تبليغاتX
به نام عشق هو121
 
به نام عشق هو121
 
 
گر دنیا و آخرت بیاری کین هر دو بگیر و دوست بگذار ما یوسف خود نمی فروشیم تو سیم سیاه خود نگه دار
 
وکيل مدافع ابراهيم لطف الهی خواستار نبش قبر و کالبد شکافی او شد
در پی انتشار خبر خودکشی دانشجوی سنندجی رشته حقوق دانشگاه پيام نور  به نام ابراهيم لطف الهی در بازداشتگاهی در سنندج توسط مقامهای امنيتی جمهوری اسلامی ايران و به خاکسپاری جسد وی بدون حضور بستگانش، صالح نيکبخت وکيل مدافع ابراهيم لطف الهی خواستار نبش قبر و کالبد شکافی اين دانشجوی سنندجی شده است.
بنا به گزارش نوروز، صالح نيکبخت اظهار داشت خانواده وی  با رد ادعای خودکشی  ابراهيم می گويند که وی در ستاد پيگيری  اداره اطلاعات به قتل رسيده  و به همين دليل  خواستار نبش قبر و کالبد شکافی جسد و معاينه او توسط هياتی از پزشکان  که يکی از آنن معتمد آنان باشد شده اند.
از سويی ديگر، بنا به گزارش کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر،  اسماعيل لطف الهی خاطر نشان کرده است که اگر فرضيه خودکشی صحيح است چرا وزارت اطلاعات بدون اطلاع خانواده  جنازه وی را دفن نموده است. به گفته وی آيا اين عمل به دليل هراس آنها از آشکار شدن اثر شکنجه های جسمی بر بدن ابراهيم نبوده است؟
در همين حال، سازمان ديده بان حقوق بشر از جمهوری اسلامی ايران خواسته است  تا درباره مرگ زندانيان در حين بازداشت به تحقيق بپردازد. در اين اطلاعيه به مرگ مشکوک زهرا بنی عامری و ابراهيم لطفی پور، که اخيرا در دو شهر ايران  به طرز مشکوکی در حين بازداشت جان باختند اشاره شده است.
 |+| نوشته شده در  86/10/30ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
شکايت وکلا و حقوقدانان از نيروی انتظامی
گفتگوی ميترا شجاعی از صدای آلمان با نسرين ستوده

تعدادی از وکلا و حقوقدانان، در نامه‌ای که به کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی داده‌اند، خواهان پيگيری اين کميسيون در مورد برخوردهای صورت گرفته با مردم در قالب طرح «ارتقای امنيت اجتماعی» شده‌اند.
طی روزهای اخير مديران دولت احمدی‌نژاد در رسانه‌های عمومی سعی کرده‌اند که طرح امنيت اجتماعی را طرحی از طرف مجلس نشان داده و منکر هرگونه ارتباطی بين دولت با اين طرح شوند. تعدادی از وکلا و حقوقدانان، در نامه‌ای که به کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی داده‌اند، خواهان پيگيری اين کميسيون در مورد برخوردهای صورت گرفته با مردم در قالب طرح «ارتقای امنيت اجتماعی» شده‌اند. نسرين ستوده از امضاکنندگان اين نامه، آن را يک شکايت رسمی از نيروی انتظامی قلمداد می‌کند.

تعدادی از حقوقدانان و وکلای دادگستری نامه‌ای به کميسيون اصل ۹۰ مجلس نوشته‌اند و نسبت به برخوردهای اخير نيروی انتظامی با زنان در قالب طرح «ارتقای امنيت اجتماعی» گلايه کرده‌اند. اگر ممکن است در مورد جزييات اين نامه توضيح بدهيد؟

نسرين ستوده: اين نامه بيش از آنکه يک گلايه باشد، البته يک شکايت رسمی است از عملکرد نيروی انتظامی که در واقع بدون ضابطه‌ی قانونی دست به دستگيری و بازداشت زنان و همچنين مردان می‌زند. در اين طرح ما اعتراض کرديم به پيش‌پاافتاده‌ترين نقض حقوق بشر در ايران که همانا ناديده‌گرفتن آزادی رفت‌وآمد و آزادی پوشش افراد است، تا جايی که، شما می‌دانيد، اين طرح «ارتقای امنيت اجتماعی» حتا در موارد متعددی به اعدام فرد به اين استناد که فرد از اشرار اجتماعی هست، منجر شده است. به همه‌ی اينها اعتراض شده و در واقع استفاده از يک حق شهروندی بوده است. اميدوار هستيم که مجلس و کميسيون اصل ۹۰ به وظيفه‌ی قانونی خودش طبق اصل ۹۰ قانون اساسی عمل بکند و ما در جريان نتيجه قرار بگيريم.
سالهاست که در قالب طرح‌های مختلف، به خصوص در فصل گرما، مبارزه با آنچه از طرف حکومت «بدحجابان» ناميده می‌شوند، جريان دارد و تنها شدت و حدتش فرق می‌کرده است. چطور شده است که امسال شما حقوقدانان به فکر نوشتن اين نامه و شکايت از نيروی انتظامی افتاده‌ايد؟
شايد بيش از همه دليلش اين باشد که امسال اجرای اين طرح بيش از هر سالی با جنجال و نقض کامل حقوق بشر همراه بوده است.

در اين نامه، که به قول شما يک شکايت رسمی هست، شما دقيقا از کميسيون اصل ۹۰ مجلس چه چيزی خواسته‌ايد؟

ما ضمن اعلام گزارش به کميسيون اصل ۹۰ و اعلام اينکه اين اقدامات نيروی انتظامی کاملا غيرقانونی هست، پيگيری پرونده و الزام نيروی انتظامی به رعايت قانون را خواسته‌ايم. علاوه بر اين درخواست کاملا مستقيم و مشخص ما، در واقع اين نامه يک هدف ديگری را هم دنبال می‌کرد. می‌دانيد که در چندسال اخير در همه‌ی اقدامات غيرقانونی، پس از مدتی دسته‌ی ديگری از مسئولان احضار داشته‌اند که ما در جريان اين اقدامات نبوديم و عوامل خودسری اين اعمال را انجام داده‌اند. کمااينکه در يکی‌­ دو هفته‌ی اخير هم شما شاهد اين مشاجره بين نيروی انتظامی و قوه مجريه بوديم. در واقع ما اين گزارش را به قوه‌ی مقننه داديم تا چند جانبه اين قضيه را پيگيری کرده باشيم.

آيا از نظر قانونی کميسيون اصل ۹۰ ملزم هست که نامه‌ی شما را پيگيری بکند و در اين صورت چه کاری بايد انجام بدهد؟

قطعا ملزم هست اين نامه را پيگيری بکند. از نيروی انتظامی بايد درخواست بکند و چنانچه پاسخ نيروی انتظامی قانع‌کننده نباشد، انتظار ما آن است که مجلس از اختيارات قانونی خودش استفاده بکند و از طريق استيضاح و پيگيری‌های ديگری که مربوط به قوه‌ی مقننه هست، جلوی اقدامات خودسرانه‌ی نيروی انتظامی را بگيرد.

آيا امکان اين نبود که شما مستقيم از نيروی انتظامی به قوه قضاييه شکايت ببريد؟

اين امکان هم وجود داشت. به‌هرحال ما اين راه را انتخاب کرديم.

چرا؟

در آخرين اقدام که تعدادی از وکلای زنان فعال جنبش حقوق زنان، شکايتی را عليه نيروی انتظامی به قوه قضاييه برده بودند، به دليل خشونتی که اين نيروها در پارک دانشجو و همچنين ميدان هفت‌ تير عليه زنان اعمال کرده بودند، هردوی اين دو شکايت‌ها منجر به صدور قرار منع تعقيب شد. اين بار بهتر آن ديديم که اين شکايت را در قالب اصل ۹۰ به کميسيون اصل ۹۰ مجلس ببريم.
 |+| نوشته شده در  86/10/30ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
دیده بان حقوق بشر: درباره مرگ های مشکوک تحقیق کنید
در فاصله کوتاهی دو نفر، بعد از بازداشتی کوتاه مدت در بازداشتگاه های ایران، جان خود را از دست داده اند؛ موضوعی که از چشم مدافعان حقوق بشر دور نمانده است.
سازمان ديده بان حقوق بشر، که مقر آن در واشينگتن، پايتخت آمريکا است، روز جمعه، ۱۸ ژانويه،  در بيانيه ای اعلام کرد که دولت ايران موظف است درباره مرگ ناگهانی دو شخص در حين بازداشت در شمال غربی ايران، تحقيق کند:
ابراهیم لطف اللهی، جوانی 27 ساله و دانشجو که در بازداشتگاهی در سنندج از دنیا رفته است.
و زهرا بنی یعقوب، پزشکی که او هم 27 ساله بوده و در بازداشتگاهی در همدان از دنیا رفته است.
 در هر دو مورد، مقامات رسمی علت مرگ را خودکشی اعلام کرده اند.
تام پورتئوس، عضو سازمان ديده بان حقوق بشر از لندن، در مصاحبه ای به راديو فردا می گوید:  «ما می خواهيم که به هر دو مرگ مشکوک رسيدگی شود و اگر هر يک از مقام های رسمی در آن دست دارند، محاکمه شوند.»
جوان هایی سالم و خودکشی هایی «مشکوک»
در  بیانیه سازمان دیده بان حقوق بشر یادآوری شده است که ابراهيم لطف اللهی، در بازداشتگاهی در سنندج در تاريخی بين نهم تا پانزدهم ماه ژانويه از دنیا رفته است و زهرا بنی عامری [بنی یعقوب]، پزشک بيست و هفت ساله نيز، در اکتبر سال ۲۰۰۷ در همدان در حين بازداشت فوت کرده است.
« دولت با سرعتی که در خودکشی دانستن اين مرگ ها به خرج می دهد فقط به نگرانی ما می افزايد.»
جو ستورک، نايب ریيس بخش خاورميانه ديده بان حقوق بشر در اين بيانيه  می گويد: «مرگ ناگهانی دو جوان ظاهرا سالم در زندان به شدت نگران کننده است و دولت با سرعتی که در خودکشی دانستن اين مرگ ها به خرج می دهد فقط به نگرانی ما می افزايد.»
تام پورنئوس نیز در پاسخ به اين سوال، که سازمان ديده بان حقوق بشر چه کاری می تواند انجام دهد تا بر پی گيری پرونده مرگ های مشکوک اخير تاثيری بگذارد، می گوید: «اين پرسش مشکلی است. ما خواسته خانواده ابراهيم لطف اللهی را مطرح می کنيم که کالبد شکافی جسد است. البته مقام های ايرانی می گويند مرگ آقای لطف اللهی ناشی از خودکشی است.»
وی می افزاید: «در نتيجه در اين مورد هم آنها بايد شواهد لازم را ارائه کنند. واقعيت اين است که در ايران ممکن است هرگز اين شواهد ارائه نشوند ولی ما به هرحال خواسته هايمان را مطرح می کنيم. بر اساس آن چه سازمان ملل از کشورهای عضو می خواهد - در مورد مرگ های مشکوکی مانند اين مورد - بايد تحقيقات دقيقی در مورد تمام آنچه از نظر قانونی شک برانگيز است انجام شود. ايران هم بايد به قوانين بين المللَی احترام بگذارد.»
در همين رابطه، در بيانيه سازمان ديده بان حقوق بشر آمده است: «اصول سازمان ملل در ارتباط با پيشگيری موثر و تحقيق در مورد اعدام های غيرقانونی ِ شتابزده و بی دليل مقرر می دارد که تحقيقات فوری، کامل، و بی طرفانه درباره تمام موارد قتل های غيرقانونی، از جمله مواقعی که دادخواستی از سوی اقوام حاکی از مرگ غيرطبيعی قربانيان تنظيم شده باشد، صورت گيرد. اين اصول اعلام می کنند در صورتی که پيکر دفن شده ولی بعدا به نظر برسد تحقيقات لازم است، جسد بايستی بلافاصله نبش قبر شده و مورد کالبد شکافی قرار گيرد.»
 |+| نوشته شده در  86/10/29ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
خودکشی يا قتل؟ ابهام در باره علت مرگ دانشجوی کرد زندانی
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان با انتشار اطلاعيه ای اعلام کرده است که يک دانشجوی سنندجی به نام ابراهيم لطف اللهی در بازداشتگاه سنندج درگذشته است.
مقامات امنيتی می گويند اين دانشجو خودکشی کرده است، اما خانواده اين جوان، و نيز سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، مرگ اين دانشجو را مشکوک می دانند.
ابراهيم لطف اللهی ۱۶ دی ماه دستگير شده بود و مرگ او ۹ روز بعد اعلام شد.
سامان رسول پور، روزنامه نگار و از اعضای سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، در گفت و گو با راديو فردا، جزييات بيشتری را در اين زمينه بازگو کرده است.
چرا فکر می کنيد که مرگ اين دانشجو مشکوک است؟
سامان رسول پور: اسم اين دانشجوی کرد، آقای ابراهيم لطف اللهی است که در بازداشتگاه سنندج به طرز مشکوکی جان سپرده است . او در ۱۶ دی ماه امسال، پس از خروج از دانشگاه، توسط نيروهای امنيتی دستگير و روانۀ بازداشتگاه می شود.
چند روز پس از بازداشت، خانواده موفق به ملاقات با فرزند خود می شوند. به گفته برادرش، ابراهيم از نظر روحی وضعيت خوبی داشته و به نظر نمی رسيده است که قصد خودکشی داشته باشد. اما متاسفانه  نه روز پس از دستگيری، يعنی در ۲۵ دی ماه، نيروهای امنيتی با منزل اين دانشجو تماس می گيرند و خبر می دهند که جنازه او در قبرستان سنندج دفن شده است و دليل آن را خودکشی در سلول زندان عنوان می کنند.
از نظر فعالان حقوق بشر، مسئوليت جان اين دانشجو به طور يقين برعهده نيروهای امنيتی است و آنها بايد پاسخگو باشند و ما اين مسئله را تا انتها پيگيری خواهيم کرد.
ادر تماسی که با برادر ابراهيم، يعنی اسماعيل لطف اللهی داشتيم، گفت که با توجه به وضعيت روحی خوبی که ابراهيم در زندان داشته است، مسئله خودکشی به هيچ عنوان درست نيست.
آيا به دليل اينکه خانواده لطف اللهی در مورد مرگ فرزندشان شک دارند و فکر می کنند که اين اتفاق نه در اثر خودکشی، بلکه به دلايل ديگری در زندان رخ داده است، اين مسئله را به عنوان مرگ مشکوک اعلام می کنيد؟
بله، همه چيز فقط نه روزبه طول انجاميده است. در طول اين نه روز، زندانی با خانواده خود ملاقات داشته و حتی درخواست  لباس کرده است. بنابراين به هيچ عنوان، مسئله مرگ يا خودکشی او قابل پيش بينی نبوده است.
آيا مسئولين امنيتی گفته اند که زندانی چگونه دست به خودکشی زده است؟
خير، به اين مورد اشاره ای نشده است. متاسفانه خانواده اين دانشجو، جزو خانواده های حاشيه نشين سنندج هستند و حتی می ترسند در مورد مرگ مشکوک فرزند خود با کسی صحبت کنند. ولی طی تماس هايی که با آنها داشتيم، عنوان کردند که می خواهند جسد فرزندشان کالبد شکافی شود و می خواهند از نيروهای امنيتی شکايت و مسئله را از نظر حقوقی پيگيری کنند.
چرا آقای لطف اللهی دستگير شده بود؟
بنا به گفته برادرش، اين دانشجو سابقه کيفری و بازداشت نداشته است. اما بنا به دلايلی، از مدت ها قبل تحت پيگرد  نيروهای امنيتی بوده است، حتی چند مرتبه برای بازداشت او به خانه اش مراجعه کرده بودند و چون خانه نبوده، موفق به دستگيری او نمی شوند؛ تا اينکه پس از پايان جلسه امتحانی دانشگاه پيام نور سنندج و خروج از جلسه، نيروهای امنيتی او را دستگير می کنند و چند دانشجوی ديگر نيز شاهد اين مسئله بوده اند.
علت تحت تعقيب بودن و بازداشت اين دانشجو توسط نيروهای امنيتی، مشخص است؟
خير مشخص نيست. ولی اين دانشجو به مسائل دانشجويی علاقه مند بوده است.
ابراهيم لطف اللهی چند سال داشت و دانشجوی چه رشته ای بود؟
او ۲۷ سال داشت و دانشجوی ترم هفتم رشته حقوق دانشگاه پيام نور سنندج بود.
آيا در زندان سنندج تا کنون سابقه داشته است که يک  زندانی به اين نحو، جان خود را از دست بدهد؟
خير، ما در سال های گذشته چنين اتفاقی نداشته ايم واين مسئله منحصر به فرد است و تا حدودی می شود آن را با مرگ دکتر زهرا بنی يعقوب در همدان مقايسه کرد. مسئله ای که در مورد اين دانشجو بايد اشاره شود، اين است که او فعاليت دانشجويی داشته است.
علت کشته شدن يا مرگ او، پس از ملاقات با خانواده اش،  مشخص نيست. پس از اينکه نيروهای امنيتی خبر مرگ او را تاييد کرده اند، يک مرده شور که در قبرستان کار می کند، گفته است که جسد را نيروهای امنيتی با تشريفات خاصی آورده و دفن کرده اند.
اعضای خانواده اين دانشجو گفته اند که حتی بر روی قبر فرزندشان سيمان گذاشته شده که از نبش قبر جسد جلوگيری شود.
آيا اين مرده شور توانسته است جسد ابراهيم را ببيند؟
خير، به دليل حضور چشمگير نيروهای امنيتی هنگام دفن، نتوانسته جسد را ببيند. بر روی قبر اين جوان، اسم و مشخصاتش نوشته شده است. در مراجعه خانواده به  پزشکی قانونی، مرگ فردی با اين اسم و مشخصات تاييد شده است، بدون اينکه به علت مرگ او اشاره ای شده باشد.
خانواده لطف اللهی گفتند که فرزندشان پس از مرگ در زندان سنندج، به دلايل نا معلومی به کرمانشاه منتقل شده، که شايد دليل آن کالبد شکافی و عمليات پزشکی بوده است و سپس دوباره جسد به سنندج بازگردانده شده است.
مسئله بسيار مهم اين است که خانواده اين دانشجو در ۲۵ دی ماه از مرگ فرزند خود مطلع شده اند، در حالی که مشخص نيست،  ابراهيم همان روز فوت کرده است يا چند روز قبل از آن.
پس تاريخ دقيق مرگ هم مشخص نيست؟ شما چه اقداماتی در اين زمينه خواهيد کرد؟
با توجه به اينکه اين خانواده بسيار مظلوم و فقير است، ما سعی می کنيم برايشان وکيل بگيريم و بتوانيم از مجرای قانونی مرگ مشکوک اين دانشجو را پيگيری کنيم.
از نظر فعالان حقوق بشر، مسئوليت جان اين دانشجو به طور يقين برعهده نيروهای امنيتی است و آنها بايد پاسخگو باشند و ما اين مسئله را تا انتها پيگيری خواهيم کرد.

رادیوفردا - شنبه 29 دیماه 1386
 |+| نوشته شده در  86/10/29ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

زور و قدرت و نفوذ اجتماعی و سیاسی گذرا بوده و در گذشته هیچ سابقه نداشته که به کسی وفا نموده باشد که حالیه یا در آینده بنماید و دیر یا زود از صاحبش فراغت دردناکی اختیار مینماید و این را تاریخ شهادت میدهد . هر گردن کلفت زورمندی هم در عصر خودش خود را موجه و ختم روزگار فرض نموده و این نکته نیز در تاریخ مندرج میباشد .
به حوادث سخت گذشته که برای صوفیان و درویشان پیش آمده مروری نموده و بعد تصور کنید که فی المثل پنجاه سال از حال گذشته باشد . خواهید دید که حوادث امروز همان به نظر میرسد که حوادث صد سال قبل از امروز به نظر میرسد و همان گفته میشود که اکنون درباره آن گذشته میگویند . همیشه زمستان میرود و روسیاهی به ذغال میماند اما آنچه هست آتش ذغال تنور تصوف را گرم و حقانیت آن را آشکارتر مینماید . شیشه عطری است که به قصد نابودی به زمین زده میشود ولی بوی آن جهان را پر میکند .
همیشه رسمش این بوده که درویشان درویشی کنند و آنها که نادرویشند نادرویشی کنند و پروردگار عالم هم خدایی کند . آنچه هست باید صابر بود و سرانجام محتوم را در موعد مقرر درک نمود . اغلب این با رنج و تعب مومنین همراه بوده اما چه باک ؟
عقاید و اعمال و رفتار دشمنان و مخالفان تصوف همواره خلاف معیارهای هر مذهب و دین و آئین درست الهی و حتی انسانی و فطرت بشری و در عصر جدید حقوق بشر بوده و هست و خواهد بود چراکه تصوف اصل دین و فطرت و انسانیت و مخالفت با آن مخالفت با دین و فطرت و انسانیت میباشد . بزرگترین دشمنی مخالفان تصوف با دنیا و آخرت خودشان بوده چه با اینگونه اعمال خود را رسوا و خداوند و خلق را از خود منزجر و دنیا و آخرت خود را تباه مینمایند .
در تاریخ طبیعی آمده که دلیل انقراض ببر دندان شمشیری دندان شمشیر وار خودش بوده که آنقدر بزرگ شده تا سرانجام باعث نابودیش گردیده است .

 

منبع : پناه بر خدا! 

 |+| نوشته شده در  86/10/29ساعت 6:14 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
                   دعوت کوفیان از حسین (ع) و دعوت ما از مهدی (عج)
اگر فرض را بر شیعه بودن مردمان کوفه بگیریم، عمق فاجعه کربلا انگاری بزرگتر به نظر می آید. چگونه مردمانی شیعه مسلک درزمان امام خود اورا دعوت کنند و بعد آنگونه با او رفتار کنند؟؟!!

می شنوید ؟؟؟
انگاری ندا هنوز هم می آید...

