تبليغاتX
به نام عشق هو121
 
به نام عشق هو121
 
 
گر دنیا و آخرت بیاری کین هر دو بگیر و دوست بگذار ما یوسف خود نمی فروشیم تو سیم سیاه خود نگه دار
 

 بازداشت و دستگیری جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)

بازداشت و دستگیری جناب آقای  فرهان پور(کرمعلی)  

 

   

به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)-ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی- توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند .

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  و زیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است

 |+| نوشته شده در  87/07/15ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 بازداشت و دستگیری جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)

بازداشت و دستگیری جناب آقای  فرهان پور(کرمعلی)  

 

   

به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)-ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی- توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند .

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  و زیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است

 |+| نوشته شده در  87/07/15ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 بازداشت و دستگیری جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)

بازداشت و دستگیری جناب آقای  فرهان پور(کرمعلی)  

 

   

به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)-ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی- توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند .

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  و زیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است

 |+| نوشته شده در  87/07/15ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 بازداشت و دستگیری جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)

بازداشت و دستگیری جناب آقای  فرهان پور(کرمعلی)  

 

   

به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)-ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی- توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند .

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  و زیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است

 |+| نوشته شده در  87/07/15ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 بازداشت و دستگیری جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)

بازداشت و دستگیری جناب آقای  فرهان پور(کرمعلی)  

 

   

به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)-ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی- توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند .

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  و زیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است

 |+| نوشته شده در  87/07/15ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 بازداشت و دستگیری جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)

بازداشت و دستگیری جناب آقای  فرهان پور(کرمعلی)  

 

   

به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)-ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی- توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند .

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  و زیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است

 |+| نوشته شده در  87/07/15ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 بازداشت و دستگیری جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)

بازداشت و دستگیری جناب آقای  فرهان پور(کرمعلی)  

 

   

به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)-ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی- توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند .

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  و زیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است

 |+| نوشته شده در  87/07/15ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 بازداشت و دستگیری جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)

بازداشت و دستگیری جناب آقای  فرهان پور(کرمعلی)  

 

   

به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)-ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی- توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند .

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  و زیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است

 |+| نوشته شده در  87/07/15ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 بازداشت و دستگیری جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)

بازداشت و دستگیری جناب آقای  فرهان پور(کرمعلی)  

 

   

به گزارش خبرنگار سایت مجدوبان نور، ساعت 4 بعد از ظهریکشنبه  14مهر ماه 1387 جناب آقای فرهان پور(کرمعلی)-ازمشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی- توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند .

آقای فرهان پور پس ازآنکه نزدیک به 3ساعت ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات به دلیل مسافرت در کشور خود مورد بازجویی قرار گرفت ،آزاد شده و این شهر را ترک نمودند.

صبح امروزنیز آقای زابلی که مجالس درویشی شبهای دوشنبه در منزل ایشان منعقد میگردد وضمنا میزبان آقای فرهان پوربودند دستگیر و تا زمان ارسال خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.  

در ادامه گزارش آمده است ،جلوگیری از مسافرت بزرگان و مشایخ سلسله گنابادی که سالهاست توسط نیروهای امنیتی اعمال می گردد و این بزرگان عرفان و تصوف بدون حکم محاکم قضایی به حبس خانگی محکوم گردیده اند ،نقض آشکار قانون اساسی و قوانین حاکم  و زیر پا گذاشتن آزادی های مشروع شهروندان ،توسط یک نهاد به ظاهر قانونی !!!است

 |+| نوشته شده در  87/07/15ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
- امر به معروف و نهی از منکر

 

امر به معروف و نهی از منکر دو پایه استوار و دو نگاهبان اسلام ا‌ند که به عنوان آمریت وظیفه صاحبان امر ست یا کسانی که اتصال به آنها یافته و خود رفتار بر آن داشته و از آفات نفسانی خلاصی یافته و در کنف حفظ خدایی قرار گرفته نیک و بد اشخاص را دانسته باشند و زمان را مقتضی دیده به اندازه اقتضا و پیشرفت امر و نهی نمایند و به عنوان نیکی خواستن برای برادران و دلالت بر خیر و همراهی در نیکی و پرهیزگاری و پیشرفت و نگاهداری قانون الهی و جلوگیری از شیوع بدی و تنفر قلبی از بدی ها و تشویق و کمک در نیکی ها بطور مقتضی از وظایف تمام مسلمین ست با دانستن نیک و بد و مواقع آن و رفتار خود بر آن و البته بهترین امر و نهی به رفتار ست که موثر ست غالبا .
 

