|
به نام عشق هو121
|
||
|
گر دنیا و آخرت بیاری کین هر دو بگیر و دوست بگذار ما یوسف خود نمی فروشیم تو سیم سیاه خود نگه دار |
فیلتر شکن قوی
هفته قبل از طرف یکی از برادرانم آدرس فیلتر شکن قوی معرفی شد و مجددا دو آدرس فیلتر شکن دیگر ی هم در کامنت هایم گذاشته بودند که ضمن تشکر و قدر دانی از ایشان منتظر همکاری بیشتر ایشان در این خصوص هستیم.
سیمرغ
http://surf1.biz/
http://xy.vivaacer.com/
«علی رافعی»، عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، در گفتوگو با سرويسانديشه خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در مورد جايگاه عرفان اصيل در اسلام، با اشاره به مطلب فوق گفت: در احاديث داريم كه «الصلاة معراج المؤمن»، «الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنكر»، حال آيا با نمازهايی كه ما به جا میآوريم، به معراج میرويم؟! واضح است كه صرف نماز ظاهری مقصود حضرت حق نبوده است، بلكه اين عمل بايد ما را به نتيجهای برساند و نتيجه نماز عروجی است كه با آن به سوی خداوند داريم و اين نتيجه پاك شدن از زشتیهاست.
اين شاگرد عرفانی علامه جعفری در ادامه افزود: شريعت وسيله است كه ما را به روح و حقيقت يك عمل عبادی میرساند، لذا همه، نماز میخوانند، ولی نماز اميرالمؤمنين(ع) آيا قابل مقايسه با نماز ديگران است؟! آنچه باعث تمايز نماز امام علی(ع) با ديگران میشود، عرفان ايشان است. شناخت واقعی و عشق و محبت به حضرت حق، به اعمال عبادی روح میدهد كه نهايت شناخت و محبت به حضرت حق به امام علی(ع) صدق میكند.
مؤلف «تكاپوگر انديشه» اظهار كرد: تمام اديان الهی و غير الهی عرفانی دارند؛ بودايی ،شينتوئيزم، اسلام، مسيحيت و ... دارای عرفان هستند. در اسلام عرفان دقيقا گرفته شده از قرآن و كلام و سيره رسولالله(ص) و ائمه(ع) است. لذا بدين علت است كه مجموعهها و سلسلههای عرفانی خوشان را منتسب به اميرالمؤمنين(ع) میدانند؛ اعم از اينكه اين فرقهها سنی و يا شيعه باشند، به عنوان مثال «جنيد بغدادی» می گويد كه: «اگر علی(ع) يك سخن به كرامت نگفتی پيران طريقت چگونه راه رفتندی»؛ يعنی جنيد میگويد ما هر چه داريم از اميرالمؤمنين(ع) است.
مدرس دانشگاه اديان در مورد تأثيرپذيری عرفا از قرآن خاطرنشان كرد: اگر به كتب عرفا رجوع كنيم، تأثيرپذيری ايشان از قرآن كاملا مشهود است، چنانكه به عنوان مثال در«منازلالسائرين»، خواجه عبدالله انصاری 100 مقام را مطرح می كند كه در اول هر مقام، حتی اسم مقام را از قرآن گرفته است و با اسم مقام كه از آيه است، شروع به تفسير مقام میكند. در ديگر كتب مانند «احياءالعلوم»، «التعرف لمذهب التصوف» و ... همين رويه رؤيت می
غـزالـــی در تاجیکستان
همايش "همزيستي تمدّنها و گفتگوي جهاني؛ گذشته و امروز "به مناسبت 950 سالگي ابوحامد محمد غزالي با همکاري مشترک رايزني فرهنگي ايران و مرکز تحقيقات استراتژيک رياست جمهوري تاجيکستان در اين کشور برگزار شد. قهرمان سليماني رايزن فرهنگي ايران درباره موضوع "جهان اسلام و چالشهاي دروني" گفت: غزالي در زمرة معدود کساني است که از مدرّسي نظامية بغداد تا خلوت خانقاه توس را انتخاب کرد و در اين فاصلة دراز ميتوان گفت همة نحلههاي فکري روزگار خود را آزمود؛ هم فلسفه ميدانست و هم منطق، هم کلام و هم حديث و فقه که بيشتر در بغداد به فقيه و متکلّم شناخته ميشد. او قدرتمندترين پيوندگر بين مدرسه و خانقاه، دو نهاد تأثيرگذار در جامعة اسلامي بود و تأثير او بدان اندازه بود که در همان زمان حياتش آثارش را در غرب اسلامي نقد ميکردند. رايزن فرهنگي ايران در پايان اظهار داشت : اگر قرار است تفاهمي در درون جهان اسلام صورت گيرد، لازمة اين تفاهم اوج گرفتن نگاه رهبران ديني از فرش و عرش است. پرفسور احمد رحماناف در موضوع "امام محمد غزالي و گفتگوي اديان" گفت: منطق اسلام ديالوگ و گفتگو است. همه ما شاهديم که از اواخر سدة 20 و اوايل سدة 21 مورد توجه افکار عمومي جهان قرار گرفت. يکي از اين راهکارهها پيشنهاد خاتمي رئيس جمهور سابق ايران در زمينة "گفتگوي تمدنها" بود که با استقبال جهاني روبرو شد. امام محمد غزالي در احيا علوم دين بقاي دين و دولت و همزيستي آنها در کنار يکديگر لازم ميداند. غزالي کوشيده است سياست را با اخلاق نزديک سازد. او تمام