تبليغاتX
به نام عشق هو121
 
به نام عشق هو121
 
 
گر دنیا و آخرت بیاری کین هر دو بگیر و دوست بگذار ما یوسف خود نمی فروشیم تو سیم سیاه خود نگه دار
 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 29-4-87 صبح شنبه(حسد وحسود-خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 29-4-87 صبح شنبه   (دعا و ادعییه -قصص قرآن -آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 28-4-87  صبح جمعه(خواندن قرآن وسیره پیامبر اکرم (ص)-خانمها )**

 |+| نوشته شده در  87/04/31ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
PersianUpload

PersianUpload

PersianUpload

 |+| نوشته شده در  87/04/29ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
تأثير بناها و فضاهاي مذهبي در جامعه اسلامي    

 

سيدابوالقاسم هاشمي

 

مقدمه

امروزه متخصصان رشته‌هاي مختلف دست‌اندركار مديريت، برنامه‌ريزي و طراحي شهرها در پي كشف مسائل شهري از جنبه‌هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و... مي‌باشند. روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، معماران، پزشكان، جمعيت‌شناسان و... تلاش مي‌كنند تا با همفكري و كار تيمي نسبت به وضعيت موجود و مطلوب شهر شناخت لازم را به دست آورند و تأثير هريك از عوامل را در رفتار شهروندان ملاحظه كنند. يكي از مهم‌ترين عوامل تأثيرگذار، جايگاه عموم شهروندان به عنوان گروه‌هاي ذي‌نفع است كه به عنوان مخاطبان اصلي طرح‌هاي شهرسازي معرفي مي‌شوند. طراحان و برنامه‌ريزان مي‌خواهند بدانند كه چه مكانيزمي (عملكردي و شكلي) بر مردم جامعه اثرگذار است؟ ساختار كالبدي و فضاهاي شهري بر اذهان مردم چه تأثيري را مي‌گذارند؟ چه نوع عناصر كالبدي بر روحيه شهروندان تأثير مثبت يا منفي موقت يا دائمي دارند؟ و چه عناصر و نشانه‌هاي شهري وجود دارند كه معرف حضور شهروندان مي‌باشند؟ آيا اكثريت مردم آنها را مي‌شناسند و به آنها خو گرفته و مأنوس هستند؟ آيا اين عناصر و نشانه‌ها بر رشد و تعالي شهروندان تأثيرگذارند؟ به چه ميزاني؟ و... .

در اين مقاله سعي مي‌شود تا نقش نهادهاي ديني مانند مسجد، مصلي،‌ تكيه، حسينيه، امامزاده، بقاع متبركه، سقاخانه و... را از جنبه‌هاي ساختار كالبدي در جامعه اسلامي ايران مورد بررسي و بازشناسي قرار دهيم و تأثير كاركرد آن فضاها و اماكن را در الگوهاي رفتاري شهروندان مشاهده كنيم و نشان دهيم كه اين‌گونه كاربري‌ها تأثير بسيار زيادي در رشد و تعالي و سعادت شهروندان ايفا مي‌كنند.

در ادامه بحث به عناصر شاخص و برجسته شهرهاي ايراني كه در طول تاريخ اسلام شكل گرفته‌اند و در حال حاضر مورد بهره‌برداري قرار مي‌گيرند از قبيل مساجد مصلي سقاخانه‌ها حوزه‌هاي علميه تكايا حسينيه‌ها امامزاده‌ها بقاع متبركه و آستانه‌ها مي‌پردازيم.

 

 

بر گرفته ا ز:سایت مجذوبان نور

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/04/29ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

غرور کودنتان را به ما بفهمانید

کرامتِ من تان را ، به ما بفهمانید !

 

چه مبهمند مفاهیمتان ! چه می گویید ؟

زبان الکنتان را به ما بفهمانید !

 

چرای نیمه ی پیدا و نیمه ی پنهان

به سایه روشنتان را به ما بفهمانید !

 

چگونه پنجره را هم حصار باید دید ؟

شگرد دیدنتان را به ما بفهمانید !

 

شما که آخر عقلید ! ما نمی فهمیم

سر سترونتان را به ما بفهمانید !

 

اگر نه پشت به انسان و رو به آدمکید

مسیر رفتنتان را به ما بفهمانید !

 

نه اینکه مثل حقارت ، به نیزه تکیه کنید

و قطر گردنتان را ، به ما بفهمانید !

 

از این زمین بپذیرید ، فصلتان پژمرد

و یا شکفتنتان را به ما بفهمانید !

به دلیل بعضی مسائل از اوردن نام شاعر معذوریم

 |+| نوشته شده در  87/04/28ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

دل عاشق به پیغامی بسازد ----- خمارآلوده با جامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافی است ----- ریاضت کش به بادامی بسازد


***

ز دست دیده و دل هر دو فریاد ----- هر آنچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد-------------زنم بر دیده تا دل گردد آزاد


***

جوونی هم بهاری بود و گذشت ----- به ما یک اعتباری بود و بگذشت

میون ما و تو یک الفتی بود. ------ که آن هم نوبهاری بود و گذشت

 

 |+| نوشته شده در  87/04/27ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
معرفی کتاب مرآة الحق اثر حاج محمد جعفر كبودر آهنگى مجذوب‏عليشاه(طاب ثراه)    

حاج محمّد جعفر كبودرآهنگى همدانى ملقّب به مجذوب‏عليشاه(1175-1238) ( ه . ق) 183 از طايفه قراگوزلو فرزند حاج صفرخان ازنياى صاحب فضل و كمال است. پدر وى خود از شاگردان سيد ابراهيم رضوى بوده كه به گزارش جناب مجذوب‏عليشاه او نيز از اهل كمال و رياضت بوده است.(184)

مرحوم كبودر آهنگى تا سن هجده سالگى در همدان علوم ادبى و منطق را فراگرفت و به مدت پنج سال جهت كسب علم به اصفهان هجرت نمود، سپس به‏كاشان رفت و در پايان دهه دوم عمر خود از آن سامان به قم مهاجرت كرد(185). وى در بيان كمال علمى و احتياط ورزى خود در اين دوران چنين گويد: »و بناى اين ضعيف مسكين در اين اوقات در مسائل فروع، مهما امكن اخذ به احتياط است فتوىً و عملاً؛ اگر چه به عنايت و توفيق الهى و به تصديق جناب شيخنا قدوة المحققين و اسوة المدقّقين، مولانا ميرزا ابوالقاسم قمى - طاب‏ثراه - كه علوم شرعيه فرعيه را در خدمت با بركت او تحصيل نمودم، قادر و متمكّن بر استنباط مسائل از ادله شرعيه مى‏باشم و اگر منصفى به نظر انصاف ملاحظه نمايد، تعليقاتى را كه بر اكثر كتب كفايةالمقصد(186) و مدارك الاحكام و شرح لمعه دمشقيه مقّيد نموده‏ام، تصديق اين ضعيف را خواهند نمود«.(187) وى با كسب اين مقام باز به‏جهت شدت تقوا در جايى گويد:»در اغلب اوقات، خصوص در محل استجابت دعا، از رب الارباب مسألت مى‏نمودم كه اين ضعيف را مرجع خلائق در احكام شرعيه فرعيه قرار ندهد«.(188)

با ورود در قم، حالات عرفانى و سلوكى ايشان تشديد شد، تا بدان جا كه به صوفى‏گرى متهم گرديد. »در اين اوقات معاشرت با خلق را بسيار كم نموده بودم، از همان اوقات شروع نمودند مؤمنين مرا متهم به تصوّف بودن...«(189). و در مقام شكوا از اهل زمانه، در اين دوران فرمايد: »بر رأى برادران دينى و دوستان يقينى معروض مى‏دارد كه سال‏هايى است بسيار و زمانى است بى‏شمار، شنيده مى‏شود كه جماعتى از صلحا بلكه برخى از علما به محض اين كه مى‏شنوند مثلاً زيد را كه مهما امكن طالب و راغب به عزلت و انزوا از ابناى دنيا مى‏باشد و به قدر مقدور از غيبت مسلمين بلكه زياده از تكلّم به قدر ضرورت مجتنب و محترز مى‏باشد، او  را متّهم به تصوّف مى‏سازند، و در منابر و مساجد و مدارس بَدَل تلاوت كلام اللَّه المجيد و استغفار و تسبيح و تهليل، مشغول به تفسيق و تكفير او مى‏شوند، و عوام النّاس را به قدر امكان تحريص و ترغيب بر آزار نمودن و اذيت رسانيدن به او مى‏نمايند، و فتواى قتل او را مى‏دهند ؛ با اين كه با زيد مثلاً مطلق معاشرت ننموده‏اند«.(190)

سرانجام حالت طلب تا بدان جا بر وى غالب شد كه در اصفهان دست ارادت به عارف باللَّه قطب وقت سلسله نعمت‏اللّهى حسين على شاه اصفهانى داد، وپس از آن  در سال 1211 ه . ق به مكّه معظمه و مدينه منوره مشرّف شد. عاقبت به‏واسطه رياضات و شدت اخلاص و همّت در سال 1234 ه . ق در كربلاى معلّى به شرف ارشاد از ناحيه پير خود مأذون گشت.

مرحوم مجذوب‏عليشاه پس از شصت و سه سال تلاش در كسب علم و توشه اندوزى در معارف حقه و عرفان علوى و ارشاد و تعليم سالكان اِلى‏اللَّه، در روز پنج‏شنبه، بيست و دوم ماه ذى‏القعده سال 1238 ه.ق به جهت ابتلاء به بيمارى وبا در شهر تبريز درگذشت و بنا به وصيتش وى را در همانجا در محلّى دفن كردند كه اكنون متأسّفانه ويرانه شده و جزو خيابان گرديده است. جانشين طريقتى مرحوم مجذوب‏عليشاه، جناب حاج زين‏العابدين شيروانى مست‏عليشاه صاحب سفرنامه‏هاى مشهور بستان السياحة، حدائق السياحة و رياض السياحة است كه در كتب مزبور غالباً شرح حالى از مرشد خويش نيز درج كرده است.

 وى در اصفهان از محضر سه نفر مستفيض شد:

منبع:مجذوبان نور


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/04/27ساعت 10:35 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

هو

121

 از کعبه حق بانگ جلی می آید                     آوای خوش لم یزلی می آید

 بشنو که سروش وحی حق میگوید               آغوش گشائید که علی می آید

 

به مناسبت سالروز ولادت با سعادت مولود کعبه مولای درویشان امیر مومنان حضرت علی (ع) مراسم جشنی در حسینیه امیر سلیمانی از ساعت 8 صبح (روز چهارشنبه) با حضور مولی معظم حضرت آقای حاج دکتر نور علی تابنده مجذوب علیشاه دامت برکاته برگزار می گردد.

با تشکر از وبلاگ خورشید حق

 |+| نوشته شده در  87/04/25ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 

به زودي وبلاگ گروهي و تخصصي شناخت عرفان و تصوف اسلامي به همت گروهي از وبلاگ نويسان سلسله ي نعمت اللهي گنابادي با نام"عرفان اسلامي" راه اندازي خواهد گرديد

اطلاعات تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد گردید...

 |+| نوشته شده در  87/04/24ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
علم و فرهنگ بازیچه سیاست- اختصاصی مجذوبان نور    

مقدمه

پاسداری از نظام فکری جامعه و احترام به باورهای  فرهنگی و حفظ فضای اعتقادی حاکم بر مردم تا زمانی که مانع تضارب آراء و در نتیجه مانع رشد و کمال جامعه نشود قابل تقدیر است.  اما آنگاه که این مواظبت و پاسداری ایجاد تعصب کور مینماید و به باورهای نادرست رایج قداست می بخشد و گوش ها را از شنیدن وعقلها را از فهمیدن  باز میدارد  و یا به هراس می اندازد و کلام و فکر را در ترازوی قیاس و توهم ، حرام و حلال میکند و خرد را از فرد و جامعه میگیرد، نه تنها قابل تقدیر نیست بلکه می توان گفت این  مشی مروجان رکود و جمود است و روش و ابزار سیاست در تحکیم قدرت می باشد. اگر به عملکرد این جریان  به دقت توجه نماییم اثر انگشت غول سیاست و تنگ نظری را در تمامی حوزه های فکری و فرهنگی خواهیم دید و آن وقت است که" نظریه پردازی" و " شکوفایی و نوآوری" فراموش می شود و تفکر و عقل آدمی دچار انحطاط می گردد.  

برای نمونه اگر از متفکر بزرگ همچون مولانا تجلیل میشود نه از جهت افکار والای دینی و یا وسعت بینش وی در اصول دین است بلکه برای بهره برداری و استفاده سیاسی در خارج از مرزها ست زیرا بوضوح مشاهده میشود آن کسانی که در امور دینی صاحب عنوان ومقام می باشند مولانا و رهروان او را تکفیرو انکار میکنند . البته به لحاظ سیاسی این مخالفتها بر یک  منطق و استدلال درست استوار است ،زیرالازمه پذیرش تفکر و مکتب مولانا نفی خرافات و سنتهای ایستا، دراعتقاداتیست که مردم سالها بنام دین پذیرفته اند.و حاصل آن تبیعیت بی چون و چرای آنهاست.

و اما اصل موضوع

کتاب "حسن بصری گنجینه دارعلم و عرفان"، تالیف دانشمند محترم آقای اکبر ثبوت عضو  هیئت علمی دایرة المعارف علوم اسلامی، چندی پیش منتشر گردید .

 این اثر علمی وتحقیقی ، موجی از مخالفت علیه تصوف، نویسنده و انتشارات حقیقت را بدنبال داشت. افراط درمخالفت علیه عرفا و بزرگان تصوف  به جهت تعصبات بی دلیل !! ویا دفاع مقلدانه از آراء بعضی از خواص و یا ترس  از ویرانی زندان باورهای اشتباه،  باعث گردید که در مقابل یک اثر ارزنده و محققانه شاهد برخوردها و موضع گیریهای غیر اصولی باشیم.

علت این حرکتها دقیقاً به این خاطر  است که حسن بصری  از بزرگان عرفان و تصوف است و تایید او به هر عنوان در تضاد با تبلیغات و القائاتی خواهد بود که سالها عده ای تلاش نموده اند تا  بزرگان عرفان و تصوف را مخالف تشیع و اسلام نشان دهند.

در 28 خردادماه سال جاری در سرای اهل قلم، جلسه ای با حضور آقایان دکتر نصرالله حکمت، دکتر شهرام پازوکی، استاد اکبر ثبوت و جمعی از علاقه مندان  برگزار شد. جدا از اینکه چه مطالبی بین سخنرانان و حضار رد و بدل گردید، باید گفت که همگی نسبت به اهمیت کتاب و زحمات نویسنده آن متفق القول بوده و به علت اهمیت موضوع، گزارش این جلسه در بسیاری از خبرگزاری های کشور منعکس گردید.

در روزهای بعد، مباحث انجام شده در آن جلسه، مورد تحلیل سیاسی قرار گرفت.  مخالفین تصوف  به دلیل  درک ناصحیح و از پیش تعریف شده خود از شخصیت حسن بصری، سخنان آقای دکتر حکمت و نظرات شخصی ایشان  در نقد این کتاب را حجت و  دستاویز خود قرار داده و به صورت غیر علمی آن سخنان را تفسیر به رأی کردند تا بدانجا که خود آقای دکتر حکمت در صحبت با آقای ثبوت نسبت به هیاهوی بپا شده اظهار تأسف نمودند.

در مورخ 8 تیر 1387 نیز در نشریه کتاب هفته، نامه تشکر آمیزی چاپ شد که قبل از بیان هرگونه مطلبی توجه شما را به آن جلب می کنیم.

استاد ارجمند و فرهیخته جناب آقای دکتر نصرالله حکمت

چگونه می توان شکر این نعمت را گزارد که هنوز هم در عرصه قلم و سخن، مسیحا نفسانی وجود دارند که جان افسرده را روح و روان می بخشند.

بت شکنانی که ابراهیم وار، در صحنه حاضر می شوند و اصنام ساخته شده بت پرستان و بت گران را فرو میرزند.

کار شما و سخن شما در جلسه ­ی نقد ((حسن بصری)) تألیف استاد ثبوت در سرای اهل قلم همانگونه بود که بایست.