غضب و شهوت

باید پایان بین بوده انجام هر امر را از آغاز بسنجد و باید دانست که خداوند برای جلب ملائمات و دفع ناملائمات دو قوه که به جای دو کارگر قوه فکریه اند در انسان آفریده که فرمان او را کار فرمایند که قوه شهویه و قوه غضبیه نامیده اند که هر کدام اگر در حد اعتدال و میانه روی و تکیه گاه آن خدا و وجهه غیبی بود و به دستور عقل و امر آمر الهی که میزان پسندیدگی ‌ست و بدون یاد خدا میسر نمی شود اجرا شد در این صورت مانند دو بال برای پرواز عالم بالا خواهد بود و اگر برعکس کار فرمایند و روی آن به دنیا و بهره آن افزایش آسایش تن گردید مانند دو پابند که به پای مرغ روح بسته باشند خواهد بود و به پستی طبیعت خواهد کشانید و سگ و خوک وجود او فرمانفرمای مملکت او خواهد گشت .

شجاعت - همت

و حد اعتدال قوه غضبیه شجاعت و دلیری ست که دل به واسطه توجهی که دارد و جز خدا کارکنی نداند در راه مقصد با عزم اراده و همت و پاداری باشد و به هر بادی از جا نجنبد ...

فتوت

... و در راه خدا و دوستان خدا با فتوت و جوانمردی و گذشت بوده به امر مولی جان و مال و آبرو و ناموس را به چیزی نشمارد و پست را فدای بالاتر سازد با آنکه حسب الامر در حفظ مراتب باید بکوشد و نتواند اغیار را در حرم یار بیند .

غیرت

و غیور باشد که مبادا گردی بر رخ دلدار نشیند ...

خشم - کظم غیظ


... و اگر لغوی شنید به خشم نیاید و به سلامتی گذرد و اعتنا نکند و اگر خشم به جوش آید خود را از تندی که نوعی از جنون ‌ست نگاهدارد که این جنون اگر مستحکم نباشد بعد از اندکی پشیمان گردد و برود و وقت خشم فوری به ذکر خدا مشغول گردد و با مومنی مصافحه نماید و مولی را حاضر و ناظر داند و غیظ را فرو خورد و به آب حلم فرو نشاند اگر ایستاده است بنشیند و خاموش باشد و اگر نشسته است حرکت کند و راه رود ...

عفو

... و تا تواند عفو کند چون محبوب عفو را می پسندد و خود از محبوب انتظار بخشش دارد بلکه بکوشد که حالی پیدا کند که خلاف دشمن و دوست را از خدا برای تربیت خود داند « ولا حول و لا قوه الا بالله » را در وجود خود یابد ...

احسان

... و در مقابل احسان هم بنماید ...

... و قوه غضبیه اگر سر به خود بوده مطیع عقل نباشد و برای رفع ناملایمات نفسانی اجرا شود هر قسم رفتار نماید و هر خلقی پیش آید ناپسند خواهد بود ...

تهور

... اگر اعتنا به موانع ننماید و از خود بگذرد تهور و بی باکی باشد ...

جبن

... و اگر کوتاهی نماید ترس و جبن باشد ...

کینه - عداوت - ظلم

... و اگر بدی از کسی دید کینه و عداوت او را در دل گیرد و از حد خود تجاوز و بر خلاف امر رفتار و بر خود و سایرین ستم نماید و مخلوق خدا را به هیچ شمارد و به اندک بهانه آتش عداوت بر افروزد و جهانی را بسوزد و به سایر اخلاق مذمومه مبتلا گردد خداوند همه را از شر شیطان و نفس اماره نگاه دارد

 |+| نوشته شده در  87/07/14ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

برگزاری نماز عید فطر با حضور هزاران تن از دراویش گنابادی

   

 

برگزاری نماز عید فطر با حضور هزاران تن از دراویش گنابادی 

 نماز عید سعید فطر ساعت 8 صبح امروزچهارشنبه دهم مهر ماه 1387خورشیدی برابر با اول شوال 1429قمری با حضور حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده ( مجذوبعلیشاه ) و مشایخ عظام و دراویش و دوستداران سلسله نعمت اللهی گنابادی در حسینیه امیرسلیمانی تهران برگزار شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از تهران , پس از اقامه نماز , حضرت آقای دکتر تابنده ( مجذوبعلیشاه ) , این عید سعید را به همه مسلمین جهان بالاخص آنها که دستشان به دامان ولایت رسیده تبریک و تهنیت  فرمودند .  

ایشان در ادامه سخنان خود عید فطر را یکی از دو عید رسمی دین مبین اسلام برشمرده و فرمودند ماه رمضان چله ایست برای تمامی مسلمین و عید فطر افطار کلی است چون ماه مبارک رمضان در ریاضت  و عبادت بوده ایم . حضرت ایشان با تذکر به اینکه در نظر خداوند نه خوردن و نه آشامیدن و نه اعراض از خوردن و آشامیدن عبادت تلقی نمی شود , فرمودند : عبادت یعنی عبودیت و عبودیت یعنی بندگی یعنی در هر حال بفهمیم و بدانیم بنده ای هستیم از بندگان خداوند . خبرنگار مجذوبان نور در ادامه می افزاید : نماز عید فطر همچنین صبح امروز در شهرهای کرج , همدان , قم , شیراز , مشهد و کلیه مکانهایی که یکی از بزرگان سلسله نعمت اللهی گنابادی در آنجا حضور دارند با حضور چشمگیر دراویش و دوستداران این طریقت درویشی برگزار شد .