زمينههاي رشد جامعه را وابسته به وزير ميداند. قهار رسوليان هم درموضوع "زادگاه غزالي در مسير تاريخ" گفت : طوس در گذشته ولايت کوچکي بود و داراي منابع زيرزميني زياد بود. تابران يکي توابع طوس است که آن زادگاه امام محمد غزالي است. طوس دوستارة بسيار درخشان دارد: يکي در عرصة ادب حکيم ابوالقاسم فردوسي و ديگري در عرصة علم يعني امام محمد غزالي است. در بخش دوم همايش، رستم نظراف از دانشگاه تکنيکي تاجيکستان در موضوع "اهميت تعليمات سياسي امام محمد غزالي" گفت: امام غزالي در دورهاي زيسته که چند قرن از ما فاصله دارد، اما تعليمات سياسي او تا اين زمان اهميت جهاني داشته است. وي افزود: اگر ما نتوانيم توليدات خود را پيشکش نماييم، خطر از بين رفتن آنها وجود دارد. دنياي امروزي دنياي مدل است. مدل غربي، مدل شرقي، اروپايي، روسي، ايراني و ... در زمان غزالي هم وضع به همين صورت بود. يعني مدلهاي مختلف وجود داشت. نظراف ادامه داد: خلافت عرب در آن دوران، خلافتي بسيار بزرگ بود. در دورة سلجوقيان، ترکان موفق به ترويج مدلهاي خود شدند. اين تقابل در زمان غزالي وجود داشت، چه در عرصههاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي و ... و چه در زمينة جامعه. غزالي تمام اين مدلها با قرآن و منطق قرآني مطابق نمود و آنها را در چارچوب قرآني تفسير نمود. غرب و شرق امروزه نيز در حال تعامل است. بهترين راه اين تعامل هم گفتگو است. در روند جهانيشوي اگر سياستمداران ما از اين نوع تعليمات مايه ميگرفتند بسيار خوب ميشد. نباتاف زينالدين ازدانشگاه اسلامي تاجيکستان در موضوع "تقابل غزالي و فلاسفه" گفت: علم فقه و به ويژه در اصول فقه غزالي عالمي بسيار برجسته است. حتي او براي دانشمندان زمان خود بسياري از معماهاي ديني را تفسير و توضيح داده است. علم فقه را براي آنها روشنتر کرد. غزالي کسي است که مسئلههاي تفرقهانگيز را کنار ميگذارد و سعي دارد پيوندي و اتحادي بين فرق مختلف ديني بوجود آورد. همه ميدانيم که فارابي و ابن سينا در فلسفه از عقايد فلاسفة يوناني بسيار استفاده کردهاند. اما غزالي چيزي که بيشتر بدان پرداخت فلسفهاي بود مبتني بر دين اسلام و رسيدن به حقيقت از طريق منطق اسلامي.رحيماف هم درموضوع "مقام انسان درآثار غزالي" طي سخناني گفت: درتعليمات اسلامي، خداشناسي از خودشناسي آغاز ميشود. در آثار غزالي نيز همين موضوع محور اساسي است. خانم ملکه عطايوا دانشيار دانشگاه دولتي باباجان غفوراف در باب موضوع "سهم محققان تاجيک در تحقيق آثار غزالي" طي سخناني گفت: محققان تاجيک از جمله عبدالواحد شمالاف است که بيش از 300 مقاله در زمينة آثار گذشتگان نوشته است که بيشتر آنها در زمينه غزالي و فلسفة اوست. ترجمه قرآن به زبان لهستاني نشست "يکصدو پنجاهمين سالگرد ترجمه قرآن به زبان لهستاني" در سالن يک نمايشگاه قرآن با حضور استاد عليرضا دولتشاهي، دکتر محسن جعفري مذهب و وابسته فرهنگي و مطبوعاتي کشور لهستان برگزار شد. استاد عليرضا دولتشاهي مترجم و لهستان شناس کتابخانه و موزه ملي ملک ، قرآن را کتابي براي موحدان دانست و از ويژگيهاي خاص ترجمه اين کتاب آسماني به زبان لهستاني سخن گفت. وي با بيان اين خبر که قرار است نشستي در آذر ماه امسال با عنوان "قياس ترجمه قرآن به زبان لهستاني با ترجمه قرآن به زبان فارسي" برگزار شود عنوان کرد: آنچه در اين نشست به عنوان محور بحث طرح ميشود اين است که لهستانيها اسلام را بهعنوان يک قوميت مطرح ميکنند. وي به پيوند فرهنگي ميان کشور ايران و لهستان اشاره کرد و گفت: اکثر مسلمانان لهستاني داراي مذهب حنفي هستند و حتي مسلمانان آنان ، مراسم عاشورا را در کشورشان برگزار ميکنند. وي همچنين به بقاياي سنت تصوف خراساني در لهستان اشاره کرد و از وجود سکههاي دوره ساماني در لهستان خبر داد. استاد عليرضا دولتشاهي در اولين ديدارش از شانزدهمين نمايشگاه بين المللي قرآن کريم ، خواستار فعاليتهاي قرآني براي ايرانيان داخل کشور و آشنايي آنان با مسلمانان خارج از جهان اسلام شد تا با اين حرکت به گسترش قلمرو فرهنگي اسلام کمک بيشتري شود . وي اشاره کرد: در چند سال اخير در غرب چهرهاي القاعده اي از اسلام نشان داده شده است، اما ميتوانيم با فعاليتهاي فرهنگي، حقيقت ذاتي قرآن را به جهانيان بشناسانيم.