وجودتان سبز و برقرار

سید محد محدث، سید علی رضا علوی طباطبائی، سید ملک محمد مرعشی، محمد بهشتی، علی مستوفیان، محمد رضا روستا، سید محمد حسین فقیه ایمانی، عبدالرضا بارفروش، محمد باقر نحوی، جعفر توانا، فرج اله عفیفی، سید عباس وعیدی، علیرضا سعادت، جواد انتظاری، علیرضا کشوری، مجید محمودی، دکتر آرمین شیروانی، شهاب الدین کاکوئی

امضاءکنندگان نامه تشکرآمیز- چه آنها که شخصیت حقیقی و حقوقی دارند و چه آنها که به اسامی مجهول می باشند- همه از یک گروه مشهور مخالفان تصوّف هستند که نه تحقیق علمی بلکه تخریب حساب شده را مقصود خود قرار داده اند.***

آنان کسانی هستند که دیگرانی را تحت حمایت مالی خود قرا داده و به نام ایشان کتاب منتشر می کنند. کسانیکه  چون دیو ، انگشتر سلیمان را می دزدندو خوان حیدری را با سوء استفاده از نام حسین(ع) به یغما می برند و در زیر ردای سیاه خویش خود را مخفی می کنند.

امیدواریم که از این جهل بیرون آمده و بدانند که:

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید               شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

نه آقای دکتر حکمت، چنانکه خود فرمود، تشکر منافقانه آنها را نیاز دارد و نه به مقام علمی آقای استاد ثبوت- با توجه به انتقادهای تخریبی از شخصیت ایشان که پیشه هیاهوکنندگان است- خدشه ای وارد می شود. همه می دانند که هیاهوکنندگان که هستند و به دنبال چه می گردند.

عدم درک مباحث فکری، علمی وتخصصی و استنباط  نادرست از مولفه های درست ، نتیجه عقول ضعیف متحجرانی است  که در هر محیط و فضایی اظهار وجود می کنند و به یکباره بیانات  محققی را معادل وحی و وی را ابراهیم زمان می خوانند و دانشمند دیگری را به گمراهی متهم می نمایند.

کاش کسانی بودند که به نقد علمی و محتوایی کتاب دست می زدند.

کاش میدان اندیشه ، مباحثه و تحقیق ، با میدان رزم و جنگ اشتباه نمی گرفتیم و حضور ادب ، احترام و عقل و منطق  جای خود را به توهین و تهدید و یارگیری و لشکرکشی نمی داد.   

کاش با ایجاد یک  فضای فرهنگی سالم  و بدوراز تعصبات، در تدوین و نگارش کتابهای ارزشمند و ارتقاء سطح  آگاهی جامعه تلاش می نمودیم.

کاش اصول اسلام و تشیع را براساس تحقیق و عقل و علم و معرفت باور می نمودیم و در اصول تقلید نمی کردیم تا بخاطر انتشار یک کتاب برآشفته نشده و دین خود را بر باد رفته نمی دیدیم !!

کاش در نفی و اثبات شخصیتهای دینی و فرهنگی دچار افراط و تفریط نمی شدیم و قبول و رد افراد تابع تحمیل شرایط سیاسی قرار نمی گرفت.

و در پایان  کاش به شعور مخاطبان احترام  گذاشته و آزادی و حقوق انسانها را در قضاوت و انتخاب عقاید خود رعایت می نمودیم !!!



***برای آشنایی مختصر با فعالیتهای فرهنگی!!! گروه مزبور به جدول زیر توجه فرمائید:

ردیف

نام نویسنده

نام کتاب

1

سید محد محدث

فرقه صوفیان

2

سید علی رضا علوی طباطبائی

خرقه اویسیه- شبهای قونیه

3

سید ملک محمد مرعشی

دریچه ای نامرئی...

4

علی مستوفیان

رهبران ضلالت- خاطرات انحطاط..

5

محمد رضا روستا

مشرق معنوی

6

سید محمد حسین فقیه ایمانی

خرقه مستوجب آتش- رویشگاه تصوف

7

عبدالرضا بارفروش

آسیب شناسی عرفان

8

جعفر توانا

سرچشمه های تصوف

9

سید عباس وعیدی

خرقه صوفیان

10

شهاب الدین کاکوئی

نگرشی دیگر بر تصوف

 

 |+| نوشته شده در  87/04/24ساعت 10:33 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
                 وصیت نامه ی حضرت مولانا

شما را وصيت مي کنم به ترس از خدا در نهان و عيان
و اندک خوردن و اندک خفتن و اندک گفتن و
کناره گرفتن از جرم و جريت­ها و مواظبت بر روزه
و نماز برپا داشتن و فرونهادن هواهاي شيطاني
و خواهش­هاي نفساني و شکيبايي بردرشتي مردمان
و دوري گزيدن از همنشيني با احمقان و نابخردان و سنگدلان
و پرداختن به همنشيني با نيکان و بزرگواران همانا بهترين
مردم کسي است که براي مردم مفيد باشد و بهترين گفتار کوتاه
و گزيده است و ستايش از آن خداوند يگانه است.

برگفته از سایت نشت ادبی دوستان مولانا

 |+| نوشته شده در  87/04/23ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 23-4-87 صبح یکشنبه   ( خرافات -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 22-4-87 صبح شنبه(شعر-خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 22-4-87 صبح شنبه   (شعر -تفسیر شعر عارفانه -آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 21-4-87  صبح جمعه(عقده حقارت وعقده خود بزرگ بینی-خانمها )**

منبع:سایت مزار سلطانی

 |+| نوشته شده در  87/04/23ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
خليج‌فارس هميشه خليج‌فارس مي‌ماند    

در روزهاي اخير بار ديگر شاهد هجمه تبليغاتي تازه عليه تاريخ و فرهنگ كشورمان در رسانه‌هاي بين‌المللي هستيم. بدين ترتيب كه پس از اقدام جنجالي و خلا‌ف عرف بين‌المللي گوگل در جابجايي نام <خليج عربي> با خليج‌فارس در نقشه‌هاي سايت <گوگل ارث> خود (كه با اعتراض فزاينده ايرانيان داخل و خارج از كشور مواجه شد) از ابتداي سال‌جاري موج اقدامات جديدي از سوي كشورهاي عربي آغاز شده است.از جمله تكرار و تاييد ادعاهاي امارات در بيانيه پاياني بيستمين نشست سران اتحاديه عرب كه 10 و 11 فروردين گذشته در دمشق برگزار شد، ارسال مصوبات نشست 129 شوراي وزيران اتحاديه عرب در رياض به دبيركل سازمان ملل در اين زمينه و شايد مهم‌تر از همه ارسال نامه سران اتحاديه عرب به شوراي امنيت كه تاكنون سابقه نداشته است. به اين انگيزه به بررسي اين ادعاها و تاريخچه اين جزاير مي‌پردازيم.

خليج‌فارس آبراهي است كه در امتداد درياي عمان و بين ايران و شبه‌جزيره عربستان قرار دارد. مساحت آن 233 هزار كيلومتر مربع است و پس از خليج مكزيك و خليج هودسن سومين خليج بزرگ جهان به شمار مي‌آيد. ايران با حدود 2000 كيلومتر خط كرانه‌اي يعني سراسر شمال غربي، شمال و شمال شرقي خليج‌فارس، شمال تنگه هرمز، شمال خليج‌عمان و گوشه شمال باختري اقيانوس هند داراي طولا‌ني‌ترين كرانه‌ها مي‌باشد.

خليج‌فارس از روزگاران بسيار قديم مورد توجه اقوام متمدني همچون سومري‌ها، اكدي‌ها، آشوري‌ها، عيلا‌مي‌ها، بابلي‌ها و ايراني‌ها بوده است و از حدود 400 سال پيش نيز بسياري از قدرتهاي بزرگ مانند پرتغالي‌ها، هلندي‌ها، انگليسي‌ها، فرانسوي‌ها، آلماني‌ها، روس‌ها و آمريكايي‌ها آرزوي سلطه برآن را داشته‌اند، به‌نحوي كه پتركبير امپراتور روسيه، بزرگ‌ترين آرزوي خود را دسترسي به آب‌هاي گرم خليج‌فارس مي‌دانست يا آيزنهاور رئيس‌جمهوري آمريكا در سال 1951 معتقد بود كه خليج‌فارس از نظر استراتژيك مهم‌ترين منطقه در جهان است.

پس بدون ترديد خليج‌فارس در طول تاريخ يكي از مهم‌ترين و حساس‌ترين مناطق جهاني از نظر ژئوپليتيكي و ژئواستراتژيكي بوده است كه برخي از دلا‌يل آن مي‌تواند چنين باشد: ‌

منبع:سایت مجذوبان نور


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/04/23ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
متن كامل طرح تشديد مجازات اخلال در امنيت رواني جامعه    

نمايندگان مجلس با يك فوريت طرحي موافقت كردند كه در صورت تصويب نهايي آن براي كشف جرم و ساماندهي امر مبارزه با جرايم اخلال در امنيت رواني جامعه ، ستاد جرائم خاص در مركز، مراكز استان‌ها و مراكز شهرستان‌ها تشكيل مي شود.

در مقدمه اين طرح درباره لزوم تهيه و پيشنهاد اين طرح آمده است: يكي از وظايف مهم حكومت ايجاد امنيت رواني و اجتماعي در جامعه است ولي متاسفانه برابر گزارشات واصله از مقامات ذيربط تعدادي اندك از مجرمين اين امنيت را از مردم سلب كرده اند.

براي اينكه اين امنيت در جامعه احساس شود نياز به همكاري كليه مسوولان دست اندركار است تا با فراهم نمودن ساز و كارهاي مناسب نسبت به كشف جرم، تعقيب و مجازات مجرمان اقدام كنند و اين امر مستلزم فراهم كردن ابزار قانوني مناسب است؟ لذا طرح تشديد مجازات جرايم اخلال در امنيت رواني جامعه با قيد يك فوريت تقديم مي‌شود.

به گزارش روز چهارشنبه ايرنا، متن كامل اين طرح به اين شرح است:
ماده ‪ -۱‬از تاريخ تصويب اين قانون رسيدگي به جرائمي كه اخلال در امنيت اجتماعي و رواني، جامعه ايجاد مي‌كند برابر اين قانون رسيدگي مي‌شود.

ماده ‪ -۲‬جرائم موضوع ماده (‪ (۱‬عبارت است از:
‪ -۲-۱‬راهزني و سرقت مسلحانه
‪ -۲-۲‬تجاوز به عنف
‪ -۲-۳‬تشكيل باندهاي فساد و فحشاء
‪ -۲-۴‬تاسيس و داير كردن وبلاگ و سايت مروج فساد و فحشاء و الحاد ‪ -۲-۵‬قاچاق انسان به منظور استفاده جنسي
‪ -۲-۶‬شرارت
‪ -۲-۷‬آدم ربايي به قصد تجاوز و يا اخاذي
ماده ‪ -۳‬مجازات مرتكبين جرايم ماده (‪ (۲‬اگر مستوجب حد ديگري نباشد، مجازات محارب و مفسد في الارض است.

ماده ‪ -۴‬وسائل نقليه و اماكني كه براي ارتكاب جرايم ماده (‪ (۲‬مورد استفاده قرار گيرد به حكم دادگاه ضبط مي‌شود.

تبصره - چنانچه ثابت شود كه مالك اموال ياد شده از وقوع جرم مطلع نبوده است مرتكب جرم به حكم دادگاه به پرداخت قيمت آن اموال محكوم خواهد شد.

ماده ‪ -۵‬رسيدگي به جرايم موضوع اين قانون در كليه ي مراحل رسيدگي (دادسرا ، دادگاه بدوي، دادگاه تجديدنظر، ديوانعالي كشور) خارج از نوبت بوده و در شعب ويژه كه توسط رييس قوه قضاييه جهت رسيدگي به اين جرايم تعيين خواهد شد، انجام مي‌شود.

تبصره - رسيدگي در دادگاه تجديدنظر و ديوان عالي كشور حداكثر ظرف مدت (‪۲۰‬ ) روز انجام خواهد شد.

ماده ‪ -۶‬مجازات جرايم موضوع اين قانون قابل تخفيف، تبديل و تعليق نيست.

ماده ‪ -۷‬قرار تامين صادره براي جرايم موضوع اين قانون حداقل براي يك ماه بازداشت موقت است.

ماده ‪ -۸‬ماموريني كه به هر نحو در ارتكاب جرايم موضوع اين قانون مشاركت نمايند يا از وقوع جرم مطلع شده و نسبت به تعقيب مجرم يا مجرمين كوتاهي كرده يا موجبات خلاصي آنان را فراهم نمايند به اشد مجازات قانوني محكوم خواهند شد.

ماده ‪ -۹‬براي كشف جرم و ساماندهي امر مبارزه با جرائم موضوع ماده (‪ (۱‬و (‪ (۲‬اين قانون ستاد جرايم خاص به شرح زير در مركز، مراكز استان‌ها و مراكز شهرستان‌ها تشكيل مي‌شود.

الف: ستاد جرايم خاص مركز مركب از:
‪ -۱‬معاون اول قوه قضاييه
‪ -۲‬دادستان كل كشور
‪ -۳‬فرماندهي نيروي انتظامي
‪ -۴‬معاون امنيت وزارت اطلاعات
‪ -۵‬معاون امنيت وزارت كشور
‪ -۶‬فرمانده نيروي مقاومت بسيج
‪ -۷‬رييس سازمان صدا و سيما
ب - ستاد جرايم خاص استان مركب از:
‪ -۱‬استاندار
‪ -۲‬رييس كل دادگستري استان
‪ -۳‬مدير كل اطلاعات استان
‪ -۴‬فرمانده نيروي انتظامي استان
‪ -۵‬دادستان مركز استان
‪ -۶‬فرمانده نيروي مقاومت بسيج
‪ -۷‬مدير كل صدا و سيماي استان
ج- ستاد جرايم خاص شهرستان مركب از:
‪ -۱‬فرماندار
‪ -۲‬رييس دادگستري
‪ -۳‬دادستان
‪ -۴‬رييس اداره اطلاعات
‪ -۵‬فرمانده نيروي انتظامي
‪ -۶‬فرمانده ناحيه ي مقاومت بسيج
تبصره - رياست ستاد با قوه ي قضاييه و مسووليت دبيرخانه آن با وزارت كشور است.

ماده ‪ -۱۰‬وظايف ستاد ايجاد هماهنگي و پيگيري در كليه ي مراحل پيش گيري، كشف جرم، تعيين مصاديق، تعقيب مجرم و اجراي مجازات است.

ماده ‪ -۱۱‬صدا و سيما موظف است بر اساس برنامه‌هايي كه در ستاد تهيه و تصويب مي‌شود نسبت به تبليغات پيشگيرانه اقدام كند.

ماده ‪ -۱۲‬به جرايم موضوع اين قانون در حوزه‌هاي قضايي مراكز شهرستان ها رسيدگي مي‌گردد.

ماده ‪ -۱۳‬آيين نامه اين قانون حداكثر ظرف مدت سه ماه توسط ستاد مركز تهيه و به تصويب دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي خواهد رسيد.

برگرفته از سایت مجذوبان نور

 

 |+| نوشته شده در  87/04/22ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 

به زودي وبلاگ گروهي و تخصصي شناخت عرفان و تصوف اسلامي به همت گروهي از وبلاگ نويسان سلسله ي نعمت اللهي گنابادي با نام"عرفان اسلامي" راه اندازي خواهد گرديد

اطلاعات تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد گردید...

 |+| نوشته شده در  87/04/21ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
اخبار محرمانه‌اي كه نبايد محرمانه باشند    

محرمانه ، "خيلي محرمانه"،  «مستقيم»، «لطفا شخصا مفتوح فرمايند»؛ اينها عباراتي است كه روي خبرنامه هاي محرمانه اي كه براي مسئولان فرستاده ميشود، خودنمايي ميكند. بي ترديد، اداره مطلوب هيچ كشوري بدون استفاده از بولتنهاي محرمانه خبري ممكن نيست و در قرآن كريم نيز بر حفظ اسرار جامعه مسلمين تاكيد شده است (توبه/۴۷. (

اما آيا ممكن است همين خبرنامه ها به منافع يك كشور لطمه نيز وارد كند؟ شكي نيست كه اگر اين نوع اخبار به دست نااهلان بيفتد، منافع كشور تهديد ميشود. اين را همه مي دانند؛ آنچه كمتر مورد توجه است اين است كه اگر «عناوين» اخبار محرمانه بي جهت «تكثير» شده و اموري كه نبايد محرمانه باشند، بي دليل از ديد مردم پنهان نگاه داشته شوند، موانع بسياري در روند حل مشكلات مردم و پيشرفت كشور پديد مي آيد.

به نظر ميرسد در كشور ما چند نوع خبر كه نه از نظر ديني بايد محرمانه باشند و نه دنياي امروز آنها را محرمانه تلقي ميكند، به دليل پارهاي عذرهاي ناموجه در زمره اخبار محرمانه قرار گرفته اند. البته براي رسيدن به چنين نتيجه اي، لازم نيست كسي به اين خبرنامه ها دسترسي داشته باشد. همين كه اين نوع اخبار مهم در اخبار رسمي كشور جايگاهي ندارند، نشان دهنده آن است كه در خبرنامه هاي محرمانه جا خوش كردهاند.