حضور دراویش در تهران به حدی زیاد بود که کلیه خیابانهای منتهی به حسینیه امیر سلیمانی , مملو از جمعیت نمازگراران شد .   

مشروح فرمایشات حضرت آقای دکتر تابنده ( مجذوبعلیشاه ) تا ساعات آینده در مجذوبان نور منتشر خواهد شد .  

 |+| نوشته شده در  87/07/10ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

عرفان ، تصوف : عشق و شهادت / حاج علی تابنده‏ محبوبعليشاه

 

متن سخنرانی جناب آقای حاج علی تابنده ( محبوبعلیشاه ) در ۲۸ مهر ۱۳۷۰


  یکی از مقاماتی که برای مومن ذکر شده ، مقام شهادت است . شهادت بر دو نوع است : نوع اول شهادت ظاهری ست که مومنین در مقابل دشمنان دین به مقام رفیع شهادت می رسند و از نظر ظاهری ، جسم خاکی و فانی در معرض فنا قرار می گیرد و به عبارت دیگر کشته می شوند و شهید می گردند .
نوع دومی که برای شهادت ذکر کرده اند شهادت باطنی است که در این شهادت ، قاتل خود دوست است و به تعبیر عرفانی اش شهید به مقام فناء فی الله می رسد و در حدیث قدسی داریم : « من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته انا دیته » . خداوند می فرماید : کسی که به جستجوی من آمد ، مرا طلب کرد ، مرا درمی یابد ؛ وقتی که مرا دریافت ، مرا می شناسد و کسی که مرا شناخت ، عاشق من می شود و کسی که عاشق من شد ، من هم عاشق او می شوم و کسی که عاشق او شدم او را می کشم و کسی که او را کشتم ، خونبهایی برای او قائل هستم و این خونبها خود من هستم . و چه مقامی بالاتر از این که خونبهای شهید ، خود خداوند است .
باز در حدیث نبوی (ص) آمده است که « من عشق فعف و كتم ثم مات ، مات شهیدا » : کسی که عاشق شد و خویشتن داری کرد و عشق خود را پنهان کرد و مرد ، در حالتی از دنیا رفته است که به مقام شهید رسیده است . وقتی مومن و سالک به مقام شهید می رسد که عشق او به محبوب و معبود واقعی به سر حد کمال برسد تا به آنجایی که جز دوست ، دیگری را نبیند ؛ این عشق است که باعث می شود مومن به اینچنین مرحله ای برسد .
عشق در لغت از ریشه « عشقه » گرفته شده است ؛ عشقه در فارسی همان پیچک است . پیچک گیاهی است رونده که به دور گیاه دیگری می پیچد و آن قدر سماجت در پیچش خودش به خرج می دهد که گیاه اولی را در وجود خودش حل و با خودش یکی می کند . این سماجت در پیچش به دور آن گیاه به وسیله گیاه دیگری به‏نام عشقه یا پیچک باعث این می شود که هر دو گیاه یکی بشوند .
عشق را به مجازی و حقیقی تقسیم کرده اند که از نظر شخص من عشق مجازی مفهومی ندارد ؛ چون عشق تا به آن حد مقامش والا ست که به جز معبود و معشوق حقیقی به کار بردنش درباره دیگری مفهومی نخواهد داشت .
برای آنکه فرق بین عشق مجازی و حقیقی را بدانیم بهترین نمونه اش اشاره هایی است که در قرآن مجید در قصه حضرت یوسف آمده که حضرت شیخ احمد غزالی « احسن القصص » (۱) خواندنش را از جهت آنکه داستان عشق است می داند . شرح عشق مجازی و حقیقی هر دو در این داستان آمده است . وقتی زلیخا به یوسف اظهار عشق و تمایل می کند که در قرآن مجید آمده : « و لقد همت به و هم بها » (۲) ؛ در یک لحظه یوسف نیز می رود که تسلیم هوا و هوس نفس خود شود و لذا رو به او می آورد . در اینجا از روی عشق مجازی است که او تسلیم هوای نفس خود می شود و تصمیم به وصال زلیخا می گیرد ؛ ولی در همان لحظه عشق واقعی درصورت ملکوتی پیرش ، محبوبش ، مرادش که یعقوب پدر بزرگوارش بوده ، ظاهر می شود و به تعبیر قرآنی « برهان رب » (۲) را می بیند که او را از گناه باز می دارد بطوری که یوسف از زلیخا فرار می کند . زلیخا به دنبال او می رود و پیراهن او را از پشت پاره می کند ؛ ولی از آنجایی که خداوند می خواست که یوسف آلوده به گناه نشود ، درهای مقفل تالار ، همه باز می شود و یوسف از یکی از درهای تالار خارج می شود . (۳)
در اینجا فرق بین عشق مجازی و عشق حقیقی کاملا عیان می شود که خداوند عشق حقیقی و واقعی به خودش را که در صورت ملکوتی پیر متجلی شده بوده به او نشان می دهد .
در قرآن از کلمه عشق ذکری نشده ولی تعبیر حب شدید ، علاقه شدید ، در قرآن آمده ، چنانکه می فرماید : « الذین امنوا اشد حبا لله » (۴) ، کسانی که ایمان آورده اند حب شدید به خداوند دارند . هیچ مانعی ندارد که ما به جای همین حب شدید و علاقه وافر ، کلمه عشق را به کار ببریم .
حال به این سوال می رسیم که این حب شدید که به عشق تعبیر می شود ، چگونه در انسان پیدا می شود ؟ انسان عاشق زیبایی و جمال است و خداوند نیز دارای حسن مطلق است :