حضور محترم حضرت آیت الله حسینعلی نوری همدانی مرجع محترم تقلید گروهی از شیعیان
با عرض سلام و ارادت
ابتدا باستحضار آن عالیجناب میرساند که اینجانب مدتیست که افتخار تقلید از آن مرجع محترم را در احکام شرع مطهر اسلام دارم.
متاسفانه اخیرا دچار تردیدهائی شده ام که امید دارم حضرتعالی با رهنمودهای عالمانه مرتفع فرمائید. اینجانب طلبهاي هستم که با ایقان به اینکه مرجعیت شیعه بايد امری الهی بوده باشد و بايد حكم الله را ترويج دهد با صدق نیت فتاوی و نظرات حضرت عالی را دنبال نموده و هماره به نیت قربت الی الله در اجرای آنها کوشیدهام. سپس در مطالبی دچار شبهه شدم و با مطالعه نظرات حضرت عالی نسبت به مولوي که بگفته حضرتعالی صوفی قهاری بوده و دشمن اهل بيت است تحقیقاتی کردم. ديدم خود جنابعالي هم از اشعار او در وعظ و خطابه هاي خود استفاده ميفرماييد. پس از خواندن مثنوی و مطالعه نظر مراجع و مخصوصا نظر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مقام معظم رهبری که مثنوی را اصول اصول اصول دین خوانده بودند و مرحوم استاد مطهری نیز تائید نموده بودند شبهاتم بيشتر شد. از آنجا که جنابعالی در مورد تقریبا تمامی مسائل فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و حتی در عرصه بانکداری و سیاست خارجی اظهار نظرهای دینی ایراد میفرمائید سوالاتی برایم پیش آمد:
1) چطور ممکن است علمائی در حد جنابعالی نظری فقهی کاملا مخالف با نظرات بزرگانی همچون حضرت آیت الله خامنه ای و یا مرحوم مطهری داشته باشید و هر دو حکم الله باشند؟ تشخیص حكم صحیح چگونه باید انجام شود؟
بطور مثال اخیرا جنابعالی فتواپی در مورد حرمت جرائم تاخیر بازپرداخت وام بانکها صادر نمودید. منابع بانکهاي دولتی متعلق به بیت المال است آیا این فتوا در تعارض با منافع بیت المال و امت اسلام و بنفع عده ای خاص، مثلا کسانیکه استفتاء کردند و شاید وامهای سنگین از بانکها گرفته باشند و میل به بازپرداخت ندارند، نمی باشد؟
2) در یکی از آخرین مصاحبه های جنابعالی در روزنامه دنیای اقتصاد خواندم که حضرتعالی در مورد ربا اظهار نظر فرموده بودید و حدیثی را که مربوط به ریا بود به ربا نسبت دادهاید. اگر در فتاوی ديگر حضرتعالي نیز چنین خلطی شده باشد تکلیف من و امثال من که از جنابعالی تقليد کردیم چیست؟ آيا ما بهشتي خواهيم شد يا جهنمي؟
از آنجا که جایگاه مرجعیت بر اساس حفظ کردن احادیث و روایات، دخالت در اموری فرعيه شرعيه است و این کیفیت بر اساس حفظ احادیث و روايات است، اگر احیانا مرجعي دچار فراموشی شود و اشتباهی مانند مورد اخيرالذكر بروز نمايد که ناش از ضعف و کسالت و کهولت سن باشد که طبیعی نیز هست، تكليف مقلد چیست؟
در خاتمه ضمن آرزوی سلامتی و طول عمر برای حضرتعالی خواهشمندم موارد فوق را پاسخ بفرمائید.