نوع اول از اين اخبار همان است كه در مقاله پنجم و نيز بخش دوم مقاله ششم (مجلس هشتم و مزاحمان خياباني و غيرخياباني) بدان پرداخته شد و آن اين بود كه نام متخلفان دانه درشت حكومتي و غير حكومتي از مفسدان اخلاقي و مالي گرفته تا سوءاستفاده كنندگان از قدرت، از داخل خبرنامه هاي محرمانه بيرون نمي آيد با اين توجيه كه اگر كسي غير از «محرمان حكومتي» از جرم «مجرمان حكومتي» آگاه شود، نظام تضعيف ميشود!

اما نوع ديگري از اخبار كه متاسفانه نوعا بي جهت مهر محرمانه ميخورد، آمار ناهنجاريها و نابساماني هاي گوناگون اجتماعي در كشوراست. هيچ كشوري در جهان، عاري از ناهنجاري هاي اجتماعي نيست، اما مساله اين است كه آيا جاي آمار ناهنجاري ها در خبرنامه هاي محرمانه است و يا اين آمار و اخبار بايد به وضوح و صادقانه به اطلاع مردم رسانده شود و اساسا كدام يك به صلاح كشور است؟ اين مقاله به بررسي اين مطلب اختصاص دارد.

نظري به اخبار رسانه ملي، مويد اين است كه گويي «خبر رساني» در كشور ما، يعني رساندن اخبار خوب به مردم، و معمولا خبر منفي خبر به شمار نميآيد.

منبع:سایت مجذوبان نور


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/04/21ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 20-4-87  صبح پنجشنبه (نقش تصوف وعرفان در تحولات اجتماعی -آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 16-4-87 صبح یکشنبه   ( تعادل بین حق زن و مرد-خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 15-4-87 صبح شنبه(شناخت عرفان-خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 15-4-87 صبح شنبه   (شناخت عرفان -آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 14-4-87  صبح جمعه(میلاد حضرت امام محمد باقر(ع)-معارف اسلامی-خانمها )

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 13-4-87  صبح پنجشنبه (درک قوانین جهان هستی -آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 12-4-87  صبح چهارشنبه ( کتمان سر-خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 9-4-87 صبح یکشنبه   ( اذان و اقامه-تربیت فرزندان-خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 08-4-87 صبح شنبه   (سیر تکامل بشر-تفاوت انسان با حیوان-خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 08-4-87 صبح شنبه (تسلسل -خلقت انسان از دیدگاه تصوف-آقایان )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 7-4-87  صبح جمعه (فطرت-حقیقت-تربیت فرزندان- خانمها )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  5-4-87  صبح چهارشنبه (مشورت اقتصادی-زیارت خانه خدا و ائمه -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 2-4-87 صبح یکشنبه   ( اسارت و آزادگی-مبنای اعتقادات-عادت -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 1-4-87 صبح شنبه(تفسیر شعر-التقاطی-شیعه وسنی- مرحوم محمود شهابی)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 1-4-87 صبح شنبه   (آخر الزمان -آقایان)**

منبع:مزار سلطانی

 |+| نوشته شده در  87/04/20ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 

اطلاعیه ی وبلاگ هو ۱۲۱

 |+| نوشته شده در  87/04/20ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

پاسخ

شورای فرهنگیان دراویش  گنابادی

 به

 مدیریت سایت مجذوبان نور

 

.............به جمع شدن چند معلم بازنشسته که در نیمه هر ماه برای رفع گرسنگی خانواده خود به قرض متوسل می شوند ،تشکیلات نمی گویند . ما نه تشکیلات سیاسی داریم و نه دارای مرامنامه و اساسنامه تشکیلاتی، چند معلم بازنشسته وساده ایم  که نه با کسی دشمنی داریم و نه زوروقدرتی برای  لشکر کشی و جنگ !!!

در قسمتی از  این نامه چنین  می خوانیم:

آیا مدیریت محترم سایت مجذوبان نور آ  قای رحمت الله جوادی را از نزدیک می شناسند

..........آیا می دانید آن زمان که خانه او را تخریب نمودند او به دنبال تهیه صبحانه برای تخریب کنندگان بوده و چون آن ها را خسته و گرسنه می بیند بر روی خرابه ها سفره می اندازد و به آنها غذا می دهد.

آیا می دانید با قسم و آیه جلو دراویش را می گیرد تا کسی به تخریب کنندگان حمله ننماید ،تا آنها در سلامت به کار خود ادامه دهند..

آیا میدانید جوادی از مبارزین و شکنجه شدگان نظام گذشته و تنها انقلابی منطقه بوده که اگر حب دنیا داشت امروز صاحب جاه و مقام بود در صورتی که نصیب او از انقلاب تنها بیماریست

آیا میدانید جوادی را بعد ازتخریب منزلش به اداره اطلاعات برده اند و از او تعهد گرفته اند که دیگر پا به خانه مخروبه اش نگذاردو آن را به آقایان واگذار کند.

آیا می دانید مامورین امنیتی به او گفته اند تو و محل زندگی تو ،برای دراویش و مردم" مقدس شده" و به هر قیمت نمی گذاریم در این مکان مجددا خانه بسازی و زندگی کنی

آیا می دانید جوادی 15 میلیون تومان هنوز بدهکار خانه تخریب شده اش می باشد

آیا می دانید هر روز او را به اطلاعات می برند  و او بدون هیچ مقاومتی ،  از ترس آنکه  قطره خونی از بینی کسی بیاید همه ظلم ها و فلاکت ها را به جان خریدار شده است

و و و


منبع: سایت مجذوبان نور
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/04/20ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

کشوری که طلای سیاه آن تمام جهان را ثروتمند کرده است!!!

 


 

جدال با فقر!!!

 جدال با فقر!!!

 

بازي كودكان

 

 |+| نوشته شده در  87/04/19ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
بررسی شرق‌شناسانه و پسااستعمارانه تصویر مولانا در جهان غرب

سال مولانا با انبوه همایش‌های مربوط به او به پایان می‌رسد، سالی پربار با هزاران مقاله در شناخت یکی از برجسته‌ترین شاعران و عارفان فرهنگ کشور عزیزمان ایران.
سال جاری در تاریخ فرهنگ ایران و زبان فارسی سالی استثنایی بود که جای مطالعه‌ای عمیق دارد. حال هنگام آن رسیده است که در فضایی به دور از هیاهوهای اجرایی به چند موضوع به ویژه تصویرپردازی‌های مربوط به مولانا در جهان غرب پرداخته شود:
نخست اینکه بسیاری از شخصیت‌های فرهنگ ایرانی قابلیت طرح در سطح جهانی را دارند. ارائه مضامین انسانی و جهانی، موضوعات عمیق عرفانی با لایه‌های تودرتو و نمادین و صورت‌های خیال‌انگیز و زیبا ویژگی این شخصیت‌هاست. مولانا نخستین شخصیت ایرانی نیست که جهانیان او را بزرگ می‌دارند و به طور یقین آخرین آنها نیز نخواهد بود. اهل پژوهش می‌دانند که خیام پرخواننده‌ترین نویسنده جهان در اوائل قرن بیستم محسوب می‌شد و امروزه می‌بینیم که مولانا پرخواننده‌ترین نویسنده جهان در آغاز قرن بیست و یکم است.
بنابراین، می‌توان امیدوار بود که سایر نویسندگان و شخصیت‌های فکری و علمی ایران اسلامی نیز مورد استقبال گسترده جهانی قرار گیرند، اما معرفی و گسترش اندیشه و هنر این شخصیت‌ها و به ویژه متن‌های آنها که همانا اسطوره‌ متن‌های بزرگ تاریخ جهان تلقی می‌شوند، نیازمند برنامه‌ریزی جدی است، زیرا بدون برنامه‌ریزی هوشمندانه این شخصیت‌ها مورد استحاله قرار می‌گیرند و چه بسا ما نیز ندانسته به این مساله کمک کرده باشیم. موضوع بسیار مهم دیگر به چگونگی تصویرسازی‌هایی مربوط می‌شود که از این شخصیت‌ها در غرب ارائه می‌گردد. حال که به پایان بزرگداشت رسیده‌ایم و همایش‌های پایانی سال جاری نیز در حال تمام شدن است، بهتر است به شناسایی تصویرهایی که از مولانا ساخته شده است، بپردازیم.
بهتر است به جای اینکه صرف بزرگداشت و جشنواره‌هایی با نام مولانا ما را چنان مشغول کند که به چگونگی و آینده آن نیندیشیم، به طور دقیق به اتفاقی که در حال افتادن است، توجه کنیم. برای این منظور و با توجه به برخی از عناصر موجود در تصویرسازی‌های مربوط به شخصیت‌هایی همانند مولانا، مناسب است این موضوعات با روش نقد و بررسی شرق‌شناسانه یا پسااستعماری مورد مطالعه قرار گیرد. تصویرهایی که امروزه از مولانا در غرب به ویژه در امریکا ساخته شده، دارای گوناگونی‌های اساسی و مبنایی است.
نخست تصویرهایی که توسط برخی از شرق‌شناسان و ایران‌شناسان بزرگی همچون ماسینیون، کربن، ژامبه و همچنین عرفان پژوهانی همچون ماری شیمل، ویترای میروویچ، البری، چیتیک از مولانا منتشر کرده‌اند. آنان زبان فارسی یا عربی یا هر دو را می‌شناختند و نسبت به فرهنگ ایرانی- اسلامی آشنایی خوبی داشته‌اند. در اغلب موارد تصویرهایی که از سوی این افراد از مولانا ساخته و منتشر شده، گویای یک حکیم عمیق، یک عارف بلند مرتبه و شاعری پر شور بوده است.
تصاویری که این افراد از مولانا ارائه می‌دهند، بسیار نزدیک به تصاویری است که محققان بزرگ ایرانی و اسلامی از او به نمایش گذارده‌اند و حتی در برخی موارد این شخصیت‌های غربی با روش تحقیق متوجه زوایایی شده‌اند که خود ما نشده‌ایم. در مقابل، تصاویر دیگری از مولانا ارائه شده است که به برخی فرقه‌های باطنی‌گری مربوط می‌شود. در واقع، خوانش غرب از مولانا در این دهه‌های اخیر بیشتر بر اساس باطنی‌گرایی بدون وحیانیت و وحدانیت استوار شده است.
مولانایی که این جریان با تصویرهای خود در غرب خلق کرده است، نیز متأثر از برخی تجربیات غرب از عرفان بدون خدا است. در این تصویرپردازی مولانا صوفی‌ای است که تساهل و تسامح را به حداکثر خود رسانده است و بدون توجه به ایمان افراد و حتی بدون توجه به ایمان و با آداب و آیینی خاص همچون سماع به انسان آرامش درونی می‌دهد. دنیای لائیسته ترکیه و انگیزه‌های گردشگری و نگاه اگزوتیک سیاحان غربی همگی شرایط مناسبی را برای چنین تصویری فراهم کرده است. امروزه این جریان حتی به برخی از اقشار جوامع شرقی نیز نفوذ کرده است. به شکل افراطی‌تر ولی در همان میسر، برخی از چهره‌های فرهنگی به ویژه هنری همچون خوانندگان معروف آمریکایی نیز به نوبه خود به تصویرسازی‌هایی در مورد مولانا دست زده‌اند. تصویری که این دسته از مولانا ارائه داده‌اند و در بیشتر موارد نیز همین تصویر موجب عامیانه شدن مولانا در غرب گردیده است، چهره‌ شاعر بزرگی را ترسیم می‌کند که به سرودن اشعاری در خصوص عشق صرفاً زمینی می‌پردازد.
با چنین خوانشی اشعار مولانا همچون عنصری برای عشق زمینی و در اغلب موارد شهوانی و جنسی ارائه شده است؛ اشعاری با یک لایه و آن هم زمینی و شهوانی. به همین دلیل است که امروزه بر بسیاری از مراکز شبانه موسیقی نام رومی گذارده‌اند.
تصویر دیگر مولانا به دنیای صنعت و مصرفی باز می‌گردد. امروزه می‌توان نام مولانا را نه فقط روی محصولات و آثار فرهنگی همچون کتاب‌ها و مراکز فرهنگی و هنری، بلکه روی کالاهای مصرفی نیز به فراوانی مشاهده کرد. بسیاری از کالاها همچون جوراب، ظروف، پوشاک و ... با نام و نشان رومی وارد بازار مصرف می‌شود. چنانکه گفته شد، موضوع یک شخص نیست، بلکه شخصیت‌ها و حتی هویت ایرانی-اسلامی یک ملت است که به دست تصویرسازی‌های ماشینیسم غربی به طور کلی از اصل خود دور می‌شوند، و در مقابل این استحاله و این دگرگونی که به داخل مرزهای ما نیز سرایت خواهد کرد، چه تدبیر فرهنگی می‌توان اتخاذ کرد؟
سال آینده سال رودکی، فردوسی، غزالی و نظامی است، چه سیاست راهبردی برای معرفی و ارائه تصویر واقعی از این فرزانگان باید اتخاذ کرد؟

دکتر بهمن نامورمطلق


روزنامه تهران امروز
 |+| نوشته شده در  87/04/18ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

فجایع 18 تیر وسرکوب دراویش، وجوه اشتراک و اختلاف

(مجذوبان نور) 

   

در آن روزها، که بحث تصويب قانون جديد مطبوعات در مجلس پنجم داغ تر از هميشه بود، کمتر کسی را می شد پيدا کرد که درباره سعيد اسلامی يا امامی چيزی نشنيده باشد يا نداند.
او که سال ها معاون وزير اطلاعات بود، در پی وقوع قتل های زنجيره ای در پاييز 1377، به عنوان متهم رديف اول معرفی و بازداشت شده بود. اما پس از مدتی گفته شد که در زندان با استفاده از داروی نظافت خودکشی کرده است….

و اما ادامه ماجرای ۱۸ تیر ۷۸ :

سعيد امامی در مرکز دايره ای از رازها و ابهام ها نشسته بود و هرآنچه به او مربوط می شد، جذاب تر يا مهم تر از آن بود که کسی به سادگی از کنارش بگذرد.
و روزنامه “سلام” بانگی رها کرده بود که پژواکش تا روزها ادامه داشت. نمايندگان اکثرا محافظه کار مجلس پنجم، که در کش و قوس محدود ساختن قانون قبلی مطبوعات بودند، از نسبت دادن طرح آنان به سعيد امامی برآشفتند و وزارت اطلاعات از مدير مسوول روحانی “سلام”، به دليل چاپ سند محرمانه، به دادگاه ويژه روحانيت شکايت برد.
به اين ترتيب، يک تيتر تکان دهنده، نقطه آغاز ماجرايی پر حادثه شد.
غروب روز بعد، معلوم شد که چاپ چنين جمله ای می تواند به بهای تعطيلی روزنامه ای، حتی به اهميت و وزن سياسی “سلام” تمام شود.
صبح پنج شنبه، بدون “سلام” آغاز شد و شب آن روز آبستن رويدادهای حيرت آور ديگری بود.
و به این ترتیب … :

۱۵ تیر ۱۳۷۸: انتشار نامه فوق محرمانه سعید امامی در روزنامه سلام.
۱۶ تیر ۱۳۷۸: تصویب کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات.
۱۷ تیر ۱۳۷۸: توقیف روزنامه سلام.
۱۸ تیر آمد... و به قول آن آقا!!! شد آنچه شد !!!!!!!!!!

و اما بعد

وجوه مشترک فجایع سرکوب دانشجویان در کوی دانشگاه و تخریب حسینیه های  دراویش گنابادی و ضرب و شتم آنها

1- آزادی قربانی میشود .

2- قانون پایمال میگردد.

3- نقاب مردم فریبی افتاده وصورت خشونت نمایان میشود.

4- قدرت سیاست و سیاست قدرت با نقاب دین و دفاع ازنظام، فاجعه آفرین می شود.

5- کسی جوابگوی جنایات نمی شود.

6- در نهایت مظلوم محکوم وحق به ظالم داده میشود.

وجوه اختلاف فجایع سرکوب دانشجویان در کوی دانشگاه و تخریب حسینیه های  دراویش گنابادی و ضرب و شتم آنها

1- در واقعه کوی دانشگاه یک نفر از مهاجمان محکوم میشود که ریش تراش دانشجویی را دزدیده است امابرای دراویش به همین اندازه هم عدالت اجرا نشد!!!!و نمی شود.

2- فرمانده سرکوبگر(سردار نظری) ظاهرا از مقام خود عزل شد، اما سرکوبگران دراویش ارتقا درجه یافتند و می یابند .

3- در کوی دانشگاه بلدوزرها شرکت نداشتند، اما در بر خورد با دراویش هر بلدوزری در حد  سردار نظری مخرب شده و می شود.