در ازل پرتو حسنش ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
خداوند می فرماید که من گنج پنهانی بودم که می خواستم شناخته شوم ، خلق را آفریدم از برای آنکه شناخته شوم : « کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف » . او می خواهد چگونه شناخته بشود ؟ بدین ترتیب که حس و زیبایی و جمال خودش را به بنده اش نشان بدهد و بدین ترتیب او را عاشق و واله و شیدای خود کند . این عشق چگونه در قلب مومن و بشر عادی پیدا می شود ؟ بشری که به تنهایی امکان عاشق شدن به محبوب و معبود واقعی که او را به کمال مطلق برساند ، ندارد ؟ در اینجا راهبر و راهنمایی بایستی وجود داشته باشد . این راهبر و راهنما کیست و پیدایش آن چگونه است ؟ ما یعنی شیعه ، شیعه اثنی عشری - کسانی که به ولایت علی ابن ابی طالب و یازده نفر فرزندان و جانشینان آن بزرگوار اعتقاد داشته و داریم - معتقدیم که این عشق به واسطه آن بزرگواران ، با رابطه معنوی و ولوی با آنان ، با محبوب و معشوق حقیقی برقرار می شود . کما اینکه باز داریم : « ولایه علی ابن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی » ، ولایت علی ابن ابیطالب حصار من است که اگر آدمی داخل آن حصار بشود ، از هر عذابی در امان است . همین حصار است که انسان را به عشق می رساند .
و اما چرا می گوییم که بشر احتیاج به این دارد که رابطه و واسطه ای داشته باشد تا به خدای خودش ، معبود و معشوق خودش ، برسد ؟ اولا چون این نفس ، این نفس اماره ، باعث آن می شود که آدمی نتواند امیال و اغراض و شهواتش را سرکوب بکند و مستقیما با حق ارتباط برقرار بکند ، از این رو رابطه و واسطه ای می خواهد که بین ما و محبوب مطلق باشد ؛ اصولا اگر اینچنین نباشد بشر طاقت این را ندارد که خداوند حب و عشق خود را بطور کامل و تمام در دل او جایگزین کند . یک بار که حضرت موسی به کوه طور می رفت ، جوانی عرض کرد که یا موسی به خداوند عرض کن که عشق خودش را در دل من بیاندازد . موسی وقتی که عرض می کند ، خداوند می فرماید : این جوان طاقت این امر را ندارد و برای این که به تو ثابت بکنیم که در این جوان طاقت عشق ما وجود ندارد ، در قلبش ذره ای از محبت خود را جای دادیم ، برو ببین که به چه سرنوشتی دچار شده است . زمانی که موسی از کوه طور به پایین آمد ، مشاهده کرد که جوان در اثر همان ذره حبی که خداوند در دل او جای داده بود ، خودش را از کوه پرت کرده و قطعه قطعه شده بود .
حال چگونه باید با کمک راهنما و پیر و استمداد از ائمه اطهار (ع) این عشق را به تکامل رساند و تیشه به ریشه نفس زد ؟ هر چه یاد خدا ، یاد محبوب را در دل افزون تر بکنیم ، طبعا امیال نفسانی از دل بیرون می رود و خانه تهی و مهیا می گردد برای صاحب خانه و روشنایی و نورانیت رب به چشم دل دیده می شود . این زمانی است که آدمی تهذیب نفس بکند تا بتواند چهره محبوب را در قلب خودش با چشم دل مشاهده بکند . در راه سلوک ، یک دسته اعمال قالبیه وجود دارد و یک دسته اعمال قلبیه ای . اگر این دو با هم انجام بشود آنگاه این نفس تهذیب و پاک می شود . خانه رفت و روب می شود و آماده آمدن دوست می گردد و این فقط و فقط با توجه تام به ذکر و یاد خدا میسر است .
درباره ذکر و مراتب آن و اینکه قلب را باید آماده بکنیم برای ورود محبوب ، داستان شیرین و فرهاد نمونه بارزی است ، به این شرح که روزی به شیرین می گویند : فرهاد چهره تو را بر کوه ، نقش بسته است . وقتی شیرین می آید و به کوه نگاه می کند می بیند چهره اش را به همان طریق که عینا هست فرهاد به کوه نقش و حجاری کرده است . شیرین از فرهاد سوال می کند که تو یک بار بیشتر من را ندیدی چگونه با یک بار دیدن اینچنین حجاری کردی ؟ او در جواب می گوید که آری یک بار دیدم ولی آن یک بار به چشم دل دیدم نه به چشم سر . وقتی که آدمی به چشم دل ، محبوب را ببیند ، هرگز از دل نمی رود و همیشه در قلبش باقی ست و میماند .
این ذکر و فکر باید همیشگی باشد تا باعث قوت قلب ، باعث بینایی دل ، باعث روشنایی دل ، باعث نزدیک شدن عاشق به معشوق شود .