و من الله التوفيق
معرفی فیلتر شکن قوی
نظر به اينكه كميته فيلترينگ به دستور غيرقانوني وزارت اطلاعات اقدام به فيلتر نمودن سايتهاي دراويش نموده بدينوسيله نرم افزار فريگيت را ارسال مينمايد تا توسط آن به راحتي بتوان از فيلترينگ عبور كرد
برای عزیزانی که مایلند به سایت فیلتر شده مجذوبان نور دسترسی پیدا کنند یک فیلتر شکن بسیار قوی معرفی می شود.
http://beshkan2.tbd.ir/indexx.htm
با رفتن به این سایت و نوشتن صفحه اصلی مجذوبان نور (http://majzob.net/fa) در قسمت سوم آن را مشاهده کنید.
و یـــــــا
همچنین عزیزان ایمانی میتوانند پس از ورود به سایت با عضویت در سایت مجذوبان نور آخرین اخبار سلسله را از طریق ایمیل دریافت نمایند.
2 –همچنین سایت مجذوبان نور اعلام کرد به زودی آدرس سایت راتغییر داده وآدرس جدیدرا به اطلاع خواهد رساند اما تا آن زمان آخرین خبرهارا می توان از طریق وبلاگ نور مجذوبان دریافت نمایید .http://nooremajzooban.blogfa.com
گروه انديشه: مرحوم فيض كاشانی عارف وحدت وجودی بود، ولی متصوف جاهل نبود و آنجايی كه انتقاد از متصوفه كرده، منظورش متصوفه جاهل بوده است كه حتی خود صوفيان هم از آنها انتقاد كردهاند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، «محسن جهانگيری»، استاد دانشگاه تهران، در كنگره بينالمللی «بزرگداشت ملامحسن فيض كاشانی»، ضمن بيان مطلب فوق گفت: موضوع صحبت من اين است كه فيض كاشانی پيرو محيیالدين ابن عربی است. من معتقدم كه مرحوم فيض يك عارف وحدت وجودی و پيرو ابنعربی و البته شارح شيعی ابنعربی است.
|
كنگره بينالمللی بزرگداشت ملامحسن فيض كاشانی و دو کلام از .....!!!
|
|
مجذوبان نور : ملا محسن فیض کاشانی پس ازان تکفیرها ی فقیهان و گذشت سالها از وفاتش ، اقبال و شانس !! به او رو نمود که از او یاد شود !! و ای کاش رو نمی نمود !!
چهارشنبه 15 آبان 1387 كنگره بينالمللی بزرگداشت ملامحسن فيض كاشانی
گروه انديشه: ملامحسن فيض كاشانی پس از سير در علوم مختلف به قرآن و عترت رسيد و آنچنان كه خود میگويد، نجات يافت؛ اين آخرين مرحلهای است كه فيض به آن نائل شد و اگر اين محور را حفظ كنيم و دچار افراط و تفريط نشويم، بهترين جا، همينجاست. |
|
آخرین خبرها از وضعیت مرتضی سپندار ....؟؟؟ |
|
|
خبرنگار سایت مجذوبان نور از کرج در گزارش امروز خود می نویسد : صبح امروزشنبه11آبان ماه 1387 ،جلسه بازپرسی اخذ آخرین دفاع مرتضی سپندار از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به اتهام توهین به رهبری در شعبه 4 بازپرسی دادسرای انقلاب |
معاندین تصوف در شهر اصفهان به دنبال اهداف شوم خود در صددند
حسینیه دراویش این شهر را همانند حسینه شهر قم و بروجرد کنند.