4- جرم دانشجویان دخالت در سیاست و جرم دراویش عدم دخالت در سیاست عنوان می گردد.

5- در کوی دانشگاه فتاوی پنهان فاجعه آفرید اما در سرکوب دراویش فتاوی آشکار فاجعه آفرین شده و خواهد شد!!!

6-  فاجعه کوی دانشگاه یک بار اتفاق افتاد اما سرکوب دراویش چندین بار تکرار گردیده و هنوز ادامه دارد...

...

هم وطنان گرامی و عزیزان ایمانی، موارد دیگر وجوه اشتراک و اختلاف را میدانند!!!؟؟؟

 |+| نوشته شده در  87/04/18ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
نامه منسوب به پیامبر اسلام خطاب به امپراطور روم    

نامه منسوب به پیامبر اسلام خطاب به امپراطور روم

این نامه که صحت آن به تاییدبرخی از کارشناسان آلمانی نیز رسیده است از قدمتی 1400 ساله برخوردار است. اصل این دستخط در اختیار یک فرد یمنی است که وی قصد فروش آن را به مبلغ 41 میلیون دلاردارد.

متن اصلی نامه به این صورت است: (بسم الله الرحمن الرحیم من محمد بن عبد الله ورسوله الی هرقل عظیم الروم سلام علی من اتبع الهدی اما بعد فانی ادعوک بدعایة الاسلام اسلم تسلم وأسلم یؤتک الله اجرک مرتین فإن تولیت فعلیک اثم الأریسین قل یا أهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا وبینکم ان لا نعبد الا الله ولا نشرک به شیئا ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فإن تولوا فقولو اشهدوا بأنا مسلمون).

"به نام خداوند بخشنده مهربان، از محمد بنده و فرستاده خدا به هرقل بزرگ رومیان، سلام بر آن که پیرو هدایت شد. اما بعد، من شما را به اسلام می‌ خوانم، مسلمان شو تا در امان بمانی و خداوند دوبار به تو پاداش دهد . ای اهل کتاب! به سوی کلمه الله بیایید که میان ما و شما یکی است و آن اینکه جز خدا را نپرستیم و به او شرک نورزیم و برخی از ما برخی دیگر را جز خدا، ارباب خویشتن نگیرند، پس اگر بازگشتند بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم."

منبع:سایت مجذوبان نور

 

 |+| نوشته شده در  87/04/18ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
اطلاعیه تاسیس سایتی به نام نامی حضرت آقای محبوب علیشاه(ره)    

هو

121

هوالمحبوب

بیا بیا تو اگرچه نرفته‌ای هرگز            محب و عاشق خود را تو کش که محبوبی

دوازدهمين سال عروج ملكوتي حضرت آقاي حاج علي تابنده محبوبعليشاه طاب ثراه از شميم ريح رمضان استشمام مي‌شود. و به اين بهانه سايتي بنام آن بزرگوار تأسيس گرديد تا حبّ محبوب محيي محبّان گردد.

مظهر عز است و محبوب بحق               از همه كروبيان برده سبق

وبلاگ به نام عشق ضمن تبریک، برای دست اندرکاران این سایت آرزوی موفقیت کرده و از خداوند متعال برای ایشان توفیق خدمت هر چه بیشتر را دارد.

علاقمندان ميتوانند از اين سايت در آدرس زير ديدن نمايند:

http://www.mahboubalishah.ir

 |+| نوشته شده در  87/04/18ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
بازداشت خانواده ی یکی از زندانیان فاجعه ی چهرمین
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور،  در روز شنبه 15 تیرماه1387چند نفراز خانواده و وابستگان آقای برزو نعمتی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که  از زندانیان فاجعه ی چرمهین اصفهان میباشد  ، بازداشت گردیدند.

در این گزارش آمده است آقای برزو نعمتی  در فاجعه تخریب منزل مسکونی آقای رحمت الله جوادی ، توسط نیروهای امنیتی بازداشت ، زندانی  و ممنوع الملاقات گردیده ،و خانواده وی   کرارا در چند روز گذشته به مراکز قضایی  مراجعه و پاسخی  دریافت ننمودند .

 در روز شنبه آقای برزو نعمتی تحت الحفظ نیروهای انتظامی و امنیتی به دادگاه و سپس به پاسگاه  باغ بهادران انتقال می یابد

مادر ،خواهر،زن و فرزند خردسال ایشان به همراه دو تن ازدراویش با اطلاع از این موضوع  به پاسگاه باغ بهادران مراجعه و تقاضای ملاقات با وی را نموده که با ورود انان به پاسگاه ،ممانعت شده و  اجازه ملاقات داده نمیشود . .اصرارخانواده نعمتی و گریه و زاری و سروصدای ایجاد شده جو را ملتهب نموده  و نیروهای انتظامی برای جلوگیری  ازاطلاع مردم و گسترش بحران ، آنها را بازداشت مینمایند

با انتشار خبر بازداشت خانواده نعمتی ،دراویش در مقابل پاسگاه باغ بهادران اجتماع نموده و نیروهای انتظامی و امنیتی اجبارا پس از سه ساعت  بازداشت شدگان را آزاد مینمایند

در پایان گزارش آمده است آقای برزو نعمتی همچنان در بازداشت بسر میبرد وسکوت مراجع قضایی  دربیان موارد  اتهامی و عدم پاسخگویی به خانواده ی ایشان ،تخلف و مخالفت آشکار با موازین قانونی می باشد

 |+| نوشته شده در  87/04/18ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه16-4-87 صبح یکشنبه   ( تعادل بین حق زن و مرد-خانمها)**

http://www.mazaresoltani.net/audio-bayanat87.php

 |+| نوشته شده در  87/04/18ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

هشدار کانون نويسندگان ايران

هشدار کانون نويسندگان ايران درباره کانون نويسندگان ايران در بيانيه ای  درباره آنچه اين کانون آنرا فشارهای فزاينده حاکميت بر گروههای مختلف اجتماعی، محکوميت های جديد  و اقدامات ضد انسانی خوانده، هشدارد داده است. کانون نويسندگان ايران در بيانيه خود به محکوميت  محمد صديق کبودوند و چند زن و مرد جوان  ديگراز فعالان حقوق بشر در کردستان و آذربايجان به احکام سنگين زندان و تبعيد اشاره کرده  و می گويد که شماری ديگر نيز در انتظار چنين سرنوشتی به سر می‌برند.

در بيانيه کانون نويسندگان ايران همچنين گفته می شود که خودکشی دانشجويان که زير فشارهای گوناگون  بوده اند، اوج تازه‌ يی يافته و اقليت‌های مذهبی از جمله بهائيان و دراويش گنابادی به شدت تحت تعقيب و آزار قرار دارند و فشارها بر زنان، تشکل های صنفی، فرهنگی  و مطبوعات  و صدور احکام اعدام برای کودکان بزهکاراعدام دارد. 
 

 |+| نوشته شده در  87/04/17ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

پس از تخریب منزل یکی از دراویش گنابادی با حکم کمیسیون ماده صد شهرداري و برخلاف قانون و به رغم داشتن پايان کار و پروانه ساختمان و عدم خلافي، به واسطه فشار برخي از نهادهاي امنيتي تخریب شد این عمل غیر اخلاقی و انسانی که قبلا حسینیه ها دراویش گنابادی را نشانه گرفته بود  سمت و سویی تازه داد و اینبار منزل درویشی که مجالس فقری و  نماز و مراسم عبادی در آن برگزار میشد تخریب شد.این در حالی بود که  رحمت الله جوادي، صاحب ملک نسبت به اين حکم در قبل از تخریب به ديوان عدالت اداري شکايت کرده بود

 

دراویش در کنار ویرانههای منزل جوادی سعی در بیرونه آوردن برخی از وسائل به جا مانده  از زیر  آوار را دارند وسعی در سامان دادن به اوضاع پیش آمده را دارند.

در تصاویر زیر حضور شبانه روزی جمعی از برادران برای خدمت به این برادر عزیز مشاهده میشود.

 

 

 

 |+| نوشته شده در  87/04/17ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
                                                        بدون شرح

عکس های جدید از چرمهین 

                     حضور 24 ساعته فقرا در محل تخریب

 

 

 

 

                        

                           بدون شرح

 

 

 

 

      

 

             آقای رحمت الله جوادی در منزل ویران شده ی خود

 

 

 

 

          آماده سازی محل و برقراری مجلس فقری شب جمعه

 

           قضاوت با تمامی اهل حق و انسانیت

 |+| نوشته شده در  87/04/17ساعت 12:55 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

سابقه تخریب حسینیه ها ی دراویش گنابادی


- در 9 آذر 1358 حسینیه دراویش گنابادي مشهور به حسينيه اميرسليماني با قدمت يك و نيم قرن در تهران در شب عاشورا به آتش کشیده شد
- در 24 بهمن 1384 در سیزدهم محرم حسینیه درویشان گنابادی در در قم به آتش كشيده شد و سپس با بولدوزر تخریب شد.
- در 19 آبانماه 1386 حسینیه دراویش گنابادي در بروجرد به آتش كشيده شد و سپس با بولدوزر تخریب شد.
- در 12 خرداد 1387 نمازخانه واقع در حیاط منزل فرهانپور شیخ سلسله نعمت اللهی گنابادی تخریب شد
- در 11 تیر 1387 منزل مسکونی یک معلم درویش که محل تشكيل مجالس درويشي در چرمهين اصفهان بود را با بولدوزر تخريب کردند.


__._,_.___

 |+| نوشته شده در  87/04/17ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه ۱۵-4-87 صبح شنبه(شناخت عرفان-خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه۱۵-4-87 صبح شنبه   (شناخت عرفان -آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 14-4-87  صبح جمعه(میلاد حضرت امام محمد باقر(ع)-معارف اسلامی-خانمها )

 |+| نوشته شده در  87/04/17ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

اين مشخصات چه کشوري است ؟

 

  • ۲۰میلیون فقیر
  • 14میلیون بیمار روانی
  • 7میلیون بیکار
  • 900هزار زن تن فروش
  • 4میلیون معتاد
  • 600هزار کودک کارگر
  • یک و نیم میلیون محروم از تحصیل
  • 8میلیون بی سواد
  • 180هزار نابغه فراری با 30تریلیون و400میلیارد تومان خسارت ناشی از فرار مغزها
  • 450هزار تصادف در سال
  • 40هزار بیمار ایدزی
  • سن بزهکاری زیر 10سال
  • کف سنی فحشا 14سال
  • کف سنی اعتیاد13سال

منبع :علی کوردی

با تشکر از وبلاگ سیمرغ

 |+| نوشته شده در  87/04/16ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 

 |+| نوشته شده در  87/04/15ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
اکنون عده  زیادی از فقرا در محل تخریب حضور داشته و اماده  ساختن مجدد منزل برادر ایمانی خود هستند

((متحد جان های شیران خداست     جان گرگان و سگان از هم جداست))

 |+| نوشته شده در  87/04/15ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

اطلاعیه شورای فرهنگیان دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در خصوص تخریب منزل آقای رحمت الله جوادی

   

هو

121

الملک یبغی مع الکفر و لا یبغی مع الظلم

آنان که عمدا ، به واسطه غرض و مرض و یا سهوا ،به جهت جهالت و تحجر ، خواسته یا نا خواسته ،به نام اجرای قانون یا عمل به تکلیف ، خون بندگان خدا را در شیشه سیاست دین ورزان می ریزند ، بار دیگر فاجعه آفریدند، منزل مسکونی همکار محترم جناب آقای رحمت الله جوادی از فرهنگیان با سابقه و مخلص ، توسط مامورین شهرداری و به دستور قوای اطلاعاتی وپشتیبانی نیروهای انتظامی با خاک یکسان گردید . نیروهای امنیتی بعد از آنکه آقای جوادی در مقابل در خواست غیر قانونی آنان، مبنی بر تعطیلی مجالس درویشی در منزلش ، مقاومت می کند مکررا  وی را تهدید به تخریب منزل و حتی تبعید و خروج از شهر می نمایند و در نهایت خانه این معلم مظلوم تخریب می شود.

 هر چند این فاجعه در نگاه فاجعه آفرینان کوچک می نماید اما برای معلمی ساده و بازنشسته که حاصل 30 سال کار و تلاش صادقانه ی او خانه ای محقر و کوچک بود ، فاجعه بسیار عظیم و بزرگ است.

اگر در حکومت علی (ع) این حادثه پیش می آمد به حتم برای امام بلکه برای تمامی خادمان ملت و همه مردم فاجعه ، فاجعه ای بسیار عظیم و بزرگ بود.اما امروز ...

 این حادثه ی ملال آور و غم انگیز نشانه ی ضعف دولتمردان در برخورد با عناصر نفوذی و انجمن!!!ها و گروهک های متحجر و افراطی در ارکان نظام ، و زبونی قانون و مجریان آن در برابر اعمال فشار دین شعاران و فتوا بدستان می باشد.

اگر عدالتی بود و اگر قانونی حاکم بود و اگر حاشیه نشینان قدرت نبودند و به نام دین فتوا نمی دادند و عوام الناس را به تقلید سیاسی به نام شرع، دعوت نمی نمودند و اگر مقلدینی در نیروهای امنیتی و اجرایی نداشتند و در نهایت اگر بموازات حاکمیت ،حکومت یا حکومت هایی پنهان بردولت و ملت سلطه نداشتند،دراویش نیز هم چون تمامی شهروندان دارای حقوقی یکسان بودند، هر چند امروزبا اندکی ضعف و شدت اکثریت اقشار جامعه گرفتا ر قراعتهای متحجرانه از مبانی دینی،آزادی ،عدالت وحقوق انسانها میباشند.

 آزار و اذیت ها تنها اختصاص به دراویش ندارد و هر صنفی و جمعیتی و تفکر و مکتبی به نوعی دست به گریبان مشکلات و معضلات اجتماعی و ظلم های یک طبقه ی انحصار گر و مقدس مآب می باشند.

تخریب حسینیه ها و اسارت  و زندان و ضرب و شتم  و محرومیت های اجتماعی  و فشار روز افزون بر دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و همکاری و سکوت پر معنای دولتمردان،همگان را به مقاومتی مسالمت آمیزواتحاد وهمبستگی  با یکدیگرمیخواند .

باید به درگاه حق نالید و  دست به آسمان  برد وناله ی مظلوم را با فریاد به گوش  همگان رسانید،شاید وجدانهای خفته بیدار شود ،شاید در شب نفرتها خورشید عشق تابیدن گرفت ، شایدعرق شرم برپیشانی ظالم نشست ،شاید آتش شهوت دنیا درجان مدعیان شریعتمدارخاموش شود،    شاید دلی برمظلومیت و غربت تشیع سوخت ،شاید روح آزادگی را وانسانیت را به کالبد مرده خفتگان دمید ،شاید!!!

اما وظیفه ما چیست؟اگر توانستیم  دست ستم را میبندیم و اگر نتوانستیم دردها وغصه ها ی برادرانمان را میان خویش تقسیم می کنیم وبه کمک عزیزان خود خواهیم شتافت،  عدالتی در تقسیم   

تازیانه ها و زندانها و محرومیتهاو.....

شورای فرهنگیان دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی اعمال نابخردانه ی معاندین تصوف را ،خلاف شرع و قانون ودر راستای امیال دشمنان دین وملت دانسته و در دفاع از حقوق حقه همکار خویش آقای رحمت الله جوادی، تخریب منزل مسکونی معلمی ساده به جرم  درویشی رامحکوم مینماید  

شورا ، باتمام توان و استطاعت ،از طرق قانونی وبا تکیه بر اصول انسانی با اعمال قشریون و معاندین مقابله نموده و اقدامات مقتضی را انجام ، و به استحضار هم وطنان و عزیزان ایمانی خواهد رساند .

               شورای فرهنگیان دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی

 |+| نوشته شده در  87/04/14ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 عکسهای جدید از جنایت تخریب حسینیه ی چهرمین

     

      

     

     

      برای تماشای عکسهای بیشتری از این جنایت به:خورشید حق مراجعه نمایید

 |+| نوشته شده در  87/04/14ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
طرح مجازات اعدام برای اخلالگران امنیت روانی    

به گزارش منابع خبری ایران پیش نویس طرحی در مجلس شورای اسلامی تنظیم شده است که مجازات اعدام را برای جرایمی که مخل امنیت روانی جامعه تشخیص می دهد در نظر می گیرد.

براساس این طرح، مجازات اعدام همچنین شامل حال دایر کنندگان وبلاگ ها و وبسایت های پورنوگرافی و همچنین آنهایی که "مروج الحاد" تشخیص داده شوند خواهد شد.