باز در اینجا بی مناسبت نیست که داستان دختر هندویی را که پسرک مسلمانی بر او عاشق می شود ذکر کنم . پسرک وقتی که به خانه دختر می رود و اظهار عشق به او می کند ، دختر در جواب می گوید : مگر دیوانه شده ای ؟ جوان مسلمان همین جمله « مگر دیوانه شده ای » را ذکر خودش قرار می دهد و هر که با او صحبت می کند، در جواب می گوید : مگر دیوانه شده ای ؟ پادشاه به او می رسد ، با او صحبت می کند ، در جواب پادشاه می گوید : مگر دیوانه شده ای ؟ شاه تعجب می کند . او نمی داند که این جوان ذکر را از معشوق گرفته و آنچه از لب معشوق به زبان آمده برای عاشق دلیل و برهان است . عاشق بایستی ببیند که معشوق چه می گوید و به خواست معشوق باید عمل کند نه به هوا و هوس های خودش . ولی پادشاه در مقابل شنیدن این جمله « مگر دیوانه شده ای ؟ » به خیال خودش تصمیم به معالجه جوان می گیرد . اطباء دربار را بسیج می کند . همه را می آورد و جوان عاشق را به آنان نشان می دهد . و هر یک از او سوال می کنند : درد تو چیست ؟ او در جواب می گوید : مگر دیوانه شده ای ؟ اطبا نتیجه ای نمی گیرند زیرا که در مقابل جویا شدن حال او ، پاسخی جز « مگر دیوانه شده ای ؟ » نمی شنوند . تا اینکه ماجرا را به پادشاه می گویند . پادشاه می گوید او را رها کنید ، بگذارید به هر جا می خواهد برود . او را رها می کنند ، به در خانه معشوق می رود . وقتی به در خانه معشوق می رسد وارد می شود . دختر وقتی چشمش می افتد به عاشق خودش ، به او نگاهی می کند و می گوید تو هنوز زنده ای ؟ جوان بیرون می آید و می خوابد و جان به جان آفرین تسلیم می کند . چرا ؟ چون معشوق از او خواسته بود که زنده نباشد . « مگر هنوز زنده ای » مفهومی جز این ندارد که نباید زنده باشی و خواست معشوق این بوده که او بمیرد . خبر به پادشاه می دهند . می گوید جنازه اش را تشییع کنید و از جلوی در خانه معشوق ببرید . وقتی از جلوی در خانه معشوق رد می شوند ، جنازه متوقف می شود . به او خبر می دهند که چنین اتفاقی افتاده است . وقتی می آید بیرون و چشمش به جنازه می افتد ، او هم درجا جان می دهد و به عاشق حقیقی خودش می پیوندد .
ترسم ای فصاد گر فصدم کنی‏
نیش را ناگاه بر لیلی زنی (۵)
من کیم لیلی و لیلی کیست من‏
ما یکی روحیم اندر دو بدن (۶)
وقتی که عاشق و معشوق یکی شدند ، جان ها یکی شد ، فرقی بین آنها نمی ماند .
پس همانطور که عرض کردم بشر طالب حسن و جمال است که این زیبایی و حسن و کمال مطلق تنها و تنها در معشوق حقیقی و کل یعنی خداوند متعال وجود دارد و اوست که می تواند زیبایی اش را به عاشق خود نشان بدهد . ولی آیا به هر کسی می توان این زیبایی را نشان داد و آیا ما شایستگی دیدن این زیبایی را داریم ؟ لحظه ای بیاندیشیم و فکر کنیم آیا آنچه محبوب خواسته ما کرده ایم تا ما آنچه می خواهیم او بکند و زیبایی که مورد مطلوب ما است به ما نشان بدهد ؟
زنی به حضور بایزید بسطامی می رسد و عرض می کند که ای شیخ همسر من ، شوهر من ، قصد دارد که همسر دیگری را اختیار کند و اگر شرعا مجاز بودم که برقع از صورت خود بردارم و تو چهره من را می دیدی در شگفت می ماندی که چگونه با این زیبایی ، همسر من قصد تاهل مجدد دارد ؟ بایزید به محض شنیدن این سخن نعره ای می کشد و به زمین می افتد . این زن مات و مبهوت ماند که این سخنی نبود که بایزید را به این وضع انداخت . زن از زیبایی ای صحبت کرد که به ظاهر به زیر روبند بود و بایزید او را ندیده بود ، پس چرا صیحه ای کشید و افتاد ؟ وقتی که بایزید به هوش آمد از او سوال کردند که علت این حالت چه بود ؟ گفت : این زن مرا به یاد محبوب و معشوق واقعی خودم انداخت . من به این فکر افتادم که اگر معشوق و معبود من ، یعنی خداوند متعال ، برقع از صورت خود بردارد و صورت زیبای خویش را به من نشان بدهد و به من بگوید تو با داشتن چنین معشوق زیبایی که هیچ کس تاب تحمل دیدن آن را ندارد ، چگونه به دنیا و زیبایی های ظاهری اش فریفته می شوی ، من چگونه پاسخ بگویم ؟
همین زیبایی و همین جمال الهی والا را اصحاب حضرت سید الشهداء (ع) در روز عاشورا دیدند که چنین عاشق و واله شدند . در شب عاشورا حضرت سید الشهدا مقامات آنها را نشان داد و به عبارت دیگر آنان در آن شب معشوق واقعی را دیدند و به این دلیل در صبح عاشورا هر یک سعی داشت که به دیگری تقدم بگیرد و زودتر به میدان برود و حتی برخی زره خود و همه چیز را از تن می کندند و به دور می انداختند . چرا که عشق در تمام سراسر وجودشان رخنه کرده و فضای سینه شان را پر از دوست کرده بود و می خواستند که هر چه زودتر ترک قالب جسمانی کنند و به دوست برسند و رسیدن به دوست جز دل کندن از این دنیا و این جسم خاکی راه دیگری برای آنها نداشت . آنها که این مقامات را دیدند می خواستند که از بدن خاکی رهایی پیدا کنند و به آن مقام بالایی که دیده بودند و مولایشان و سرورشان حضرت سید الشهدا (ع) به آنها نشان داده بود برسند ؛ یعنی به‏مقام فناء فی الله که نهایت آرزوی هر سالک و همان مقام شهادت معنوی است ، نائل شوند .