عکس از متن پخش شده را در زیر مشاهده کنید:
چون سایز عکس بزرگ است ابتدا عکس را دانلود و بعد مطالعه کنید

|
سناریو نویســان تخــریب و دور تازه تحرکـات علیــه دراویـش سلسـله نعمـت اللهــی گنـابـادی در اصــفـــهـــان
|
|
خبرنگار سایت مجذوبان نور گزارش داد : روز جمعه 10 آبان ماه 1387 ،در نماز جمعه اصفهان عده ای با پخش اعلامیه علیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی خواستارتخریب مقبره جناب آقای اسدالله ایزد گشسب (درویش ناصرعلی )در تخت فولاد اصفهان به روش تخریب حسینیه شریعت قم در بهمن ماه 1384 شدند . در این گزارش آمده است در یکی از روزنامه های محلی اصفهان باتحریک و تشویق امت حزب الله !!به حمله و هجوم به دراویش گنابادی، مقاله ای درج و منتشر گردیده که این مقاله به صورت اعلامیه در سطح وسیعی از جمله در نماز جمعه ،توزیع و پخش شده است . خبرنگار سایت مجذوبان نور در مصاحبه با اقای کریمی از دراویش گنابادی اصفهان ، با طرح این سئوال که آیا مطرح نمودن تخریب مقبره ، زمینه وسابقه ای از قبل داشته و دراویش اصفهان چه اقداماتی را انجام خواهند داد ؟ پاسخ داد : در پاییز سال 1379 عده ای از مخالفین تصوف در ارگان های اجرایی و امنیتی تحت عنوان حزب الله قصد داشتند که مقبره آقای درویش ناصر علی در تخت فولاد اصفهان را تخریب نمایند که با اجتماع دراویش در مقبره ،از این عمل ممانعت به عمل آمد . اما در ادامه برخوردها، حسینیه دراویش گنابادی اصفهان پلمپ و شیخ بزرگوار سلسله جناب آقای مهندس جذبی (ثابتعلی )را مجبور به خروج از موطن خود نمودند . دراویش در مقابله با این برخوردهای غیر قانونی و ظیفه خود می دانند که به صورت فردی و جمعی با نوشتن نامه و شکایت به مقامات عالی رتبه کشور آنان را در جریان امور گذاشته و اقدامات جماعتی که به صورت سیار،هر روز در گوشه ای از کشوربرخلاف قانون و شرع ، مو جبات ستم و تعدی به حقوق دراویش را فراهم می نمایند به گوش مسئولین برسانند |
حسینیه ها ناموس شیعه
عبدالناصر مهيمني
سخن سر دبير
آنچنان که از خبر درج شده در همين صفحه برداشت مي شود، مسوولان سياسي، انتظامي و امنيتي در قم ظاهرا تنها به قاضي رفته اند و راضي بازگشته اند.
تخريب يک حسينيه يا خانقاه که به قول خود مسوولان، متعلق به فرقه اي از صوفيان شيعه ايراني است و هزاران عضو و هوادار و طرفدار در نقاط مختلف کشور دارد، با اين شدت و حدت و سرعت، قطعا پيامدهايي ناگوار دارد که به قول آن عضو قديمي و برجسته شوراي نگهبان <هرکس خربزه خورده بايد پاي لرزش هم بنشيند.>
کاش در دوران وفور شعار <مهرورزي و عدالت گستري> حداقل يک يا چند نماينده از آن همه دراويش مظلوم (و نه معصوم) که قطعا اهل قرآن و دعا و نماز و روزه و طهارت و اخلاق بوده اند، و بسياري شان صاحب علم و داراي شئون فرهنگي و اجتماعي بوده اند و حتما اهل و عيال شان محجبه و مومنه بوده اند، و با هر معياري از محبان خاندان رسول گرامي اسلام(ص) محسوب مي شوند، نيز در اين فضاي پرالتهاب و زمانه ي پرمخاطره، حضور داشتند و اندکي فرصت اظهار نظر و دفاع مي يافتند و نيز مسوولان سياسي و امنيتي و حکومتي اين چنين بي محابا همه هواداران و اعضاي آن گروه يا فرقه را به يک چوب نمي راندند.
در اين روزگار و در شريعتي که صدام بي رحم و قاتل صدها انسان بيگناه، در برابر چشم عالميان و با آگاهي و تاييد ضمني همه ي علما و مراجع اسلامي، فرصت دفاع و اظهار نظر يافته و به رغم آن که کشور عراق بسيار آشوب زده و خون آلود است، دادگاه محاکمه صدام حسين ديکتاتور و حاکم سابق عراق، و همدستانش، با همه ضعف ها و نارسايي هايش، فصلي عظيم از صبوري و تحمل و عدالت را به نمايش گذاشته، و حاوي عبرت ها و درسهايي براي مردم، احزاب و حاکمان جمهوري اسلامي و بلکه جهانيان است که اگر کارگزاران و متوليان در هنگامه قدرت و اقتدار، انصاف را پاس دارند و نگهبان دين سهله و سمحه باشند، انسان و مسلمانند و الا لا.
برابر آموزه هاي ديني و فرهنگي ما، مومنان بايد با همديگر رحيم و مهربان باشند و با کفار حربي شديد و غليظ برخورد کنند.