هنوز هم می گوید مولا جان اینجا نیا. مولایم اینجا مردمانش عوض شده اند و دیگر آنانی نیستند که چندی قبل خواسته بودند که اینجا به نزدشان بیایی، حالا اینجا هر گوشه شهر مردم مشغول آماده کردن خود برای نبردی بزرگ هستند .
معلوم نیست اینان را چه می شود. اینان دارند شمشیرها را تیزتر می کنند و سرنیزه ها را می سازند. اسبها را نعل تازه می زنند و کمانها را آماده تیر انداختن می نمایند ...
ندای مسلم همیشه در تاریخ ماند و از ندای او سوال بزرگی ایجاد شد که ، چرا آن دعوتها در مدتی کمترازیکسال به کشتن اباعبد الله وآن جسارت عظیم به فرزند رسول خدا انجامید ؟؟

کوفه شهری بود که در یکی از جنگهای امیر المومنین (ع) و به دستور حضرت و جهت اسکان لشگریان حضرت بنای آنگونه نهاده شد. چرا که قبل از آن به آن شکل شهر نبود . لذا به نوعی مردمان ساکن در این شهر را می توان از شیعیان حساب نمود و بعدها هم در منطقه کوفه و بصره شیعیان گستردگی بیشتری داشتند و شاید یکی از دلایل حرکت حضرت به آن سمت - در میان دعوتهای گوناگونی که از حضرت شده بود -شیعه بودن مردمان آن منطقه بود یا لااقل این نکته هم در این انتخاب تاثیر داشته است.

اما باید در این دعوت و آن عهد شکنی دقتی دوباره شود تا این عجیب ترین و تاسف بارترین اتفاق تاریخ بهتر تجزیه و تحلیل شود که شناختن زوایای عاشورا ما را در یزیدی نبودن و حسینی شدن یاری می نماید .

نکته اول اینکه اکثر مردمان آن دیار قائل به ولایت امیرالمومنین (ع) و فرزندانش بودند و اصلا صرف دعوت از فرزند رسول الله آنهم در زمانی که آنها قطعا با شخصیت پلید معاویه و فرزندش یزید آشنا بودند هم برای این مدعا کفایت می کند (هرچند گروهی از محققین و مورخین به این امر قائل نیستند و برای این دعوت دلایل دیگری قائلند).

اگر فرض را بر شیعه بودن مردمان کوفه بگیریم، عمق فاجعه کربلا انگاری بزرگتر به نظر می آید. چگونه مردمانی شیعه مسلک درزمان امام خود اورا دعوت کنند و بعد آنگونه با او رفتار کنند؟؟!!

... حالا مائیم این دعوتهای هر روزه مان از حضرت بقیه الله (عج) . یادمان نرود که دعوتمان نه از سر حل مشکلات دنیایی باشد ( هر چند این هم بد نیست ،اما دیگر کمال کم لطفی است .) بلکه از سر درد دینمان باشد که اینگونه هدف داشتن و این نیت را داشتن انشاء الله در رسیدن به آرمانهای کربلائیان و عاشورائیان سال ۶۱ هجری کمکمان می کند .

مباد که فکر کنیم کوفیان مردمانی خاص و عجیب بودند . آنان هم آنروز خود را معتقد به آرمانهای امامشان می دانستند .

مباد که کوفی باشیم . که کوفی بودن مقدمه یزیدی شدن است و خدا نکند که یزیدی که شویم که ملعون همیشه تاریخ می شویم.

مباد که فراموش کنیم درخواست حکومت مهدوی مقدور نیست جز با دعوتی درونی از خودمان برای تحقق همه آرمانها حکومت دینی ...

به نظر سخت می آید ؟‌

منبع: عصر ایران
 |+| نوشته شده در  86/10/29ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

۱۳۸۶/۱۰/۲۹

 |+| نوشته شده در  86/10/29ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 "اختصاصی وبلاگ به نام عشق"

در اخبار مجذوبان نور خبری در مورد سانسور و بایکوت کامل خبری دراویش نعمت اللهی منتشر شده بود که این مقاله در دفاع از تمامی کسانیست که به نوعی در انتشار این اخبار کوشش میکنند...

                           بن بست آزادی...

توقیف ، تحریف ، سانسور، فیلتر

کلماتی که از شروع کار مطبوعات همواره جزء لاینفکی از فرهنگ کشورهایی با دولتهای مستبد بوده است . در واقع دولتهایی با نظام های دیکتاتورکه باشنیدن نظرات مخالف و اطلاع مردم از آنها احساس خطر میکنند در مقوله فرهنگ چنگ به ریسمانی به نام سانسور و تحریف میزنند و در سطح بالاتر و کارگشا تر در صورت پاسخگو نبودن مجبور به توقیف میشوند. ولی توسعه یافتگی چیزی جز این را میگوید.

با نگاهی سطحی و اجمالی به شیوه کار مطبوعات کشورهای توسعه یافته در میابیم که مطبوعات در این کشورها زبان مردم است و به راحتی حتی رئیس جمهور یک کشور توسط یک روزنامه مورد نقد قرار میگیرد و فردای آن روز هم هیچ نویسنده ای به لیست سیاه اضافه نمیشود.

در این گونه کشورها دولت ملزم به پاسخگویی در برابر مردم است و در صورت کوتاهی ، به سادگی یک رفراندوم در بدنه دولت تغییر ایجاد میشود .در واقع دولت به جای فرار از نقد و پرسش در برابر این پرسش ها قرار میگیرد و پاسخ میدهد .

ولی در کشور ما چطور ؟

آیا در کشور ما هم دولت ، دولت پاسخگویی است ؟

آیا پاسخ سوالات و نقد های به یقین منطقی را از دولت گرفته ایم ؟

جمهوری اسلامی کارش را با توقیف آغاز کرد . توقیف روزنامه ها و مجلاتی که احیاناً یا مطمئناً از سوی احزاب مخالف سیاسی نظیر چریکهای فدایی ، مجاهدین خلق و... نوشته میشد . در واقع در همان اوایل انقلاب تمام نظرات مخالف سرکوب شد . پس از این دوره دولت سیاسیت انبساطی دولت آغاز شد . تا حد امکان توقیف کنار رفت و جای خود تا به سانسور در زمینه های متعدد فرهنگی داد .

سانسور در سینما ، موسیقی، نوشتار تا حد امکان مردم را به این روند عادت داد تا جایی که آنها را درگیر خود سانسوری کرد . یک نویسنده برای اینکه مقاله اش در روزنامه مربوط چاپ شود مجبور بود در خلوت خود آنچه را که دولت میخواست بنویسد . همچنین یک فیلمساز یا یک موسیقی دان.

این روندادامه پیدا کرد تا دولت خاتمی فضا را یکباره آنچنان باز کرد که سبب حیرت همگان شد؟؟؟!! . مطبوعات آنطور که میخواستند مینوشتند . موضوع فیلمها حتی بیل بردهای سینما تغییر کرد تا جایی که یک روزنامه کاریکاتوری از آقای مصباح یزدی چاپ کرد و زیر آن نوشته بود استاد تمصاح .

دوباره سیاست انقباضی دولت آغاز شد و با توقیف روزنامه های سلام و ابرار در سال 78 حادثه کوی دانشگاه اتفاق افتاد . از آن روز تا کنون گاهی با توقیف و گاهی با سانسور مانع از اطلاع مردم از بعضی اتفاقات شده اند . اما با پیشرفت صنعت مردم راه های دیگری برای خواندن پیدا کردند . با زیاد شدن رایانه ها و دسترسی آسان به اینترنت سایتهای خبری متفاوتی به وجود آمدند و اطلاعات و اخبار را از این طریق به مردم میرساندند .

حال باید چه میشد ؟

آیا جمهوری اسلامی همینطور رسانه را به حال خود رها میکرد ؟

چندی نگذشته بود که که با دادن آدرس یک سایت خبری روی مانیتور نوشته میشد

مشترک گرامی امکان دسترسی به سایت غیر ممکن میباشد

بله اینبار هم هم جمهوری اسلامی تمام راهها را به روی مردم بست . نه تنها سایتهای خبری مخالف بلکه تمام سایتهای علمی که به روز بودند . تا جایی که حتی سخنرانی امام خمینی در نوفلوشاتو در سایت گوگل فیلتر شده بود .

اما اینبار فیلترینگ جمهوری اسلامی بیشتر مایه تعجب همگان شد . با حمله وحشیانه بسیج به حسینیه ها و درگیری های مطبوعاتی آنان با دراویش گنابادی اینبار سایتهای مربوط به این سلسله فیلتر شده.

سایتهایی نظیر مجذوبان نورو یا پایگاه هم اندیشی دراویش که اخبار مربوط به دراویش را منتشر میکرد و یا وبلاگهایی مانند یاران مجذوبان نور یا بنیاد عرفان گنابادی و یا هو 121 که فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه را به اطلاع دراویش میرساند به طور کلی از شمار وبلاگهای قابل دسترس خارج شده اند .

پاسخ به این سوال که چرا باید سایتهایی که مربوط به دینی است که جمهوری اسلامی داعیه آن را دارد فیلتر شوند آیا جز این را نشان میدهد که تمام درگیری جمهوری اسلامی با دراویش بر سر مسائل سیاسی بود نه ایجاد دو دستگی در دین . آیا جز این را نشان میدهد که دولت جمهوری اسلامی از اتحاد دراویش میترسید . مسلما واضح است که در این سایتها یا وبلاگها صحبت چیزی جز دین اسلام و راهکارهای تصوف برای دراویش وجود ندارد . در این سایتها نه نقد سیاسی وجود دارد نه عکس مبتذلی . آیا فیلتر این سایتهاو وبلاگ ها و تخریب حسینیه ها و تبلیغات علیه آنان چیزی جز دروغ هایی که برای اثبات راستیشان میبافتند نبود؟

و با راه اندازی وبلاگهایی نظیر خرقه پشمینه که از وزارت اطلاعات حمایت میشود میخواهند وجهه دراویش و به طور کلی عرفان را زیر سوال ببرند . نقد و مخالفت به هیچ عنوان مغایرتی با اصل آزادی ندارد اما در وبلاگ هایی نظیر خرقه پشمینه که از جمهوری اسلامی حمایت میشوند جز نقد ها ی مغرضانه چیزی دیده نمیشود . فحاشی را سرلوحه نوشتار خود کرده اند و به این طریق اذهان عمومی را نسبت به عرفان تخریب میکنند .

البته از دولتی که سخنان رهبر و بنیانگذار خود را به دلیل عمل نکردن به هیچ کدامشان را فیلتر کند بعید نیست که تمام رسانه ها را به روی مردم کور کند .

بی شک جمهوری اسلامی با فیلترینگ این سایتها هم راه به جایی نخواهد برد و برادران اهل تصوفمان همچنان راه خود را ادامه خواهند داد .

ولی از دولتی که داعیه آزادی بیان و اندیشه سر میدهد انتظار چنین اعمالی نمیرفت .لا اقل در زمینه مطبوعات مذهبی این انتظار میرفت که آزادی بیان تا حدودی وجود داشته باشد که با این عمل این فرضیه هم مثل تمام فرضیه های مردم ازابتدای انقلاب تا کنون غلط از آب در آمد .

 