پاورقی :

۱. اشاره است به سوره یوسف ، آیه ۳ : « نحن نقص علیک احسن القصص بما اوحینا الیک هذا القران .... » ( با این قرآن که به تو وحی کرده ایم ، بهترین داستان را برایت حکایت می کنیم ... ) .
۲. سوره یوسف ، آیه ۲۴ : « و لقد همت به و هم بها لو لا ان را برهان ربه » ( آن زن آهنگ او کرد . و اگر نه برهان پروردگارش را دیده بود ، او نیز آهنگ آن زن می کرد ) .
۳. مولوی در اشاره به این مطلب می فرماید :
گر زلیخا بست درها هر طرف‏
یافت یوسف هم ز جنبش منصرف‏
باز شد قفل و در و شد ره پدید
چون توکل کرد یوسف ، برجهید
گرچه رخنه نیست عالم را پدید
خیره یوسف وار می باید دوید
تا گشاید قفل و در پیدا شود
سوی بی جایی شما را جا شود
مثنوی معنوی / به اهتمام توفیق سبحانی ؛ دفتر پنجم / ابیات ۷ - ۱۱۰۵
۴. سوره بقره ، آیه ۱۶۵
۵. مثنوی معنوی ، دفتر پنجم ، بیت ۲۰۱۸
۶. همان ، چاپ کلاله خاور ، ص ۳۱۲ ، س ۳۹


منبع :

عرفان ایران ( مجموعه مقالات ) (۱۴) / گردآوری و تدوین مصطفی آزمایش .-- تهران : حقیقت ، ۱۳۸۱ / ص ۱۱۱

 |+| نوشته شده در  87/07/07ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 چيستي فاشيسم و كيستي فاشيست‌ها

 چيستي فاشيسم و كيستي فاشيست‌ها

   

 مقدمه

اين مقاله درصدد پاسخگويي به سه سؤال اصلي است تا مفهوم «فاشيسم» به عنوان موضوع تحقيق روشن و آشكار شود. سؤالات عبارتند از:

1ـ واژه فاشيسم در تاريخ چه مفهومي داشته و چه تحولاتي را به خود ديده است؟

2ـ چگونه فاشيسم در جامعه متولد مي‌شود و فاشيست‌ها چه كساني هستند؟

3ـ دولت فاشيستي چيست و چگونه قدرت را كسب و حفظ مي‌كند؟

اهميت شناخت فاشيسم در اين نيست كه يك مكتب سياسي شناخته مي‌شود، گوشه‌اي از تاريخ اروپا ارزيابي خواهد شد، موسوليني و هيتلر را بهتر خواهيم شناخت، يكي از انواع دولت‌هاي توتاليتر و اقتدارگرا را تجزيه و تحليل خواهيم كرد بلكه فاشيسم به عنوان واقعيتي سياسي ـ اجتماعي و ايدئولوژي دخالت‌جو و ناآرام كه «شهروند» را به حال و كار خود رها نمي‌سازد و در خصوصي‌ترين و خلوت‌ترين تنهايي‌هاي شهروند سرك مي‌كشد قابل بررسي است و شناخت آن ضروري مي‌نمايد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/07/07ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  2-7-87  صبح چهارشنبه (نیت در تقیه-ریا-مصلحت اندیشی-خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 28-6-87 صبح پنجشنبه (17ماه رمضان-شروع ایام عذاداری -زلزله بندر عباس-آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  27-6-87  صبح چهارشنبه (میلاد امام حسن (ع) -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه   26-6-87 عصر سه شنبه   (میلاد امام حسن (ع) -آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  24-6-87 صبح یکشنبه   ( نوشتن نامه به بزرگان-سلوک -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 23-6-87 صبح شنبه(مدعی خواست که ازبیخ کندریشه ما- غافل ازاینکه خداهست در اندیشه ما) **