ويران کردن يک شبه يک حسينيه يا خانقاه و هموار کردن زمين آن و تبديل آن به پارکينگ، اعم از اينکه آن ملک از اساس خصوصي يا عمومي و يا به نوعي وقف باشد، به راستي مصداق کدام دستور قرآني، کدام شريعت و کدام قانون است؟
راستي اگر اينگونه عمل کنيم که کرده ايم و به بهانه ماده صد قانون شهرداري ها، حسينيه و خانقاه را با خاک يکسان کنيم، چه کسي شعارهاي عدالت خواهانه ما را باور مي کند؟
راستي اگر بخواهيم دقيقا و واقعا عادلانه و غيرسياسي به قانون ماده صد شهرداري ها عمل کنيم، کدام ساختمان ها، حتي در شهر قم، برجاي خواهند ماند؟ آيا حتي ساختمان شهرداري يا سازمانهاي مشابه برجاي مي مانند؟
راستي اگر اينگونه حسينيه ها را خراب کنيم چگونه مي توانيم جلو مغرضان و جاهلاني را بگيريم که مسجدها و گنبد امامان را منفجر مي کنند، و با نقاشي هاي بي مقدار، بيهوده تلاش مي کنند بر چهره آفتاب هميشه تابان بشريت و رحمه للعالمين، رسول گرامي اسلام (ص)، خاک بپاشند؟
خداوند داناي حکيم، مردمان را از فرهنگ ها، باورها، رنگها، قبايل، طوايف و زبانهاي مختلف آفريده تا يکديگر را بشناسند و مراوده و دادوستد مادي و معنوي داشته باشند. هيچ کس از ديگري انسان تر و کريم تر و شريف تر و مومن تر نيست، مگر آنکه خداترس تر و پرهيزکارتر باشد.
شريعت والاي رسول خدا(ص) و اهل بيت او(ع) بر پايه تحمل آرا و و نظرات متفاوت بنا شده و در مذاهب اسلامي به ويژه در مکتب اهل بيت، تکثر و تفاوت آرا» دين باوران و خداخواهان به خوبي پذيرفته شده و وجود دهها مرجع تقليد به طور همزمان در يک کشور و حتي در يک شهر! از نشانه هاي بارز چنين اعتقادي است. همچنان که وجود و حضور هر روزه دهها هزار مسافر و زاير يا عزادار، با فرهنگ هاي مختلف از اقصا نقاط کشور و حتي خارج از کشور در قم، امري عادي و هميشگي است که مي تواند نشانه امنيت و موجب اعتبار حکومت باشد و نبايد چندان تهديد و خطر محسوب شود.
آنانکه به انهدام کامل يک حسينيه يا خانقاه در چشم برهم زدني حکم دادند، و آگاهانه عامل اين کار شدند، آيا مگر نمي دانند که در گوشه و کنار اين کشور دهها و اگر نگوييم صدها فرقه صوفيه (نعمت اللهي، ولي اللهي، خاکساريه، نقشبنديه و ....) و انواع دراويش از صدها سال قبل وجود داشته و دارند که به مذاهب مختلف اسلامي تعلق دارند و نمي توان و نبايد حسينيه و خانقاه و معبد آنان را ويران کرد؟
هرگونه ويراني، حتي محدود و مقطعي، همانند دميدن بر آتش زير خاکستر و ريختن آب به آسياب دشمنان قدار دين اسلام خواهد بود. ضمنا نبايد فراموش کرد که همين حکومت و جمهوري اسلامي امروز ايران، وارث صوفيان و دراويش 400 سال قبل است که در هر حال از پيروان دين اسلام و مذهب اهل بيت محمد(ص) بوده اند.
اگر زمامداران مدعي، عاقل و فهميده باشند، آيا نبايد در رفتار با درويشان يا مدعيان صوفي گري حداقل داستان قرآني <موسي و شبان> را همواره به ياد داشته باشند و آن را ملاک عمل خويش قرار دهند؟
علاوه بر اين ها دراويش و صوفيان در همه عالم وجود دارند. در جمهوري ترکيه که کشوري لاييک (معتقد به اداره حکومت توسط غير روحانيان) است و جامعه را مثلا بر پايه ديدگاههاي برخاسته از سکولاريسم (اعتقاد به جدايي دين از حکومت) اداره مي کند، دهها سال است که دراويش را نه تنها به حال خود رها کرده اند و مزاحمتي براي آنان ندارد، بلکه بيشترين بهره برداري فرهنگي و اقتصادي و گردشگري را نيز از عقايد و آداب اين فرقه ها و هواداران شان به نفع جامعه و ملت خود کرده و مي کنند.
سالهاست که در ايام و روزهاي به خصوصي (و بلکه در بسياري روزهاي ديگر سال) دهها و صدها هزار گردشگر از نقاط مختلف دنيا به ترکيه و به شهر قونيه، محل دفن مولانا جلال الدين رومي (مولوي) و ديگر شهرهاي آن ديار سفر مي کنند و هر يک صدها و بلکه هزاران دلار صرف مي کنند تا در تالارها و مکان هايي عظيم، پيشرفته و باشکوه، از نزديک و با زمان هاي طولاني، در چندين روز سماع (رقص عرفاني) درويشان را نظاره کنند و ساعاتي را به تفکر صرف کنند و آرامش يابند.