 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
بیاناتی از حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه (ارواحنا فداه)در مورد واقعه عاشورا
اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
   رَبِّ اشْرحْ لى صَدْرى وَ يَسِّرْلى اَمْرى وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانى يَفْقَهُوا قَوْلى
 يا حسين!
كتاب حُسن تو را آب بحر كافى نيست
كه تر كنيم سر انگشت و صفحه بشماريم
در مقابل چنين عظمتى زبان چه مى‏تواند بگويد؟ جز اينكه خداوند لكنت را از زبان‏ها بردارد و به گوش‏ها هم اُذُنٌ واعِيَةٌ بدهد. يعنى، زبان گويا و گوش شنوا؛ انشاءاللَّه.
قرآن كه كتاب اساسى اسلام و يا به‏اصطلاح ظاهرى حقوقى، قانون اساسى اسلام است داراى آياتى است كه يا داراى شأن نزول مى‏باشد كه معانى آنها مشخص است و يا شأن نزول ندارد كه اهل بيت اين آيات را در اخبار و احاديث خويش معنى كرده‏اند. از اين‏رو بعضى از اخبار و احاديث اهل بيت تعيين مصداق بعضى از اين آيات مى‏باشد كه اين آيات را براى ما معنى كرده‏اند.
يكى از آيات مهمّ قرآن كه عرفا بيشتر به آن توجّه دارند و در اوراد موظّفه بعضى از فقرا هم وجود دارد آيه نور است كه چند آيه پشت سرهم است: اَللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ مَثَلُ نُورِه كَمِشْكوةٍ فيها مِصْباحٌ اَلْمِصْباحُ فى زُجاجَةٍ اَلزُّجاجَةُ كَاَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضئُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِه مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْاَمْثالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَىً عَليمٌ فى بُيُوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَالْاَصالِ.
 اَللَّهُ نُورُالسَّمواتِ وَالْاَرْضِ؛ خداوند نور آسمان‏ها و زمين است؛ بعضى‏ها اللَّه مُنّوِرُ السَّموات والْاَرْضِ ترجمه مى‏كنند كه خداوند آسمان‏ها و زمين را روشن مى‏كند. ولى متن آيه قرآن اَللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ است؛ يعنى، خداوند نور آسمان‏ها و زمين است.
 در اصطلاح طبيعيات يا در لغت، نور آن است كه ظاهر لنفسه و مُظهر لغيره است؛ يعنى، به خودش ديده مى‏شود و محتاج نيست كه چيز ديگرى آن را روشن كند و آن، چيزهاى ديگر را روشن مى‏كند. خداوند نور آسمان‏ها و زمين است؛ يعنى، اگر نظرش نباشد آسمان و زمين هم نيست. در دنباله آيه براى اينكه مطلب را بهتر بفهميم توضيح داده كه مَثَل نورش مثل مصباح (يعنى چراغ) است. چراغى كه در فانوسى است و با اين نور هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند: يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِه مَنْ يَشاءُ.
 اين چراغ در كجاست؟ فى بُيُوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَنْ تُرْفَعَ؛ در خانه‏ها در بيت‏هايى است كه خداوند اجازه داده و دستور داده كه آنها عظمت و رفعت بگيرند. اين بيت كجاست؟ اين بيت همان است كه مى‏فرمايد: مَثَلُ اَهلِ بيتى كَمَثلِ سَفينَةٍ نُوح مَنْ رَكبَها نَجَى و مَنْ تَخَلَّفَ عنها غَرق؛ مثل اهل بيت من مثل سفينه نوح است. اين بيت، اهل بيت رسول خداست. اين چراغ در اهل بيت رسول خدا آفريده شده، اهل بيت رسول خدا، مادامى كه حضرت حيات داشتند آن پنج تن بودند كه براى آنها آيه تطهير نازل شد كه اِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ و يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً. مصباحش كجاست؟ اِنَّ الحُسينَ مِصباحُ الهُدى و سَفينةُ النَّجاة. حسين چراغ هدايت است. همان چراغى كه در آيه نور ذكر كرده است: يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْاَمْثالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عَليمٌ، اين چراغ در آنجاست. اين چراغ در همه جا است. فى بُيُوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَنْ تُرْفَعَ. اين بيوت از زمان آدم تا خاتم بوده و همواره هم خواهد بود. اين چراغ در همه اين ايام هست. منتهى بعضى اوقات خداوند درخشندگى بيشترى به او مى‏دهد كه در اين درخشندگى در سلسله انبياء و اوليا، پيغمبر ما از همه امثال خودش درخشندگى بيشترى دارد و در ائمّه هم اين درخشندگى در حسين بيشتر است. البته نه اينكه ساير ائمّه چراغ هدايت نيستند، همه چراغ هدايت هستند، منتهى در بعضى جلوه اين درخشندگى بيشتر است.
 همه انبياء و اولياء و ائمّه به آن عشق اعلاء - آن عشق الهى - مبتلا و آزمايش شده هستند، منتهى اين عشق در حسين ظاهر شد كه ظهور العشق الاعلى. براى چشم‏هاى كم نورِ ما ظهور كرد كه بتوانيم ببينيم و اِلّا اين عشق در همه آنها هست. وقتى مى‏فرمايد: اِنَّ الحسينَ مِصباحُ الهُدى و سَفينةُ النَجاة. تمام زندگى حسين مصباح‏الهدى است. منتهى همه اينها در يك واقعه عصاره شد و نه در چند روز بلكه در يك روز. چراغ را در تاريكى مى‏گذارند. با مرور مختصرى بر تاريخ اسلام تا زمان امام حسين، روشنى اسلام را كه براى اين جامعه آفريده شده بود ولى لياقت آن را نداشتند و به تاريكى تبديلش كردند، مى‏بينيد.
 پيغمبر در خواب ديد كه بر منبرش ميمون‏ها بالا مى‏روند و خيلى ناراحت شد كه تعبير به خلافت، بلكه سلطنت بنى‏اميّه كه حقايق اسلام را منقلب كردند، شد.
 مردم مكّه و مدينه ديده بودند كه حَسَنين چقدر مورد محبّت رسول خدا هستند. محبّت رسول خدا هم فقط از جنبه فرزندى نبود و جنبه معنوى داشت. ائمّه ديگر هم از نسل امام حسين هستند و فقط جنبه فرزندى ندارند بلكه فرزند معنوىِ ايشان يعنى امام بودند. و اين سلسله اجازه همواره مى‏باشد. مردم مى‏ديدند كه پيغمبر چه احترام و چه محبّتى به حسنين دارند. به‏طورى كه مثلاً در يك نماز، صحابه ديدند كه حضرت سجده را خيلى طول دادند. بعد از نماز از حضرت پرسيدند كه چه شد كه شما سجده را طول داديد؟ حضرت فرمودند: حسين بر شانه من سوار بود نخواستم او را ناراحت كنم. پيغمبر در نماز، حسين را مقدّم مى‏دارد و يا يك‏بار همين حسين در اطاق با رسول خدا تنها بود، گفت كه فلانى شترى دارد من هم شتر مى‏خواهم. حضرت فرمودند: بيا من شتر تو مى‏شوم و چهار دست و پا شدند و حسين را سوار كردند (ببينيد از بچگى پيغمبر سخن حسين را قبول داشت) و دور مى‏گشتند. حسين گفت: شترى كه من ديدم عفو عفو مى‏كرد. حضرت العفو العفو فرمود. اين‏قدر فرمود كه جبرئيل آمد و گفت: خدا مى‏گويد بس است؛ اين‏قدر كه العفو العفو گفتى اگر چند بار ديگر بگويى تمام گناهكاران بخشيده مى‏شوند و مورد عفو قرار مى‏گيرند. اين مقام حسين است.
 حتّى بعد از رحلت پيامبر هم شيخين خيلى احترام نسبت به حسنين داشتند. يك بار عمر كه در رعايت مقرّرات خشن و سختگير بود، بالاى منبر داشت صحبت مى‏كرد. - زنان پيغمبر هر كدام اطاقى داشتند و در هر اطاق به مسجد باز مى‏شد، همين‏طور فاطمه و على(ع) بودند. حضرت فرموده بودند درِ اطاق‏هاى زن‏ها را به مسجد بستند و ديوار كشيدند ولى فقط خانه فاطمه درش باز بود و به مسجد راه داشت. - عمر خطبه مى‏خواند و حسين كه طفل هفت، هشت ساله‏اى بود پاى منبر آمد و خطاب به عمر گفت: از منبر جدّم پايين بيا و بر منبر جدّ خودت برو. (كلام الملوك، ملوك الكلام). اگر كس ديگرى مى‏گفت حتّى يك بچّه، عمر او را تهديد مى‏كرد، ولى عمر پايين آمد و حضرت را درآغوش گرفت و گفت: چَشم، جدّ من منبرى نداشت. اين احترامى بود كه حسنين نزد مردم مدينه و نزد مسلمين اوّليه داشتند. ولى بعداً متأسّفانه بعد از فتح شام كه از مركز اسلام دور بود وضع عوض شد. اوّلين حاكمى كه براى آنجا فرستادند يزيد بن ابى‏سفيان برادر بزرگ معاويه بود و بعد از او خود معاويه را براى حكومت فرستادند. بعد از معاويه هم يزيد در دمشق بر تخت خلافت نشست. در آن زمان روزنامه و كتاب و وسايل اطّلاع‏رسانى نبود و عموماً حكومت به مردم اطّلاعاتى مى‏داد. حكومت هم در آنجا اسمى از اهل بيت نبرد و به مردم القاء كرده بودند كه فقط بنى‏اميّه قوم و خويش پيغمبر هستند و كس ديگرى قوم و خويش پيغمبر نمى‏باشد. از بعضى فقها مثل ابوهريره و ابن جندب كه صحابه پيغمبر بودند هم استفاده مى‏كردند و آنها هم اخبارى خلاف نقل مى‏كردند و مردم هم مى‏گفتند اينها كه از صحابه پيغمبر هستند حتماً درست مى‏گويند.
 مثلاً آن آيه‏اى كه راجع به بيتوته است كه مى‏فرمايد: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤفٌ بِالْعِبادِ؛ آنهايى كه جانشان را براى جلب رضاى خدا در طبق اخلاص مى‏گذارند. كه منظور حضرت على(ع) است و در شأن وى است. امّا معاويه از قول اين فقها گفت كه اين آيه در مورد عبدالرّحمن بن ملجم است كه حضرت على(ع) را به شهادت رساند.
 در همين موضوع ابن بطوطه مى‏نويسد: در سفرى كه به شام رفتم، ديدم آنها هرگز اسامى اهل بيت را براى فرزندانشان نمى‏گذارند، هيچ كس فرزندش را على، حسن، حسين، فاطمه و... نمى‏گذارد، و به‏عوض آن يزيد، معاويه و مروان مى‏گذارند، سفر را كه ادامه دادم (او سيّاح بود) به منزلى مهمان شدم، ديدم صاحبخانه پسرانش را حسن، حسين و على صدا مى‏زند. به او گفتم: تو چرا اين اسم‏ها را روى فرزندانت گذاشتى؟ جواب داد: براى اينكه هر پدرى ممكن است به فرزندانش گاهى فحش و ناسزا بدهد. من ديدم صحيح نيست اسم فرزندانم را يزيد و معاويه و مروان بگذارم. حسن و حسين و على گذاشتم كه به اينها فحش بدهم. ببينيد نتيجه كار اينها چه شد؟ به‏طورى بود كه بعضى از اهالى، حضرت حسين و خاندان او را نمى‏شناختند و مى‏گفتند: يك نفر خارجى (خارجى يعنى خارج از دين اسلام) قيام كرده و بايد به جنگ او برويم. و به اين طريق مردم را به‏جنگ آوردند. بعد هم كه اسراء را اوّل به كوفه و بعد به شام بردند، مرد مسنّى آمد و غذايى آورد خدمت حضرت زينب. حضرت فرمودند: اين چيست؟ گفت: صدقه است. فرمودند: ببر صدقه بر ما حرام است. گفت: مگر شما چه كسانى هستيد؟ فرمود: من نوه پيغمبر هستم. بر سر خودش زد و گفت: من فكر نمى‏كردم كه پيغمبر غير از همين بنى‏اميّه قوم و خويش ديگرى داشته باشند.
 اين‏طور مردم را تربيت كرده بودند. عمر مرد عاقلى بود، عاقل به‏معناى عقلى كه ما فكر مى‏كنيم. عمر مى‏گفت: بيعت ابوبكر يك امر فوق‏العاده و استثنايى (فلتة) بود، خداوند مؤمنين را از شرّش نگهدارد. شايد خداوند به همين گفتارش مقدارى اجر خواهد داد. يكى از شرور اين امر همين تسلّط بنى‏اميّه بر اسلام بود. البته بنى عباس هم در مخالفت با ائمّه دست‏كمى از آنها نداشتند. بعضى اوقات حتّى ائمّه را بيشتر هم اذيت مى‏كردند ولى تفاوتش اين بود كه بنى‏اميّه از آن اوّل اصلاً به اسلام اعتقادى نداشته و با اساس اسلام مخالف بودند ولى بنى عباس از نسل اهل بيت و از بنى‏هاشم بودند و با اساس اسلام مخالف نبودند بلكه با امام زمان خودشان مخالف بودند. درواقع مى‏توان گفت شيعه‏اى بودند كه امام زمان خودشان را قبول نداشتند. قبر حضرت على(ع) در زمان هارون الرّشيد پيدا شد و اوّلين بقعه‏اى كه ساخته شد به‏دست هارون بود. مأمون هم واقعاً دلش مى‏خواست حضرت رضا(ع) خليفه شود و خودش گفت: من كه حالا خلافت خودم را مى‏كنم چرا به‏خاطر فرزندم دچار عذاب الهى بشوم و حضرت را به اصرار و به‏زور وادار به قبول ولايتعهدى كرد ولى بعد در جريان كار متوجّه شد كه نمى‏تواند. به‏همين دليل بنى‏اميّه هزار ماه بيشتر عمر نكردند كه لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍاشاره به آن دارد ولى حكومت بنى عباس پانصد، ششصد سال طول كشيد.
 بنى اميّه اعتقادى به اساس اسلام نداشتند. ابوسفيان هم وقتى لشكر پيامبر را ديد كه آمده‏اند مكّه را فتح كنند، مسلمان شد و بعد هم پيغمبر از او پرسيد: حالا به‏پيغمبرى من ايمان آوردى؟ گفت: اگر خداى بالاترى نداشتى كه نمى‏توانستى اين‏قدر لشكر جمع كنى. او چنين ديد و نظرى داشت. معاويه هم كه از طلقاء بود. بعد از فتح مكّه كه اينها را گرفته بودند، پيغمبر فرمودند: انتُم الطُّلقاء؛ شما آزاد هستيد. و از اينجا اين لغت طلقاء براى آنها ماند. وقايع تاريخى را مى‏دانيد و من آن را تكرار نمى‏كنم.
 در زمان امام حسن(ع) معاويه اصلاً در شأنش نبود كه فكر خلافت بكند. حتّى معاويه هم كه در زمان على(ع) در امارت شام بود، اوّل كارى كه حضرت على(ع) نمود اين بود كه او را عزل كرد. بعضى مورّخين بر اين فرمايش حضرت على(ع) ايراد مى‏گيرند كه فرمود: من نمى‏توانم يك روز اينجا باشم و نماينده حكومت من در آنجا ظلم و ستم كند. بله ماكياول مى‏تواند ايراد بگيرد ولى اگر على، معاويه را نگه مى‏داشت، ديگر اين على نبود. و اين محال بود. خدا على را آفريد كه على باشد. به‏همين دليل هم معاويه به بهانه انتقام و قصاص خون عثمان قيام كرد. و همان‏طورى كه قبلاً به او باج داده بودند، از على(ع) هم باج مى‏خواست ولى على اهل باج دادن نبود. امّا معاويه ظواهر اسلام را حفظ مى‏كرد. نمازجمعه مى‏رفت و خطبه مى‏خواند و روزه مى‏گرفت؛ همين ظواهرى كه مردم ببينند و بگويند اين مسلمان است تا اينكه در زمان يزيد، امام حسين مصباح‏الهُدى شد و نشان داد كه هركس به آن حضرت اقتداء نكند گمراه است. هركس كه مخالفت كند نيز گمراه است. و از اين زمان فطرت بنى‏اميّه آشكار شد كه ضدّ اسلام هستند. حتّى يكى از خليفه‏ها كه اسم او را در خاطر ندارم - اينها اسم‏هايشان فرقى نمى‏كند - تا وقتى خليفه نشده بود هر روز در مسجد مى‏نشست و قرآن مى‏خواند. روزى كه به او خبر آوردند كه تو خليفه شدى، قرآن را روى هم گذاشت و گفت: هذا فِراقٌ بَيْنى وَ بَيْنِكَ؛ ديگر رفتيم، خداحافظ. يا خليفه ديگر كه وقتى استخاره كرد آيه قرآن عليه او آمد، به قرآن تير زد و آن آيه قرآن را غلط خواند و اَنَّ اللَّهَ بَرىٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ وَ رَسُولُهُ را خواند وَ رَسُولِه (با كسره)؛ يعنى، خداوند از مشركين و (العياذ باللَّه) رسول خودش بيزار است.
 در زمان امام حسن، معاويه اسلام را كم‏كم از مسير اصلى خودش خارج كرده بود. معاهده امام حسن با او بيان احكام اسلامى است. اينكه در آن معاهده تعهّد كرده بود كه حقّ ندارد كسى را به جانشينى انتخاب كند، به مسلمين آزادى بدهد در اينكه چه كسى را مى‏خواهند و اهل بيت را آزار ندهد. درواقع به‏اصطلاح امروز برنامه كار خود آنان را نشان دادند. هر عملى كه خلاف اين برنامه انجام مى‏شد، مردم مى‏فهميدند كه حقّ با اين طرف است.
 بنابراين در مجموع اين‏طور شد كه مردم در زمان امام حسين فهميده بودند كه حقّ با چه كسى مى‏باشد: الحَقّ مَعَ علىّ و علىٌّ مَعَ الحَقِّ. اين تفاوتِ بينِ زمان امام‏حسن و امام حسين مى‏باشد كه باعث شد حضرت امام حسن صلح كردند و حضرت امام حسين قيام. پيغمبر(ص) فرمود: الحَسَنُ والحُسينُ اِمامانِ، قاما اوقَعدا؛ چه قيام كنند و چه نشسته باشند اينها (حسن و حسين) امامند براى زمان خودشان. ولى معذلك براى اينكه بدانيد مصباح‏الهُدى يعنى از اين پيروى كنيد. تمام زندگى حضرت قابل پيروى و واجب پيروى است.
 حضرت امام حسين از اوّل روحيّه خيلى غيورى داشتند. در زمان حضرت امام حسن شخصاً با صلح موافق نبودند ولى اختيار و امر الهى در آن ايام با امام حسن بود. بعد هم كه امام حسن صلح كردند، همان صلح را امام حسين قبول داشتند و اطاعت مى‏كردند. اين موضوع درسى است كه وقتى امر الهى قرار مى‏گيرد، روحيّه شخصى خودمان را بايد كنار بگذاريم، و اطاعت امر خداوند كنيم. او مصباح‏الهُدى در همين چيزها است.
 ايرادى كه بر امام حسين مى‏گيرند آن است كه مى‏گويند طبق آيه قرآن كه مى‏فرمايد: وَ لا تُلْقُوا بِاَيْديكُمْ اِلَى التَّهْلُكَةِ؛ خودتان را به‏دست خودتان در تهلكه نيندازيد. بنابراين اگر حضرت مى‏دانست كه كشته مى‏شود پس چرا قيام كرد و اگر نمى‏دانست پس در امامت او خلل وارد مى‏شود و لااقلّ در روزهاى آخر كه متوجّه شد، چرا جلوگيرى نكرد؟
 ولى اين تصوّرات براى ما است. حضرت امام حسين مى‏فرمايد:
مرگ را برگوى در نزد من آى
تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ
 براى امام حسين مرگ تهلكه نيست. براى ما كه مرگ را پايان همه چيز مى‏دانيم، مرگ اين دنيا تهلكه است. لذا فرشتگان و جبرئيل در صحراى كربلا آمدند و گفتند: مى‏خواهى همان كرامات و قدرت الهى كه در جنگ‏هاى رسول خدا انجام مى‏شد را انجام بدهيم و تو را نجات بدهيم؟ حضرت فرمودند: نه؛ برو و بين من و خدا واسطه نشو، ما پرده نمى‏خواهيم. مرگ براى آنها حيات بود. اُقْتُلونى يا ثِقاتى، اِنَّ فى قَتْلى حَياتى، و حياتى فى مماتى، و مَماتى فى حياتى؛ مرا بكشيد، براى اينكه در قتل من حيات است و حيات در مرگ من است و مرگ من در اين حياتى است كه دارم. يا مى‏فرمايد: اگر اسلام مستحكم نمى‏شود جز به اينكه شمشيرها مرا از بين ببرند، پس اى شمشيرها زودتر بياييد. براى ما، شكست در جنگ شكست است، ولى امام حسين شكست نخورد. امام حسين پيروز شد. امام حسين مى‏خواست اسلام علوّ پيدا كند، شيعه بماند كه ماند و امروز ما افتخار مى‏كنيم كه به‏نامش تبرّك مى‏جوييم. امام حسين اين را مى‏خواست، بنابراين اينكه مى‏گويند: امام حسين شكست خورد، نه؛ امام حسين شكست نخورد. پيروزى امام حسين در همين بود. اين هم درس ديگرى است كه اين زندگى ما حيات نيست. اين حيات را براى چه مى‏خواهيم، براى عظمت خودمان و براى عظمت مكتبمان. بنابراين اگر در راه عظمت مكتب از بين برويم، اين مرگ نيست، خودش شهادتى است.
 مسأله ديگر مسأله استمهال است كه در تاسوعا خواستند حمله كنند ولى حضرت استمهال كردند و فرمودند: صبر كنيد تا فردا. و در آن شب همه شاد بودند، مجلس خاصّى، مجلس نيازى، به درگاه خدا داشتند. حضرت مقامات آنها را به ايشان نشان دادند. البته خيلى از آنها خودشان به درجاتى رسيده بودند كه مقاماتشان را مى‏ديدند. ولى حضرت كه بالاتر از آنها بودند، اينها را به نزد خودشان بردند و اين مقامات را نشان دادند. همين رمز اين موضوع است كه چرا حضرت عباس تا آن تاريخ نگفت: يا برادر. در لحظه مرگش، يعنى آن لحظه‏اى كه حضرت دستش را گرفته و در بالا پهلوى خودشان نشاندند و مقامش را ديد، آن وقت احساس كرد كه پهلوى برادرش است و بى‏اختيار گفت: برادرت را درياب.
 مسأله ديگرى كه در تاسوعا واقع شد، مسأله برداشتن بيعت است. اين اشكال پيش مى‏آيد كه بيعت، بيعت با خداست. چطور اين بيعت برداشته مى‏شود؟ حضرت فرمودند: اگر فردا كسى باشد و صداى مرا بشنود و به كمك من نيايد از اهل جهنّم است؛ پس برويد كه صداى مرا نشنويد، من تعهّد خودم را از شما برداشتم اين كدام تعهّد بود؟ تعهّد حكومتى بود. براى اينكه اينها آمده بودند تا با امام حسين بيعت حكومتى بكنند. بيعت حكومتى يعنى درواقع از همان نوع بيعتى كه با خلفاء مى‏شد. بيعت ولوى كه برداشتى نيست. آنهايى كه بيعت حكومتى داشتند، رفتند ولى كسانى كه بيعت ولوى داشتند، نتوانستند بروند. كجا بروند؟ درواقع مى‏گفتند:
گر بركنم دل از تو و بردارم از تو مهر
اين مهر بر كه افكنم اين دل كجا برم
 حضرت بعضى‏ها را خواستند امتحان كنند، به حضرت عباس فرمودند: حالا كه شمر به دنبالت آمده، برو و در آنجا در امان باش. حالا عباس چه عرض كرد معناى همين شعر بود كه:
گر بركنم دل از تو و بردارم از تو مهر
اين مهر بر كه افكنم اين دل كجا برم
 هيچ يك از بزرگان، هفتاد و دو نفر حوارى به اين صورت نداشتند. اينكه اجازه دادند هر كدام كه مى‏خواهند بروند، هم خيرخواهى مردم بود و هم اينكه بر آنها تحميلى نكنند. هركس با آنها مى‏ماند كشته مى‏شد. پس آن شب را جشن گرفتند. پيرمردها از شادى مى‏رقصيدند. فردا صبح بدون زره به ميدان مى‏رفتند تا زودتر شهيد بشوند و به آن مقاماتى كه ديدند برسند.
 اينها موجب شده كه خيلى‏ها ايراد مى‏گيرند كه چرا عزادارى مى‏كنيد، عزا يعنى چه؟! بله درست است كه آنها جشن داشتند ولى ما براى خودمان عزا مى‏گيريم. ما بر سرنوشت خودمان گريه مى‏كنيم. ما فرزندان همان كسانى هستيم كه قدر على را ندانستند، قدر حسن را ندانستند. ديدند كه حسين چه مى‏گويد ولى به كمكش نرفتند. واى بر ما! واى بر اجداد ما كه اين كار را كردند، اين گريه براى خود ما است. از لحاظ اجتماعى هم، گريه، براى قطع اميد ملّتى است از اينكه حكومت به‏دست اهلش بيفتد. چند مقطع در تاريخ اتّفاق افتاد كه شيعيان از حكومت قطع اميد كردند ولى همين‏ها نشان داد كه سلسله اولياءاللَّه ادامه دارد.
 حضرت امام حسين در آخرين لحظات آمدند و به‏اصطلاح و عبارتى كه مى‏گويند، ودايع امامت را به حضرت سجّاد سپردند. البته ودايع امامت چنان‏كه مى‏گويند: عصاى موسى و انگشتر سليمان است، نبود. بله، انگشتر سليمان است ولى آن انگشترى نيست كه از اين قبيل انگشترهاى متداول باشد. انگشترى است كه به انگشت قدرت مى‏دهد تا دنيا را بچرخاند. عصايى است كه به صاحب عصا اجازه و قدرت مى‏دهد كه از چوب، اژدها بسازد. ودايع را كه سپردند، حضرت رفتند. و امّا آثار اين قيام الهى الى‏الابد خواهد بود. اسلام با پيغمبر به‏وجود آمد و بقاى آن به‏خصوص تشيّع مرهون قتل حسين است. تا آن تاريخ اهل بيت را خواهان حكومت و خلافت مى‏دانستند، به‏طورى كه عمر، وقتى هيأت شش نفره را تعيين كرد، براى هر كدام عيبى مى‏گفت كه فلان كس اين عيب را دارد وگرنه او را تعيين مى‏كردم. براى على(ع) دو عيب به خيال خودش گفت. يكى گفت: على خيلى مزّاح است و زياد شوخى مى‏كند و ديگر اينكه على خيلى حريص به خلافت است. نفهميد كه على حريص به خلافت نيست. على حاضر بود كه خلافت را با يك كفش كه هفده، هجده وصله داشت عوض كند و فرمود: خلافت شما در نزد من از اين كفش كم‏قيمت‏تر است. على مى‏گفت: اگر مصلحت مردم و امرالهى باشد بايد خلافت نزد من باشد. ولى مردم اين‏طور فكر مى‏كردند كه آن يك جنگ قديمى بين بنى‏هاشم و بنى‏اميّه است و اينها مى‏خواهند خلافت را به‏دست بگيرند. ولى با آمدن امام حسين و اينكه امام حاضر نشدند لحظه‏اى صلح كنند، حاضر نشدند با يزيد بيعت كنند و فرمودند: مثل منى با مثل يزيد بيعت نمى‏كند. نشان دادند كه صحبت خلافت نيست و مطلبِ ديگرى مى‏باشد.
 در تمام اين خصوصيات روشنى اين مصباح، اين چراغ در روز عاشورا درخشيد. اين مصباح آن هفتاد و دو نفر را پرورش داد و ساخت. آنها هر كدام دنيايى از بزرگوارى و فداكارى بودند. مسلم بن عوسجه و حبيب بن مظاهر در جنگ‏هاى قبلى و در غزوات پيغمبر هم بودند. اينها دو پيرمرد بودند كه هر كدام موقع جنگ سبقت بر ديگرى مى‏گرفتند و اجازه مى‏گرفتند كه زودتر به جنگ بروند. مى‏دانستند كه كشته مى‏شوند. وقتى مسلم مجروح و رو به مرگ شد، حضرت بالاى سرش آمدند و مسلم يا حبيب بود كه يكى به ديگرى گفت: گرچه من هم به‏زودى بعد از تو مى‏آيم ولى اگر وصيتى دارى بگو. گفت: وصيت من اين است كه دست از دامان اين آقا برنداريد.
 اين چراغ هدايت است كه آنان را هدايت كرد. چراغى كه، نورافكنى كه، چشم حُرّ را هم خيره كرد و در يك لحظه از قعر جهنّم به اوج بهشت رفت. با حال زار و نزار خدمت امام حسين آمد و عرض كرد: آيا توبه من قبول است؟ و بعد عرض كرد: من نمى‏دانستم كه اينها اين كار را مى‏كنند و من جلوى شما را گرفتم. توبه من قبول است؟ بزرگوارى را ببينيد كه با يك برق مصباح فرمودند: بله، بيا؛ اَنْتَ حُرٌّ فى‏الدّنيا والاخرة؛ تو بزرگ و آزاده‏اى در دنيا و آخرت. آن وظيفه روشنى بخشى را در تمام جريانات داشتند. وقتى همه رفتند، حضرت مى‏دانستند كه كسى نيست و آنجا هم باز آخرين پرتوافكنى خودشان را انجام دادند. خورشيد كه پرتوافكنى مى‏كند هم به گل‏هاى معطّر پرتو مى‏افكند و هم به زباله‏ها. مى‏ديدند كه جلويشان آن زباله‏ها هستند ولى فرمودند: هَلْ مِنْ ناصرٍ يَنْصُرنى؟ آيا كسى هست كه مرا كمك كند؟ آيا حضرت محتاج به كمك بود؟ حضرت كمك فرشتگان را رد كرد. همه اين را براى ما گفت. الآن هم اين صدا هست، صداى هَلْ مِنْ ناصرٍ يَنْصُرنى؟ همان صدايى كه عيسى فرمود: مَنْ اَنْصارى اِلَى اللَّهِ؟  كيست كه مرا در راه خدا يارى كند؟ بعد حضرت به‏تنهايى به جنگ آمد كه شرح آن را مى‏دانيد و دل ما از شنيدن آن ريش مى‏شود. بر خودمان بگرييم.
 بعد در آخرين لحظه كه هيچ كس حاضر نبود سر حضرت را جدا كند. ديدند جوانى نصرانى كه مثل خبرنگار آمده. با خود گفتند اينكه شناختى ندارد. به او گفتند كه اين كار را انجام دهد. اين جوان آمد و در آن آخرين لحظه مجذوب شد و برگشت با آنها جنگ كرد و شهيد شد و در يك لحظه به كمال رسيد. امّا آن خبيث، آن خبيثى كه در جنگ صفّين با على(ع) بود و بعد خارج شد و رفت جزو نهروانى‏ها و بعد از نهروانى‏ها جدا شد آمد جزو بنى‏اميّه، آن اشقى الاشقياء رفت. چه گذشت در آن گودالى كه حضرت افتاده بود؟ لا يومَ كَيومِكَ يا ابا عبداللَّه. روزگارى كه تو بودى، انشاءاللَّه پيش نيايد، بعد از لحظه‏اى ديدند كه اين خبيث آمد بيرون و چيزى در دستش بود سرى كه در دامان پيغمبر بود و....

