"اختصاصی وبلاگ به نام عشق"
بن بست آزادی...
در اخبار مجذوبان نور خبری در مورد سانسور و بایکوت کامل خبری دراویش نعمت اللهی منتشر شده بود که این مقاله در حمایت از تمامی کسانیست که به نوعی در انتشار این اخبار کوشش میکنند... و تمامی اسامی به عنوان مثال میباشد
توقیف ، تحریف ، سانسور، فیلتر
کلماتی که از شروع کار مطبوعات همواره جزء لاینفکی از فرهنگ کشورهایی با دولتهای مستبد بوده است . در واقع دولتهایی با نظام های دیکتاتورکه باشنیدن نظرات مخالف و اطلاع مردم از آنها احساس خطر میکنند در مقوله فرهنگ چنگ به ریسمانی به نام سانسور و تحریف میزنند و در سطح بالاتر و کارگشا تر در صورت پاسخگو نبودن مجبور به توقیف میشوند. ولی توسعه یافتگی چیزی جز این را میگوید.
با نگاهی سطحی و اجمالی به شیوه کار مطبوعات کشورهای توسعه یافته در میابیم که مطبوعات در این کشورها زبان مردم است و به راحتی حتی رئیس جمهور یک کشور توسط یک روزنامه مورد نقد قرار میگیرد و فردای آن روز هم هیچ نویسنده ای به لیست سیاه اضافه نمیشود.
در این گونه کشورها دولت ملزم به پاسخگویی در برابر مردم است و در صورت کوتاهی ، به سادگی یک رفراندوم در بدنه دولت تغییر ایجاد میشود .در واقع دولت به جای فرار از نقد و پرسش در برابر این پرسش ها قرار میگیرد و پاسخ میدهد .
ولی در کشور ما چطور ؟
آیا در کشور ما هم دولت ، دولت پاسخگویی است ؟
آیا پاسخ سوالات و نقد های به یقین منطقی را از دولت گرفته ایم ؟
جمهوری اسلامی کارش را با توقیف آغاز کرد . توقیف روزنامه ها و مجلاتی که احیاناً یا مطمئناً از سوی احزاب مخالف سیاسی نظیر چریکهای فدایی ، مجاهدین خلق و... نوشته میشد . در واقع در همان اوایل انقلاب تمام نظرات مخالف سرکوب شد . پس از این دوره دولت سیاسیت انبساطی دولت آغاز شد . تا حد امکان توقیف کنار رفت و جای خود تا به سانسور در زمینه های متعدد فرهنگی داد .
سانسور در سینما ، موسیقی، نوشتار تا حد امکان مردم را به این روند عادت داد تا جایی که آنها را درگیر خود سانسوری کرد . یک نویسنده برای اینکه مقاله اش در روزنامه مربوط چاپ شود مجبور بود در خلوت خود آنچه را که دولت میخواست بنویسد . همچنین یک فیلمساز یا یک موسیقی دان.
این روندادامه پیدا کرد تا دولت خاتمی فضا را یکباره آنچنان باز کرد که سبب حیرت همگان شد؟؟؟!! . مطبوعات آنطور که میخواستند مینوشتند . موضوع فیلمها حتی بیل بردهای سینما تغییر کرد تا جایی که یک روزنامه کاریکاتوری از آقای مصباح یزدی چاپ کرد و زیر آن نوشته بود استاد تمصاح .
دوباره سیاست انقباضی دولت آغاز شد و با توقیف روزنامه های سلام و ابرار در سال 78 حادثه کوی دانشگاه اتفاق افتاد . از آن روز تا کنون گاهی با توقیف و گاهی با سانسور مانع از اطلاع مردم از بعضی اتفاقات شده اند . اما با پیشرفت صنعت مردم راه های دیگری برای خواندن پیدا کردند . با زیاد شدن رایانه ها و دسترسی آسان به اینترنت سایتهای خبری متفاوتی به وجود آمدند و اطلاعات و اخبار را از این طریق به مردم میرساندند .
