در اولین اعلامیه ای که در تاریخ ۷ رمضان ۱۴۱۷ مطابق با ۲۸ دی ماه ۱۳۷۵ - فردای رحلت حضرت آقای محبوبعلیشاه - منتشر نمودم به عرض رساندم که وظایف مقرره در شرع مقدس را به سه دسته می توان تقسیم کرد : وظایف شریعتی ، وظایف طریقتی و وظایفی که در قلمرو تفکر و تعقل قرار دارد . هیچ وقت نمی توان گفت فلان شخص مطلقا عارف است و فلان شخص مطلقا عاقل . هر کس به درجه ای ، از این حالات برخوردار است . البته چهارده معصوم (ع) بطور مطلق حائز تمام این مقامات هستند و به دلیل عصمتی که دارند تمام دستورات را انجام می دهند .
بنابراین وقتی می گوییم مساله ای در قلمرو تعقل و تفکر قرار دارد و باید از این راه حل شود ، باید به دنبال بهترین راه حل باشیم و اگر چنانچه نتوانستید آن را حل کنید نگران نباشید . مثلا در نماز سعی می کنید حواستان کاملا متوجه نماز باشد ، اما این میسر نمی شود ، ولی به قدر تلاشتان می توانید آن را میسر کنید . به همین دلیل خبری از ائمه روایت شده است به این معنی که هر کس دو رکعت نماز با توجه بخواند و در تمام طول نماز توجهش به معنویت نماز باشد همه عباداتش برآورده می شود . منظور اینکه این کار آن قدر مشکل است که چنین پاداش بزرگی دارد .
پس اگر ضعفی دارید ، ناراحت نباشید به قدرت توانایی تان رفتار و تلاش کنید . مثل ورزشکاری که اول قادر به بلند کردن میل زورخانه نبود اما با تمرین و ممارست میل برایش پر کاه شد . شما هم در مسائل معنوی اگر توجه به ذکر و فکر داشته باشید ، از روزی ای که خداوند به شما داده شاکر می شوید . بشر دوران های مختلفی را طی کرده ، اختراع ماشین ، برق ، الکترونیک ، سفر به کرات و کشف سیارات . این تکاملی که بشر به آن دست یافته روز به روز تفکر و تعقل او را قوی تر می کند و دامنه آن را گسترش می دهد . اگر تعقل و تفکر بشر زیر سایه آن دو قلمرو دیگر یعنی شریعت و طریقت تربیت شود و توسعه یابد ، مشکلات بهتر حل می شود البته با حل یک مشکل ، مشکل دیگری پیش می آید . ولی از زیادی مشکلات و پیشامدها نباید مکدر شد ، اگر قلمرو تعقل و تفکر مطابق دستورات شریعت و طریقت توسعه پیدا کند ، آن وقت راه حل مسائل بر دل او الهام می شود . بارها این آیه را تکرار کرده ایم که « و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها » (۱) ؛ یعنی و قسم به نفس و آنکه او را بیافرید و کار صحیح و ناصحیح را بر او الهام کرد .
قبلا رسم بر این بود که برای تایید مقررات اخلاقی - مذهبی می گفتند فلان پروفسور انگلیسی هم این طور گفته است یا فلان استاد نیز این نظر را تایید می کند . ولی من معتقدم که برای تایید یا رد نظریه بزرگان و علما باید به قرآن استناد شود . همه روانکاوان معتقدند که حل همه مسائل در اختیار ماست منتهی در بایگانی ذهن ما را کد افتاده است . حتی معتقدند در خواب که قوه اراده ما کار نمی کند ، آن مسائل با هم ترکیب شده و راه حل را پیدا می کنند . یادم می آید که در سال دوم دبیرستان ، مساله جبری داده بودند که هر چقدر فکر کردم راه حل آن را پیدا نکردم . شب که خوابیدم در خواب مساله را حل کردم و برای اینکه فراموش نکنم ، بلند شدم و راه حل را نوشتم. چون تمام تمرکز من روی درس و معلم و حل مساله بود این تمرکز مانند آهن ربایی ، در وسط آشغال ها ، براده ها را جمع کرد و کنار هم گذاشت . من قبلا راه حل را خوانده بودم فقط ترکیب این دانسته ها با هم و رسیدن به جواب مشکل بود .
حالا اگر تفکر و تعقل انسان در راه هدفش باشد - مثل دانش آموزی که درس و معلم و نمره خدای اوست - این توجه مشکل را حل می کند . اگر تفکر و تعقل ما متوجه خدایی باشد که انسان را آفریده ، و این توجه بیشتر و دقیقتر باشد ، دیگر مشکلی حل نشده باقی نمی ماند . جامعه شناسان جوامع بشری را به چند مرحله تقسیم می کنند : مرحله اول جامعه ای که در آن تعدد خدایان بود . بعد کم کم تعداد خدایان کم شد تا به خدایای واحد رسیدند . انسان هم غالبا این مراحل را دارد . در کودکی خدایش خوراک و پوشاک است ، کمی بزرگتر که می شود خدایش پدر و مادر می شود . تا وقتی که راه بیفتد حداکثر خدایان را دارد . ولی به تدریج از تعداد خداها کم می شود تا اینکه بر حسب افراد مختلف مدت متفاوتی طول می کشد تا به خدای واحد برسد . اگر آن خدای واحد و آن محبوب و معشوق را دائما در ذهن داشته باشیم و همیشه به او فکر کنیم ، مثل آهن ربا تمام ضروریات فکر فراهم می شود و همه مشکلات حل می گردد .
در اینجا یک اشتباه برای کسانی که از عالم معنی بی خبرند پیش می آید و آن اینکه گمان می کنند توجه به خدای واحد یعنی مدام دعا خواندن . البته دعا خوب است ولی فقط دعا را خواندن خوب نیست . دعا خواندنی نیست ، باید دلمان دعا کند . در عربی منادی برای کسی که دور است بکار می رود . مثلا کسی که می گوید « یا الله » یعنی از خدا دور است و او را صدا می زند . ولی کسی که با خدا احساس نزدیکی می کند ، حرف ندا (یا) بکار نمی برد و فقط « الله » می گوید .
بی دلی در همه احوال خدا با او بود / او نمی دیدش از دور خدایا می کرد

تقریبا تمامی احادیثی که دستمایه صدور فتاوی، علیه تصوف گردیده است از کتاب حدیقه الشیعه می باشد. این مقاله نشان می دهد که دشمنان دیانت حقه چگونه با مغلطه و دروغ، برای اغراض دنیوی خود از نام ائمه اطهار(ع) استفاده ابزاری می کنند. سایت مجذوبان نور مطالعه این مقاله را به تمام جویندگان حقیقت توصیه می نماید.