تنظیم این طرح را حمید رضا حاجی بابایی نماینده همدان و عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرگزاری مهر فاش کرده است. این طرح توسط 20 نماینده تنظیم شده است.

در این طرح که ظاهرا از حمایت علی لاریجانی رئیس مجلس برخوردار است، آمده: "مرتکبان جرایمی که مصداق اخلال در امنیت روانی جامعه تشخیص داده می شوند محارب شناخته شده و به اعدام محکوم خواهند شد."

این نماینده مجلس افزود: "براساس این پیشنهاد جرائم مخل امنیت روانی جامعه شامل راهزنی، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشکیل خانه فساد و فحشا، دایر کردن وبلاگ و وبسایت مروج فساد و فحشا، الحاد و قاچاق انسان به منظور سوءاستفاده جنسی، شرارت، آدم ربایی به قصد تجاوز یا اخاذی خواهد بود."

جمهوری اسلامی از سوی برخی گروه های عمده حقوق بشر با این انتقاد مواجه بوده است که از قوانین و اتهامات مبهم همچون "تشویش اذهان عمومی" برای سرکوب هرگونه مخالفتی استفاده می کند.

اگر طرح کنونی مجلس به تصویب برسد، ستادهای ویژه ای در مراکز استان ها تشکیل خواهد شد که وظیفه آنها "کشف جرم و ساماندهی مبارزه با جرائم و احکام" خواهد بود.

فرمانده نیروی انتظامی، معاون اول قوه قضاییه، دادستان کل کشور، معاون امنیت وزارت اطلاعات، معاون امنیت وزارت کشور، فرمانده سپاه، فرمانده نیروی مقاومت بسیج و رئیس سازمان صدا و سیما در هر استان اعضای چنین ستادی خواهند بود.

به گفته آقای حاجی بابایی وظیفه این ستادها تعیین مصادیق جرائم مخل امنیت روانی جامعه، تعقیب و مجازات مرتکبان و اجرای مجازات آنان خواهد بود.

به گزارش روزنامه "اعتماد" چاپ تهران آقای لاریجانی رئیس مجلس طی سخنانی در همایش "اسلام و آسیب های اجتماعی" از تشدید مجازات اخلالگران در امنیت اجتماعی دفاع کرده است.

وی گفت: "حکومتی خوب است که برای آسیب های اجتماعی فرمول حکومتی مطلوب داشته باشد؛ به ویژه در شرایط دوران مدرنیته که با آسیب ها متنوع تری روبرو هستیم."

او افزود: "نباید منتظر بمانیم عده ای از افراد شرور و ناهنجار، عده زیادی را دچار آسیب روانی و اجتماعی کنند و فقط چند سال زندان و جریمه نقدی شوند."

او جای دیگری تاکید کرد: "کسانی که با آرامش روانی جامعه بازی و نگرانی ایجاد می کنند مصداق مفسد فی الارض هستند، چرا که آنها با اقدام خود به جامعه ظلم می کنند."

اعتماد نوشت که به نظر می رسد تنظیم این طرح پاسخی به کاستی ها در طرح امنیت اجتماعی باشد که از قبل اجرا می شد اما برخی قضات گزارش می دادند که قانون روشنی برای تعیین مجازات مجرمان اجتماعی وجود ندارد.

 به نوشته این روزنامه تعدادی از جرائم ذکر شده در این طرح در قوانین ایران وجود داشته و مجازات آنها مشخص بوده است اما افزودن جرایم مربوط به وبلاگ و وبسایت ها جدید است.

این قانون بیشتر برای کسانیکه وبلاک تهیه میکنند ساخته شده در صورتی که وبلاک در حیطه مطبوعات است و این قانون مخالف قانون اساسی خودشان میباشد .

 

 |+| نوشته شده در  87/04/14ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 13-4-87  صبح پنجشنبه (درک قوانین جهان هستی -آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 12-4-87  صبح چهارشنبه ( -خانمها)**

 |+| نوشته شده در  87/04/14ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

برگرفته از وبلاگ سیمرغ 

(((  حـــکـــا یـــت  )))

 

غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی تا خزینه سلطان آباد کند.

بی خبر از قول حکما که گفته اند:  هر که خدای را "عز و جل " بیازارد

تا دل خلقی به دست آرد ایزد تعالی همان خلق را بر او بگمارد تا دمار

                           از روزگارش بر آرد.

 

       آتش سوزان نکند با سپند                آنچه کند دود دل دردمند

 

سر جمله حیوانات گویند شیر است و کمترین جانوران خر و به اتفاق

 

مسکین خر اگر چه بی تمیزست

                                             چون بار همی برد عزیز است

گاوان و خران رنج بردار

                                             "    به ز آدمیان مردم آزار  "

 

 |+| نوشته شده در  87/04/14ساعت 9:47 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
بر گرفته از وبلاگ خورشید حق

  یاران مجذوبان در بند...

در ادامه ی سیر تخریب حسینیه های دراویش گنابادی با کمال تاسف مطلع گردیدیم که منزل جناب آقای جوادی در شهر چهرمین از توابع اصفهان که محل برگزاری مجالس فقری و قرآنی میباشد در حرکتی بی شرمانه از سوی نیرو های امنیتی و به یاری شهرداری این شهر در اوج بی رحمی با خاک یکسان شد.

همچنین تمامی وسائل زندگی این معلم دین دار و ایثار گر انقلاب در زیر بار خروارها خاک به تاریخ مظلومیت حق و دین پیوست و همچنین اعضای محترم خانواده ی ایشان در کمال بی شرمی مورد بی احترامی قرار گرفتند و از منزل خود این محل ذکر حضرت حق تعالی بیرون رانده شدند تا شاهد ویرانی خانه ی خدا  باشند.

در ادامه ی این حرکت بی شرمانه و در دفاع از خانواده ی محترم جناب جوادی عده ای از مرده شریف و متدین این شهر که همیشه شاهد خوبیهای این جماعت بی آلایش بودهاند وارد صحنه شدند که از سمت نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و تعدادی از این عزیزان بازداشت شده که عده ای از آنها بعد از گذشت ساعاتی و در بد ترین شرایط جسمی و روحی آزاد گردیدند اما همچنان دو تن از عزیزان ما به نامهای:یوسف امیری و برزو نعمتی در بند نیروهای امنیتی میباشند که از وضعیت سلامت آنها خبری در دست نمیباشد.

ضمن آرزوی آزادی عزیزان در بند به گفته ی مولای معظمان جناب آقای مجذوب علیشاه داد خود را فقط نزد خدا میبریم...

 |+| نوشته شده در  87/04/11ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

دادستان کل کشور :

         ايران پرچمدار حقوق بشر در دنياست؟؟؟؟؟



مراسم روز جهاني شکنجه، روز گذشته در شرايطي در تبريز برگزار شد که دادستان کل کشور نه تنها اشاره اي به موارد ‏نقض حقوق بشر در ايران نکرد بلکه در پيامي جمهوري اسلامي ايران را "پرچمدار حقوق بشر در دنيا" خواند. پيام دري ‏نجف آبادي در حالي قرائت شد که امروزه سازمان هاي حقوق بشري جمهوري اسلامي رااز جمله اصلي ترين حکومت ‏هاي ناقض حقوق بشر مي دانند


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/04/11ساعت 10:48 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
در حالیکه هنوز ساعاتی از  فرو ریختن ساختمانی بر روی کارگران و ساکنین آن در سعادت آباد نمی گذرد و رسانه ها تا کنون کشته شدگان این حادثه را تاکنون حدود ۱۸تن ذکر کرده اند.که خبر تخریب منزل یکی از دراویش با حکم  کميسيون ماده 100 شهرداري را البته در برخی رسانه ها (با توجه به بایکوت خبری دراویش گنابادی)دیدیم .این در حالی بود که این واقعه برخلاف قانون و به رغم داشتن پايان کار و پروانه ساختمان و عدم خلافي بود و صرفا  به واسطه فشار برخي از نهادهاي امنيتي در حال تخريب انجام گرفته شده است .

           جالب آنکه در دو رفتار کاملا  متفاوت  مسئولین از یک سو در بوق و كرنا كردن طرح‌هاي استحكام، تضمين استاندارد،‌اعمال ايزوها و هزاران ترفند تبليغاتي، موجبات آرامش ذهني و فريب خود را فراهم مي‌کنند. و درسویی دیگر منازل دراویش و مراکز عبادی آنان را با لودر و بولدزر تخریب میکنندو با عث بی سرپناه شدن خانواده ای میشوند.آنجا انان برای اهمال و سستی در کنترل و نظارت فنی بی سر پناه  میشوند و اما دراویش علاوه بر داشتن پروانه و پایان کار بی سرپناه میشوند.درحادثه سعادت آباد عوامل مسئول دراین حادثه بلا فاصله بازداشت  و اما عوامل تخریب  منازل و حسینیه های دراویش پس از گذشت دو سال و اندی همچنان به عمل تخریب خود ادامه میدهند ونکته حائز اهمیت آنکه مصدومین و زخمی شدگان  حادثه هم اکنون در زندان قم به سر میبرند.

در هر دو حادثه نهادهاي اداري شهرداریها و شورای اسلامی شهر اين كشور نشان داده‌اند كه تا چه ميزان نسبت به انجام وظايف خود در قبال شهروندان، بي‌مسووليت و غيرمتعهد هستند. 


 |+| نوشته شده در  87/04/11ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
                  تخریب خانه تاوان خداپرستی    

منزل آقای رحمت الله جوادی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی واقع در شهرک چرمهین ،میدان شهدا،بلوار آبشار،خیابان فاطمه،کوچه صنوبردر روز سه شنبه 11 تیرماه 1387تخریب گردید.

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، این اقدام خلاف شرع و قانون در دو نوبت صبح و بعد از ظهر انجام گردید.

مقارن ساعت 5/8 بامداد نیروها ی امنیتی و انتظامی و مامورین شهرداری با دو دستگاه لودر و بلدوزر  در محل حاضر شده و بخش اعظمی از منزل شخصی آقا ی جوادی را تخریب نمودند که به علت درگیری مردم و دراویش باآنان عملیات خود را نیمه تمام رها نموده و با تحمل صدماتی مجبور به ترک محل می شوند.

مجددا نیرو های اطلاعاتی و شهرداری در ساعت 3 بعد از ظهر تنها اتاق باقی مانده از منزل آقای جوادی را تخریب می نمایند

این  دستور غیر قانونی از سوی آقای صادقی شهردار چرمهین و آقای جعفری مسئول و مامور اداره اطلاعات صادر گردیده است.

در این گزارش آمده است، آقای جوادی که از فرهنگیان زحمتکش و بازنشسته  می باشد پس از این حادثه اجبارا برای آن که خانواده او سرپناهی داشته باشد در حیاط منزل مخروبه اش چادر زده است .

جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در حمایت و موافقت با برادر ایمانی خود آقای جوادی ،که مورد ظلم متحجرین و قشریون واقع گردیده است تصمیم دارند در اطراف منزل وی چادر زده و خانه ی او راکه قبلامحل انعقاد  مجالس درویشی بوده است، مجددا بسازند .

 |+| نوشته شده در  87/04/11ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
   درگیری دراویش و مردم چرمهین با نیروهای امنیتی و انتظامی    

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور دقایقی پس از تخریب منزل آقای رحمت الله جوادی مردم و دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی چرمهین به سرعت خود را به محل رسانده و با نیروهای انتظامی و امنیتی درگیر شدند .

نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و ماموران شهرداری بعد از آن که دو دستگاه بلدوزر و خودروهای آنان متحمل صدماتی گردید پا به فرار گذاشته و محل حادثه را ترک نمودند.

در این گزارش آمده است آقای جوادی که از فرهنگیان زحمتکش و بازنشسته چرمهین می باشد پس از این حادثه اجبارا برای آن که خانواده اش سرپناهی داشته باشد در حیاط منزل مخروبه اش چادر زده است و مردم گرداگرد او اجتماع نموده اند اخبار تکمیلی در خصوص حادثه ی  تخریب منزل این درویش گنابادی متعاقبا به عرض هم وطنان خواهد رسید.

 |+| نوشته شده در  87/04/11ساعت 10:44 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

در بین اسامی  دراویش  زندانی در قم نیز دیده می شوند

(از وبلاگ یاران مجذوبان نور)

اين ليست در بردارنده اسامي بيش از 400 زنداني سياسي و عقيدتي در زندانهاي جمهوري اسلامي و در سراسر کشور ايران ميباشد ، اين کتابچه که به صورت فصلنامه منتشر ميگردد و حاوي آخرين اسامي و مشخصات زندانيان سياسي ايران است که از سوي ديده بانهاي جامعه و نهادهاي مدني مورد شناسائي قرار گرفته اند . اين کتابچه فرصتي براي يادآوري وجود صدها زنداني عقيدتي و وجداني است که ساليان سال است دور از رسانه هاي عمومي و حمايت افکار عمومي در گوشه هاي تاريکخانه ها گذر ايام مينمايند.

 آنچه در باره اين ليست بايد توجه داشت :
1-اين ليست به هيچ روي در بردارنده تمامي زندانيان سياسي ايران نمي باشد بلکه تنها اسامي شناسائي و مستند گشته را شامل ميشود و يقين است که ليست نهايي زندانيان عقيدتي ايران بسيار گسترده تر از اين تعداد شناسائي شده خواهد بود.
2-اين ليست تنها در بردارنده افرادي است که هم اکنون در پشت ديوارهاي بلند زندان محبوس ميباشند است.
3-عليرغم بي سابقه ، به روز و جامع بودن ليست مذکور ، اين مجموعه منکر وجود درصد خطا در ليست نمي باشد و براي تصحيح و تکميل اين ليست نيازمند حمايت و ياري تمامي مدافعان حقوق بشر و مطلعين مربوطه ميباشيم .

واحد انتشارات مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران - بهار 1387

برای دیدن لیست روی لینک کلیک کنید.
http://www.hra-iran.org/book/List-bahar87.pdf
http://www.hra-iran.org/book/List-bahar87.pdf

 

 |+| نوشته شده در  87/04/11ساعت 12:31 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

               اخبار چرمهین:تخریب خانه معلمی به جرم درویشی

   

 خبرنگارسایت مجذوبان نور گزارش داد امروز11تیر ماه1387 مقارن ساعت10 صبح ، خانه مسکونی آقای رحمت الله جوادی  که از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادیست و منزل وی محل انعقاد  مجالس درویشی  در چرمهین اصفهان است  با خاک یکسان شد .

بلدوزرهای شهرداری خانه معلمی را خراب نمودند که از معلولین انقلاب است. نیروهای انتظامی زن و فرزند او را از خانه  بیرون کشیدند  و بخشی از وسایل زندگی و شخصی وی در زیر آوار،نابود   گردید.
کمیسیون ماده صد شهرداری چرمهین چندی پیش ، برخلاف قانون حکم تخریب کامل این مکان عبادی دراویش را صادر نمود وعلیرغم اعتراض مالک ، شعبه 28 دیوان عدالت اداری از صدوردستورموقت برای جلوگیری از اجرای این حکم شهرداری خودداری نمود

 

 |+| نوشته شده در  87/04/11ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
ضرب الاجل 24 ساعته برای تخریب مکان برگزاری مجلس دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی درشهرستان چرمهی    

منزل مسکونی آقای رحمت الله جوادی در شهرستان چرمهین از توابع استان اصفهان که برای برگزاری مجالس ذکروعبادت دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادیاختصاص یافته است طی 24 ساعت آینده تخریب می شود .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور؛ صبح روز دوشنبه 10 تیر ماه 1387 اخطاریه ای از سوی اجرائیات شهرداری به مالک ابلاغ شده که درآن ضرب الاجل 24 ساعت برای تخریب این مکان عبادی قید شده است .
کمیسیون ماده صد شهرداری چرمهین چندی پیش ، برخلاف قانون حکم تخریب کامل این مکان عبادی دراویش را صادر نمود وعلیرغم اعتراض مالک ، شعبه 28 دیوان عدالت اداری تاکنون از صدوردستورموقت برای جلوگیری از اجرای این حکم شهرداری خودداری نموده است .
این گزارش در ادامه می افزاید ؛ جمعی از دراویش نعمت اللهی گنابادی ومالک این مکان طی نامه های اعتراض آمیز جداگانه ای برای مقام رهبری ومسئولین ارشد نظام ایران خواستار نقض حکم شهرداری شدند اما این اعتراضات نیز به دلیل فشارنهادهای اطلاعاتی مؤثر واقع نشده و منزل این درویش گنابادی در معرض تخریب قرار دارد.