حال باید چه میشد ؟
آیا جمهوری اسلامی همینطور رسانه را به حال خود رها میکرد ؟
چندی نگذشته بود که که با دادن آدرس یک سایت خبری روی مانیتور نوشته میشد
مشترک گرامی امکان دسترسی به سایت غیر ممکن میباشد
بله اینبار هم هم جمهوری اسلامی تمام راهها را به روی مردم بست . نه تنها سایتهای خبری مخالف بلکه تمام سایتهای علمی که به روز بودند . تا جایی که حتی سخنرانی امام خمینی در نوفلوشاتو در سایت گوگل فیلتر شده بود .
اما اینبار فیلترینگ جمهوری اسلامی بیشتر مایه تعجب همگان شد . با حمله وحشیانه بسیج به حسینیه ها و درگیری های مطبوعاتی آنان با دراویش گنابادی اینبار سایتهای مربوط به این سلسله فیلتر شده.
سایتهایی نظیر مجذوبان نورو یا پایگاه هم اندیشی دراویش که اخبار مربوط به دراویش را منتشر میکرد و یا وبلاگهایی مانند یاران مجذوبان نور یا بنیاد عرفان گنابادی و یا هو 121 که فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه را به اطلاع دراویش میرساند به طور کلی از شمار وبلاگهای قابل دسترس خارج شده اند .
پاسخ به این سوال که چرا باید سایتهایی که مربوط به دینی است که جمهوری اسلامی داعیه آن را دارد فیلتر شوند آیا جز این را نشان میدهد که تمام درگیری جمهوری اسلامی با دراویش بر سر مسائل سیاسی بود نه ایجاد دو دستگی در دین . آیا جز این را نشان میدهد که دولت جمهوری اسلامی از اتحاد دراویش میترسید . مسلما واضح است که در این سایتها یا وبلاگها صحبت چیزی جز دین اسلام و راهکارهای تصوف برای دراویش وجود ندارد . در این سایتها نه نقد سیاسی وجود دارد نه عکس مبتذلی . آیا فیلتر این سایتهاو وبلاگ ها و تخریب حسینیه ها و تبلیغات علیه آنان چیزی جز دروغ هایی که برای اثبات راستیشان میبافتند نبود؟
و با راه اندازی وبلاگهایی نظیر خرقه پشمینه که از وزارت اطلاعات حمایت میشود میخواهند وجهه دراویش و به طور کلی عرفان را زیر سوال ببرند . نقد و مخالفت به هیچ عنوان مغایرتی با اصل آزادی ندارد اما در وبلاگ هایی نظیر خرقه پشمینه که از جمهوری اسلامی حمایت میشوند جز نقد ها ی مغرضانه چیزی دیده نمیشود . فحاشی را سرلوحه نوشتار خود کرده اند و به این طریق اذهان عمومی را نسبت به عرفان تخریب میکنند .
البته از دولتی که سخنان رهبر و بنیانگذار خود را به دلیل عمل نکردن به هیچ کدامشان را فیلتر کند بعید نیست که تمام رسانه ها را به روی مردم کور کند .
بی شک جمهوری اسلامی با فیلترینگ این سایتها هم راه به جایی نخواهد برد و برادران اهل تصوفمان همچنان راه خود را ادامه خواهند داد .
ولی از دولتی که داعیه آزادی بیان و اندیشه سر میدهد انتظار چنین اعمالی نمیرفت .لا اقل در زمینه مطبوعات مذهبی این انتظار میرفت که آزادی بیان تا حدودی وجود داشته باشد که با این عمل این فرضیه هم مثل تمام فرضیه های مردم ازابتدای انقلاب تا کنون غلط از آب در آمد .
به امید روزی که هیچگونه سانسور و توقیفی نبینیم...
|
+|
نوشته شده در
87/03/27ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121
|