توضیح: مقاله مذکور برگرفته از یکی از سخنرانیهای حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه(ارواحنا فداه) می باشد که در مجله عرفان شماره 9 به چاپ رسیده است.
 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 5:46 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
ماجرای دو نامه از دکتر شهیدی
در ادامه انتشار دست نوشته آقای مرحوم دكتر سيّد جعفر شهيدى در مورد تفسیر شریف بیان السعاده، "ماجرای دو نامه" از ایشان که بیان خاطره نامه نویسی ایشان به حضرت آقای صالحعلیشاه(ره)است را به محضر خوانندگان عزیز عرضه می داریم:

ماجراى دو نامه

بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
 دوست با شفقّت و همسايه پرمحبّت آقاى حاج رضاخانى در حلقه فقراست و سالهاست كه به پيران طريقت سلسله گنابادى دست ارادت داده است. گاهگاه ديدارى با اين بنده داشته و گفتگوها كرده‏ايم. و چون از ارادت ايشان به مرحوم حاج شيخ محمّد حسن بيدختى (صالح عليشاه) و فرزند برومندشان حاج سلطانحسين تابنده(رضاعليشاه) آگاه شدم، داستان نامه‏نگارى خود را به مرحوم حاج شيخ محمّد حسن بيدختى براى ايشان گفتم.
 چندى پيش به من گفتند رفقاى طريقتى ايشان مى‏خواهند به مناسبت يك‏صدمين سال تولّد مرحوم حاج صالح عليشاه يادنامه‏اى منتشر كنند. و از اين بنده خواستند تصوير آن نامه و موجبات نامه‏نگارى را در اين يادنامه منعكس كنم. چون تكليف ايشان از يك سو تجديد خاطره دوران گذشته بود و از سوى ديگر نشان‏دهنده گوشه‏اى از برخوردهاى فكرى در آن روزگار، پذيرفتم و اينست ماجراى آن دو نامه كه متأسّفانه يكى از آن دو را نمى‏دانم چه كسى گرفت و باز پس نداد:
 در سال هزار و سيصد و پانزده هجرى شمسى، من نه كودك بودم و نه جوان، دوران كودكى را پشت سر گذارده و در مدخل دوره جوانى قرار گرفته در شهر خود در مدرسه علوم دينى درس مى‏خواندم و از محضر عالمانى چند كسب فيض مى‏كردم. پسرعمويى داشتم خدايش بيامرزاد به خريدن كتاب علاقمند بود. خود همه كتاب‏هايى را كه مى‏خريد، مى‏خواند يا نه، درست نمى‏دانم امّا اندكى از نتيجه آن به‏من مى‏رسيد؛ چنان‏كه برخى كتابها را از او به امانت مى‏گرفتم و مى‏خواندم، و از بركت همان كتابهاىِ امانتى بود كه با اسرارالعقائد، ميرزا ابوطالب شيرازى، بستان السياحه، حاج زين‏العابدين شيروانى، دبستان مذاهب و چند كتاب ديگر از اين دست آشنا شدم. خواندن اين كتابها بر ميزان اطّلاعم مى‏افزود و اندك اندك بر خودم هم مشتبه شده بود و مى‏پنداشتم وظيفه‏اى بر عهده‏ام نهاده‏اند تا گمراهان را بيشتر در گمراهى نگذارم و آنان را به راه هدايت آرم!! در محدوده دورافتاده آن روز شهر ما و در محيط محدودتر از محدوده شهر، تنها دريچه‏اى كه به روى ارضاى حسّ خودبزرگ‏بينى من و مانند من باز بود، اين بود كه بو ببريم كسى در اعتقاد و يا طرز تفكّر روشى مخالف ما دارد يا تصوّر كنيم كه مخالف ما فكر مى‏كنند، آن وقت هل من مبارز بگوييم و به جان آن بيچاره بيفتيم. بى‏آن‏كه درست بدانيم ما چه مى‏گوييم و او چه پاسخ مى‏دهد و سرانجام هر كه در پاسخ درماند مغلوب بود و محكوم. امّا پرسش‏ها درست بود يا نه، كسى بدان نمى‏پرداخت، و اگر هم مى‏پرداخت چيزى دستگيرش مى‏شد يا نه، خدا مى‏داند.
 آن سالها (مانند امروز) در شهر ما گروهى پيرو طريقت گناباديان بودند، يكى از آنان جوان وارسته‏اى بود به‏نام مشهدى حسين ملقّب به حزين كه درگذر حمام خشتى دكان پينه‏دوزى داشت (بعدها به بنّايى پرداخت و اكنون كه به پيرى افتاده است همچنان سادگى و وارستگى خود را حفظ كرده است.)
 مشهدى حسين شعر هم مى‏گفت و خود را سرگرم نوشتن تذكره‏اى از شاعران بروجرد مى‏داشت (كه سالها بعد آن تذكره را به‏نام دورنمايى از شهرستان بروجرد به چاپ رساند). اين مشهدى حسين هم به‏نوبه خود سرش براى مجادله درد مى‏كرد و گاهگاه ميان او و مخالفان فكرى وى مناظره درمى‏گرفت.
 در آن روزگار دوستى داشتم كه در گذشته نزديك هم‏مكتب ما بود به‏نام آقاى سيّد رحيم صباحى (كه اكنون در مشهد مقدّس رخت اقامت افكنده است) هم درس مى‏خواند و هم منبر مى‏رفت و بدش نمى‏آمد كه مانند خروس جنگى براى مباحثه با اين و آن شاخ به شاخ بشود. و چنان‏كه خودش مى‏گفت با مرحوم حاج عماد شيخ برگمارده مرحوم حاج صالح عليشاه در مجلسى درافتاده بود.
 خوب فرصتى به دست آمد تا گمراهى را ارشاد كنيم! و او را به راه خود بياوريم! از اين چه بهتر؟!! به آقاى حزين اعلام كرديم بايد براى مباحثه آماده شود.
 شبى از شبهاى ماه مبارك رمضان را كه در فصل زمستانى بسيار سرد واقع شده بود، براى مناظره معيّن كرديم و پس از افطار در حجره آقاى سيّد مهدى شريعتمدار كه در ابتداى بازار سرپوشيده بروجرد قرار داشت، حاضر شديم. ما چه گفتيم و آقاى حزين چه پاسخ داد و ما فهميديم چه مى‏گوييم و او دانست چه پاسخ مى‏دهد، اكنون از آن گفتگوها چيزى را به‏خاطر ندارم و خودتان مى‏توانيد حدس بزنيد كه پرسش و پاسخها از چه قماشى بوده است.
 بارى سه يا چهار ساعت از شب گذشت؟ (فراموش كرده‏ام) برخاستم و براى تجديد وضو به حمام آخوند كه با دكان آقاى شريعتمدار فاصله‏اى چندان نداشت رفتم و چون بازگشتم آقاى حزين و آقاى صباحى را خاموش ديدم. پرسيدم: دنباله مطلب به كجا كشيد؟ آقاى صباحى گفت: آقاى حزين مى‏گويند سئوالهايى را كه از ما مى‏كنيد بايد براى خود آقا (مرحوم حاج صالح عليشاه) بفرستيد و ايشان پاسخ خواهند داد. ايشان در جومند گناباد به سر مى‏برند. رفتن نامه و رسيدن پاسخ آن سى و يك روز طول مى‏كشد (و چنين شد).
 بارى نامه نخستين من اين بود كه بعضى مى‏گويند شما خود را نائب امام مى‏دانيد؛ آيا چنين نسبتى درست است؟ ايشان نوشته‏اند: اذكار و اورادى به دست ماست كه آن را به طالبانش مى‏گوييم و ابداً ادّعاى نيابت نداريم.
 متن نامه دوم كه پاسخ آن را در دست دارم و مضمون آن درست به يادم نمانده، دنبال همان سئوال پيش است كه بدين طريق شما خود را يكى از نائبان عامّ امام (ع) مى‏دانيد و ايشان چنين پاسخى را مرقوم داشته‏اند.
 اين بود جريان نامه‏نگارى من به محضر آن مرحوم. مرحوم حاج صالح عليشاه چند سال پيش از اين مناظره ديدارى از بروجرد كرده بودند. براى من ميسّر نشد كه از نزديك سيماى آن مرد عارف را ببينم ولى تا آن‏جا كه پرسيدم و پاسخ شنيدم، گفتند: محضرى شريف داشته است و خلق و خويى لطيف. به‏مناسبتى با جانشين آن مرحوم كه اكنون پيشواى طريقتى اين سلسله هستند دو بار ديدار داشته‏ايم. و تقريباً سى و پنج سال پيش كتابى از ايشان به‏نام تجلّى حقيقت در اسرار كربلا كه درباره سيّدالشّهدا عليه‏السّلام است، خواندم و بعدها يك دو رساله ديگر نيز از ايشان به دستم رسيد. خداوند همگان را توفيق عبادت حق و خدمت به خلق عطا فرمايند. آمين.


پاسخ‏نامه دوم

هو
121
 21 ذق 55
 عرض مى‏شود: مرقومه رسيد. جواب مشروح در ورقه پستى نگنجد، به كتب عرفا مراجعه شود. به‏طور اختصار خلاصه جواب اين است كه نوّاب اربعه در رسيدن خدمت و رسانيدن عرايض و حقوق، وكلا به‏تناوب بودند ولى مجازين در روايت و روّات احاديث زياد بودند، هكذا مجاز در تعليم آداب طريقت و تهذيب باطن، چنانچه سلسله اجازه روايتى علماء كثّراللَّه امثالهم غالباً به غير وكلا منتهى است و حديث هم راجع به روّات است ولى عرفا در حوادث مداخله ننموده و توجّه به باطن را امر مى‏فرمودند و معروف، خادم حضرت رضا(ع) بود و سرىّ را تربيت نمود كه مقام او را از طرف امام زمان خود واجد شد و جنيد را تربيت نمود.
   والسّلام اقلّ محمّد حسن

منبع: این مطلب در مجله عرفان شماره 9 به چاپ رسیده است
 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 5:44 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
آيت‌الله توسلي : برخي از مباني تغيير كرده است
يك عضو مجمع روحانيون مبارز با اشاره به انحرافاتي كه از واقعه عاشورا صورت مي‌گيرد، گفت: دين براي عده‌اي تنها نام است و شناخت دين براي آن‌ها اهميتي ندارد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) آيت‌الله محمد توسلي طي سخناني در مراسم شب تاسوعاي حسيني ـ كه از سوي مجمع روحانيون مبارز در دارالزهرا(س) برگزار شد ـ با تاكيد بر ضرورت شناخت همه‌جانبه واقعه عاشورا اظخهار كرد: متاسفانه انحرافات از واقعه عاشورا به قدري شده كه مراجع نيز بر توجه به اين مساله تأكيد داشته‌اند؛ چراكه عده‌اي به نام دين از روضه‌خواني‌هاي دروغين تا بسياري از اعمال ديگر و هر كار ديگري را انجام مي‌دهند. اين‌ درحالي است كه بسياري از حقايق دين گفته نمي‌شود.

وي هم‌چنين با بيان اين‌كه " متاسفانه برخي از مباني ما تغيير كرده است" تصريح كرد: البته اين‌گونه تحريف‌ها تازگي ندارد حتي در 60 سال پس از هجرت پيامبر(ص) وقتي به تاريخ نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه مباني مورد تغيير قرار مي‌گيرد. چه‌طور مي‌شود كه عده‌اي كه مورد وثوق قرار داشتند، كنار گذاشته مي‌شوند و عده‌اي كه مغضوب پيامبر(ص) بودند بر سر كار مي‌آيند.

توسلي ادامه داد: البته اين مساله چيز جديدي نيست. در روزگار ما نيز درحالي كه 25 سال از پيروزي انقلاب مي‌گذرد و تنها 19 سال از رحلت امام خميني گذشته است، حرف‌هاي ايشان تحريف مي‌شود. درحالي‌كه امام خميني(ره) فرمودند "جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد" عده‌اي مي‌گويند جمهوري معنا ندارد و ما آمده‌ايم اسلام را پياده كنيم و حتي اين جمله امام(ره) كه مي‌فرمايند" ميزان راي ملت است" را تحريف مي‌كنند.

وي با بيان اين‌كه " برخي كلمات امام (ره) و مباني انقلاب امروز تحريف شده است" گفت: متاسفانه امروز مي‌بينيم عده‌اي كه روزگاري با انقلاب نبودند و سرخوشي نداشتند، تئوريسين انقلاب شده‌اند.

وي نسبت به عملكرد اين عده و آن چه معتقدند بر اساس مصالح كشور مي‌توانند در مورد راي مردم اعمال كنند، انتقاد كرد.

در اين مراسم حجت‌الاسلام و المسلمين محمد خاتمي،حجت‌الاسلام و المسلمين محسن موسوي تبريزي، حجت‌الاسلام و المسلمين علي‌اكبر محتشمسي پور، دكتر محمد عارف، اسحاق جهانگيري، عبدالله رمضان‌زاده، عبدالله ناصري، ميرلوحي و جمعي ديگر از فعالان سياسي حضور داشتند.

 
 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
با فیلتر:
 
بی فیلتر:
 

 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

خاتمی: شنیده‌ام که ردصلاحیت‌ها بسیار گسترده است؛ امیدوارم شایعه باشد

شهاب نیوزـ اعضای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان صبح روز پنج شنبه با سید محمد خاتمی دیدار كردند.

به گزارش وب‌سایت رسمی ائتلاف اصلاح‌طلبان؛ در این دیدار ضمن ارائه گزارشی از روند انتخابات و احساس مسئولیتی كه نیرو‌های اصلاح طلب برای حضور در صحنه دارند بر ضرورت بهره گیری از حق قانونی شهر وندان و نیز تقویت نظام تاكید شد. همچنین اعضای ستاد ائتلاف اصلاح طبان از برخی از اخباری كه از درون محافل مسئول اجرای انتخابات درباره نحوه رسیدگی به صلاحیت داوطلبان شنیده می شود به شدت ابراز نگرانی كردند.

در این دیدار سید محمد خاتمی ضمن تشكر از زحمات اعضای ستاد گفت: «علاوه بر شایعات عمومی متاسفانه اخباری به دستم رسیده كه
حاكی از نوعی تنگ نظری و اقدام برای محروم كردن بسیاری ازنیروهای مومن مجرب و روشن از حضور در صحنه انتخابات است امری كه در صورت صحت بدون تردید به زیان نظام و جامعه خواهد بود ولی امیدوارم آن چه شنیده می شود سیاست رسمی مسئولان برگزاری انتخابات نباشد بلكه ناشی از دیدگاه برخی افراد غیر موثر باشد در غیر این صورت واضح است كه مهم ترین شرط انتخابات خوب و ارزشمند یعنی رقابت منتفی خواهد شد امری كه یقینا مورد نظر مقامات عالی رتبه نظام نخواهد بود».

خاتمی همچنین اظهار امیدواری كرد كه مسئولان برگزاری انتخابات این نگرانی‌ها را رفع كنند تا در عمل شاهد برخورد قانونی همراه با سعه صدر مسئولان در جهت برگزاری انتخاباتی رقابتی و قابل قبول باشیم و خدای ناخواسته شاهد رفتاری نباشیم كه به بخش مهمی از نیروهای ارزنده و بالاتر از آن به كل جامعه جفا شود. 

وی در پایان تاكید كرد كه باید برای تصمیم گیری منتظر آینده ماند و لازم است كار با جدیت در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان پی گیری شود.

 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
‌آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی
در تبلیغات انتخابات، اخلاق اسلامی رعایت شود
‌آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی جهل ونادانی را از مهمترین عوامل عقب ماندگی مسلمانان و تسلط دشمنان بر آنها دانستند و گفتند: اسلام دین تدبر، تعمق، و تفکر است.(((ولی بستن سایت هایی که به نحوی موجب بیداری مردم و آشنایی با مفاهیم اسلامی می شود .............)))

به گزارش مرکز خبر حوزه، معظم له صبح امروز در دیدار کارکنان قرارگاه سازندگی غدیر وابسته به قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه پاسداران تصریح کردند: از موضوعات بسیار مهم که اسلام به آن تاکید کرده این است که مسلمانان به پدیده ها وجریانات سیاسی ، اجتماعی و علمی بی توجه نباشند و با تدبر وتعمق به تحلیل حوادث و وقایع بپردازند.

ایشان با اشاره به علل و عوامل وقوع حادثه کربلا جهل به واقعیت های حاکم بر جامعه را یکی از علل بروز آن واقعه دانستنه وگفتند بنی امیه برای رسیدن به اهداف پلید خود، تلاش می کرد مردم را در جهل و نادانی نگه دارد و اهل بیت (ع) را به حاشیه براند و قرآن را از اهل بیت جدا کند و با این کار، زرگترین ضربه را به اسلام زد.

معظم له افزودند: امروزه وهابیت نیز دقیقا با همان اهداف درصدد دور کردن مسلمانان از معارف اهل بیت (ع) هستند.(((یعنی فیلتر نمودن  سایت های عرفانی و بستن سایت هایی که منشر کننده تفاسیر قران و کتب اسلامی هستند از این باب محسوب نمی شود ؟؟؟؟)

این مرجع تقلید گرایش برخی مسلمانان به دنیا و مقامات ظاهری دنیا را از دیگر عوامل بروز واقعه عاشورا دانسته و گفتند: بنی امیه با فریب دادن سران قبایل و وعده اعطای مقام و ریاست، بزرگان جامعه را برای مبارزه با امام حسین (ع)  فراخواند.

 

منبع:یاران مجذوبان نور

 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
آدرسهاي جديد زير ميتوانيد به سايت تصوف ايران دسترسي پيدا كنيد

با نهايت تأسف اين واقعيت تاريخي يعني منع مطالعه متون عرفاني و تصوف كه  قرآن كريم و رويه زندگاني ائمه معصومين عليهم السلام را از نگاه عقل و شهود بررسي مينمايند گريبانگير جامعه ايراني بوده  و عده‌اي مانع نشر احكام حقيقي اسلام مي‌شوند و با فيلترينگ جلوي سايت تصوف ايران و تعدادي از سايتهاي منتسب به صوفيه را گرفتند كه اين منابع اثرات بسياري در رشد و توسعه اخلاقيات و انسانيت در جامعه داشته و دارد.

به هرحال اقدامات قانوني برعليه مسببين اين اعمال در جريان است و در حال حاضر ميتوان يا از طريق فيلترشكن به سايت دسترسي پيدا كرد و يا از طريق آدرسهاي جديد زير به سايت دسترسي داشت:

http://xn--pgbw0b1a .xn--mgba3a4f16a .ir/

در صورتي نمايشگر شما استاندارهاي حروف بين المللي آي دي ان را بشناسد عبارت فوق را ميتوانيد به فارسي و به شكل زير وارد كنيد:

http://تصوف.ایران.ir/

 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
نامه مهم دكتر بشيريه درباره دلايل خروج از كشور
در پی مهاجرت دکتر حسین بشیریه به خارج از کشور، آیت الله بیات زنجانی نامه یی خطاب به او نوشت و متقابلاً دکتر بشیریه هم پاسخی را ارسال کرد. متن نامه نگاری های دو استاد حوزه و دانشگاه به این شرح است:

نامه آيت‌الله بيات
فرهیخته ارجمند جناب آقای دکتر حسین بشیریه، دام عزه
سلام علیکم
با کمال تاسف شنیدم که ناگزیر به ترک وطن و اقامت در کشوری دیگر شده اید. از این بابت سخت متاثر و اندوهگین شدم. در مورد خود شما که «عسی ان تکرهوا شیئاً و هïوî خîیرى لکïم»؛ اما بیش از همه به خسران عظیمی می اندیشم که از بابت مهاجرت اندیشمندانی چون شما دامنگیر حوزه ها، دانشگاه ها و جامعه علمی ما می شود. پیوسته هم مسببان چنین وقایعی را در دل و زبان، نکوهش می کنم. متاع شما آگاهی است و آگاهی، خود گواهی می دهد . ضمن اعلام حمایت از تلاش های ارزشمند علمی حضرتعالی، لازم دانستم تا بدین وسیله مراتب تاثر عمیق خود را از این رویداد به استحضارتان برسانم. امیدوارم هرجا که هستید، بر تجربیات علمی و معنوی خود بیفزایید، بیشترین و بهترین استفاده را از اوقات عمر ببرید و روزی خبر حضور مجددتان را در مراکز علمی داخل بشنوم.
قم، 3 دی 1386 ، 13 ذیحجه 1428- آیت الله بیات

پاسخ دکتر بشیریه
حضرت آیت الله بیات
با سلام و احترام
نامه محبت آمیز و بزرگوارانه جنابعالی را دریافت نمودم و بدین وسیله وظیفه خود می دانم مراتب سپاس و تقدیر خویش را از الطاف آن دانشمند فرزانه بیان نمایم. البته اینجانب مایل به خدمت در ایران بوده و هستم و همان طور که مستحضرید در دو برهه حساس، یکی در زمان جنگ و دیگری در چند ماه پیش و در جریان ایراد اتهام دولت به چند نفر از مقیمان خارج از کشور به رغم امکان ماندن در خارج از کشور با شرایط به مراتب بهتر نسبت به ایران به میهن بازگشتم و این جز به دلیل عشق و علاقه قلبی من و خانواده ام به خاک پاک ایران نبوده و نیست. اما در بدو ورود و به رغم اصرار مسوولان دانشگاه به بازگشت با تصمیم به اخراج از دانشگاهی مواجه شدم که عشق و انرژی خود را مصروف آن نموده بودم و ماوای دیگری جز آن نگزیده بودم. به این ترتیب و با توجه به اینکه بیش از یک سال هم می گذشت که دانشگاه به رغم اطلاع از بیماری قلبی من حقوق مرا به کلی قطع نموده بود، چاره یی جز جلای وطن نداشتم و لذا با بی میلی موقتاً دست به اقدامی زدم که خود و خانواده ام از آن ابا داشتیم اما گویا تقدیر چنین بود. به هر حال اکنون نیز به رغم آنکه امکانات پژوهشی کافی در ایران مهیا نیست همچنان مایلم که به دانشگاه تهران بازگردم و اگر چیزی دارم نثار میهن و هم میهنان خود کنم. اکنون امید اینجانب که در شرایط فعلی بیشتر به آرزو می ماند این است که ابرهای تیره از قلمرو دانشگاه و حوزه کنار روند و بار دیگر آفتاب روشن پرده از رخ برگشاید و تنگناهایی که برای اهل علم چه در حوزه و چه در دانشگاه ایجاد شده مرتفع شود و راه تحقیقات مستقل و پژوهش های اصیل هموار گردد. در پایان بار دیگر از الطاف آن عالم بزرگوار کمال تشکر و امتنان را دارم و امیدوار دیدار جنابعالی در میهن عزیز هستم.
با تجدید احترام، حسین بشیریه
 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
عمادالدین باقی به مرخصی آمد
نوروز: «عمادالدین باقی» رییس انجمن دفاع از حقوق زندانیان، پنج‌شنبه‌شب برای مدت یك ماه به مرخصی آمد.

به گزارش خبرنگار نوروز، مسؤولان زندان مرخصی وی را «استعلاجی» اعلام كرده‌اند. باقی اخیرا به دلیل حمله عصبی در زندان و فشارهای ناشی از بازجویی‌ها یك شب را در بیمارستان بستری شده بود و تحت نظر پزشك قرار داشت.

در این‌باره، «صالح نیكبخت» وكیل باقی به خبرنگار نوروز گفت: به دنبال حمله عصبی سه هفته پیش آقای باقی كه منجر به بستری شدن او در بیمارستان قمربنی‌هاشم شد، خانواده وی طی نامه‌ای به رییس قوه قضائیه اعطای مرخصی به او برای ادامه معالجات در بیرون از زندان را خواستار شدند.

وی افزود: پس از آنكه طی رو هقته گذشته آقای باقی دو بار دچار ناراحتی قلبی شده و منجر به بستری شدن موقت او در بهداری زندان شد، روز پنج‌شنبه مجددا به پزشك متخصص قلب بهداری اوین مراجعه كرده و نامبرده دستور بستری شدن در بیرون زندان را صادر كرد.

نیكبخت ادامه داد: پس از صدور دستور پزشك زندان و با توجه به موافقت آقای شاهرودی با اعطای مرخصی یك‌ماهه به آقای باقی كه پیش از ویزیت روز پنج‌شنبه پزشك متخصص قلب صورت گرفته بود و قرار بود وی روز یكشنبه آزاد شود، روز پنج‌شنبه شعد از ویزیت پزشك و قبل از تاریخ مقرر ایتدا به بیمارستان مدرس و سپس با موافقت مقامات زندان از امروز جهت ادامه معالجات به مدت یك‌ماه مرخصی به وی اعطا شد.