جمعی از دراویش و اهالی محل  اعلام  نموده اند  که فردا با تجمع  خود در برابر این اعمال ظالمانه که توسط نیروهای نفوذی در ارگان های دولتی صورت میگیرد مراتب اعتراض خود را به گوش مسئولین عالی رتبه نظام خواهند رساند.

 |+| نوشته شده در  87/04/11ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

فشار پلیس اطلاعات و امنیت عمومی گناباد بر

مزار سلطانی بیدخت وتهدید به پلمپ آن... Mazar Soltani Beydokht, Gonabad

 

 

چاپ ايميل

پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرستان گناباد ،  برای تنظیم و ارائه لیست ثبت اسامی مراجعین به مکان مقدس مزار سلطانی بیدخت،دراویش ومخصوصا خادمین مزار را با تهدید و ارعاب تحت فشار گذاشته است.

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور؛ فرماندهی انتظامی شهرستان گناباد ضمن اهانت به مکان متبرکه مزار سلطانی بیدخت مبنی بر مهمانپذیرتلقی نمودن این مکان زیارتی ، تقاضای ارائه لیست مراجعین به این مکان عبادی را نموده است وبه گفته آگاهان بیم آن می رود درصورت استنکاف از تنظیم و ارائه لیست ، مزار سلطانی بیدخت درمعرض پلمپ و تعطیلی قرارگیرد .

این گزارش در ادامه می افزاید ؛ تولیت معظم مزار سلطانی بیدخت جهت رفاه و آسایش زائران ، ‌مدتهاست زمینی را برای احداث زائرسرا خریداری نموده اند اما متأسفانه با فشارعوامل متحجر نفوذی درارگانهای امنیتی ایران ، شهرداری بیدخت کماکان از صدور مجوز ساخت به نام زائرسرا خودداری می ورزد .

براساس این گزارش ، اقدام اخیر پلیس امنیت عمومی گناباد پس از آن صورت می گیرد که در اسفندماه 86 نمایندگانی از دادستانی این شهرستان به محل سکونت یکی از دراویش نعمت اللهی گنابادی در بیدخت مراجعه و ضمن تفتیش و بازرسی منزل وی ، کلیه آثار فرهنگی موجود در محل ،‌ مربوط به بزرگان عرفان اسلامی از جمله بزرگان سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی را ضبط و توقیف نمودند و تاکنون از بازپس دادن آنها خودداری می کنند .

در اردیبهشت ماه 86 نیز قطب دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ،  جناب آقای دکتر نورعلی تابنده در روستای علی آباد بیدخت توسط مأمورین اطلاعات و دادستانی گناباد دستگیر و از اقامت در زادگاه خود ممنوع و به تهران منتقل شدند .

شهر بیدخت ،‌ زادگاه ، مسکن و مدفن اقطاب سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی است که هرساله خصوصاً اعیاد ملی و مذهبی ، مسافران و زائران بیشماری از اقصی نقاط ایران وجهان به این شهرستان عزیمت می کنند و ازدحام زوار در حدی است که ظرفیتهای موجود تکافوی این جمعیت را نمی دهد و ناگزیر به اسکان در چادر می باشند و تلاشهای متولی محترم این مکان زیارتی در راستای توسعه فضای رفاهی برای پذیرش زوار به دلیل مخالفتهای معاندین تصوف در جمهوری اسلامی نتیجه بخش نبوده و از صدور مجوز به نام زائرسرا ممانعت می شود .

     

 

 |+| نوشته شده در  87/04/10ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

اخـــــراج سه درویش نعمت اللهی گنابادی

      از وزارت آمــوزش وپـــرورش      

 

 

   

خانمها لیـــدا  تــابــان ، ویــدا تــابـــان  و  فــائــزه واحـــدی ، سه تن از پیروان طریقت نعمت اللهی گنابادی از وزارت آموزش و پرورش اخراج شدند .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور؛ این سه درویش گنابادی پس از هفت سال خدمت درمدارس شهرستانهای کرج و هشتگرد با حکم اداره کل تعیین صلاحیت و اسناد وزارت اطلاعات ایران به دلیل وابستگی به سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی از کار برکنار شدند .

بنابراین گزارش ، اعتراضات این سه نفر و وکیل مدافع آنها در مراجع امنیتی و قضایی ایران مؤثر نبوده و شعبه 23 دیوان عدالت اداری نیز درتصمیم قضایی اخیرالصدور خود ، این احکام اخراج را تأیید نموده است .

 

 

 

                      با فشار جاهلان قافله امنیتیها در جمهوری اسلامی ایران ، کلیه پیروان طریقت نعمت اللهی گنابادی به جرم درویشی از سمت خود برکنار و یا مورد تهدید و تعرض قرار می گیرند .

اخراج دکتر نصیـــراحمــدی ازاستادی دانشگاه آزاد ، اخراج دکتربیـــژن بیــدآبـــاد ( اقتصاد دان ) ازوزارت اقتصاد وعضویت درهیأت علمی پژوهشکده پولی و بانکی ، اخراج مهندس عمـــاد مــردانی ازاستادی دانشگاه آزاد و ابطال پروانه وکالت آقایان  مصطفي دانشجو و  اميد بهروزی ، نمونه های بارزتعرض به حقوق شغلی دراویش در ایران است .

گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور در ادامه می افزاید ؛ وکالت این سه درویش اخراجی از سیستم آموزشی ایران را آقای مصطفی دانشجو برعهده داشته که خود ایشان نیز به دلیل دفاع از حقوق تضییع شده دراویش گنابادی ، از سوی مقامات قضایی تحت تعقیب قضایی قرار دارد و پروانه وکالت وی نیز با گزارشات وزارت اطلاعات و دادستانی کل کشور، از سوی مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلاء قوه قضاییه ابطال شده است .

 |+| نوشته شده در  87/04/09ساعت 10:31 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

مصاحبه مهم محتشمی پور: فرقه مصباحیه، سرانجام کودتا خواهد کرد!

   

روزنامه اعتماد ملی متن مصاحبه مشروحی را با حجت الاسلام محتشمی‌پور وزیر اسبق کشور، سفیر اسبق در سوریه و عضو رهبری مجمع روحانیون مبارز منتشر کرد که صریح ترین و بی پرده ترین اظهارنظر و افشاگری است که تاکنون در باره مصباح یزدی و باند یا فرقه "مصباحیه" شده است. محتشمی پور با جزئیاتی که کمتر از آن اطلاع در دست بود به سوابق مصباح یزدی اشاره می کند و در بخش های پایانی مصاحبه خود هشدار می دهد که این جریان در تدارک یک کودتاست!

ما این مصاحبه بسیار مفصل را برای سهولت در دست یابی خوانندگان به گرهی ترین بخش ها و نکات آن خلاصه کرده ایم که می خوانید:

این قوم(مصباحیه) بدانند كه بنده در راه اندیشه های امام و مبارزه با ظلم و ستم و برپایی جمهوری اسلا‌می ‌بیش از 40 سال است كه چوبه دار خود را به دوش می‌كشم و در انتظار شهادت هستم. در نظام جمهوری اسلا‌می ‌هركسی آزاد است در چارچوب قانون اساسی عقاید و آرای خود را بیان كند. جناب آقای مصباح نیز از چنین حقی برخوردارند ولی حق ندارند اندیشه و نظر خود را به نام امام مطرح كنند. همچنین پیشنهاد می‌كنم جناب آقای مصباح‌یزدی لا‌اقل این شجاعت را داشته باشند و موسسه امام خمینی(ره) را به موسسه مصباح‌یزدی تغییر نام بدهند و با تابلوی خود اینگونه مباحث را مطرح كنند. درتمام اعلامیه های سال 56 و 57 علیه رژیم شاه در استان‌ها و شهرهای مختلف نام برخی از آقایان از جمله جناب آقای مصباح‌یزدی نیست. ‌



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/04/07ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

(همه چیز جز تورم)

به نقل از:خبر گزاری دسترنج

اس ام اس، وبلاگ و بلوتوث ويرانگرند؟!

روز-شهرام رفيع زاده

وزير آموزش و پرورش و فرماندهان و مسئولين سپاه پاسداران و نيروي انتظامي طي روزهاي اخير «اينترنت»، ‏‏«وبلاگ »،« وب سايت»، «اس ام اس» و «بلوتوث» را که در شکستن انحصار رسانه اي نقش مهمي داشته اند، ‏‏«خطرناک تر از اعتياد»،« ويرانگر» و«ابزار تهاجم رسانه اي» ناميدند.‏
مديرکل روابط عمومي نيروي انتظامي در همين ارتباط ديروز از‎ ‎برخورد قاطع پليس با بلوتوث بازان در اماکن ‏عمومي در راستاي طرح امنيت اجتماعي خبر‎ ‎داد.‏
مهدي احمدي با ادعاي اينکه فناوري بلوتوث تلفن همراه در‎ ‎جامعه معضلاتي به وجود آورده است، گفت:«يکي از ‏محورهايي که در راستاي اجراي طرح‎ ‎امنيت اجتماعي با آن برخورد خواهد شد،عوامل و افرادي هستند که اکثرا ‏در‎ ‎مترو و اماکن عمومي، اقدام به انتشار بلوتوث هاي مخرب مي کنند.»‏
وي با اين ادعا که «بلوتوث هاي مخرب، امنيت اجتماعي را تحت تاثير قرار مي دهد» گفت: «از اين پس ماموران ‏نيروي انتظامي در صورت مشاهده بلوتوث بازها با آنها برخورد قاطع خواهد داشت.»‏
‎‎
بلوتوث؛ خطرناک تر از اعتياد‎‎
فرمانده نيروي انتظامي تهران پيش از اين گفته بود: «برخي از تکنولوژي هاي عصر حاضر در جهت رسيدن به ‏مقاصد شيطاني و‏‎ ‎شوم استفاده مي کنند.»‏
به گزارش ايسکانيوز، از ديد فرمانده نيروي انتظامي «گوشي هاي همراه و اينترنت در دنياي امروز ابزاري ‏براي‎ ‎ارتکاب جرم مورد سوء استفاده قرار مي گيرد که در اين خصوص بايد آگاهي هاي لازم به‏‎ ‎مردم داده شود‎.‎‏»‏
احمدرضا رادان همچنين از شدت گرفتن برخورد با بلوتوث سخن گفته و به خبرگزاري ها اعلام کرده بود که: ‏‏«دستگاه قضايي نيز بر‎ ‎اساس قانون با کساني که بخواهند از طريق بلوتوث يا هر وسيله ارتباطي ديگر وارد حريم‎ ‎خصوصي افراد شده و احساس امنيت آن ها را تحت تاثير قرار دهند برخورد مي‎ ‎شود‎.‎‏»‏
سايت بصيرت وابسته به سپاه پاسداران نيز در روزهاي اخير اظهارات رئيس پليس امنيت اخلاقي نيروي انتظامي ‏در مورد بلوتوث را نقل کرد.اين سايت با اشاره به اظهارات احمد روزبهاني در يک برنامه تلويزيوني به نقل از ‏وي نوشت: «رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا خطر بلوتوث هاي خصوصي که در آن به حريم خصوصي مردم ‏تجاوز مي‌شود را بيشتر از اعتياد دانسته است.»‏
به نوشته اين سايت روزبهاني همچنين گفته: «اين گونه بلوتوث ها باعث از هم پاشيدن خانواده ها و حتي خودکشي ‏افراد مي‌شود و صدمات جبران ناپذيري به افراد جامعه وارد مي کند.»‏
فرمانده امنيت اخلاقي نيروي انتظامي در عين حال از«تعيين خط قرمزها» در مورد کامپيوتر و تلفن موبايل خبر ‏داده و گفته: «بايد فرهنگ استفاده صحيح از اين فن آوري ها را در جامعه رواج دهيم و در عين حال خط ‏قرمزهاي استفاده از اين فن آوري و مواردي را که ناامني به بار مي آورد را شناخت و با استفاده نا به جا و غلط ‏از اين فن آوري مبارزه کرد.»‏
وي همچنين به مردم توصيه کرده که:«کمي بيشتر رفتار فرزندانمان را کنترل کنيم و بصورت دوستانه از ‏محتويات تلفن هاي همراه آنها آگاه شوند.»‏
به نوشته ارگان دفتر سياسي سپاه پاسداران، احمد روزبهاني بلوتوث هاي غير اخلاقي را به دو دسته تقسيم کرده و ‏گفته:«در يک دسته از بلوتوث ها، افراد نمايش داده شده مرتکب جرم نمي شوند و به آنها خيانت شده و فيلم حريم ‏خصوصي آنها تکثير شده است، و دسته ديگر، بلوتوث هايي هستند که در آن افراد نمايش داده شده مرتکب جرم يا ‏جرائمي مانند مردم آزاري و تجاوز به عنف مي شوند.»‏

طرح مصون سازي از اينترنت و رسانه‌ها‎‎
وزير آموزش و پرورش نيزپنج شنبه گذشته در همايش انجمن اوليا و مربيان از تهاجم اينترنت،ماهواره و بلوتوث ‏به سيستم آموزش خبر داد و گفت:«اولين اقدامي كه نظام تعليم و تربيت كشور نيازمند انجام آن است، طراحي و‎ ‎اجراي برنامه‌اي براي مصونيت‌بخشي اين نظام در مقابل تهاجم رسانه‌اي اينترنت،‎ ‎ماهواره و بلوتوث است.»‏
عليرضا علي احمدي با تاکيد براينکه«مصونيت‌بخشي نظام تعليم و تربيت در مقابل تهاجمات رسانه‌اي الزامي ‏است» گفت:«نظام تعليم و تربيت كشور، نيازمند انجام اقدامات اساسي است كه بايد به كمك همه‎ ‎آحاد دست اندركار ‏صورت گيرد و اولين اين اقدامات، مصون‌سازي اين نظام در مقابل‎ ‎تهاجم رسانه‌اي اينترنت، ماهواره و بلوتوث ‏است.»‏
خبرگزاري ايسنا از قول وزير آموزش و پرورش نوشته که وي طراحي «برنامه مصون‌سازي نظام تعليم و‎ ‎تربيت ‏در مقابل تهاجمات رسانه‌اي» را مسووليتي بزرگ براي نظام، دولت و دستگاه آموزش‎ ‎و پرورش خوانده و گفته ‏است:« اين مصونيت، تنها با تقوا و پرهيزگاري در نظام تعليم و‎ ‎تربيت ايجاد نمي‌شود و براي مقابله با تهاجمات ‏رسانه‌اي، بايد جنبه‌هاي پرهيز و‎ ‎ستيز را در كنار يكديگر مورد توجه قرار داد.»‏
علي احمدي همچنين گفته: «ما اگر مي‌خواهيم در كشورمان، فراورد نظام تعليم و تربيت در جهت آرمان‌ها و‎ ‎خواسته‌هايمان باشد، لذا علاوه بر نظام آموزش و پرورش، نياز به نظام مطلوب رسانه‌اي‎ ‎و صيانت از فرهنگ ‏عمومي نيز داريم.»‏
وزير آموزش و پرورش کارکرد سنتي انجمن هاي اوليا و مربيان را در حال حاضر ناکافي دانسته و گفته: ‏‏«انجمن‌هاي‎ ‎اوليا و مربيان مدارس، بايد مسيرهاي خانه و مدرسه را نيز تحت نظارت خود قرار دهند،‎ ‎چرا كه ‏امروز بسياري از اتفاقاتي كه براي فرزندان ما رخ مي‌دهد، تنها در داخل خانه‎ ‎و مدرسه نيست.»‏
وزير آموزش و پروش خواستار آن شده که انجمن هاي اوليا و مربيان، چتر نظارتي خود را در محيط هاي اطراف ‏مدرسه و اطراف خانه بگستراند.»‏
وي همچنين گفته: «در حال حاضر مهمتر از‎ ‎ايجاد ارتباط و تعامل بين خانه و مدرسه، ايجاد تعامل بين مدرسه و ‏رسانه است و بايد‎ ‎به اين ضرورت بسيار مهم، ‌توجه شود.»‏
وزير آموزش و پرورش نگراني خود را از دسترسي دانش آموزان و خانواده آنها به وبلاگ ها، وب سايت ها و ‏رسانه هاي خارج از کنترل دولت پنهان نکرده و افزوده: «امروز نه تنها دانش‌آموزان ما مصونيت كافي در قبال ‏تهاجم‌ها و آثار‎ ‎فرهنگي منفي را ندارند، بلكه معلمان و خانواده‌هايمان نيز از اين تهاجم‌ها و آثار‎ ‎فرهنگي منفي، ‏مصون نيستند.»‏