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 16-6-87 صبح شنبه   (تشخیص تقدم و تأخر وظایف -آقایان )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 22-6-87  عصر جمعه(بیعت -آقایان )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 21-6-87 عصر پنجشنبه (سوره برائت-آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 21-6-87 صبح پنجشنبه   ( عدم حساسیت به غیر -آقایان )**

 |+| نوشته شده در  87/07/04ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

روزنامه کارگزاران: شش مقاله درباره عرفان

   

 

كتاب « عرفان ایران» مجموعه مقالاتی است كه از سوی دكتر سیدمصطفی آزمایشگردآوری و تدوین شده است. این كتاب مشتمل بر شش مقاله، یك بخش تحت عنوان « تصحیح متون» و دو مقاله نیز تحت عنوان « عرفان و ادیان»، دو مقاله تحت عنوان «عرفان و هنر» و در پایان به معرفی چند كتاب پرداخته است. این كتاب از سوی انتشارات حقیقت در 2500 نسخه و با قیمت دو هزار تومان روانه بازار شده است. در قسمت «مقالات»، مقاله‌ها به ترتیب شامل این موضوعات است:

1- موسی و خضر: كه از سوی حاج دكتر نورعلی تابنده تحریر شده است. نویسندهبا اشاره به كتب آسمانی تورات و انجیل معتقد است كه آنها در طول زمان دچار تحریف شده‌اند ضمن اینكه داستان‌های ‌مندرج در آنها طولانی و خسته‌كننده است. وی اشاره‌ای به قرآن دارد كه دست تحریف نتوانسته آن را آلوده سازد. افزون بر این داستان‌های قرآن موجز و مختصر است. وی معتقد است هدف نهداستان‌پردازی كه اخذ یك نتیجه منطقی و توجه باطنی و تذكر معنوی است. حاج دكتر با الهام از داستان موسی و خضر و ذوالقرنین نتیجه‌ای عرفانی می‌گیرد و داستان هر یك را به سلوك الی‌الله تعبیر می‌كند.
تصوف و وضعیت فرهنگی ما: نویسنده این مقاله سعید سرمدی است كه به بررسیرابطه صوفیه و تصوف با فرهنگ ایرانی می‌پردازد. وی با استناد به آثار عرفا و صوفیان و حتی روشنفكرانی مانند آل احمد و احسان طبیری می‌خواهد نشان دهد كه عرفان بخشی از فرهنگ ایرانی است. محققان اسلامی نیز كوشیده‌اند تصوف را برخاسته از قرآن و اسلام و نه مسیحیت معرفی كنند. وی معتقد است كه تصوف و عرفان اصل دین است و در بن بنیاد تفكر جاری است و حاكمیت تصوف بر دل و جانمتفكران مسلمان پابرجاست. نویسنده در نهایت متولیان فرهنگ كشور را بهبرنامه‌ریزی در این خصوص فرا می‌خواند و سعی دارد راهكاری برای مدیراناجرایی و فرهنگی پیش روی آنها بنهد.
میشل والسان و طریقه شاذلیه: وی اصلا اهل رومانی است و به دین مسیحیت بود. این داستان مردی است كه در سفارت رومانی در پاریس مشغول كار بود كه پس از اسلام آوردن نام مصطفی رابرای خود برگزید. وی از دوستداران تصوف بود كه در پاریس خانقاهی بنا نهاد. مصطفی رشته طریقت خود را به «رنه گنون» فرانسوی- كه به اسلام گروید و نام شیخ عبدالواحد یحیی را برای خود برگزید- و عبدالرحمن علیش مصری می‌رساند. وی خواستار این بود كه با سلطان حسن تابنده (رضا علیشاه) و پدرش شیخمحمدحسن صالح‌علیشاه به طریقه نعمت‌اللهی وارد شود كه سلطان حسن در پی دیدارهای مختلف با او از تمایزات طریقه او با خود آگاه و او را تشویق كرد كه در طریقت خود بماند و به اذكار الهی بپردازد.
شرح حال داود طایی: با قلم حسن مهدی‌پور است. وی صوفی زاهد قرن دوم هجری است. وی درزمره شاگردان ابوحنیفه بود و در علوم زمان جزء سرآمدان عصر خود شد. وی پس از عمری كسب علم سرانجام به دلایلی كنج عزلت گزید و راه عبادت در پیش گرفتو در روی خلق‌الله بست. شرح حال جالبی دارد.
