لو جرم مضاعف نانوشته ای برای محرومیتهای او از حقوق انسانیش بود واین موضوع را حراستی های وزارت ارشاد بهتر از دوستانش میدانستند. // وزارت ارشاد چهره‌‌های ملی ما از جمله آقالو را اخراج کرد. بیمه، حقوق و مزایای وی را قطع...
 |+| نوشته شده در  87/09/05ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 

از سلسله سخنرانی های 

           حضرت آقای دکتر نور علی تابنده
                (مجذوبعلیشاه)

                          

 

روحاني و معناي آن، پيامبر ،تفاوت حالات‌هاي سالکين

چاپ ايميل

روحاني و معناي آن،  داستان پيامبر و همسرانش

شريعت و طريقت ، تفاوت حالت‌هاي فقري در سالکين

[1]

 

بسم‌الله الرّحمن الرّحيم. به هر كسي كه عبا و عمامه داشته باشد، روحاني مي‌گويند، اولّين باري كه اين اسم معمول شد، شايد معني آن صحيح بوده، ولي حالا كمي ناصحيح است. روحاني مشتّق از کلمه‌ي روح و در حالت کلي به معناي آرامش‌بخش و روح‌بخش است. استفاده از لغت آرامش براي اين است كه به معناي روحاني آن توجه شود، در اينجا داستاني را مي‌گويم که مستقيماً ربطي به مطلب ندارد، امّا مثل داستان جداگانه‌اي آن را حساب كنيد. پيغمبر(ص) به عايشه و امّ‌سَلمه به عنوان همسر علاقه‌مند بود، امّ‌سلمه در زمان ازدواج ايشان با عايشه، زن مسني بود؛ پيغمبر از طرفي به خديجه (س) هم علاقه‌مند بود. علاقه‌ي حضرت به عايشه، مقداري جبران نبودن خديجه بود، زيرا عايشه دختر جواني بود و بنابر آيه‌ي قرآن تا آخر پاك بود؛ نه اينکه جزو معصومين باشد؛ خير، ولي پاك و محترم بود. از طرفي او در سن جواني مي‌خواست اولاد داشته باشد، امّا نداشت [شايد پيغمبر مي‌خواست جبران اين را كند، يعني خدا چنين خواست براي اينكه هر چه پيغمبر خواست، خدا خواسته است] البتّه عايشه هم اگر آن خطاها را بعد از رحلت پيغمبر نمي‌كرد، بهتر بود. او خيلي خدمت به اسلام كرده بود، ولي قسمت اين بود که پيش آمد؛ پيغمبر به حضرت خديجه خيلي علاقه‌مند بود، اين محبّت هم از نوع علاقه‌اي كه به عايشه داشت و هم از نوع علاقه‌اي بود كه به امّ‌سلمه داشت. عايشه هميشه نسبت به هوويي كه رحلت فرموده بود، يعني حضرت خديجه، حسادت مي‌كرد. در شرح حال ايشان مي‌خوانيد که هرگاه پيغمبر ناچاراً در كار دنيا غرق مي‌شد و گرفتاري‌هاي دنيا او را مشغول مي‌كرد، بلال را صدا مي‌زد؛ بلال هم در آن زمان يك غلام حبشي مسن بود؛ پيغمبر مي‌گفت: «اَرِحني يا بَلال اَرِحني». اَرِحني يعني آرامش بده، بلال هم اذان مي‌گفت و يا شعري مي‌خواند. او خوش آواز هم نبود، زبان او را در شکنجه بريده بودند و نمي‌توانست خوب حرف بزند. مثلاً نمي‌توانست «حَي» بگويد، مي‌گفت: «هي». خلاصه قرائت او درست نبود.

وقتي پيغمبر خيلي محو در عوالمي مي‌شد كه ما حسرت آن را مي‌خوريم و مزه‌ي آن را نچشيده‌ايم، به عايشه مي‌فرمود: «كَلِّميني يا حُمَيرا» يعني با من حرف بزن تا به دنيا برگردم و از اين عوالم روحاني بيرون بيايم.

روحاني يعني كسي كه به ما روح بدهد، در ساير اديان هم معادل‌هاي اين کلمه به همين معناست، امّا در تاريخ اسلام گروهي بيان‌کننده‌ي احكام نماز و روزه و طهارت و غسل‌اند، گروه ديگري به معاني اين مسايل توجّه مي‌كنند، بنابراين دو لغت براي اين دو دسته پيدا شد، يکي متشرعه و ديگري متصوفه است. گروه اول بر شريعت هستند و گروه دوم در مسير تصوف هستند؛ هر دو گروه سؤالات خود را از ائمه مي‌پرسيدند و ايشان هم پاسخ مي‌دادند. حضرت صادق (ع) مي‌فرمود: من آيه‌ي «اِيّاكَ نَعبُدُ وَ اِيّاكَ نَستَعين»[2] را آن‌قدر مي‌گويم و تكرار مي‌كنم كه آن را از زبان گوينده‌ي آن که خداوند است، مي‌شنوم؛ يعني اين گوش را مي‌برم در نزديک همان زباني كه خداوند اين عبارت را به پيغمبر گفت.