‎‎اس ام اس ويرانگر است‎‎
در اقدامي ديگر سايت بصيرت ارگان دفتر سياسي سپاه پاسداران اقدام به انتشار گزارشي در گسترش استفاده از ‏پيام هاي کوتاه تلفني(اس ام اس) با اشاره به ارسال جوک از طريق اس ام اس که به يکي از کارکردهاي اين ‏تکنولوژي ارتباطي در ايران تبديل شده،کرده و نوشته: «همين جنبه مفرح پيام كه پديده نويني را ميان جوانان به ‏وجود آورده كه به "اس ام اس بازي" معروف شده است و همين نام به تنهايي گوياي جايگاه نادرست پيام هاي ‏كوتاه در بين آنهاست.»‏
در اين گزارش با اشاره به اينکه جوانان بيشترين آمار را در ارسال جوک هاي اس ام اسي به خود اختصاص داده ‏اند،عنوان شده که اس ام اس در ايران «به وسيله اي براي انجام كارهاي بي ارزش تبديل شده كه بيشتر به بازي ‏كردن شبيه است. بازي خاصي كه مي تواند منجر به انحرافات اخلاقي هم شود.»‏
سايت دفتر سياسي سپاه پاسداران در ادامه از ايجاد موج ارسال جوک هاي دسته اول ابراز نگراني کرده و نوشته ‏‏«از لحظه تولد يک جوک داغ و دسته اول موجي در سطح جامعه به ويژه در ميان نوجوانان و جوانان ايجاد مي ‏شود و بدون توجه به ارزش هاي اخلاقي و بدون هيچ فيلترينگي در محتوايش براي گروه هاي بزرگي از كاربران ‏ارسال مي شود.»‏
اين گزارش با اشاره به اينکه «هشدارهايي درباره خطرات استفاده نامناسب از اين امكان ارتباطي نوين مدت ‏هاست از سوي برخي از كارشناسان دلسوز مطرح مي شود» خواستار ايجاد محدوديت هايي در اين زمينه شده ،و ‏تاکيد کرده:«ويژگي هاي فرهنگ ايراني اسلامي ايجاب مي كند كه با وضع قوانين مناسب اپراتورهاي تلفن همراه ‏در كشور به موازات كسب سود اقتصادي به سلامت جامعه نيز توجه كنند درحاليكه تاكنون هنوز اقدامي جدي در ‏اين خصوص در كشور ما انجام نشده است.»‏
توجه ويژه و درخواست سپاه پاسداران و نيروي انتظامي براي اعمال محدوديت هاي بيشتر در مورد رسانه هاي ‏جديد از جمله بلوتوث،اس ام اس و وبلاگ ها و وب سايت هاي اينترنتي در حالي است که وزارت ارشاد اسلامي ‏نيز اخيرا با انتشار گزارشي در مورد تحليل محتواي وبلاگ ها اعلام کرده:«وبلاگستان فارسي در سال 86 به ‏نسبت سال 85 بطور محسوسي سياسي‏تر شده است.»‏

 |+| نوشته شده در  87/04/06ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
و باز هم کبوتری دیگر...    

خبرنگار سایت مجذوبان نور گزارش داد: آقای عنایت الله دانش پژوه از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  در شهرستان قم بازداشت شد. گفتنی است که وی از محکومین حادثه بهمن ماه 84  قم می باشد

 |+| نوشته شده در  87/04/05ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

           با تشکر از وبلاگ محترم یاران مجذوبان نور و (درویش خرسند عزیز...)

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  5-4-87  صبح چهارشنبه (مشورت اقتصادی-زیارت خانه خدا و ائمه -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 2-4-87 صبح یکشنبه   ( اسارت و آزادگی-مبنای اعتقادات-عادت -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 1-4-87 صبح شنبه(تفسیر شعر-التقاطی-شیعه وسنی- مرحوم محمود شهابی)**

 |+| نوشته شده در  87/04/05ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 1-4-87 صبح شنبه(تفسیر شعر-التقاطی-شیعه وسنی- مرحوم محمود شهابی)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 1-4-87 صبح شنبه   (آخر الزمان -آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 29-3-87 صبح چهارشنبه(درجات اعتقاد در سلوک-علم الیقین-عین الیقین-حق القین)

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 29-3-87 صبح چهارشنبه( آوردن فرزند-نازایی-خانمها)** فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 26-3-87 صبح یکشنبه   ( یادی از گذشتگان عرفان-شعرای عارف -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 25-3-87 صبح شنبه   (تعلیم وتعلم فرزندان -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 25-3-87 صبح شنبه   (عرفان روح زندگی-آقایان )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 24-3-87  صبح جمعه (کنترل موالید - خانمها )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  22-3-87  صبح چهارشنبه (خلقت انسان -تشرف و عهد الهی -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 19-3-87 صبح یکشنبه   ( حضرت فاطمه زهرا -پیشرفت در سلوک -خانمها)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 17-3-87  صبح جمعه (ذکر دوام و فکر مدام-دعا - خانمها )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 16-3-87  صبح پنجشنبه (قرآن و ترجمه-آقایان)**

 

جهت دانلود و شنیدن فرمایشات اخیر حضرت ایشان می توانید از سایت مزار سلطانیاستفاده کنید:

http://www.mazaresoltani.net/audio-bayanat87.php

 

 |+| نوشته شده در  87/04/05ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

تعرض به حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی اهواز

   

به گزارش خبرنگارسایت مجذوبان نور ؛ حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهر اهواز از سوی عده ای لباس شخصی مورد اصابت   کوکتل مولوتف  قرار گرفت وخدمه این مکان عبادی نیزبه ضرب چاقو مجروح و به بیمارستان منتقل شد .
به گفته آگاهان ؛  مهاجمان که تعدادشان به چهارنفر می رسید با نام مأمورین  اداره آب  وارد حسینیه دراویش گنابادی شدند و با مجروح و زخمی نمودن خدمه ، و نوشتن شعارهایی در مخالفت با   صوفیه  بردر و دیوار این مکان،  چندین بمب آتشزا به سوی حسینیه پرتاب وبا دو موتورسیکلت محل را ترک نمودند.
 این اقدام درشهر اهواز در حالی صورت می گیرد که چندی پیش نیزعده ای با عنوان گروه منصورون 2 به محل عبادت دراویش در شهر امیدیه با پرتاب  کوکتل مولوتف  حمله ور شده و با پخش اطلاعیه ، دراویش را به کشتار و نابودی تهدید نمودند  و علیرغم گزارش وشکایت دراویش به مسئولین ، تاکنون اقدامی در خصوص تعقیب و یا دستگیری عوامل این جنایات، صورت نگرفته است ..
با تشدید اقدامات تندروها و افراطیون در استان خوزستان ، بیم آن می رود مجالس دراویش نعمت اللهی گنابادی در سایر شهرهای ایران نیز مصون از تعرض نماند.

 |+| نوشته شده در  87/04/05ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

معرفی بزرگان عرفان:

شيخ محمود شبستري

سعدالدين يا نجم الدين محمود بن عبدالکريم شبستري از بزرگان مشايخ عرفان ايران است. وي در سال 687 هجري در قصبه شبستر هفت فرسنگي تبريز متولد شد. از شرح حال وي تفصيلي در دست نيست، ولي از اخبار و آثار چنين نتيجه گرفته ميشود، تحصيلات و رشد فکري وي در آذربايجان بوده و سرانجام از عارفان بنام زمان خود بشمار رفته است. اوقات خود را در درس و بحث گذرانده و در سال 720 هجري در تبريز زندگي را بدرود گفته است.

شيخ محمود شبستري سراينده مثنوي معروفي است بنام "گلشن راز" که شرح هاي بسيار بر آن نوشته اند و از آن جمله شرح کمال الدين حسين اردبيلي متخلص به الهي در قرن دهم و شرح شاه داعي الي الله شيرازي بنام نسايم گلشن، و شرح محمد بن يحيي بن علي لاهيجي تأليف در سال 877 هجري و شرح مظفرالدين علي شيرازي و شرح ادريس بن حسام الدين بدليسي مورخ معروف قرن دهم ترکيه و شرح شيخ بابا نعمت الله بن محمود نخجواني و شرح حاج محمد ابراهيم بن محمد علي شريعت مدار سبزواري خراساني و نيز شرحي به عبدالرحمان جامي نسبت داده اند که مورد ترديد مي باشد. و اين منظومه را به زبانهاي انگليسي و آلماني ترجمه کرده اند و از معروفترين کتابهاي عارفان ايران است. در ماه شوال سال 717 هجري، امير حسيني هروي سؤال هائي از وي به نظم کرده و او جواب آنها را به نظم داده و اين مثنوي را ترتيب داده است. به غير از اين مثنوي؛ مثنوي ديگري يکي بنام "شاهدنامه" و ديگر بنام "سعادت نامه" سروده است. خود تصريح مي کند که شاعر نبوده و اين وسيله را براي اظهار مطالب خويش پيش گرفته است. در نثر نيز چند رساله تأليف کرده که از جمله آنها، حق اليقين و مرآت المحققين است.

شيخ محمود شبستري در حل و فصل مسائل ديني و حکمي بسيار دقيق بوده و در آن موضوع مرجعيت و شهرت بسزا داشته است. دانش دوستان از اطراف و اکناف بحضورش شتافته و حل مجهولات خود را از او درخواست ميکردند. چنانکه معروف ترين اثر خود يعني مثنوي "گلشن راز" را در چنين موردي در جواب سؤال هاي مرد بزرگي از اهل خراسان بنام امير سيد حسيني هروي مريد و خليفه شيخ بهاءالدين ملتاني که او هم خليفه شيخ شهاب الدين عمر سهروردي بود سروده است.

اين کتاب که بطور تقريب هزار بيت ميشود، عبارت از فهرست موجزي از اصطلاحات و تعبيرات تصوف با توضيحاتي سهل و صريح است. که در جواب 15 سؤال سروده و تنظيم شده است. بخش نخستين آن قبل از طرح سؤال ها با اين شعر عميق و دلنشين شروع ميشود:

بنام آنکه جان را فکرت آموخت                                 چراغ دل بنور جان برافروخت

ز فضلش هر دو عالم گشت روشن                          ز فيضش خاک آدم گشت گلشن

اين منظومه را به اشاره شيخ خود بهاءالدين يعقوب تبريزي، در پاسخ هفده سؤال منظوم مير حسين حسيني سادات هروي که در آن عهد در خراسان اشتهار داشته، هر بيتي را بيتي به صورت جواب سروده و بعدها ابيات ديگر بر آن افزوده و آن را گلشن راز ناميده است. ديگر آثار شيخ محمود شبستري به شرح زير است:

حق اليقين رساله ايست مشتمل بر حقايق و دقايق عرفاني - سعادت نامه - مرآت المحققين. مرگ وي در سال 720 هجري در سي و سه سالگي به شبستر واقع در هشت فرسنگي شمال غربي تبريز اتفاق افتاده است.

اکنون نمونه اي از اشعار گلشن راز در اينجا نقل ميشود:

چو عـريـان گـردي از پـيـراهـن تـن                            شـود عـيـب و هـنر يـکـبـاره روشـن

تـنـت باشد ولـيـکـن بــي کـدورت                            کـه بـنـمايـد در او چـون آب صـــورت

دگـر بـاره به وفـق عـــالــم خـاص                            شـود اخـلاق تـو اجـسـام اشـخاص

هـمـه اخـلاق تـو در عـالـم جــان                             گـهـي انـوار گـردد گـــاه نــــيـــــران

تـعـيـن مـرتـفـع گـــردد ز هستي                             نـمانـد در نـظـر بـــالا و پــــســــتي

کـنـــد هـم نـور حـق در تو تجلي                             بـبـينـي بـي جـهـت حق را تـعـالي

دو عـالـم را همه بر هم زني تو                              نـدانـم تـا چـه مـسـتـيـها کني تـــو

سـقـيـم ربـهـم چـبـود بـينـديش                             طهورا چيست صافي گشتن خويش

خوشا آندم که ما بي خويش باشيم                        غــنــي مـطـلـق و درويـش بـاشـيم

نه دين نه عقل نه تقوي نه ادراک                            فتاده مست و بيخود بر سر خـــاک

چو رويت ديدم و خوردم از آن مي                            ندانم تا چه خواهد شد پس از وي

پس از هر مستيء باشد خماري                            درين انديشه دل خون گشت بـاري

هر آن چيزي که در عالم عيان است                        چو عکسي ز آفتاب آن جهان است

جهان چون زلف و خط و خال ابروست                      که هر چيزي به جاي خويش نيکوست

صفات حق تعالي لطف و قهر است                         رخ زلف بـتـان را زان دو بــهر اسـت

مـپـرس از من حديث زلف پرچين                             مـجـنـبـانـيـد زنـجـيـر مــجــانــيــــن

 |+| نوشته شده در  87/04/05ساعت 9:41 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

معرفی بزرگان عرفان

مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي)

جلال الدين محمد بن بهاءالدين محمد بن حسيني خطيبي بکري بلخي معروف به مولوي يا ملاي روم يکي از بزرگترين عارفان ايراني و از بزرگترين شاعران درجه اول ايران بشمار مي رود. خانواده وي از خاندانهاي محترم بلخ بود و گويا نسبش به ابوبکر خليفه ميرسد و پدرش از سوي مادر دخترزاده سلطان علاءالدين محمد خوارزمشاه بود و به همين جهت به بهاءالدين ولد معروف شد.

وي در سال 604 هجري در بلخ ولادت يافت. چون پدرش از بزرگان مشايخ عصر بود و سلطان محمد خوارزمشاه با اين سلسله لطفي نداشت، بهمين علت بهاءالدين در سال 609 هجري با خانواده خد خراسان را ترک کرد. از راه بغداد به مکه رفت و از آنجا در الجزيره ساکن شد و پس از نه سال اقامت در ملاطيه (ملطيه) سلطان علاءالدين کيقباد سلجوقي که عارف مشرب بود او را به پايتخت خود شهر قونيه دعوت کرد و اين خاندان در آنجا مقيم شد. هنگام هجرت از خراسان جلال الدين پنج ساله بود و پدرش در سال 628 هجري در قونيه رحلت کرد.

پس از مرگ پدر مدتي در خدمت سيد برهان الدين ترمذي که از شاگردان پدرش بود و در سال 629 هجري به آن شهر آمده بود شاگردي کرد. سپس تا سال 645 هجري که شمس الدين تبريزي رحلت کرد جزو مريدان و شاگردان او بود. آنگاه خود جزو پيشوايان طريقت شد و طريقه اي فراهم ساخت که پس از وي انتشار يافت و به اسم طريقه مولويه معروف شد. خانقاهي در شهر قونيه بر پا کرد و در آنجا به ارشاد مردم پرداخت. آن خانقاه کم کم بدستگاه عظيمي بدل شد و معظم ترين اساس تصوف بشمار رفت و از آن پس تا اين زمان آن خانقاه و آن سلسله در قونيه باقي است و در تمام ممالک شرق پيروان بسيار دارد.  جلال الدين محمد مولوي همواره با مريدان خود ميزيست تا اينکه در پنجم جمادي الاخر سال 672 هجري رحلت کرد. وي يکي از بزرگترين شاعران ايران و يکي از مردان عالي مقام جهان است. در ميان شاعران ايران شهرتش بپاي شهرت فردوسي، سعدي، عمر خيام و حافظ ميرسد و از اقران ايشان بشمار ميرود. آثار وي به بسياري از زبانهاي مختلف ترجمه شده است. اين عارف بزرگ در وسعت نظر و بلندي انديشه و بيان ساده و دقت در خضال انساني يکي از برگزيدگان نامي دنياي بشريت بشمار ميرود. يکي از بلندترين مقامات را در ارشاد فرزند آدمي دارد و در حقيقت او را بايد در شمار اوليا دانست. سرودن شعر تا حدي تفنن و تفريح و يک نوع لفافه اي براي اداي مقاصد عالي او بوده و اين کار را وسيله تفهيم قرار داده است. اشعار وي به دو قسمت منقسم ميشود، نخست منظومه معروف اوست که از معروف ترين کتابهاي زبان فارسي است و آنرا "مثنوي معنوي" نام نهاده است.  اين کتاب که صحيح ترين و معتبرترين نسخه هاي آن شامل 25632 بيت است، به شش دفتر منقسم شده و آن را بعضي به اسم صيقل الارواح نيز ناميده اند. دفاتر شش گانه آن همه بيک سياق و مجموعه اي از افکار عرفاني و اخلاقي و سير و سلوک است که در ضمن، آيات و احکام و امثال و حکايتهاي بسيار در آن آورده است و آن را بخواهش يکي از شاگردان خود بنام حسن بن محمد بن اخي ترک معروف به حسام الدين چلبي که در سال 683 هجري رحلت کرده است به نظم درآودره.  جلال الدين مولوي هنگامي که شوري و وجدي داشته، چون بسيار مجذوب سنايي و عطار بوده است، به همان وزن و سياق منظومه هاي ايشان اشعاري با کمال زبردستي بديهه ميسروده است و حسام الدين آنها را مي نوشته.  نظم دفتر اول در سال 662 هجري تمام شده و در اين موقع بواسطه فوت زوجه حسام الدين ناتمام مانده و سپس در سال 664 هجري دنباله آنرا گرفته و پس از آن بقيه را سروده است. قسمت دوم اشعار او، مجموعه بسيار قطوري است شامل نزديک صدهزار بيت غزليات و رباعيات بسيار که در موارد مختلف عمر خود سروده و در پايان اغلب آن غزليات نام شمس الدين تبريزي را برده و بهمين جهت به کليات شمس تبريزي و يا کليات شمس معروف است.  گاهي در غزليات خاموش و خموش تخلص کرده است و در ميان آن همه اشعار که با کمال سهولت ميسروده است، غزليات بسيار رقيق و شيوا هست که از بهترين اشعار زبان فارسي بشمار تواند آمد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/04/03ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

آقای  امیـــرعلـــی لبـــاف 

 مأذون نماز سلسله نعمت الهی گنابادی در شهر قم

 بدون  حکم قضایی بازداشت شد .