اين گونه بهره برداري فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي از باورها و آداب درويشان، در دوران دولت هاي مختلف ترکيه اعم از چپ گرا و راستگرا و يا اسلام گرا (مانند حکومت فعلي) وجود داشته و دارد و کاري عاقلانه است و دولت و ملت ترکيه به اين نماد ديني و فرهنگي شان همواره افتخار مي کنند.
http://www.iranpress.ir/egolestan/Template1/Article.aspx?AID=54
از سلسله سخنرانی های جناب دکتر نور علی تابنده (مجذوبعلیشاه)
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 11-8-87 صبح شنبه ( دشمني با تصوف و اسلام با تفرقه افكندن -خانمها )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 8-8-87 صبح چهارشنبه (بیماری و در مان -خانمها )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 3-8-87 صبح جمعه( حق و وظیفه پدر و مادر وفرزند-بیداری سحر-خانمها )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 1-8-87 صبح چهارشنبه (مسخ-برزخ-پنهان داشتن دارایی و سفر -خانمها )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 28-7-87 صبح یکشنبه ( عرفان اسلامی-خانمها)**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 27-7-87 صبح شنبه ( شعر و شاعری و عرفان -خانمها )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 27-7-87 صبح شنبه (شعر و شاعری و عرفان -آقایان)**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 26-7-87 صبح جمعه(شفا-خانمها )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 25-7-87 صبح پنجشنبه ( نص در سلاسل فقری- -آقایان )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 21-7-87 صبح یکشنبه ( دکتر نور بخش-به یاد خدا مشغول بودن -خانمها )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 20-7-87 صبح شنبه (خلوص نیت -خانمها )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 20-7-87 صبح شنبه (اصول ادیان-خلقت انسان -آقایان)**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 18-7-87 صبح پنجشنبه ( جمع بین توکل رضا و تلاش و فعالیت -آقایان )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 17-7-87 صبح چهارشنبه ( سحر وجادو -چشم زدن-خانمها)**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 14-7-87 صبح یکشنبه ( مرگ -شیطان-خانمها)**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 13-7-87 صبح شنبه (حال و مقام -خانمها )**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 13-7-87 صبح شنبه (اصول ادیان-عبادت وعبودیت-نماز جماعت -آقایان)**
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 11-7-87 صبح پنجشنبه ( عشق از اول سرکش و خوني بود -آقایان )**
سایت مجذوبان نور : یکی از مخاطبین مجذوبان به نام آ قای سیاوش حمیدی ،بعد از صدور حکم آقای امیر علی محمدی لباف ، در خصوص نماز جماعت و امامت آن توسط شخصی غیر روحانی ،قداست لباس روحانیت و محل اقامه نماز ، از مراجع مختلف استفتاء و برای سایت مجذوبان نور ارسال نموده است که متن این استفتاعات به تدریج جهت تنویر افکار عمومی منتشر خواهد شد
در پی فيلتــرينگ سايـت " مجـذوبـان نـور"برای چندمین بـــــــار وبلاگ "به نام عشق" نام خود را به مجذوبان نور تغییر میدهد ....!!!!
وبلاگ "به نام عشق" بر خود لازم مي دانند به منظور ايجاد پل
ارتباطي با هم وطنان و عزيزاني كه پي گير وقايع و برخورد هاي غير قانوني
با دراويش گنابادي هستند ،ضمن درج مطالب سايت مجذوبان نور نام وبلاگ
خود را تغيير داده و از عنوان مجذوبان نور براي وبلاگ خود استفاده
نمايند . تا هم دسترسي به مطالب ميسر شود و هم اعتراضي باشد بر اقدامات
افراد خود سر و لجام گسيخته اي كه فكر مي كنند با فيلتر نمودن و بايكوت
خبري دراويش گنابادي مي توانند بر ظلم هايي كه نسبت به فقراي نعمت اللهي
وارد ميشود سر پوش گذاشته و به اعمال خلاف شرع و قانون خود ادامه دهند
در همين راستا وبلاگ بایاران (فیلتر شده) و عرفان 121و یاران مجذوبان
نور با ادرس قبلي ولي با عنوان مجذوبان نور فعاليت خود را ادامه خواهد
داد.
هو۱۲۱
تصمیم گرفتم که برای آشنایی بیشتر با تصوف و شناخت صحیح از صوفی مقاله زیر را در وبلاگ قرار دهم تا افرادی که اطلاعات کمی در این مورد دارند فریب اکاذیب متحجرین مسلمان نما را نخورند و به شناخت صحیح از این دو مبحث برسند انشا الله که مورد قبول حضرت حق باشد.
(برگرفته شده از مقاله دکتر جواد نوربخش )
1 . راه صوفی
هر یك از ارباب ملل و نحل به راهی گام می نهند و می روند تا چیزی شوند یا چیزی بیابند یا به جایی رسند . صوفی راهی را می رود تا نباشد و خود را گم كند و در دوست فنا شود . خوجه عبد الله انصاری فرماید : « الهی نیستی ، همه را مصیبت است و مرا غنیمت . »
پس آنكه در طریق عشق قدم می گذارد كه به مقام هایی نائل آید اولین گام را كج نهاده است . مولوی حكایتی زیبا دارد كه می فرماید :
« عاشقی در خانه معشوق را بزد . معشوق پرسید كیستی ؟ گفت منم عاشق تو . معشوق گفت برو كه عاشق نه ای . سالی چند بگذشت دیگر باره عاشق آمد و در خانه معشوق بكوفت و معشوق گفت : كه ای ؟
عاشق گفت : تویی . معشوق جواب داد : اكنون در آی كه درست آمده ای .