شیخ عبدالحلیم محمود: وی نسب به اما حسین (ع) می‌برد و در سال 1910 در مصر دیده به جهان گشود. در الازهر و الزقایق به تحصیل پرداخت و در سال 1932 به سوربن رفت. در 1940 و پس از كسب علوم جدید به زادگاه برگشت و در الازهر مشغول به تدریس گشت. وی علاوه بر بعد علمی در سلوك و تزكیه نفس نیز دستی داشت. شیخ علم بدونعمل را كافی نمی‌دانست. در آثار خود شرایط سلوك عارف را به تفصیل برمی‌شمرد. وی جامع تفكر غربی- اسلامی بود.
مولوی و مولویه: كه از سوی ویلیام چیتیك به قلم در آمده است. این مقاله در خصوص حضرت مولانا جلال‌الدین بلخی و طریقت مولویه است. وی به شرح مختصری از زندگی مولانا وآشنایی او با شمس تبریزی پرداخته و زمینه‌ها و علل تشكیل طریقت مولویه رابررسی می‌كند. نویسنده معتقد است طریقت مولویه نقش مهمی در حیات معنوی تركیه از دوره عثمانی تا زمان حاضر ایفا كرده است.
در بخش دوم كه «تصحیح متون» است به كتاب «مجالس المومنین» اثر قاضی نورالله شوشتری اشاره رفته است. وی از مشایخ و طرایق زمان خود بوده است. «مجلس ششم» از این كتابدر ذكر جمعی از صوفیه است و عمدتا شرح حال و دلایل تشیع مشاهیر تصوف است. شوشتری در پی احیای معنای حقیقی شیعه است. نویسنده به تصحیح آن پرداخته و این «مجلس» را در این كتاب آورده است.
بخش سوم كتاب عرفان ایرانی « عرفان و ادیان» نام دارد كه خود مشتمل بر دو مقاله است: 1 – گزیده‌ای از عرفان مسیحی: ‌به قلم جیمز كاتسینجر و ترجمه ابوالقاسم پیاده‌كوهسار است. این مقاله همان‌گونه كه در متن آن آمده است ترجمه دو فصل از كتاب: نه ازاین دنیا: گنجینه‌ای از عرفان مسیحی» است كه گلچینی است از نوشته‌هایعرفانی چند نفر از نویسندگان. مراحل سلوك مسیحی را با استناد به زندگانیمریم مقدس و حضرت مسیح برمی‌شمرد. 2 – رمز پرندگان در ادیان: به قلممانابو وایدا و ترجمه سمانه گچ‌پزیان است. نویسنده سعی در رمزگشایی ازمفهوم پرنده دارد و اینكه در موضوعات عرفانی پرنده به چه معناست. وی حتی به لحاظ تاریخی مفهوم پرنده و نمادهای تاریخی آن را نیز می‌شكافد. پرنده در معانی كبوتر، طاووس و عقاب نیز تفسیر شده و معتقد است كه به‌طور مثال،كبوتر در غسل تعمید مسیح به روح‌القدس دلالت دارد. از آنجا كه پرنده در حالت پرواز به بالا اوج می‌گیرد از آن به تعابیر عرفانی تعبیر جسته‌اند. نویسنده همچنین به مفهوم پرنده و سیمرغ و بلبل در ادبیات كهن پارسی اشاره كرده است.
در بخش «عرفان و هنر» دو مقاله به این عناوین به چشممی‌خورد: 1 – تاثیر زبان عربی بر هنرهای بصری اسلامی: نویسنده بهریشه‌یابی این تاثیر می‌پردازد و تنها هنر اعراب در دوران پیش از اسلام را زبان می‌داند. با آغاز دوره اسلامی این میراث به عالم اسلام منتقل شد. وی به تحلیلی زبان شناختی پرداخته و بر آن است كه اصطلاح‌شناسی كلامی، علمی و فلسفی زبان فارسی وامدار زبان عربی است. 2– كار در زندگی معنوی: این مقاله فصلی از كتاب The Transfiguration of Man اثر همین نویسنده (فریتیوف شوان) است. وی معنای كار را از روزگار باستان تا امروز به‌طور مختصر بررسیمی‌كند. نویسنده بر این است كه انسان برای كسب روزی و جد و جهد باید كارش را با آگاهی از مقاصد نهایی آدمیان با خدا پیوند زند.
فصل آخر نیز به معرفی سه كتاب تحت عنوان «عرفان، اسلام و ایران» با تلاش شهرام پازوكی، «صوفی و شعر» و «حیات تصوف در دوران عثمانی» می‌پردازد.

عرفان ایران
(مجموعه مقالات)
گردآوری: سید مصطفی آزمایش
انتشارات حقیقت

شمارگان: 2500 نسخه
قیمت: 2000 تومان 2- 3- 4- 5- 6- 1387

محمدحسین باقی

چهارشنبه سوم مهر ماه1387
 |+| نوشته شده در  87/07/04ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 
  بالا