 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
توصيه‌های ارگان سپاه به اصلاح‌ طلبان: ردصلاحيت مي‌شويد، پس خودتان كناره‌ گيری كنيد !
نوروز: نشريه «صبح صادق» ارگان داخلي سپاه پاسداران در شماره اخير خود با اشاره به ثبت نام تعداد زيادي از اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات مجلس هشتم پيش بيني كرد كه تمامي يا اكثريت آنان رد صلاحيت مي‌شوند.

براساس گزارش رسيده به نوروز اين نشريه همچنين در ادامه به اصلاح طلبان پيشنهاد كرده است كه خودشان در حال حاضر از شركت در انتخابات انصراف بدهند تا در آينده بابت رد صلاحيت شدنشان هياهو نكنند.

نشريه صبح صادق متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است كه براساس قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و همچنين وصيت‌نامه امام خميني(ره) نهادهاي نظامي حق دخالت در امور سياسي را ندارند، اما اين نشريه بيش از آنكه به امورات داخلي سپاه بپردازد، به ارگاني جهت زدن اتهام و تهمت و دروغ پراكني عليه اصلاح طلبان بدل شده است.

گفتني اين نشريه كه با مجوز داخلي از سوي وزارت ارشاد قابل چاپ است و اجازه پخش در كيوسك‌هاي عمومي را ندارد اما با اين حال ديده شده است كه در طي يك اقدام غيرقانوني در كيوسك‌هاي روزنامه فروشي به فروش نيز مي‌رسد.
 
 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
بيانيه کانون مدافعان حقوق بشر در باره روند نگرانی آور برخورد با فعالان جنبش دانشجويی
روند برخورد با فعالان جنبش دانشجويی دردانشگاه های سراسر کشور موجبات اعتراض و نگرانی محافل حقوق بشری رافراهم نموده است .
متاسفانه آمار بازداشت های دانشجويی طی روزهای اخير وبرخورد با جنبش دانشجويی تاسف انگيز و وضعيت بازداشت ونگهداری ايشان نگران کننده است که به برخی از اين موارد در زير اشاره می شود :
۱- عدم آزادی دانشجويان پلی تکنيک آقايان قصابان ، توکلی و منصوری پس از گذشت ماهها از بازداشت آنان واقعيت تاسف باری است که نشان دهنده نقض آشکار قوانين داخلی وبين المللی واعلاميه جهانی حقوق بشر وميثاق های بين المللی است .
۲- بازداشت های گسترده دانشجويان معروف به داشتن گرايش چپ و کرد در دانشگاه ها وتداوم آن حکايت از تضييع حق آزادی بيان وعقيده ی دگرانديشان می نمايد.
۳- بازداشت خانم ليلا حيدری وآقايان بهروز صفری ،عليرضا متين پور ،جليل غنی لو و سعيد متين پور وتداوم آن بدون اينکه به وکيل دسترسی داشته باشند .


۴- صدور احکام عديده توسط کميته های انضباطی عليه دانشجويان
کانون مدافعان حقوق بشر ،افزايش بازداشتهای غيرقانونی و موج برخورد ومقابله با دانشجويان را محکوم نموده وخواهان آزادی بدون قيد وشرط کليه زندانيان سياسی وعقيدتی ورفع ممنوعيت تحصيلی کليه دانشجويان محروم از تحصيل ميباشد
 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
اختصاصی مجذوبان نور : عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) از منظر صوفیه
هو
121
عظّم الله اجورنا و اجورکم به مصابنا سیّدنا الحسین علیه السّلام
سنّت عزاداری امام حسین(ع) از سننی است که بزرگان تصوّف و عرفان به آن توجه خاصّی داشته اند. چنانکه مرحوم استاد مرتضی مطهری در کتاب ده گفتار ، اصولاً سنّت وعظ در عالم اسلام را از ابتکارت مشایخ بزرگ صوفیه و عارفان می داند. در دوران اخیر نیز در سلسله نعمت اللهی گنابادی این سنّت حسنه حفظ و ترویج گردیده است به نحوی که بزرگان سلسله مقید بوده اند که در سحر عاشورا ضمن ذکر واقعه مصائب حضرت اباعبدالله، به بیان نکات معنوی واقعه نیز می پردازند.
درباره نهضت و قیام حسینی کتابهای بسیاری توسط محققان تألیف گردیده و هر یک از آنها از منظری به این نهضت نگریسته اند. لذا برخی صرفاً به ظاهر قضیه و جنبه حکومتی آن توجه کرده و به حقیقت معنوی آن تجهی ننموده اند و برخی دیگر علاوه بر موضوع تاریخی و نقل حادثه مذکور جنبه معنوی آن هم مدّ نظرشان بوده است.
تألیفات اقطاب اخیر سلسله نعمت الهیه گنابادی در خصوص موضوع نهضت اباعبدالله واجد وصف اخیر می باشد. بدین معنا که علاوه بر توجه به ظاهر قضیه، حقیقیت آن نیز مغفول نمانده است. اولین این آثار کتاب سلطنه الحسین، دوم تجلّی حقیقت در اسرار فاجعه کربلا، سوم ظهور العسق الاعلی و عهد الهی می باشد که به معرّفی مختصر آنها می پردازیم:
1- سلطنه الحسین: در دو جلد مفصّل در قطع رحلی تألیف مرحوم حاج ملّا علی نورعلیشاه گنابادی می باشد. مؤلف در این اثر تمامی روایات و مراثی و عباراتی که در مورد این واقعه نقل شده، جمع آوری کرده است.
2- تجلی حقیقیت در اسرار فاجعه کربلا: به قلم مرحوم حاج سلطانحسین تابنده گنابادی(رضا علیشاه) می باشند و با اینکه این اثر را مؤلف در ابتدای جوانی نگاشته اند. اما مورد توجه بسیاری از علما قرار گرفت به طوریکه مرحوم علّامه آقا میرزا محمّدطاهر تنکابنی(الطبرسی) تقریظی مبنی بر تأیید و تمجید از کتاب مذکور نگاشته اند. در این کتاب علاوه بر بررسی همه جانبه واقعه عاشورا، پیشنهاداتی هم در جهت اصلاح مجالس و منابر وعظ بیان شده است. تجلی حقیقت تا کنون پنچ نوبت چاپ شده و چاپ پنجم آن در سال 1384 توسط انتشارات حقیقت منتشر گردیده است.
3- ظهور العشق الاعلی و عهد الهی: تألیف مرحوم آقای حاج علی تابنده(محبوب علیشاه) می باشد که در این ایّام به جهت تقارن سالگرد رحلت ایشان در تاریخ 27/10/1375 شمسی با ایّام عاشورا، دراویش سلسله نعمت الهیّه گنابادی سوگوارتر می باشند. کتاب مذکور شامل سه سخنرانی مرحوم محبوب علیشاه در سحرهای عاشورا می باشد که به جهت شور و حال عرفانی در نحوه بیان مطالب مورد توجه بسیاری از مستمعین و عاشقان حسینی قرار گرفت و در انتهای کتاب هم شرح احوال ایشان درج گردیده که در اینجا قسمتی از مقدمه جناب آقای دکتر نورعلی تابنده(مجذوب علیشاه) که در آخرین چاپ کتاب، مزبور در سال 1380 که توسط انتشارات حقیقت منتشر گردیده و درج شده است، عیناً نقل می گردد:
"ظهور العشق الاعلی" اشاره به عبارتی است که در خطبه الاولیاء جزو القاب حضرت اباعبدالله ذکر شده است. عشق اعلی اشاره به عشق الهی است که به مناسبت علوّ هدف و اعلاء بودن معشوق صفت"اعلی" گرفته است. این عشق اعلی در پیامبر(ص) و ائمه هدی(ع) وجود داشت. منتها خداوند به عامّه مردم آن دید معنوی را عطا نکرده است که نزد همه این بزرگان تجلّی و جلوه نور این عشق را ببینند. وقایع زندگی اباعبدالله و به خصوص وقایع منتهی به شهادت ایشان، وجود این عشق را ظاهر ساخت تا دیده های کم نور نیز ببینند. حضرت جان خود و عزیزانش و خلاصه آنچه را داشت در طبق اخلاص گذاشت و در راه جهاد به پیشگاه خداوند تقدیم نمود. چنین موقعیتی از طرف خداوند به آن حضرت عطا شد و مقتضیات اجتماع آن روز این فداکاری را به عنوان و ظیفه و عهد الهی برای آن حضرت مقررّ دانست.
 
 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
ريشه‌ جدال‌ مولانا با فلسفه‌ چه‌ بود؟ (آيا مولانا اگزيستانسياليست‌ نبود؟!)
بي‌مهري‌ مولانا با فلسفه‌ و فلسفي‌ حكايتي‌ است‌ به‌ عالم‌ سمر شده‌. او فلسفه‌ را علم‌ بناي‌ آخور مي‌شمرد (1) و فيلسوف‌ را كسي‌ مي‌داند كه‌ پي‌ در پي‌، دلايل‌ را واسطه‌ بين‌ خود و حقيقت‌ قرار مي‌دهد؛ در حالي‌ كه‌ صفي‌ از دليل‌ و حجاب‌ گريزان‌ است‌ و از پي‌ مدلول‌، سر به‌ جيب‌ تفكر فرو برده‌ است‌.
 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
آیت الله صانعی : سنگسار و قطع ید در زمان غیبت ممنوع است
آیت الله صانعی در پاسخ به استفتایی در مورد سن مسوولیت کیفری، اجرای حدود (سنگسار، قطع ید و حد محارب) را در زمان غیبت ممنوع دانست. این مرجع تقلید همچنین خواستار تدوین قانون ویژه یی برای تعزیر کودکان و نوجوانان زیر سن 18سال شد.

آیت الله صانعی با بررسی سن مسوولیت کیفری در جرایمی که در قانون مجازات اسلامی از آن با عنوان حدود نام برده می شود و شامل احکام سنگسار، قطع ید و حد محارب می شود، گفته است: «در اجرای حدود در زمان غیبت امام عصر (عج) می توان به فتوای علمای فاضل و محققی همانند میرزای قمی عمل کرد که معتقد است، اجرای حدود در زمان غیبت محل تأمل و توقف است و باید به جای آنها تعزیر کرد.»

این مرجع تقلید، اثبات حد در باب زنا را از دو طریق و البته این دو طریق را نیز غیرممکن دانسته است: «راه اوٌل؛ اقراری که ناشی از وجدان دینی مجرم باشد که چهار مرتبه آن در بعضی از حدود دو مرتبه در برخی دیگر لازم است. راه دوم؛ چهار شاهد عادل در باب زنا و توابعش و یا دو شاهد عادل در بقیه موارد و معلوم است که اقرار و یا شهادت چهار شاهد عادل به تحقٌق، بسیار مشکل بلکه در این زمان عادتاً غیرممکن است. حتٌی شهادت دو شاهد عادل نیز بر جرمی مانند سرقت با توجه احوال جامعه و نیرنگ های سارقان تناسبی ندارد به علاوه که در سرقت موجب حد، شرایطی وجود دارد که تحقق همه آنها، بعید به نظر می رسد. نتیجتاً راه اثبات حدود به نظر این جانب منحصر در این دو طریق بوده و امارات و شواهد نمی تواند موجب حد شود.»

آیت الله صانعی در پاسخ به این استفتاء که آیا ممکن است قانونگذار به جای لفظ حد بلوغ شرعی، سن خاصی را به عنوان سن قانونی تعیین کند تا بر همین اساس احکام دادگاه ها صادر شود و آیا ممکن است سن مسوولیت کیفری برای هر دو جنس یکی در نظر گرفته شود، گفته است:

«با توجه به اینکه قوانین مجازات اسلامی ذیل سه عنوان تعزیرات، حدود و قصاص قرار می گیرد، تعیین سن مسوولیت کیفری برای هر یک از این عناوین می بایست جداگانه مورد بررسی قرارگیرد. با توجه به اینکه بخش عمده موارد قوانین جزایی اسلام در باب تعزیرات است و جزای بیش از نود و پنج درصد جرم ها به علت آنکه تحت عنوان تعزیر قرار دارند، به دست قانون و حکومت است، لذا جواز ترتیب نظام ویژه دادرسی برای جوانان کمتر از 18 سال که در سوال آمده به تعزیر نمودن آنها به انواع تعزیرها و بازدارنده ها، به نظر اینجانب بلااشکال و بلامانع است و یعنی احتیاج به قانون در مجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان منتخب مردم دارد. در تعزیرات می توان به هر شیوه جدیدی که نقش موثری در بازدارندگی در ساختار شخصیتی نوجوانان قبل از 18 سال دارد، دست زد و دادرسی ویژه یی را برای آنان ترتیب داد.»

آیت الله صانعی در بررسی سن مسوولیت کیفری ذیل عنوان حدود در قانون مجازات اسلامی گفته است: «در اجرای حدود رسیدن به سن بلوغ شرط می باشد و به نظر اینجانب سن بلوغ در پسران تمام شدن پانزده سال قمری و در دختران تمام شدن سیزده سال قمری است. ناگفته نماند که حدود بسیار محدود است.»

ایشان همچنین در مورد اجرای قصاص با توجه به سن مسوولیت کیفری گفته اند: «به نظر اینجانب درک و تمییز شخص از اینکه عمل او آدم کشی است در اجرای قصاص کفایت می کند بلکه از بعضی روایات نیز استفاده می شود که تمییز حتی قبل از سن بلوغ شرعی در قصاص کافی است بنابراین تعیین سن مشخص (مثل 18 سال) برای موارد قصاص که حق الناس است، نمی تواند مورد استفاده قرارگیرد و آنچه می تواند درکاهش اجرای حکم قصاص موثر باشد ترویج فرهنگ عفو و بخشش در جامعه می باشد.»

بر اساس ماده 49 قانون مجازات اسلامی، اطفال در صورت ارتکاب جرم بری از مسوولیت کیفری هستند و طبق تبصره 1 ماده 49، منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد.

طبق تبصره اصلاحی 14 آبان 70 ماده 1210 قانون مدنی؛ سن بلوغ در پسر 15 سال تمام قمری و در دختر 9 سال تمام قمری در نظر گرفته شده است. این در حالی است که کنوانسیون حقوق کودک - که ایران نیز به آن پیوسته است - سن کودکان را تا 18 سال در نظر گرفته است و بر همین اساس، گاهی مشاهده می شود که قضات دادگاه ها و محاکم در صدور احکام، سن 18 سال و برخی قضات حد بلوغ شرعی را در نظر می گیرند و نتیجه صدور آرای متفاوت در خصوص جرایم مشابه در سنین مشابه است.

منبع : خبرگزاری انتخاب
 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
ژان ژاک روسو و اندیشه عدالت
روسو که مانند هابس در سنت «قرارداد» می­انديشد، در «دومين گفتمان» خود که در سال ۱۷۵۵ تحرير شده است، به بازنمود نابرابری و بی­عدالتی اجتماعی می­پردازد. به نظر او افراد در «وضعيت طبيعی» پيش اجتماعی، در شرايط مساوی می­زيستند و آزاد بودند. اما عمدتا" در نتيجه­ی خودپرستی و پيدايش مالکيت خصوصی، وارد «وضعيت اجتماعی» شدند که وضعيتی مبتنی بر نابرابری و عدم­آزادی است. اين نابرابری اجتماعی هر انسانی را از خودبيگانه می­کند.
به عقيده­ی روسو، در گذر زمان، افرادی که ثروت اندوخته بودند برای حفظ مالکيت و موقعيت خود، با افراد فقير بر سر قوانينی توافق کردند که مبتنی بر عقد قرارداد اجتماعی نبود، يعنی چيزی که می­بايست بنياد جامعه­ای جمهوريخواهانه باشد. دولتی که نتيجه­ی از خودبيگانگی فرد در جامعه است، محصولی است در خدمت تثبيت اختلافات و نابرابری­ها و در خدمت ويرانی آزادی طبيعی و تحکيم خودکامگی. در اين رساله­ی روسو آشکار می­گردد که وی «انسان طبيعی» يعنی انسانی را که در «وضعيت طبيعی» می­زيد، چگونه تصور می­کند. چنين انسانی نخست بدون مالکيت خصوصی است و وجودش آکنده از عشق و ترحم نسبت به خود و همنوعان خويش می­باشد. اين انسان قانع است و از نظر احساسی در تفاهم بی­ميانجی با انسانهای ديگر زندگی می­کند. به نظر روسو تقسيم کار در ايجاد نابرابری اجتماعی نقش بسيار مهمی داشته است، در حالی که کار اصولا" نمی­بايست به نابرابری و محدوديت آزادی منجر گردد. با اين حال روسو در نقد خود از جامعه­ی مبتنی بر مالکيت خصوصی نتايج انقلابی نمی­گيرد و حرفی از خلع مالکيت و يا از بين بردن ثروت به ميان نمی­آورد و صرفا" خواهان جلوگيری از ازدياد تفاوت در مالکيت است.

 روسو بعدها در مهمترين اثر خود يعنی «قرارداد اجتماعی» که در سال ۱۷۶۲ منتشر شد، تغييراتی در ديدگاه خود در زمينه­ی خروج انسان از «وضعيت طبيعی» و گذر به «وضعيت حقوقی» می­دهد و از جمله خاطر نشان می­سازد که طبيعت آنچنان مقاومت نيرومندی در مقابل «حفظ خويشتن» افراد قرار می­دهد که به عدم­تناسبی ميان نيازهای انسان و نيروهای طبيعی او منجر می­گردد.
«قرارداد اجتماعی» از طرف روسو بعضا" به عنوان اقدامی تاريخی و بعضا" به مثابه فرضيه­ای فکری توصيف می­شود. هسته­ی مرکزی آن دارای اين مضمون است که افراد از برابری و آزادی اوليه­ی طبيعی خود صرفنظر و آن را به جامعه­ای سياسی منتقل می­کنند، تا آن برابری و آزادی از دست داده را در مرحله­ای عالی­تر بازيابند. قرارداد اجتماعی روسو بديلی در مقابل جامعه­ی از خودبيگانه و دولت خودکامه و نتيجه­ی «اراده­ی عمومی» است. بنابراين می­توان الگوی مورد نظر روسو را اراده­گرايانه ناميد. اراده­ی آزاد شهروند می­بايست جامعه، دولت و سياست را آگاهانه در خود پذيرا شود و در پيوند با اراده­ی آگاهانه­ی ديگر افراد، به اراده­ای عمومی فرارويد. تفاوت «قرارداد دولت» هابس با «قرارداد اجتماعی» روسو در آن است که در اولی افراد خود را تابع فرمانروايی می­کنند که از قدرتی نامحدود برخوردار است، اما در دومی مردم و اراده­ی عمومی و يا جمهوری، خود عالی­ترين فرمانروا هستند. برای روسو هر دولت متکی بر قانون يک جمهوری است و شکل حکومت در اين ميان نقشی ندارد.
روسو در همان آغاز کتاب «قرارداد اجتماعی» بر موضوع عدالت انگشت می­گذارد و خاطر نشان می­سازد که هدف او بررسی نظام مدنی برای يافتن قواعد حقوقی عمومی و مطمئن حکومتی است و در بررسی خود تلاش خواهد کرد تا آنچه را که حق مجاز می­داند همواره با آنچيز که سودمندی مقرر می­دارد پيوند زند تا ميان عدالت و فايده افتراق نيفتد.  برای روسو در گذر از وضعيت طبيعی به وضعيت مدنی در انسان دگرگونی­های قابل توجهی رخ می­دهد و از جمله عدالت جانشين غريزه می­گردد.
 وی سپس در کتاب دوم همين اثر در مبحث «درباره­ی قانون» بطور مشخص­تری به موضوع عدالت می­پردازد. روسو قوانين را  به منزله­ی انگيزش و اراده­ی نظم اجتماعی مورد نظر خود می­داند و توضيح می­دهد که از طريق قرارداد اجتماعی، اگر چه پيکره­ی سياسی هستی می­پذيرد و زندگی می­آغازد، اما بايد به ياری قانون به آن جنبش و اراده بخشيد تا اين پيکره به ابزار حفظ خويشتن نيز مجهز گردد. موضوع عدالت در کانون اين بخش از تأملات روسو قرار دارد و پيکره­ی سياسی ناشی از اراده­ی عمومی برای او سرچشمه­ی قوانين و عدالت است.
 روسو خاطر نشان می­سازد که آنچه نيک و مطابق نظم است ناشی از طبيعت اشياء است و بستگی به توافق­های انسانی ندارد. همه­ی عدالت­ها ناشی از خداوند است و او به تنهايی سرچشمه­ی آنهاست. اما اگر ما می­توانستيم عدالت را از چنين جايگاه بلندی پذيرا شويم، نه نيازی به حکومت داشتيم و نه به قانون. به نظر روسو قطعا" عدالتی فراگير وجود دارد که ناشی از خرد است، اما اگر چنين عدالتی بخواهد اعتبار يابد، بايد متقابل باشد. قوانين عدالت به دليل فقدان پيامدهای طبيعی در ميان انسانها يافت نمی­شوند. آنچه که باقی می­ماند فقط به نفع آدم ظالم و به ضرر آدم عادل است، زيرا آدم عادل عدالت را در مقابل همگان رعايت می­کند، در حاليکه آدم ظالم آن را در مقابل هيچکس رعايت نمی­کند. روسو نتيجه می­گيرد که بنابراين ما نيازمند ميثاق­ها و قوانينی هستيم که وظايف و حقوق را با هم پيوند زنند و عدالت را موضوعيت بخشند. به اين ترتيب روشن می­گردد که برای روسو عدالت تنها از طريق قوانين قابل حصول است.