در واقع حضرت صادق (ع) معتقدند: عرفان و تصوف يك مرحله‌ي عالي است. اهل شريعت گفتند: نه؛ معلوم مي‌شود شريعت به تنهايي كافي نيست، زيرا هم اين جمله و هم اين عبارت به آن اضافه شده و عبارت اهل عرفان پيدا شد؛ ولي به هر جهت نمي‌شد، در ذهن مردم يكي تلقي شود، لذا يك لغت براي آن پيدا شد. امّا اکثريت قريب به اتفّاق مردم، آنهايي بودند كه به ظاهر چسبيدند. براي اينكه پيغمبر(ص) اگر در مكّه و در آن ايامي كه حكومت نداشت، رئيس حكومت نبود و رحلت مي‌كرد، مسلماً علي (ع) جانشين او مي‌شد، زيرا به هر جهت او جانشين پيغمبر بود؛ ولي وقتي مسلمانان به مدينه آمدند؛ پيغمبر را به عنوان رييس يك حكومت نگاه مي‌كردند، کمتر كسي بود كه بفهمد پيغمبر غير از اين لباس ظاهر، يك لباس معنوي ديگري دارد. در بين صحابه عدّه‌ي خيلي كمي مانند سلمان و ابوذر و عمّار و در رأس آنها علي بودند که توجّه داشتند؛ تقريباً همه‌ي مسلمين دنبال آن افرادي بودند كه حكومت ظاهر را به دست آورده بودند و آنها نيز حكومت خود را حكومت اسلام مي‌گفتند. بنابراين به آنها گفتند: اهل شريعت؛ اهل اسلام و آن کساني كه با اين گروه نبودند، به اسم ديگري خطاب مي‌کردند. الآن هم مي‌بينيد كه در تقسيم‌بندي‌ها مي‌گويند: شيعه و صوفي. در صورتي‌که شيعه همان صوفي است، صوفي همان شيعه است. اگر كسي عارف نباشد، اصولاً شيعه نيست.

در اين مورد مثلي مي‌گويند: «الانسانُ عدوٌ لِما جهـل» اين جمله به فارسي نيز به صورت يک ضرب‌المثل درآمده است که مي‌گويد: «انسان دشمن چيزي است كه نمي‌داند». دشمني در اين مورد نيز به علّت ناداني است، زيرا اگر كسي موضوعي را بداند، بد بودن آن را با استدلال مي‌گويد؛ و بيان مي‌کند كه اگر اين موارد را رفع كنيد، خوب است. ولي كسي كه نمي‌داند، مي‌گويد اصلاً از اين موضوع بدم مي‌آيد.

در اينجا يك مثال از خوراكي‌ها مي‌زنم؛ ما در گناباد غذايي داريم كه به آن غذاي توگي مي‌گويند و از مغز ارزن درست مي‌شود. يکي از کساني که قوم و خويش ما شده بود، بدون اينكه توگي خورده باشد، مي‌گفت: من از اين غذا بدم مي‌آيد، ارزن كه غذاي آدم نيست، ارزن غذاي پرندگان و حيوانات است و اين مسأله از جهل او بود. همين مورد در مسايل معنوي هم هست، وقتي كسي حالتي معنوي ندارد، نبايد بگويد اصلاً نيست. البتّه بعضي از حالات غيرطبيعي که به فردي از فقرا دست مي‌دهد، خيلي اوقات از ضعف است، ولي گاهي كه اين حالات از روي ضعف نباشد، ديگران مي‌گويند: چه شده است؟ چرا اين‌طوري مي‌کند؟ چرا ما نمي‌فهميم و آن فرد اين‌گونه مي‌شود. ممكن است اين کار او از ضعف باشد، ولي به هر جهت حالتي معنوي است، که او نمي‌فهمد. زيد از صحابه‌ي پيغمبر(ص) بود و در يك نمازي که پشت سر پيغمبر بود، به‌اصطلاح مثل آنکه رقصيد و به دور خود چرخيد و افتاد. همه تعجّب كردند گفتند: به روي او آب بزنيم و او را به هوش آوريم، ولي حضرت فرمودند: او را رها كنيد. بعد گفتند: نماز او قضا مي‌شود. فرمودند: الآن، اين نماز اوست. شما نماز مي‌خوانيد كه به خدا نزديك شويد، اگر خدا دست شما را گرفت و بالا برد، به خدا مي‌گوييد: صبر كن؛ صبر كن نماز بخوانم!