 

 سایت خبری مجذوبان نور :

آقای امیرعلی لباف مأذون نماز سلسله نعمت الهی گنابادی در شهر قم که در روز چهارشنبه مورخ 29/3/87 توسط افراد لباس شخصی که خود را مامور قضایی معرفی نموده و بدون ارائه حکم قضایی بازداشت گردیده بود به مکان نامعلومی منتقل و از هر گونه خبری در مورد سلامت ایشان و محل نگهداری ایشان خودداری نموده اند. رفتارغیر قانونی افراد لباس شخصی به این احتمال دامن زده است که سلامت جسمی و روحی نامبرده در معرض خطر قرار دارد و مقامات قضایی قم هم از هر گونه پاسخ گویی در خصوص وضعیت ایشان امتناع مینمایند. گزارشات غیر رسمی که هنوزازسوی مقامات قضایی قم تایید نشده حکایت از آن دارد که آقای لباف به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در بازداشت مامورین اداره اطلاعات قم می باشد .

 |+| نوشته شده در  87/04/03ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

معرفی بزرگان عرفان:

شمس تبريزي

شمس الدين محمد پسر علي پسر ملک داد تبريزي از عارفان مشهور قرن هفتم هجري است، که مولانا جلال الدين بلخي مجذوب او شده و بيشتر غزليات خود را بنام وي سروده است. از جزئيات احوالش اطلاعي در دست نيست؛ همين قدر پيداست که از پيشوايان بزرگ تصوف در عصر خود در آذربايجان و آسياي صغير و از خلفاي رکن الدين سجاسي و پيرو طريقه ضياءالدين ابوالنجيب سهروردي بوده است.  برخي ديگر وي را مريد شيخ ابوبکر سلمه باف تبريزي و بعضي مريد باباکمال خجندي دانسته اند. در هر حال سفر بسيار کرده و هميشه نمد سياه مي پوشيده و همه جا در کاروانسرا فرود مي آمد و در بغداد با اوحدالدين کرماني و نيز با فخر الدين عراقي ديدار کرده است. در سال 642 هجري وارد قونيه شده و در خانه شکرريزان فرود آمده و در آن زمان مولانا جلال الدين که فقيه و مفتي شهر بوده به ديدار وي رسيده و مجذوب او شد.  در سال 645 هجري شبي که با مولانا خلوت کرده بود، کسي به او اشارت کرد و برخاست و به مولانا گفت مرا براي کشتن مي خواهند؛ و چون بيرون رفت، هفت تن که در کمين ايستاده بودند با کارد به او حمله بردند و وي چنان نعره زد که آن هفت تن بي هوش شدند و يکي از ايشان علاءالدين محمد پسر مولانا بود و چون آن کسان به هوش آمدند از شمس الدين جز چند قطره خون اثري نيافتند و از آن روز ديگر ناپديد شد. درباره ناپديد شدن وي توجيهات ديگر هم کرده اند.  به گفته فريدون سپهسالار، شمس تبريزي جامه بازرگانان مي پوشيد و در هر شهري که وارد مي شد مانند بازرگانان در کاروانسراها منزل مي کرد و قفل بزرگي بر در حجره ميزد، چنانکه گويي کالاي گرانبهايي در اندرون آن است و حال آنکه آنجا حصير پاره اي بيش نبود. روزگار خود را به رياضت و جهانگردي مي گذاشت. گاهي در يکي از شهرها به مکتبداري مي پرداخت و زماني ديگر شلوار بند ميبافت و از درآمد آن زندگي ميکرد.

ورود شمس به قونيه و ملاقاتش با مولانا طوفاني را در محيط آرام اين شهر و به ويژه در حلقه ارادتمندان خاندان مولانا برانگيخت. مولانا فرزند سلطان العلماست، مفتي شهر است، سجاده نشين باوقاري است، شاگردان و مريدان دارد، جامه فقيهانه ميپوشد و به گفته سپهسالار (به طريقه و سيرت پدرش حضرت مولانا بهاءالدين الولد مثل درس گفتن و موعظه کردن) مشغول است، در محيط قونيه از اعتبار و احترام عام برخوردار است، با اينهمه چنان مفتون اين درويش بي نام و نشان ميگردد که سر از پاي نمي شناسد.

تأثير شمس بر مولانا چنان بود که در مدتي کوتاه از فقيهي با تمکين، عاشقي شوريده ساخت. اين پير مرموز گمنام دل فرزند سلطان العلما را بر درس و بحث و علم رسمي سرد گردانيد و او را از مسند تدريس و منبر وعظ فرو کشيد و در حلقه رقص و سماع کشانيد. چنانکه خود گويد:

در دست هميشه مصحفم بود                                    در عشق گرفته ام چغانه

اندر دهني که بود تسبيح                                          شعر است و دوبيتي و ترانه

حالا ديگر شيخ علامه چون طفلي نوآموز در محضر اين پير مرموز زانو مي زند (زن خود را که از جبرئيلش غيرت آيد که در او نگرد محرم کرده، و پيش من همچنين نشسته که پسر پيش پدر نشيند، تا پاره ايش نان بدهد) و چنين بود که مريدان سلطان العلما سخت برآشفته و عوام و خواص شهر سر برداشتند. کار بدگوئي و زخم زبان و مخالفت در اندک زماني به ناسزا راني و دشمني و کينه و عناد علني انجاميد و متعصبان ساده دل به مبارزه با شمس برخاستند.

شمس تبريزي چون عرصه را بر خود تنگ يافت، بناگاه قونيه را ترک گفت و مولانا را در آتش بيقراري نشاند. چند گاهي خبر از شمس نبود که کجاست و در چه حال است، تا نامه اي از او رسيد و معلوم شد که به نواحي شام رفته است.

با وصول نامه شمس، مولانا را دل رميده به جاي باز آمد و آن شور اندرون که فسرده بود از نو بجوشيد. نامه اي منظوم در قلم آورد و فرزند خود سلطان ولد را با مبلغي پول و استدعاي بازگشت شمس به دمشق فرستاد.

پس از سفر قهر آميز شمس افسردگي خاطر و ملال عميق و عزلت و سکوت پر عتاب مولانا ارادتمندان صادق او را سخت اندوهگين و پشيمان ساخت. مريدان ساده دل که تکيه گاه روحي خود را از دست داده بودند، زبان به عذر و توبه گشودند و قول دادند که اگر شمس ديگر بار به قونيه باز آيد از خدمت او کوتاهي ننمايند و زبان از تشنيع و تعرض بربندند. براستي هم پس از بازگشت شمس به قونيه منکران سابق سر در قدمش نهادند. شمس عذر آنان را پذيرفت. محفل مولانا شور و حالي تازه يافت و گرم شد.

مولانا در اين باره سروده است:

شـمـس و قـمـرم آمـد، سمـع و بـصـرم آمــد                              وآن سيـمـبـرم آمـد، آن کـان زرم آمـد

امــروز بــه از ديـنـه، اي مــونــس ديــــريـنـه                               دي مست بدان بودم، کز وي خبرم آمد

آن کس که همي جستم دي من بچراغ او را                             امـروز چـو تـنـگ گــل، در رهگـذرم آمـد

از مــرگ چــرا تـرسـم، کــاو آب حـيـات آمـد                               وز طعنه چرا ترسـم، چون او سپرم آمد

امـروز سـلـيـمـانــم، کــانـگـشـتـريـم دادي                                 زان تـاج مـلـوکـانـه، بر فرق سرم آمـــد

پس از بازگشت شمس ندامت و سکوت مخالفان ديري نپائيد و موج مخالفت با او بار ديگر بالا گرفت. تشنيع و بدگوئي و زخم زبان چندان شد که شمس اين بار بي خبر از همه قونيه را ترک کرد و ناپديد شد و به قول ولد (ناگهان گم شد از ميان همه) چنانکه ديگر از او خبري خبري نيامد. اندوه و بيقراري مولانا از فراق شمس اين بار شديدتر بود. چنانکه سلطان ولد گويد:

بانگ و افغان او به عرش رسيد                             ناله اش را بزرگ و خرد شنيد

منتهي در سفر اول شمس غم دوري مولانا را به سکوت و عزلت فرا مي خواند، چنانکه سماع و رقص و شعر و غزل را ترک گفت و روي از همگان درهم کشيد. ليکن در سفر دوم مولانا درست معکوس آن حال را داشت؛ آن بار چون کوه به هنگام نزول شب، سرد و تنها و سنگين و دژم و خاموش بود، و اين بار چون سيلاب بهاري خروشان و دمان و پر غريو و فرياد گرديد.  مولانا که خيال مي کرد شمس اين بار نيز به جانب دمشق رفته است، دوباره در طلب او به شام رفت؛ ليکن هر چه بيشتر جست، نشان او کمتر يافت و به هر جا که ميرفت و هر کس را که مي ديد سراغ شمس ميگرفت.  غزليات اين دوره از زندگي مولانا از طوفان درد و شيدائي غريبي که در جان او بود حکايت مي کند.

ميخائيل اي. زند درباره هم جاني شمس تبريزي و مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي) چنين اظهار نظر مي کند: « بطور کلي علت اينکه مولوي ديوان خود و تک تک اشعار آن را نه بنام خود، بل به نام شمس تبريزي کرد، نه استفاده از آن به عنوان ابزار شعري و نه احترام ياد رفيق گمگشته را ملحوظ کرده بود.  شاعر که رفيق جانان را در عالم کبير دنياي مادري گم کرده بود، وي در عالم صغير روح خويشتن مي يابد. و مرشدي را که رومي بدين طريق در اندرون خويش مي يابد، بر وي سرود ميخواند و شاعر تنها نقش يک راوي را رعايت مي کند. لکن از آنجا که اين اشعار در روح او زاده شده اند، پس در عين حال اشعار خود او هستند.  بدين طريق جلال الدين رومي در عين حال هم شمس تبريزي است که سخنانش از زبان وي بيرون مي آيد و هم شمس تبريزي نيست. و شمس ذهنيت شعر است، آفريننده شعر است، قهرمان تغزلي اين اشعار است، و در عين حال در سطح اول، سطح تغزلي عاشقانه که در اينجا به طور کنايي پيچيده شده است، عينيت آن نيز بشمار ميرود.  تمايل جلال الدين به سوي وحدت مطلق است. لکن شمس تبريزي به درک حقيقت آسماني نايل آمده بود، در آن محو شده بود، و بخشي از آن گرديد بود. بدين ترتيب نخستين سطح ادراک که در شعر صوفيانه معمولا به وسيله يک تعبير ثنوي از سطح دوم جدا ميشود، در اينجا به طور ديالکتيکي به سطح دوم تعالي مي يابد.

در هر حال زندگاني شمس تبريزي بسيار تاريک است. برخي ناپديد شدن وي را در سال 643 هجري دانسته اند و برخي درگذشت او را در سال 672 هجري ثبت کرده اند و نوشته اند که در خوي مدفون شده است. (لازم به توضيخ است: نگارنده (رفيع) در سفري که به سال 1366 خورشيدي به قونيه کردم، آرامگاهي مجلل در شهر قونيه ترکيه بنام آرامگاه شمس تبريزي مشاهده نمودم).

اين عارف کم نظير ايراني يکي از آزاد انديشان جهان است که بشريت به وجودش فخر خواهد کرد. مجموعه تقريرات و ملفوظات وي بنام مقالات موجود است که مريدانش آن را جمع کرده اند. از جمله گفته است:

« اين مردمان را حق است که با سخن من الف ندارند، همه سخنم به وجه کبريا مي آيد، همه دعوي مي نمايد. قرآن و سخن محمد همه به وجه نياز آمده است، لاجرم همه معني مي نمايد. سخني ميشنوند، نه در طريق طلب و نه در نياز، از بلندي به مثابه اي که بر مي نگري کلاه مي افتد. اما اين تکبر در حق خدا هيچ عيب نيست، و اگر عيب کنند، چنانست که گويند خدا متکبرست، راست گويند و چه عيب باشد؟» 

 |+| نوشته شده در  87/04/03ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
بایکوت خبری دراویش و سانسور اخبار    

مقدمه :

 

 هدف و رسالت مراکز خبری ، اطلاع رسانی ، روشنگری ، بالا بردن سطح فکری و فرهنگی جامعه و ایجاد فضائی شفاف برای مشارکت و دخالت مردم درامور اجتماعی و آگاهی جامعه از شیوه عملکرد دولتمردان می باشد .

از این رو یکی از بزرگترین ارکان دموکراسی ،وبارزترین نشانه سلامت جامعه آزادی مطبوعات است . محدودیتهای خبری که از سوی مراکز امنیتی بر مطبوعات اعمال می شود ، در حقیقت ، مخالفت آشکار با حقوق حقه مردم و مقابله با قانون ، بنام دفاع و تثبیت حاکمیت است . انتشار اخبار دروغ ، گزینشی ، کانالیزه شده و یکسویه ، نشان از عدم اعتماد میان مردم و حاکمان سیاسی دارد


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/04/02ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

       بازداشت شیخ  دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  بازداشت شیخ دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی

 

  

   

به گزارش خبرنگارسایت مجذوبان نور ، روز سه شنبه 28 خردادماه 87  نیروهای انتظامی و امنیتی اصفهان مجلس روزه خوانی  در مسجد مردآویج این شهر، که به مناسبت دهه فاطمیه توسط شیخ سلسله نعمت اللهی گنابادی جناب آقای جذبی منعقد گردیده بود تعطیل نموده ویکی از دراویش (آقای خالصی) را دستگیر و بازداشت می نمایند . در ادامه این حرکت غیر قانونی و خلاف شرع روز جمعه 31/3/1387 نیروهای امنیتی و پلیس خودرو جناب آقای جذبی را که در راه بازگشت از شهر کرد به اصفهان بودند  متوقف و ایشان را بازداشت و خودرو شخصی وی را مورد تفتیش و بازرسی قرار می دهند .با  خبر دستگیری ایشان،دراویش جلو پلیس راه شهرکرد – اصفهان تجمع نموده و نیروهای امنیتی به اجبار جناب اقای جذبی را پس از چند ساعت آزاد می نمایند.

لازم به ذکر است حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهر اصفهان سالهاست که به دستور مقامات اطلاعاتی  پلمپ گردیده وعملاً مدتهاست که جناب آقای جذبی از دیار خویش تبعید گردیده اند. 

 |+| نوشته شده در  87/04/01ساعت 11:31 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
            عرفان در مقایسه با مکتب های فکری دیگر

   البته منظور ما از مکتبهای فکری، مکاتب موجود در قلمرو تفکرات اسلامی است. با گسترش تحقیقات عقلی، از قرن دوم تا قرن ششم هجری عملأ چهار دسته و گروه فکری اصلی و عمده به وجود آمد که به عنوان متکلمین، فلاسفه ی مشا، فلاسفه ی اشراق و عرفا یا متصوفه شناخته شدند.

 

  همه ی اینان به طور کلی به واقعیت و عینیت جهان و انسان باور داشته و قوای ظاهری و باطنی انسان را در مجموع، قادر به درک حقایق عالم می دانند. اما در روش و مبادی با هم اختلافاتی دارند که آنها را به صورت گروههای مختلف در آورده است.

 

  اینک بحث مختصری در رابطه با این تفاوت ها: 

متکلمین، جماعتی از محققین هستند که در عین قبول ارزش و اعتبار عقل و استدلال، با شرایط و خصوصیات زیر از گروههای دیگر جدا می شوند:
 

    اولأ- در روش کلامی سیر عقل را در نیل به جهان، به همراهی شرع مقید می سازند.

به این معنی که مبادی دلایل کلامی همیشه بر اساس قوانینی استوار می گردد که با مسائل اثبات شده از راه ظواهر شرع، مطابقت داشته باشد، بر خلاف مبادی فلسفه که چنین مطابقتی در آنها شرط نیست.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/04/01ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 
  بالا