 به نظر روسو در وضعيت طبيعی که در آن همه چيز مشترک است و انسانها برابرند، هيچکس وظيفه­ای نسبت به ديگری ندارد، چرا که تعهدی نسبت به ديگری متقبل نشده است. کافيست آنچيز را که استفاده­ای برايش ندارد، به عنوان مالکيت ديگری به رسميت بشناسد. اما در وضعيت اجتماعی که همه­ی حقوق توسط قوانين تثبيت شده­ است، اين طور نيست.
روسو ادعای عمومی بودن موضوع قوانين را اينگونه فهم می­کند که قانون فرمانبران را به مثابه يک کل و رفتار­های آنان را انتزاعی در نظر می­گيرد و هرگز از فرد انسانی و رفتار فردی حرکت نمی­کند. به همين دليل قانون می­تواند حقوق اوليه­ای را مقرر کند، اما آن را به نام شخص معينی مقرر نمی­کند. قانون می­تواند طبقات گوناگونی از شهروندان ايجاد کند و حتا ويژگی­هايی را تعيين نمايد که حق اين يا آن طبقه به حساب می­آيند، اما نمی­تواند مقرر کند که اين يا آن شخص در طبقه­ای پذيرفته شود يا نه.
 روسو نتيجه می­گيرد که بنابراين لازم نيست بپرسيم که قوانين توسط چه کسی وضع می­شود، زيرا آنها از اراده­ی عمومی ناشی شده­اند. لازم نيست بپرسيم که آيا شهريار مافوق قوانين قرار دارد يا نه، چرا که او عضوی از دولت است. لازم نيست بپرسيم که قانون می­تواند ناعادلانه باشد يا نه، چرا که هيچکس نسبت به خود ناعادلانه نيست. اين پرسش نيز بی­مورد است که آيا انسان می­تواند هم آزاد و هم مطيع قوانين باشد، زيرا قوانين صرفا" نمايه­ی اراده­ی ما هستند. بنابراين آنچه که فردی صرفنظر از جايگاه اجتماعی خود به اراده­ی خود مقرر می­کند نمی­تواند قانون باشد. حتا آنچه که فرمانروا در مورد خاصی مقرر می­دارد نيز قانون نيست، زيرا قانون تصميم اراده­ی عمومی در مورد موضوعی است.
روسو پس از اين تأملات، در کتاب سوم «قرارداد اجتماعی»، عدالت را به عنوان سنجيداری برای تعيين مشروعيت حکومت به کار می­گيرد. وی در بررسی سوء استفاده­ی حکومت از دولت تصريح می­کند که: جبار به معنای عادی پادشاهی است که با سختگيری حکومت می­کند و به قانون و عدالت بی­توجه است. اما جبار به معنايی معين­تر فرديست که اقتدار پادشاهی را بدون اينکه حق او باشد در اختيار گرفته است. يونانيان نيز جبار را به همين معنا به کار می­بردند. آنان جبار را پادشاهان خوب يا بدی می­دانستند که قدرتشان قانونی نبود. بنابراين در نظر آنان جبار و غاصب کاملا" هم­معنی بود. اما برای اينکه بر اين چيزهای متفاوت نام­های متفاوتی اطلاق کنيم من می­گويم که جبار غاصب قدرت پادشاهی است و مستبد غاصب قدرت فرمانروايی. بنابراين، جبار کسی است که غيرقانونی بر سر کار آمده تا مطابق قانون حکومت کند. لذا جبار ممکن است مستبد نباشد، اما مستبد همواره جبار است.

 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
عقاید احمقانه وچگونگی تشخیص و...
 برتراند آرتورویلیام راسل (زادهٔ ۱۸ می ۱۸۷۲ - درگذشتهٔ ۲ فوریه ۱۹۷۰). ریاضیدان، منطق‌دان و فیلسوف بریتانیایی بود که آثارش در مورد تحلیل منطقی، فسلفه در قرن بیستم را تحت تاثیر قرار داد. برتراند راسل که موفق به کسب جایزهٔ نوبل نیز شد، در گفتاري كوتاه با عنوان « چگونه از عقايد احمقانه بپرهيزيم؟»، به روشني به آسيب شناسي آفات تعصب، جزم و جمود، پيشداوري و .... در باورهاي آدمي مي پردازد.

 برای پرهيز از انواع عقايد احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نيازی به نبوغ فوق بشری نيست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازميدارد.
اگر موضوع چيزی است که با مشاهده روشن ميشود، مشاهده را شخصاً انجام دهيد. ارسطو ميتوانست از اين باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقايان دارند با يک روش ساده پرهيز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهايش را بشمارد. او اين کار را نکرد چون فکر ميکرد ميداند. تصور کردن اين که چيزی را ميدانيد در حالی که در حقيقت آن را نميدانيد، خطای مهلکی است که همه ی ما مستعد آن هستيم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهای سياه را ميخورند، چون به من اين طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد کتابی درباره عادات خارپشتها بنويسم، تا زمانی که نبينم يک خارپشت از اين غذای اشتهاکورکن لذت ميبرد، مرتکب چنين اظهار نظری نميشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نويسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعی درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هيچکدامشان حتا يک مورد از آنها را هم نديده بودند، يک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی درباره آنها دست بردارد.
اغلب موضوعات از اين ساده تر به بوته ی آزمايش درميآيند. اگر مثل اکثر مردم شما ايمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل داريد، روشهايی وجود دارد که ميتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقيده مخالف، شما را عصبانی ميکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه ميدانيد که دليل مناسبی برای آنچه فکر ميکنيد، نداريد. اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو ميشود پنج، يا اين که ايسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی ميکنيد، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که اين حرفها در افکار شما تزلزل ايجاد کند. اغلب بحثهای بسيار تند آنهايی هستند که طرفين درباره موضوع مورد بحث دلايل کافی ندارند. شکنجه در الاهيات به کار ميرود، نه در رياضيات؛ زيرا رياضيات با علم سر و کار دارد، اما در الاهيات تنها عقيده وجود دارد. بنابراين هنگامی که پی ميبريد از تفاوت آرا عصبانی هستيد، مراقب باشيد؛ احتمالاً با بررسی بيشتر درخواهيد يافت که برای باورتان دلايل تضمين کننده ای نداريد.

يک راه مناسب برای اين که خودتان را از انواع خاصی از جزميت خلاص کنيد، اين است که از عقايد مخالفی که دوستان پيرامونتان دارند آگاه شويد. وقتی که جوان بودم سالهای زيادی را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ايتاليا و ايالات متحده به سر بردم. فکر ميکنم اين قضيه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسيار مؤثر بوده است. اگر شما نميتوانيد مسافرت کنيد، به دنبال کسانی بگرديد که ديدگاههايی مخالف شما دارند. روزنامه های احزاب مخالف را بخوانيد. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان ديوانه، فاسد و بدکار ميآيند، به ياد داشته باشيد که شما هم از نظر آنها همينطور به نظر ميرسيد. با اين وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشيد، اما هر دو نميتوانيد بر خطا باشند. اين طرز فکر زاينده نوعی احتياط است.
برای کسانی که قدرت تخيل ذهنی قوی دارند، روش خوبی است که مباحثه ای را با شخصی که ديدگاه متفاوتی دارد در ذهن خود تصور کنند. اين روش در مقايسه با گفتگوی رودررو يک فايده و تنها يک فايده دارد و آن اين که در معرض همان محدوديتهای زمانی و مکانی قرار ندارد. مهاتما گاندی راه آهن و کشتيهای بخار و ماشين آلات را محکوم ميکرد، او دوست ميداشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثا کند. شما ممکن است هرگز اين شانس را نداشته باشيد که با شخصی دارای چنين عقايدی روبرو شويد، زيرا در کشورهای غربی اغلب مردم با دستاوردهای فن آوريهای جديد موافقند. اما اگر شما ميخواهيد مطمئن شويد که در موافقت با چنين باور رايجی بر حق هستيد، روش مناسب برای امتحان کردن اين است که مباحثه ای خيالی را تصور کنيد و در نظر بگيريد که اگر گاندی حضور ميداشت چه دلايلی را برای نقض نظر ديگران ارائه ميداد. من گاهی بر اثر اين گونه گفتگوهای خيالی واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز اين، بارها دريافتم که با پی بردن به امکان عقلانی بودن مخالفان فرضي، تعصبات و غرورم رو به کاستی ميگذارد.
نسبت به عقايدی که خودستايی شما را ارضاء ميکند، محتاط باشيد. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قوياً معتقدند که جنسيتشان برتری ويژه ای دارد. دلايل زيادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشيد ميتوانيد نشان دهيد که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشيد ميتوانيد پاسخ دهيد که اکثر جنايتها هم کار مردان است. اين پرسش اساساً حل شدنی نيست، اما خودستايی اين واقعيت را از ديد بسياری از مردم پنهان ميکند. همه ما، اهل هر جا که باشيم، متقاعد شده ايم که ملت ما برتر از ساير ملتهاست. ما با وجود دانستن اين که هر ملتی محاسن و معايب خاص خودش را دارد، معيارهای ارزشيمان را به گونه ای تعريف ميکنيم که ثابت کنيم ارزشهايمان مهمترين ارزشهای ممکن هستند و معايبمان تقريباً ناچيزند. دراينجا دوباره انسان معقول ميپذيرد که با سوآلی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، اين است که بخواهيم مراقب خودستايی بشر به واسطه بشر بودنش باشيم، زيرا ما نميتوانيم با ذهن غيربشری مباحثه کنيم. تنها راهی که من برای برخورد با اين نوع خودبينی بشر سراغ دارم، اين است که به خاطر داشته باشيم بشر جزء ناچيزی از حيات سياره کوچکی در گوشه کوچکی از اين جهان است و همانطور که ميدانيم در ديگر بخشهای کيهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگيشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به يک ستاره دريايی است
 |+| نوشته شده در  86/10/28ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
کتاب  تجلی حقیقت در اسرار فاجعه کربلا
تجلی حقیقت در اسرار فاجعه کربلا 
   
قیمت پشت جلد:  40000 ریال
 
موجودی: در حال حاضر در هیچ فروشگاهی عرضه نشده است.
 
مشخصات کتاب
  • تعداد صفحه: 378
  • نشر: حقیقت (13 اردیبهشت، 1385)
  • شابک: 964-7040-73-3
  • قطع کتاب: وزیری
  • وزن: 850 گرم

برای تهیه این کتاب  میتوانید به آدرس زیر مراجعه نمائید :

http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&rh=n%3A1000%2Cp_6%3A%25D8%25AD%25D9%2582%25D9%258A%25D9%2582%25D8%25AA%2Cp_11%3Arelevancerank&page=2

تجلی حقیقت در اسرار فاجعه کربلا

              .....

توضیح آنکه بعضی مردم به ظاهر در جرگه روحانیین وارد شده و متشبه به آنها گردیدند ، و وظایف روحانیت و آنچه را به عهده آنان بود که باید انجام داده و جامه را به سوی روحانیت و معنویت سوق دهند ، انجام نداده بدانها عمل نکردند . بلکه در عین حال پا از گلیم خود بیرون کشیده و در امور دنیوی که موظف نبودند دخالت نمودند و احکام ناحق از آنان صادر شد . غالبا بدون تحصیل علوم و کمالات نفسانیه ، یا به اکتفا به خواندن عمل اصول و صرف نظر از سایر علوم دینی و فضایل نفسانی یا خواندن بعض کتب مرثیه و اکتفا بدانها یا ساختن ظاهر و اظهار تقدس و تکفیر و تفسیق و تنجیس مومنین ، بر جامعه ظاهر شدند و مردم ساده لوح هم گاهی فریب ظاهر آنان را خوردند . در صورتی که این دسته در حقیقت از روحانیین نیستند و متشبه به آنان می باشند . کسانی هم از این دسته که دانستند ، به مقتضای علم خود عمل نکردند . این دسته از دنیاخواهان که خود را جزو قائدین روحی جامعه درآوردند ، اعمال ناشایسته آنها در میان افراد جامعه و ملت انعکاساتی پیدا کرده افراد بالطبع از آنان منزجر شدند ، ولی قدرت نداشتند که شانه از زیر بار تهی کنند .
تا آنکه زمانه ایجاب کرد که جامعه روحانیت از این آلودگیها که به توسط اشخاص نااهل وارد شده بود پاک و پاکیزه شود و مقام حقیقی روحانیت نمودار گردد ، لذا دایره روحانیت به ظاهر محدود شد ولی عوام و جهال سوء استفاده کرده گمان بردند که باید با این طبقه به طور کلی مخالفت کرده درصدد اضمحلال و از بین بردن آنها برآمد . این اشخاص وقت را غنیمت شمرده تنفری که از روحانی نماها در آنها بود ظاهر کرده و از بی بصیرتی و نادانی که داشتند ، نسبت به عموم این دسته بی عقیده شده و به دستورات و فرمایشات بزرگان حقیقی روحانیت و علمای واقعی که قائدین می باشند نیز بی اعتنا گردیدند ، نتیجه وخیمه اخلاقی امروزه و فسق و فجور بدین واسطه در میان آنها شیوع یافت . در حقیقت اشخاص غیر اهل که وارد شدند ، عموم روحانیین را ننگین و نزد مردم خوار کردند . در صورتی که وجود روحانیت و روحانیین برای کمال روحی و اخلاقی هر جامعه و برای تربیت افراد آن لازم است و بدون آنان کمال جامعه ممکن نیست ، ولی متشبهین به روحانیت مخرب گردیدند .
و این دسته از علما مراد حضرت امیر (ع) است که فرموده : [« پیامبر (ص) فرمود : زود است که زمانی بیاید که از قرآن باقی نماند جز ظاهر آن و از اسلام جز نامی و آنها دورترین مردم به هدایت هستند ، مساجد آنان به ظاهر آباد ولی از هدایت خراب و دور است ، فقهای آن زمان بدترین فقهای زیر آسمان هستند که فتنه از آنها ظاهر می شود و به خودشان برمی گردد . »] (3) چه اینها عالم علم و دایره روحانیت را ننگین کرده بالاخره به مقاصدشان هم نرسیدند ، جز اینکه مردم را از حقیقت روحانیت و علمای حقیقی متنفر کردند .
وجدان هر کس حاکم است که این صنف بیشتر از تمام اصناف باید مواخذه شوند . در خبر است [« ضرر آنان برای ضعفای شیعه ما بیشتر است از ضرر یزید برای یاران امام حسین (ع) »] (3) چه اینها موجب گمراهی جمعی گردیده و سبب شدند که جامعه امروزه به احکام دیانت بی اعتنا گردیدند . به قسمی که امر به معروف و نهی از منکر به کلی بی تاثیر است ، لذا روحانیین حقیقی نیز چون ( نرود میخ آهنین در سنگ ) از نصیحت و هدایت صرف نظر کرده در گوشه ها نشستند . یکی از بزرگترین دردهای جامعه این است :

بر آن انجمن زار باید گریست / که فریادرس را ندانند کیست

                                 ......
منبع:سی مرغ

 |+| نوشته شده در  86/10/27ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 
آنان که از آگاه شدن و بیداری مردم در هراسند، هفته گذشته (دي ماه 1386) در پی موج جدید مهرورزی تعداد زیادی از سایتهای درویشان را فیلتر کردند تا همگان بدانند ندانستن حق مسلم ملت ايران است و بقیه شعار ها براي عوام فریبی است.

فیلتر شدن سایتهای فرهنگی مانند تصوف ایران و مزار سلطانی یاد آور آتش زدن کتابخانه های ایران توسط چنگیز خان مغول است. اين دو سايت مجموعه نفيسي از كتب عرفاني و گوهرهاي نفيس علم و عرفان و تصوف است كه فيلتر نمودن آنها يادواره نگراني مغول از پرشدن خانقاه ها را به ذهن متبادر ميكند. اين دو سايت مهمترين تفاسير قرآن در مذهب شيعه و آموزه هاي فلسفي و عرفاني و اخلاقي را در اختيار تشنگان حقيقت قرار داده اند. مسلما و بدون ترديد فيلتركنندگان راضي نيستند احكام قرآن نشر يابد.

وقتي سایتهايی مانند قانون و درویشان و مجذوبان نور که سايتهاي حقوقی هستند و مطالب و لوایح قانونی دراويش را درج مینمایند، فیلتر میشود و مانع از اطلاع همگان از اقدامات فرا قانونی نفوذیهای حجتیه كه به نامهاي مؤتلفه و اصولگرايان در دستگاههای امنیتی میشود به اين موضوع ميرسيم كه قانون در ايران ابزار حكومت بر مردم است و مردم نبايد از آن براي احقاق حق خود استفاده كنند.

آیا میدانید
چرا کتابخانه ها توسط مغول به آتش کشیده شد؟
چرا قرآنها در حسینیه شریعت سوزانده شد؟
چرا اسامي ائمه معصومين عليهم السلام در حسينيه دراويش بروجرد به آتش كشيده و زير تيغ بولدوزر رفت؟
چرا توقیف فله ای مطبوعات انجام گرفت؟
چرا یک میلیون سایت اینترنتی فیلتر شده اند؟
چرا سالهاست اجازه انتشار كتب صوفيه ممنوع است؟
چرا از انتشار کتابهاي صوفيانه و عرفاني آیت الله خمینی جلوگیری میکنند؟
و چرا آيت الله خامنه اي مجاز به انتشار رساله در ايران نيست و فقط رساله ايشان بايد در خارج از كشور توزيع شود؟
برای اینکه ندانستن حق مسلم ماست.
برای اینکه اگر بدانيم كه عوامل موساد از طريق حجتيه و مؤتلفه در لباس اصولگرايان مشغول ويران كردن مملكت هستند و تلاش ميكند تا دين را از درون بپوساند و كشور را ويران نمايد ديگر ارزشي براي حاكميت فعلي قائل نخواهيم بود و خواهيم دانست كه نام دين و ريا به دينداري همانند حكومت زشت كليسا در قرون وسطي فقط روپوشي است تا اسلام را از بين ببرند.

يريدون أن يطفوا نور الله بأفواههم والله متم نوره ولو كره الكــــــــافرون
سايتهاي زير فيلتر شده اند و علاقمندان ميتوانند از طريق فيلترشكن و يا لينكهاي زير به سايت مورد نظر خود دسترسي داشته باشند:



مزار سلطاني
http://www.mazaresoltani.com
            http://www.mazaresoltani.net

تصوف ايران
http://www.sufism.ir/
            http://تصوف.ایران.ir/
            http://xn--pgbw0b1a.xn--mgba3a4f16a.ir/

عرفان گنابادي
http://www.erfan-gonabadi.com/
            http://66.207.214.193/

مجذوبان نور
http://www.majzob.com/
            http://www.majzob.net/
            http://208.64.28.245/

پايگاه هم انديشي درويشان
http://www.darvishan.info/
            https://www.darvishan.info/

یاران مجذوبان نور
http://bayaran.blogfa.com/
            http://daravish.wordpress.com/
            https://darvishan.info/modules.php?name=rssReader_bayaran

وبلاگ پخش فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه:
http://hou121.blogspot.com/
            http://houyaali.blogspot.com/

قانون و درويشان
http://www.sufilaw.blogspot.com/
            https://darvishan.info/modules.php?name=rssReader_sufilaw

اخبار صوفيه
http://www.sufinews.blogfa.com/
            https://darvishan.info/modules.php?name=rssReader_sufinews
 
منبع:پایگاه هم اندیشی دراویش
 |+| نوشته شده در  86/10/27ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
سایت  الف: آیت الله مصباح یزدی، رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی به دلیل عارضه میگرن قصد دارند از ریاست این موسسه کناره گیری کنند.

آیت الله مصباح سالهاست از سردردهای میگرنی رنج می برند و سه سال پیش نیز قصد داشتند از ریاست موسسه امام خمینی کناره گیری کنند.

آیت الله مصباح یزدی به دلیل شدت گرفتن بیماری‏شان نتوانستند در سفر اخیر رهبر انقلاب به یزد ایشان را همراهی کنند.

تا تعیین رئیس جدید این موسسه، حجه الاسلام رجبی مدیریت و هدایت آنرا به عهده خواهند گرفت.

پیشینه موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) به سال 1353 باز می گردد که در آن سال ها با نام موسسه در راه حق به ارایه خدمات آموزشی و فرهنگی به جوانان می پرداخت و سعی می کرد درباره انحرافات مارکسیسم و شبهه های تفکرات الحادی روشنگری کند.

فعالیت موسسه در راه حق با توصیه و حمایت امام خمینی (ره) بصورت آموزش طلاب جوان در رشته های علوم انسانی ادامه یافت تا اینکه بعد از رحلت امام خمینی با حمایت رهبر انقلاب، موسسه در راه حق به موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) تبدیل و فعالیت خود را به 12 رشته علوم انسانی و جذب دانشجو در سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری گسترش داد.

هم اکنون در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی بیش از 800 دانش پژوه مشغول به تحصیل هستند. این موسسه یکی از معتبرترین و پیشرفته ترین مراکز آموزش عالی در قم محسوب می شود.

 |+| نوشته شده در  86/10/27ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
سند جنون حسین شریعتمداری در موزه امنیتی روزنامه کیهان
 پیک نت

روزنامه کیهان، بعنوان یک پژوهش امنیتی، برای انتخابات آینده مجلس، آش ابودردائی را بار گذاشته که واقعا خواندنی است. ما نه میدانم کارمندان رادیو زمانه چه کسانی هستند، نه با گذشته آنها آشنا هستیم و نه اساسا این رادیو و فعالیت هایش کوچکترین کنجکاوی را تاکنون در ما برانگیخته است. اما مقاله پژوهشی کیهان عمیقا کنجکاوی ما را برانگیخت. نه برای سر در آوردن از فعالیت های رادیو زمانه، بلکه برای سر در آوردن از ریشه های جنون امنیتی که حسین شریعتمداری گرفتار آنست و به کمک برادر “حسن شایانفر” و چند نویسنده و شاعر دست چندم و معتاد دوران شاه و چند تواب سازمان “پیکار” در زیر زمین کیهان موسسه ای برای تهیه بولتن حاوی این مزخرفات راه انداخته و برای مقامات عالیه حکومت ساندویج مغز درست می کند.

همین مزخرفات، پایه فکری تهاجم فرهنگی و قتل زنجیره ای و طرح قانون مطبوعات و سرانجام بستن مطبوعات و تعطیل کردن آزادی قلم در جمهوری اسلامی شده است.

این باصطلاح پژوهش امنیتی را به این دلیل باید خواند و منتشر کرد تا دیگران هم بخوانند. هر نخود و لوبیا و سبزی و بنشن و خرده ریزی که در تصور بگنجد در دیگ این پژوهش ریخته شده تا بلکه این آش ابودردا، علاج و فرجی شود برای درماندگی و زمین گیر شدن آقایان یکدست!