در نمازم خم ابروي تو در ياد آمد

حالتي رفت كه محراب به فرياد آمد

البته تفاوت حالت عرفاني در همه وجود دارد، امّا در حالتي که زيد از خود بي‌خود مي‌شود، آن زمان که اين حال به زيد دست داد، او فکر نمي‌کند که مثلاً اي‌واي امروز ظهر چه بخوريم؟ خانم من گفته برو پياز بخر! پياز در بازار نيست، چه كار كنم؟ نه اگر اين‌طور باشد، او دو ضرر كرده است: يكي اينکه نماز او قضا شده و ديگر آنکه خود او هم چيزي نفهميده و وقت خود را تلف كرده است. آن حالت در وقتي است كه اصلاً نفهمد، چيست؟

مثال ديگر در اسلام اينکه اهل شريعت نمازها را به جماعت همه مي‌خواندند؛ خليفه هر كس بود، همه مي‌ايستادند و اقتدا مي‌كردند و اين رسم تا زمان علي (ع) و امام حسن (ع) نيز بود. بعد از مدتي ديگر خيلي از مسلمين اذان صبح بيدار نمي‌شدند و يا دير بيدار مي‌شدند. آنها از اين موضوع ناراحت بودند و سريع به مسجد مي‌آمدند، ولي نماز تمام شده بود؛ يكي از خلفا - به نظرم عمر - بود كه به‌زعم خود خيلي به احكام شريعت مقيد بود، او در نماز صبح سوره‌ي بقره را مي‌خواند، در صورتي که ما سوره‌ي حمد و يك سوره‌ي كوچك مانند سوره‌ي توحيد يا امثال آن را مي‌خوانيم. سوره‌ي بقره تقريباً سه جزء قرآن است. اين مورد براي اين بود که کساني هم اگر به آخر نماز مي‌رسند، بيايند و به او اقتدا كنند و نماز آنها قضا نشود. چون در نماز به او اقتدا مي‌كنند؛ پس نماز آنها مثل همه حساب مي‌شود و قضا نمي‌شود. اين يك گونه است كه نماز قضا نمي‌شود، در مورد زيد هم يك حالت ديگر است، حالا فکر مي‌کنيد که کدام حالت بهتر است؟

منظور اين است كه عده‌ي اكثريت مي‌گفتند اينكه ما داريم، اسلام است و اسلام روحاني است و عقيده داشتند كسي که در اين لباس باشد و اين كار را انجام دهد، روحاني است. اين لغت روحاني از آنجا ايجاد شد. البته اين افراد غالباً حقوق‌دانان دانشمندي هستند، به بسياري از متأخرين از نظر حقوق‌داني بايد خيلي احترام گذارد، امّا وقتي يکي از آنها مي‌خواهد نماز بخواند، كتاب را کنار مي‌گذارد و آن آقا را فراموش مي‌كند و خود مي‌رود و نماز مي‌خواند که عقيل برادر حضرت علي (ع) يک نمونه آن است. در زمان قديم پيرمردهاي قوم مثل حالا حقوق بازنشستگي داشتند؛ در واقع همه‌ي مسلمين بيمه بودند. عقيل نيز عيال‌وار بود و زندگي او سخت اداره مي‌شد. او که نابينا هم بود، به نزد علي (ع) آمد و گفت: كمكي كن. علي فرمود: دست خود را جلو بياور و آهن داغ به دست او داد و او آن را گرفت و سوخت. عقيل گفت: چرا اين كار را كردي؟ علي (ع) فرمود: تو اين آهني را كه يك مقدار داغ شده است، نمي‌تواني تحمل كني، آن گاه مي‌خواهي كه من آتش جهنم را تحمل كنم. عقيل تا آخر عمر خود ايمان داشت، منتها زندگي ظاهري او خوب نبود. او به نزد معاويه رفت و معاويه هم خيلي او را احترام و محبت كرد و گفت: پسر عموي پيغمبر(ص) است و فرد بزرگي است. بعد از مدتي به او گفت: بايد بالاي منبر بروي و علي را لعن كني. عقيل گفت: نمي‌توانم، گفت: نه، بايد بروي. عقيل به بالاي منبر رفت و گفت: مردم، معاويه به من گفته است كه علي را لعن كنم، خدايا معاويه را لعن كن؛ از او پرسيدند: با اين وصف تو چطور از نزد علي به پيش معاويه آمدي؟ آنجا بهتر بود يا اينجا؟ عقيل گفت: سفره‌ي معاويه بهتر از همه‌ي سفره‌هاست و نماز علي از همه‌ي نمازها بهتر است؛ منظور اينکه نماز و اين حالات را روحانيون (آنهايي كه به‌اصطلاح روحاني هستند) نمي‌دانند، ولي در اصل اين موارد است كه به انسان روح مي‌دهد.


 



[1] - صبح شنبه، تاريخ 6/11/1386هـ.ش.

[2] - «تنها تو را مي‌پرستم و تنها از تو ياري مي‌جويم»، سوره فاتحه، آيه 5.

 

 |+| نوشته شده در  87/09/05ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 

بدون شرح

 

 

 |+| نوشته شده در  87/09/05ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
دوستانی که مایل به  خواندن مطالب سایت  مجذوبان نور هستند  میتوانند با کلیک روی نوشته زیر از مطالب این سایت کما بیش استفاده نمایند.با تشکر از برادرم  که همواره عنایت دارند. 

سایت مجذوبان نور

و همچنین از طریق معرفی یک فیلتر شکن قوی

 که هفته قبل یکی از برادران معرفی کردند  میتوان به مطالعه مطالب مندرج در سایت مجذوبان نور دست یافت.

http://surf1.biz/
http://xy.vivaacer.com/

 |+| نوشته شده در  87/09/05ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 
  بالا