پس صوفی می رود كه نباشد
2 . سفر صوفی
عوام در پی دنیا از این سوی به آن سوی سفر كنند ، زاهد به طمع بهشت از دنیا به آخرت رخت كشاند ، صوفی ترك سفر كند و در طلب حق از خود مهاجرت گزیند .
من ترك سفر كردم با یار شدم ساكن یا رب چه سعادت ها كز این سفرم آمد
عارف در خود سفر سفر می كند و صوفی از خود .
عارف می گوید خود را بشناس تا خدا را بشناسی . صوفی می گوید خود را مبین كه رستی .
خلق در عالم هستی سفر دارند و صوفی در عالم نیستی . این است كه در دنیای مادی همه در فرارند و بی قرار ، در حالی كه صوفی آرامش دارد و قرار .
پس صوفی از خود به حق سفر می كند
3 . كار صوفی
صوفی نیروی خود را در راه معشوق صرف می كند زیرا می داند اگر نیروی خود را نه در طریق حق بكار اندازد بی شك در راه باطل هدر خواهد رفت .
بنابراین كار صوفی در جهت سازندگی و كارهای مفید اجتماعی است و بدینوسیله بر عطای حق ارج می نهد و ناسپاسی نمی كند .
صوفی هر كاری را كه در اجتماع عهده دار باشد در كمال صداقت و بهتر و بیشتر از دیگران انجام می دهد ، زیرا در كارش رضایت حق را در نظر دارد نه منافع فردی را . بهمین دلیل بیشتر مشایخ طریق در زمان خود عهده دار كاری بوده اند .
صوفی معتقد است كسی كه از دسترنج دیگران زندگی می كند نمی تواند حق پرست باشد ، زیرا رسول خدا ( ص ) فرموده است :
" لا دین لمن لا معاش له – هر كه معاش ندارد دین ندارد "
پس انسان بیكاره صوفی نیست
. فواد کرمانی
در مشرب ما حقیقت ذکر٬ علیست
آن نقطه فرد و نکته بکر٬ علیست
فکری که به از عبادت صد سنه است
آن جوهر فکر و حاصل فکر٬ علیست
آقا ملا فتح الله قدسی کرمانی متخلص به فواد از ارادتمندان و سر سپردگان جناب سلطانعلیشاه شهید بود.
وی در کتاب خود به نام شمع جمع آورده است آرامگاهش در سه کیلومتری شهر کرمان در دامنه کوه سید حسین واقع است اثر مشهور او شمع جمع نام دارد که در آن مصائب اهل بیت عصمت و طهارت را بگونه ای عاشقانه و عارفانه بنظم کشیده است .
این شعر از اوست:
زندهي جاويد كيست كشتهي شمشير دوست
كه آب حيات قلوب ، در دم شمشير اوست
گر بشكافي هنوز ، خاك شهيدان عشق
آيد از آن كشتگان زمزمهي، دوست دوست
آن كه هلاكش نمود ساعد سيمين يار
باز به آن ساعدش كشته شدن آرزوست
بندهي يزدان شناس موت وحياتش يكيست
زآنكه به نور خداش ، پرورش طبع وخوست
غير خدا باطل است در نظر اهل حق
دعوي انّي انا كاشف توحيد هوست
آن شجري را كه حق بهر ثمر پروريد
بانگ اناالحق زند ،تا ابد از مغز وپوست
دل چو زخود غافل است عارف بالله نيست
بر لب جو سال ها، تشنه لب و آب جوست
گوش دل مؤمن است ، سامع صوت خدا
گرچه زآواز خلق ، ملك پر از هاي وهوست
هركه زكوي مجاز پا به حقيقت نهاد
برسرش از روزگار مخمصهي تو به توست
عاشق وارسته رابا سر وسامان چه كار
قصهي ناموس وعشق صحبت سنگ وسبوست
عاشق ديدار دوست ،اوست كه همچون حسين(ع)
زردي رخسار او سرخ زخون گلوست
هركه چو او پا نهاد بر سر ميدان عشق
بي سرو سامان سرش ،در خم چوگان، چو گوست
دوست به شمشير اگر پاره كند پيكرش
منت شمشير دوست ، بر بدنش مو به موست
گر به اسيري برند عترت او دشمنان
هر چه زدشمن براو ، دوست پسندد نكوست
تا بتواني فواد در غم او گريه كن
برتو از آبِ رو ، نزد خدا آبروست
|
|