از هرکس که فکر کرده اند اصلاح طلب است و خطرناک، تکه گوشت تن کنده اند و در این دیگ انداخته اند. خنده دار است، اما درعین حال حیرت آور. در هر کشور داری نظم و قرار و قانون، منتشر کننده و نویسندگان این گزارش را حتی محاکمه هم نمی کردند، بلکه با ترحم بسیار، جمعشان کرده و تحویل یک بیمارستان روانی می دادند تا “پسیکوسومات” شوند. بخوانید:


«يك سند زنده از كوشش براي بازتوليد امراض صعب العلاج تمدن سكولار غرب در ايران، حاصل جمع بندي «دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان»:


اگر روزگاري روشنفكران لائيك مانند «رامين جهانبگلو» در دفتر تحكيم وحدت، چنان پرده نقد را دريدند كه نظام اسلامي را با حكومت هايي چون هيتلر در آلمان و ويشي در فرانسه مقايسه اي تطبيقي كردند، امروز پروژه اصلي ناتو، با هدف گرفتن قلب اسلام، كليد خورده است.


«راديو زمانه» روابط خود را با نهادهاي براندازي نرم انكار نمي كند، با شكست پروژه سازمان اطلاعات مركزي آمريكا به واسطه سايت هايي چون «گويا نيوز» در عرصه تهاجم فرهنگي، به واسطه بودجه پارلمان هلند و «دفتر امور ويژه رسانه ها و حقوق بشر» در وزارت خارجه اين كشور تأسيس شد و سازمان پرس نو (Press Now) كه به طور جهاني رسانه هاي به ظاهر مستقل را حمايت مي كند، ناظر بر فعاليت هاي «زمانه» مي باشد. محل استقرار «راديو زمانه» واقع در يكي از ساختمان هاي مؤسسهKIT است كه سابقه فعاليت هاي استعماري دارد. KIT مخفف عبارتHet Koninklijk Instituut voor de Tropen است كه معناي آن «مؤسسه سلطنتي مناطق گرمسيري(حاره)» مي باشد؛ اين سازمان دولتي در گذشته به نام مؤسسه استعماري(Colonial Institute) خوانده مي شد و وظيفه آن تحقيقاتي براي فعاليت هاي سودجويانه در زمينه هاي تجاري، سياسي، علمي و فرهنگي در مستعمرات هلند (اندونزي و سورينام)، با هدف استعمار بيشتر بود.

خط مشي سياسي و بدنه اجرايي خط مشي كلان «راديو زمانه» در ظاهر خطوطي چند لايه را نمايان مي كند و از اين حيث با رويكردهاي متعارفي كه رسانه هاي متعلق به آژانس اطلاعات مركزي ايالات متحده(CIA) دنبال مي كنند، متفاوت است. براي همين، گاه توليدات اين فرستنده راديويي، مخاطب را فريب مي دهد كه در پي رعايت مرزهاي متعارف سياسي و اجتماعي ايرانيان است. از سويي ديگر، تحليل داده هاي اين رسانه به كاربرانش، نشان از حركت «راديو زمانه» در نقشه راه «كودتاي مخملي» در ايران دارد.

با تحليل پژوهش هاي گوناگون و برآورد يافته ها از اين راديوي سرويس امنيتي هلند، عملكرد اين رسانه را بايد در سه سطح متفاوت ارزيابي كرد:


اول، نزديك شدن به گروه هاي اصلاح طلب كه به سوي تجديدنظرطلبي در اصول شرعي و قانوني انقلاب اسلامي مردم ايران حركت مي كنند.

 دوم، ترور شخصيتي پيامبر اعظم اسلام(ص)، ائمه معصومين(عليهم السلام) و اسطوره هاي قدسي ايرانيان.

سوم، تشكيك در باورهاي ملي و گسترش فحشاي رسانه اي. تحليل خط مشي و عملكرد «راديو زمانه» نشان مي دهد كه مديران اين فرستنده مي كوشند تا خط مشي خود را از نزديك به بينش جريان منحرف روشنفكري ديني و احزاب مدعي اصلاح طلبي تعريف كنند و با چنين تعاملاتي، ضمن حفظ ارتباطات و منابع اطلاعاتي داخلي خود، زمينه هاي فروپاشي ايدئولوژيك را به مثابه مقدمه كودتاي مخملي در ايران، فراهم آورند. «رامين پرهام» از شاگردان جين شارپ (پدر كودتاهاي مخملي در جهان) و عضو «جنبش همبستگي ملي ايرانيان (هما)»، در پژوهشي پيرامون «راديو زمانه» به اين نتيجه رسيده است كه اين فرستنده ايدئولوژي «اصلاح طلبان ديني» وابسته به «محمد خاتمي» را تبليغ مي كند.

سياست جنگ نرم فحشا سياستگذاران «راديو زمانه» براي تحقق دو پروژه موازي و درهم تنيده «ناتوي فرهنگي» و «كودتاي مخملي»، در كنار حمايت از روشنفكران به ظاهر ديني، سياست «جنگ نرم فحشا، براي فروپاشي از درون» را برگزيده اند. از اين رو، در كنار گسترش شبهه افكني هاي فرق ضاله و دراويش صوفي نما، تبليغ فحشا در هنر، مشروعيت بخشيدن به گرايش هاي بيمار جنسي (زناكاري، همجنس بازي و خودارضايي) را در صدر طبقه بندي سوژه هاي رسانه اي خود قرار دادند و از آغاز فعاليت، بارها خصوصي ترين مسائل جنسي و اروتيك نويسندگان را منتشر كرده اند.

اين راديو در يكي از مجموعه برنامه هاي «جنسيت و جامعه» در هفتم خرداد 6138، به بازگويي روابط جنسي نامشروع در ميان كارمندان ماهنامه كيان (كه عبدالكريم سروش پدر معنوي و ماشاءالله شمس الواعظين، سردبير آن بود) در دفتر آن نشريه پرداخت. در آن گزارش، «ب.ر» گرافيست ماهنامه «كيان»، صراحتاً از تمايل بيمارگونه اش به زن شوهرداري كه او نيز از اعضاء تحريريه ماهنامه «كيان» بود پرده برداشت. اين زن (م.م.ر) نيز كه با وقاحتي بي مانند در اين گفت وگوي راديويي به عنوان كارگردان حضور داشت، يك پادوي سازمان جاسوسي سيا است كه پس از همكاري با ماهنامه «كيان»، به روزنامه «انتخاب» (ارگان رسمي دفتر تبليغات اسلامي قم) رفت و در ابتداي دهه هشتاد، به پراگ گريخت و در راديو فردا (ارگان سازمان جاسوسي سيا) مشغول به كار شد.

او اكنون از سردبيران «راديو زمانه» است و شوهرش، مهدي خلجي، نيز كه يك طلبه و از نويسندگان «فصلنامه نقد و نظر» (درهنگام مديريت محمد مهدي فقيهي) بود، در «انستيتو تحقيقاتي واشنگتن براي سياست خاور نزديك»، كه از كارگزاران لابي اسرائيل در ايالات متحده (آيپك) است، كار مي كند. در هيات مشاوران اين انستيتو، مقامات صهيونيست سياسي و امنيتي ايالات متحده، مانند جيمز ولسلي (رئيس سابق سازمان سيا) پل ولفويتز، ريچارد پرل، وارن كريستوفر (وزير سابق دفاع)، الگساندر هيگ (وزير سابق خارجه)، جورج شولتز (وزير سابق خارجه)، جيمز روش (رئيس سابق نيروي هوايي ارتش)، و ساموئل لوييس (سفير سابق آمريكا در اسراييل) حضور دارند.
خانم «م.م.ر» كه برنامه «جنسيت و جامعه» را براي اين راديو كارگرداني مي كند، تمام كوشش بر اين است كه ادبيات اروتيك را در زير پوست طرح مسائل اجتماعي گسترش دهد. عناوين برنامه هاي ساخته شده توسط اين عضو سابق محفل كيان، شامل «سكس و جوان امروز»، «روسپيگري و جامعه»، «سكس و سياست جمهوري اسلامي ايران» و… است كه در 18برنامه از فروردين تا مرداد 1386، توسط فرستنده «راديو زمانه» پخش شد. اين راديو، در تازه ترين سري از برنامه هاي خود، سياست ستايش از عمل شنيع «خودارضايي» را برگزيده و با نشر نوشته هاي روانشناسي به نام «مژگان كاهن» در روز سوم آبانماه 1386، در پي القاء اين باور است كه اين عمل شنيع و حرام، از نظر پزشكي، تبعات روحي و جسمي ندارد و بلكه منشأ لذت است نه مبدأ گناه!
تحليل سياست «سرگرمي سازي» در «راديو زمانه» فاجعه بار است. اين سياست بر پايه ترويج موسيقي هاي موسوم به «زيرزميني»، مانند رپرها، بنا مي شود؛ موسيقي اي كه در آواهاي خود بيشترين فحاشي هاي سكسي و جنسي را بروز مي دهد. «ديسكو زمانه» به عنوان برنامه اي كه از فريبنده ترين جلوه هاي اروتيك تا ماجراهاي زنان در ايران را منتشر مي كند، نماد برجسته گسترش فحشاي رسانه اي است كه مي كوشد يك نمونه فانتزي و مبتذل را براي پركردن اوقات فراغت جواناني باشد كه سرابشان فاضلاب فريبنده غرب است. تصوير رسانه اي اين سراب، تنها با «ديسكو زمانه» ساخته نمي شود، بلكه مجموعه برنامه هاي «عبدي كلانتري» از 10شهريور 1385 كه زير عنوان «آمريكايي كه نمي شناسيم» پخش مي شود، در شكلي به ظاهر علمي و سياسي، مكمل ساخت تصويري مطلوب و مقبول از كليت غرب و ايالات متحده است.

چينش برنامه هاي «راديو زمانه» مخاطب را ترغيب مي كند تا مدل زندگي مادي محور (ماترياليستي) و انسان محور (اومانيستي) غربي را به مثابه الگوي برتر برگزيند و دست از ايدئولوژي هاي الهي بكشد. همگام با ساخت چنين تصويري، «زمانه» بيمارترين فرقه صوفي نما را كه به ظاهر، مدعي تبعيت از فقه شيعه هستند، تبلغ مي كند. اين فرقه كه حلقه هاي دروني آن تاكنون چندين بار از هم انشعاب كرده اند، به «دراويش گنابادي» موسوم شده اند و «نور علي تابنده» آن را هدايت مي كند. برنامه هاي تبليغاتي دراويش گنابادي از ايران، به واسطه خبرنگاري به نام «اردوان روزبه» به «راديو زمانه» ارسال مي گردد. در اين گزارش هاي راديويي اين خبرنگار، قطب(!) دراويش گنابادي، خود را از جانشينان امام زمان(عج) و صاحب منصب الهي معرفي مي كند.
برنامه سازان راديو زمانه سرويس اطلاعات و امنيت هلند كه از سال 1382 با شاگردان «عبدالكريم سروش» در حلقه اينترنتي ملكوت (مهدي جامي، مهدي خلجي، ماه منير رحيمي و داريوش محمدپور) در ارتباط بود، اداره اين راديو را زير نظر «فرح كريمي» به آنان سپرد.
برنامه سازان «راديو زمانه» در ايران فعاليت آزادانه دارند و با محافل مشكوك كه از نيروهاي بالقوه آمريكا براي براندازي نرم به شمار مي روند، در ارتباط هستند. طيف اين ارتباطات، از پاتوق جاسوسان مدرن در «انجمن ايرانشناسي سفارت فرانسه» تا محافل «دراويش گنابادي» و از «كانون نويسندگان ايران» تا «حزب مشاركت ايران» گسترده است. طيف مورد اشاره، خطوط كلي ارتباطات عاملان و كارگزاران «راديو زمانه» را در ايران، دربر مي گيرد و محافل ديگري نيز، مانند «انجمن دفاع از آزادي مطبوعات» و گروه هاي زنانه، چون «كمپين يك ميليون امضاء» در تغذيه خبري اين راديوي امنيتي نقش دارند.

«مجتبي پورمحسن» كه با «ساقي .ق» (از روساي شبكه همجنس بازان) در روزنامه توقيف شده شرق گفت وگو كرده بود، از برنامه سازان اين راديوي ضداسلامي است و «سهيل. م» (مجري برنامه هاي ادبي و هنري در صداوسيما) از طريق او ديدگاههاي خود را در «زمانه» منتشر مي كند. «پرويز جاهد» (از منتقدان سياه سينماي ايران)، «شهرنوش پارسي پور» (هرزه نويسي كه خاطرات جنسي اش را در اين راديو منتشر كرد)، «داريوش.ر» (از مرتبطان با شبكه زيرزميني موسيقي فحشا در ايران) و «محمدرضا نيكفر» (نويسنده لائيك و از مترجمان انتشارات طرح نو) از ديگر برنامه سازان اين راديو هستند كه پيش از اين، كارنامه سياه آنان در «روزنامه كيهان» تحليل شده است.
در ميان منابع خبري، همكاران رسانه اي و گفت وگوكنندگان با اين راديو كه با بودجه پارلمان و سرويس اطلاعات هلند اداره مي شود، نام هايي مانند «فياض زاهد» (عضو شوراي سردبيري روزنامه اعتماد ملي كه اخيرا با يكي از منابع اطلاعاتي سازمان سيا در آمريكا ديدار كرد)، «عيسي سحرخيز» (عضو ارشد حزب مشاركت ايران)، «مديا كاشيگر»، (يكي از عاملان برجسته سفارت فرانسه در ايران)، «احمد قابل» (نظريه پرداز حزب مشاركت ايران)، «محمد قائد» (عضو تحريريه روزنامه صهيونيستي آيندگان و مدير نشريه توقيف شده لوح)، «تقي رحماني» (عضو گروهك غيرقانوني ملي و مذهبي ها)، «فريبرز رئيس دانا» (از شركت كنندگان در كنفرانس برلين و همكار دفتر پژوهش هاي فرهنگي) و… به چشم مي خورد. از ميان اصلي ترين منابع خبري اين راديو مي توان به اعضاء شاخه جوانان حزب مشاركت اشاره كرد كه در تعامل مستقيم با اين رسانه امنيتي هستند.
ماموران شبكه ناتوي فرهنگي در ايران ماموران شبكه ناتوي فرهنگي كه در پوشش خبرنگاران «راديو زمانه» در ايران حضور دارند، به پيشنهاد «عباس معروفي» (روزنامه نگار پناهنده به آلمان)، در حال تشكيل شبكه اي اطلاعاتي از نويسندگان ادبي و جوان داخل كشور هستند و برخي از اعضاء كانون غيرقانوني نويسندگان، در تشكيل اين شبكه به آنان كمك مادي و مشاوره اي مي دهند. فردي با نام مستعار «پونه ايراني» به عنوان يكي از عاملان «عباس معروفي»، از كارگزاران «راديو زمانه» در ايران به شمار مي رود.روز 19شهريور 1386، در آخرين اقدام رسانه اي براي تبليغ اين شبكه به ظاهر ادبي، قلم زرين راديو زمانه به «سيمين دانشور» اهداء شد و جوايزي نيز به نويسندگان داخل ايران تعلق گرفت. جايزه اول قلم زرين، به همراه يك دوره « فرهنگ سخن» و مبلغ پانصد يورو به «پ.هوشمندزاده» كه يكي از عكاسان روزنامه هاي زنجيره اي و وبلاگ نويسان ساكن ايران است، اعطاء شد و نزديك به هزار يوروي ديگر به سه تن از ديگر نويسندگان ايراني تعلق گرفت. اين جوايز و مبالغ، همگي از محل بودجه دولت هلند براي براندازي جمهوري اسلامي در اختيار نويسندگان و وبلاگ نويسان داخل ايران قرار گرفته است. برخي از برگزيدگان مسابقه قلم زرين زمانه، از ابتداي دهه هشتاد، در محفل لمپن هاي كافه شوكا (در حوالي خيابان گاندي) با «يارعلي پورمقدم» (قهوه چي كانون نويسندگان) و جمعي از نويسندگان و كاريكاتوريست هاي روزنامه هاي زنجير ه اي (مانند داوود.ا.م) به گسترش انگاره هاي فاسد و روابط مسموم ميان نويسندگان جوان، دامن مي زدند و اكنون به عنوان سمبل هاي ادبي راديوي سرويس اطلاعات هلند به داستان نويسان جوان ايراني معرفي مي گردند!

عاملان اطلاعاتي اين راديوي امنيتي با حلقه سياه «خانه هنرمندان ايران» كه پس از افشاگري هاي «روزنامه كيهان» از هم پاشيد، در ارتباط بودند. خبرنگاران «زمانه» با هماهنگي «علي.د» در مراسم و بزرگداشت هاي گوناگون خانه حضور مي يافتند و به جمع آوري اطلاعات مي پرداختند. اين نشست ها كه اغلب بزرگداشت هايي براي تجليل از عناصر بدنام رژيم ستم شاهي بود و تا مهرماه 1386 ادامه يافت، در «راديو زمانه» به شكل گسترده تبليغ و گزارش هاي آن نيز منتشر مي شد. «دفتر پژوهش هاي فرهنگي» و «مركز بين المللي گفت وگوي تمدن ها» (زير مجموعه نهاد رياست جمهوري در زمان آقاي خاتمي) در برگزاري مراسم ستايش از هنرمندان سياه و كارگزاران كودتاي مخملي در ايران، مشاركت گسترده داشتند.

پروژه مشترك راديو زمانه و ايران گويا پروژه تاسيس «تلويزيون گويا»، از آخرين طرح هاي دولت هلند براي تحقق نقشه راه ناتوي فرهنگي است. اين تلويزيون كه طرح تاسيس آن در سال 1384، به پيشنهاد «فرح كريمي» در پارلمان هلند، موسسه هيفوس، سازمان صداي آزاد و اتحاديه روزنامه نگاران هلند بررسي شده، به مديريت حسين باستاني (نظريه پرداز حزب مشاركت ايران و عضو شوراي سردبيري سايت روز آن لاين) و رضا علامه زاده (فيلمساز فراري) در ماه هاي آينده وارد فاز عملياتي و رزمايشي خود خواهد گشت. روز 24 مه 2004، رئيس موسسه هيفوس در آمستردام گفت كه بودجه تخصيص داده شده به اين تلويزيون، معادل چهل و شش ميليون يورو، طي پنج سال است، اما تحليلگران اطلاعاتي هلند و كارشناسان سازمان جاسوسي سيا، اين تيم را براي راه اندازي و اداره يك ماهواره فارسي زبان ناتوان مي دانند. از اين رو، علي رغم فراهم گشتن مقدمات عملياتي شدن اين طرح، همچنان سرنوشت راه اندازي اين تلويزيون در هاله اي از ابهام است.

صبغه سزوارتر تامين امنيت اجتماعي يادمان باشد كارگزاران ناتوي فرهنگي در حالي با آرامش به فعاليت هاي درون مرزي خود با پوشش رسانه اي ادامه مي دهند كه سرنوشت لايحه جرائم اينترنتي در ابهام است. پس از رسوايي گروه هاي سرگرمي ايراني در ياهو كه تابستان سال گذشته روي داد و ارتباطات امنيتي آنان با جاسوسان سايبر فاش شد. قانونگذاران ايران به تكاپويي دوباره افتادند. كوشش آنان براي تدوين يك قانون جامع براي رويارويي با پديده هاي ضدامنيتي كه با ابزارهاي نوين رسانه اي هدايت مي شوند، همچنان به ثمر ننشسته است. از ديگر سو، قوه قضاييه كه در دادستاني عمومي و انقلاب تهران يك دفتر ويژه امور اينترنت تاسيس كرده، نه در حوزه پيگرد قضايي گروپ هاي فحشا در ياهو گروپ كارنامه مقبولي داشته و نه حتي آئين نامه جامعي را كه در فقدان قانون بتواند راهگشا باشد، پيشنهاد داده است.

فحشاي رسانه اي گسترده مي شود و ناتويست ها با رسانه هاي ديجيتالي گوناگون به جنگ ذهن و روان جوانان اين جامعه آمده اند. كارگزاران و پادوهاي ناتوي فرهنگي در حاشيه امني به سر مي برند كه گاه حيرت انگيز مي نمايد. اسناد بسياري از تعاملات رسانه هاي اينترنتي كه در نقشه راه ناتوي فرهنگي حركت مي كنند و همزمان هم مورد حمايت برخي مطبوعات داخل كشور قرار دارند و هم پيگرد قضايي آنان به نتيجه و صدور حكم قضايي نرسيده است، وجود دارد. جغرافياي پراكندگي اين پادوها و كارگزاران كه از خارك تا تهران را در بر مي گيرد، امروز قابل جستجو است، اما اگر فردا اين جغرافيا از ديد كارشناسان اطلاعاتي و قضايي فراتر رود، هزينه كنترل و پيگرد آنان، بسيار دشوار خواهد بود.

رهبري فرزانه، با آن بينش عميق، سالهاست كه نداي «مهندسي فرهنگي» براي اين نسل را سر داده و جد و جهدي عظيم براي تقابلي كارساز با پروژه «ناتوي فرهنگي» را از همگان خواسته اند


 |+| نوشته شده در  86/10/27ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
معاون سياسی امنيتی استاندار تهران:
خدا مي‌داندكه انجمن حجتيه دست‌ساز كدام يك از قدرت‌هاست
از آقای خزعلی بپرسند كه كدام دستگاه خواسته كه حجتيه ايها بيايند؟



معاون سياسی امنيتی استاندار تهران، درباره‌ برخی از شايعات مبنی بر قصد فعاليت مجدد انجمن حجتيه، گفت: انجمن حجتيه تعطيل نبوده كه بخواهد شروع به كار كند!“ابراهيم رضايی بابادی” در گفت‌وگو با خبرنگار سياسی ايسنا، افزود: در آن زمان برای مصونيت نيروهايشان از برخورد اعلام كردند كه فعاليت را تعطيل مي‌كنيم؛ آن‌ها هميشه به شكل‌های مختلف با محوريت مخالفت با حضرت امام (ره)، اصل انقلاب، حكومت و جمهوری اسلامی فعاليت كرده و مي‌كنند.معاون سياسی ـ امنيتی استاندار تهران، درباره‌ اظهارات اخير آيت‌الله خزعلی درباره‌ نظر حضرت امام (ره) در مورد انجمن حجتيه نيز گفت: امام خوب متوجه بود و بهتر از همه‌ ما انجمن حجتيه را مي‌شناخت چنانچه در فرمايشاتشان به روشنی پيداست؛ البته اين كه انجمن دست‌ساز كدام يك از قدرت‌هاست، خدا مي‌داند!وی افزود: اصل اين انجمن بر نفی حكومت و جمهوری اسلامی است و چون امام برای به وجود آوردن حكومت تلاش مي‌كرد، محور فعاليت انجمن، مخالفت با حضرت امام بود.رضايی بابادی درباره‌ ادعای آيت‌الله خزعلی مبنی بر درخواست “دستگاه“ از انجمن حجتيه برای فعاليت مجدد، گفت: كدام دستگاه؟ از آقای خزعلی بپرسند كه كدام دستگاه خواسته كه بيايند؟ مگر اين‌ها الان نيستند؟! اين‌ها هميشه بوده‌اند و مخالفت كرده‌اند، اما مخالفت‌شان با امام و خط امام به شكل‌های مختلف بوده و هميشه در جايی پناه مي‌گرفتند كه وجهه داشته باشند، اما جامعه آن‌ها را مي‌شناسد.

منبع خبر:
http://ettelaat.net/m_s_e_ostandari_tehran.htm
 |+| نوشته شده در  86/10/26ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

- نظریه سلسله نعمةاللّهیه نسبت به علمای اعلام چیست؟

 

  1.  این موضوع محتاج به سؤال نیست و در تمام كتب بزرگان سلسله مذكور شده و در نامه مباركه پند صالح نیز دستور كامل در این باب داده شده است.

 علمای اعلام مبلّغین دیانت اسلام و ناشرین احكام شریعت مقدّسه مي‏باشند و همانطور كه بزرگان عرفا مجازین در درایت و تلقین اذكار و اوراد هستند، علما نیز مجازین در روایت مي‏باشند و باید احكام شرعیه را از آنها اخذ كرد و در گذشته بین این دو دسته اتّحاد و یگانگی كامل موجود بوده و هر كدام به وظائف خود عمل مي‏كردند. و بسیاری از علمای سابقین مانند: شهیدین و ابن فهد حلّی و ابن طاووس و ابن ابي‏جمهور و سید حیدر آملی و شیخ بهائی و فیض كاشانی و قاضی نوراللَّه شوشتری و شیخ مرتضی انصاری و مرحوم میرزای شیرازی و مرحوم ایةاللَّه اصفهانی - رحمةاللَّه علیهم - یا در رشته تصوّف وارد بوده یا اظهار میل و علاقه بدان مي‏نمودند و در كتب رجال هم از بعض آنها به نام صوفی ذكر شده است؛ مانند رجال ابوعلی، درباره ابن فهد حلّی و در كتاب مرآةالحق مرحوم مجذوب علیشاه نیز در این باب مشروحاً ذكر شده است، بلكه در میان روّات نیز چند نفر به نام صوفی مشهورند؛ مانند: حسین بن علی صوفی و حسین بن عنبسه صوفی و احمدبن یحیی بن حكیم صوفی. و هرچند بعضی گفته‏اند كه آنها پشم‏فروش بوده‏اند از این جهت بدین نام موسوم گردیده‏اند، ولی این بعید است چون طبق معمول عرب باید آنها را صوّاف گفت نه صوفی، مانند بقّال و تمّار و عطّار. و ابوالحسن علی معروف به ابي‏الادیان نیز كه از حضرت عسكری(ع) روایت كرده به تصوّف معروف و از دوستان نزدیك جنید بوده و خود جنید نیز موردلطف و عنایت حضرت عسكری(ع) بوده، و در كتب رجال در ذكر جنید و فارس بن حاتم بدان تصریح شده است.

 امروز هم بین علمای حقیقی و عرفای واقعی اختلافی نیست و ایجاد اختلاف از طرف مغرضین یا جهّال مي‏باشد؛ چنانكه در كتاب مجالس‏المؤمنین مرحوم قاضی نوراللَّه شوشتری در اول مجلس ششم كه راجع به صوفیه شرح مفصّلی در مدح و تمجید از تصوّف ذكر فرموده، و از جمله از كتاب جامع‏الاسرار تألیف عالم جلیل سید حیدربن علی آملی نقل كرده كه: شیعه و صوفی دو اسم مي‏باشند كه مراد حقیقت واحده است. و ضمناً گفته كه بین علمای شریعت و صاحبان طریقت در شیعه به هیچ‏وجه اختلافی نیست. و در ذكر حالات سید حیدر نیز در همان مجلس بیان مفصّلی در باب تصوّف از ایشان نقل نموده است. و بعضی به نویسنده توهین نموده نوشته‏اند این كه در اینجا ذكر شده مغالطه است و آنها اصلاً صوفی نبوده‏اند. من نمي‏دانم این صوفی كه ایشان مي‏گویند چیست و آنكه ما ذكر كردیم كیست! زیرا ما هم كسانی را كه نام تصوّف بر خود گذاشته و عمل نمي‏كنند ردّ مي‏كنیم، ولی تصوّف حقیقی همان است كه آن علما دارا بودند و ما نیز بدان افتخار مي‏كنیم و گمان مي‏كنم نوشته ایشان به مغالطه نزدیكتر باشد.

 مرحوم ایت‏اللَّه زنجانی به خود نگارنده به‏طور صریح فرمودند كه علمای بزرگ در خفا با فقر و طریقت ارتباط داشتند و از جمله به‏طور مثال راجع به مرحوم ایت‏اللَّه سید محمد كاظم طباطبائی یزدی اظهار كردند كه من خودم سالها نزدشان تلمّذ نموده و از نزدیكان ایشان بودم كه به من اعتماد داشتند و من درك كردم كه ایشان در رشته طریقت واردند.

 فقرا موظّفند طبق آنچه در نامه پند صالح مذكور گردیده حفظ احترامات علمای اعلام را بنمایند. و كسانی را كه حقیقةً به وظائف روحانیت رفتار نموده و در خدمت به شریعت مقدّسه و نشر احكام مي‏كوشند با نظر تعظیم و تكریم بنگرند و احكام شرعیه را كه بر هر فرد مسلمی عمل بدانها لازم است از آنان كسب نمایند.

 

 

 

 نقل از رساله رفع شبهات، تألیف: حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده رضاعلیشاه ثانی قدس سرّه سبحانی، چاپ پنجم، تهران، انتشارات حقیقت، ۱۳۷۷.

 

 |+| نوشته شده در  86/10/26ساعت 11:17 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

به دلیل فیلتر شدن سایت مزار سلطانی به آدرس www.mazaresoltani. com کاربران سایت

میتوانند داخل ایران از این آدرس جدید www.mazaresoltani. net وارد سایت شوند. 

پخش مستقیم:

در حال حاضر پخش مستقیم مجالس شب جمعه و مناسبتهای خاص از طریق خط رادیوئی

سایت انجام میگردد.

خط تلویزیونی سایت تا اطلاع ثانوی فعال نمیباشد.

پخش مستقیم مجالس شب جمعه همزمان با شروع مجلس آغاز میگردد و تا آخر مجلس

ادامه دارد. 

نرم افزار ضد فیلتر:

همچنین برای دانلود نرم افزار فیلتر شکن میتوانید از این آدرس استفاده نمایید:

http://darvishan. info/modules. php?name= Downloads&op=getit&lid=2479

و در صورتی که مکان شما در ایران قرار دارد و با سد فیلتر مواجه شده اید به جای آدرس بالا از این آدرس (با استفاده از پروتکل https) برای دانلود نرم افزار استفاده نمایید:

https://darvishan. info/modules. php?name= Downloads&op=getit&lid=2479


مزایای این نرم افزار:

پس از دانلود این نرم افزار بر روی آن دابل کلیک نمایید و به راحتی صفحات وب را باز نمایید!!!!
استفاده از این نرم افزاربسیار ساده و راحت میباشد و نیاز به هیچ گونه تنظیمات یا نرم افزار جانبی ندارد.

استفاده از این نرم افزار 4 مزیت مهم دارد:
1- میتوانید به راحتی از فیلتر عبور نمایید.
2- در طول مسیر ارتباطی افراد مختلف (به عنوان مثال ماموران مخابرات و ...) نمیتوانند از متحوای مطالب و سایتهایی که شما مطالعه میکنید مطلع شوند.
3- دیتاهای شما به صورت انکریپت شده انتقال میابد و در طول مسیر کسی نمیتواند پسورد های شما را بدست آورد.
4- آی - پی شما یک آی - پی ناشناس میباشد و در نتیجه شما شناسایی نخواهید شد.

این فایل به طور دایم به روز نگه داشته میشود و شما میتوانید ضد فیلتر فعال و کارآمد را از این طریق دانلود نمایید و از کارآمد بودن آن مطمئن باشید.

 |+| نوشته شده در  86/10/26ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
حمله روزنامه کویتی به عزاداران حسینی
روزنامه الوطن چاپ کویت در مقاله ای به مجالس و دسته های حسینی حمله کرده و این مجالس را خرافات از غار در آمده خواند. همچنین، مرجعیت شیعه در عراق را به سوء استفاده از دین برای ایجاد شکاف میان مردم و دین متهم کرد.

ابنا: روزنامه الوطن چاپ کویت در مقاله ای به مجالس و دسته های حسینی حمله کرده و این مجالس را خرافات از غار در آمده خواند. این روزنامه، مرجعیت شیعه در عراق را به سوء استفاده از دین برای ایجاد شکاف میان مردم و دین متهم کرد.

نویسنده این مقاله، آیین های عزاداری حسینی را احیاگر افسانه ها و خرافات خوانده و در توجیه توجه رسانه های غربی به این آیین ها می نویسد: علت توجه این رسانه ها به آیین های حسینی آن است که این آیین ها نمونه عینی واقعه جذابی است که دوربین ماهواره های غربی را به سوی خود می کشاند و رسانه های غربی در پی کشف اتفاقات فولکولوریک قبایل و گروه هایی هستند که هم اکنون از غار در آمده اند و پیش از این برای دانشمندان انسان شناسی ناشناخته بودند.

نویسنده این مقاله در ادامه، دسته های عزاداری را هدف توهین قرار داده و سینه زنی و زنجیر زنی این دسته ها را خودآزاری می خواند.

نویسنده در ادامه به مراجع شیعه می تازد و تشکل های اسلامی را به سوء استفاده از دین و آیین های مذهبی برای تسلط بر مردم متهم می کند و می گوید: تلاش مرجعیت و تشکل های دینی در برپایی این آیین ها در راستای هدف محوری شان است که همانا تسلط بر مردم و سوء استفاده از دین برای تحقق منافع و مصالح سیاسی شان است که به تقویت نفوذشان در جامعه غرق در خرافات می انجامد.

نویسنده این مقاله در ادامه، نمایندگان مجلس عراق را بخاطر ذکر «بسم الله الرحمن الرحیم» در آغاز جلسات و ذکر «صلوات» در پایان مجلس را به سخره گرفت.

این مقاله پس از حمله وهابیان کویتی به خواسته شیعیان برای ساخت مسجد و حسینیه شیعیان در کویت منتشر شد. وهابیان ساخت این مسجد را غیر مجاز دانسته و با ساخت «معبدی» برای شیعیان در کویت مخالفت کردند. تعبیر «معبد» برای مسجد شیعیان تعبیر فریبکارانه و پلیدی است که به هدف تکفیر شیعیان بیان شده است.

در همین راستا یک استاد دانشکده شریعت دانشگاه کویت می گوید: شیعیان نماز نمی خوانند و به شهادتین شهادت نمی دهند. حج بجا نمی آورند و به قرآن اعتنایی ندارند بلکه مصحف دیگری دارند.

شایان ذکر است که جریان وهابی کویت با برخی قبایل تندرو وهابی در عربستان مرتبط است و با تشکل جهانی وهابی نیز روابط سازمانی دارد.

تلاش حکومت کویت برای مسلط شدن بر این جریان به دلیل نفوذ شدید این جریان تا بحال به جایی نرسیده است.

با این همه، شهروندان شیعه کویتی بر خلاف شیعیان عربستان، از همه حقوق شهروندی برخوردارند و حکومت کویت با قاطعیت هر گونه تلاش بر ضد آنان را ممنوع کرده است.

همچنین دولت کویت در یک موضع گیری صریح پخش سریال تلویزیونی «للخطایا ثمن» را در ماه مبارک رمضان ممنوع کرد. این سریال نوشته یک نویسنده عربستانی است که به اعتقادات مسلمانان توهین می کند و شیعیان را صاحب چنین اعتقاداتی نشان می دهد. این در حالی است که شبکه MBC عربستان با تهیه کننده این سریال برای پخش آن قرارداد امضا کرده بود
 |+| نوشته شده در  86/10/26ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
موضوع و معنی بدعت
 بدعت درلغت به معنی ایجاد چیزی است كه نبوده و در اصطلاح عبارت است از احداث و داخل كردن در دین آنچه را كه در آن وجود نداشته و آن از نظر بدوی به حرام و غیر حرام تقسیم مي‏شود.

 وبعض فقها آنچه را كه بعد از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - ظاهر شده به احكام خمسه  واجب و حرام و مستحبّ و مكروه و مباح تقسیم نموده‏اند، ولی نام بدعت را به قسم حرام اختصاص داده‏اند و اكنون هم معنی مشهور آن همان استعمال در قسم حرام آن مي‏باشد، چنانكه شهید اول در كتاب قواعد خودبدان اشاره نموده است.

 واجب آن مانند: نشر احكام دین به هر طریق كه مخالفت صریح با قوانین شرعیه نداشته باشد، مانند لزوم حفظ و ضبط احادیث دینی كه از بزرگان دین روایت شده است.

 مستحبّ آن مانند: احداث مدارس و بیمارستانها یا خواندن ادعیه به ترتیب مخصوص یا بعد از نمازهای پنجگانه یا توسّل به نام بزرگان دین و ورد قرار دادن آن، هر چند نصّ صریح در آن باب از ائمّه هُدی - علیهم السّلام - نرسیده باشد.

 وحرام آن مانند: مذاهب قدریه و جبریه و اعتقاد به رؤیت و تجسّم و امثال آنها، یا گفتن اَلصَّلوةُ خَیر مِن النّوم(۷) به جای حی عَلی خَیرِ العَمَل(۸) و آن را جزء اذان قرار دادن، یا اقامه جماعت در نمازهای نافله، یا گفتن آمین پس از سوره حمد در نماز و ترك تقصیر در عمره تمتّع و مانند آنها.

 وبعضی دیگر گفته‏اند، بدعت دو قسم است: بدعت هدایت و بدعت ضَلال و گمراهی؛ آنچه بر خلاف امر خدا باشد ضلال وگمراهی و حرام است و آنچه جزو چیزهایی است كه مورد پسند حقّ مي‏باشد، هر چند به ظاهر شرع نرسیده، ممدوح و نیكوست.

 ولی فقهای امامیه همان طور كه ذكر كردیم نام بدعت را اختصاص داده‏اند به آنچه در عبادات یا به طور كلّی در احكام بر خلاف دستور شارع مقدّس ایجاد شده باشد كه عبارت از قسم حرام آن است، و واجب یا مستحبّ آن را بدعت نگفته‏اند.

 بنابراین شرح كه داده شد، ادامه عمل به آنچه در زمان پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - و ائمّه هدی - علیهم السّلام - بوده هر چند موجبات آن به عقیده بعضی در زمان غیبت از بین رفته باشد، بدعت محسوب نمي‏شود، خصوص آنكه امری اجتهادی باشد.

 مثلاً قول به وجوب نماز جمعه كه بعضی علمای شیعه بدان فتوی مي‏دهند، نزد كسانی كه علل وجوب آن را در زمان غیبت منتفی دانسته و قائل به حرمت آن شده‏اند، هر چند بر خلاف فتوی و نظر ایشان است بدعت محسوب نمي‏شود. یا موضوعی كه از نظر تسهیل در عمل ذكر شود و احتیاط نیز در آن رعایت شده باشد، نه آن‏كه بیان حكم شرعی باشد چون ایجاد حكم جدیدی در دین نیست بدعت و حرام نمي‏باشد.

 و همچنین خواندن خداوند به هر دعا كه باشد یا با ترتیب معینی كه ممدّ توجّه باشد هر چند به آن ترتیب از ائمّه اطهار - علیهم السّلام - نرسیده باشد خلاف نیست، مگر آنكه نصّ صریح به ترتیب یا عدد معینی رسیده باشد كه در آن صورت خلاف آن پسندیده نیست، مانند كم یا زیاد نمودن در تسبیح حضرت زهرا - علیهاالسّلام - كه خلاف دستور است. چون به همان ترتیب مخصوص مستحبّ است، چنانكه زیاده و نقیصه درعبادات واجبه حرام و موجب بطلان است.

 و با این شرح و بیان، تقید به خواندن دعای مخصوص یا توسّل به نام ائمّه هدی - علیهم السّلام - ولو مأثور نباشد اشكالی ندارد و بدعت نیست و حرام شمرده نمي‏شود، بلكه توسّل به آنها و تكرار نام آن بزرگواران به هر طریق كه باشد ممدوح است.

 و همچنین مخالفت با احكامی كه مورد اختلاف است، بلكه مخالفت با حكم مشهور یا فتوای قریب به اتّفاق هم، بدعت نیست، مگر حكمی كه مورد اجماع باشد آن هم اجماع مصرّح نه منقول؛ زیرا حجیت اجماع منقول مورد اختلاف است. و احكامی هم كه از باب تسامح در ادله سنن تلقّی به قبول شده، مخالفت با آنها چون مخالفت با حكم مسلّم شرعی نیست، بدعت محسوب نمي‏شود.


زیرنویس

۷) نماز بهتر از خواب است.

۸) به سوی بهترین كار بشتابید.

نقل از رساله رفع شبهات، تألیف: حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده رضاعلیشاه ثانی قدس سرّه سبحانی، چاپ پنجم، تهران، انتشارات حقیقت،
 
 |+| نوشته شده در  86/10/26ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
امام حسين(ع) از نگاه مولوي
استاد دانشگاه لندن
Philosophy@iranianstudies.org

السلام عليک يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار.


حماسه معراج خونين عاشقانه سالار شهيدان، حضرت ابي‌عبدالله امام حسين ـ عليه‌السلام ـ سلاله پاک رسول اکرم خاتم النبيين حضرت محمد مصطفي ـ صلوات‌الله عليه ـ در آثار مولانا در سياق (context) و چهارچوب (framework) توحيد و «سير محبي» به سوي توحيد ربوبي، معني و مفهوم پيدا مي‌کند. حضرت حق ـ جل جلاله ـ رب حسين است و «سلطان عشق خونين»، مربوب حضرت محبوب است.

مثنوي مولانا، کتاب «توحيد» است و سير عاشقانه به سوي حضرت هوالاول والاخر و الظاهر و الباطن. (3 ـ حديد) و کتاب ديوان کبير کليات شمس تبريزي مولانا «عشق نامه» اوست؛ «يا انيس من لا انيس له»؛ «يا من لا يرغب الا اليه»؛ «يا خير المرغوبين» (دعاي جوشن کبير).
مولانا در اين دو کار بزرگ خود، به حماسه امام حسين (ع) از ديد عرفاني پرداخته است. در اين وجيزه به روايت مولانا از امام حسين (ع) در چهار غزل کليات شمس و يک حکايت از مثنوي پرداخته مي‌شود.

کليد واژه‌هاي فهم مقام منيع و بي‌نظير سيدالشهد حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ در مثنوي و ديوان شمس عبارتند از: عشق ـ عاشقي ـ شهيد ـ شهادت ـ فدايي ـ بلا ـ مرگ ـ پارسا ـ فنا ـ قا ـ خسرو دين ـ خسرو غيب ـ وصل ـ دوست ـ پيشتازان و طلايه‌دار سلوک ـ زندان ـ عاشورا ـ کربلا ـ يزيد / فراق ـ شمر ـ عزا ـ تقابل کاراکترها و صفات و خصايل.

در آثار مولانا، عموما شهيد و حسين مترادف يکديگرند و حتي مي‌توان گفت که واژه گلگون شهيد و مقام عظماي شهادت به اصطلاح فني انصراف دارد بر شخصيت جامع و يگانه امام حسين که انسان کامل است.
از نگاه مولانا، حضرت سيدالشهدا (ع) از سوز و شوق دل الهي‌اش، هر لحظه طلب استعلاي وجودي مي‌كند و حضرت محبوب، آواز قبول وصال سر مي‌دهد؛ «دل» في حد ذاته عرش پروردگار است و او نيز همچون حسين در پي سفر و معراج به مبدأ اعلي است. در غزل 230 کليات شمس، امام حسين (ع) سنگ محک و معيار است که دل که جايگاهي است رفيع و همه اعمال و احوال و مقامات وجودي آدمي به آن بستگي دارد، به حسين تشبيه مي‌شود، نه آن‌که حسين به دل تشبيه شود. از نظر عرفا در نظام هستي خلاصه موجودات «آدمي» است و خلاصه آدمي «دل» است.(نک: شيخ صفي‌الدين اردبيلي ـ صفوه الصفا ـ ص443) و تنها بيت دوم اين غزل، کافي است براي بيان نهايت سرسپردگي و شيفتگي مولانا به امام حسين (ع). در مقابل چنين مرتبه متعالي، يزيد و سمبل کامل جدايي و دوري از حضرت حق ـ جل جلاله ـ است.
شهيدان قافله کربلا، سمبل اعلاي شهيدان تاريخند که مقامات سلوک خونين عاشقانه خود را در دشت پر بلاي امتحان خونين الهي در کربلا، سرافرازانه گذراندند. آنان به ظاهر مرده‌اند، اما در واقع به زندگي اعلاي طيبه در عالم غيب ـ که برتر است از عالم ظاهر ـ استعلا يافته‌اند. مولانا در اينجا شهيدان کربلا را نمونه متعالي آيه شريفه قرآن در باب شهدا برمي‌شمارد؛ و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون (169ـ آل عمران).
کاروان شريف اسراي کربلا از نظر دشمن که محجوب و بعيد است از سلطان وجود اسيرند، اما بر خلاف اين کوردلان آنان «شاه مقام قرب دوست»ند؛‌ مقامي که بين آنان و حضرت محبوب، هيچ مانعي نيست.
از نظر عرفا، بهشت دو نوع است: عام و خاص. بهشت عام، بهشت اکل و شرب و مناکحه است که از براي بندگان عام است، اما بهشت خاص، مقام لقا و وصال و مشاهده حضرت حق تعالي است که بهشت بند گان خاص است. (شيخ صفي‌الدين اردبيلي ـ صفوه الصفا ـ ص 437 ـ 438). مولانا، امام حسين و شهيدان کربلا را مقيمان بهشت وصال حضرت دوست که بهشت بندگان خاص است، معرفي مي‌کند که قفس دنيا را شکسته‌ و پرواز ابدي کرده‌اند به کوي دوست. توانگر شکوفه وصال سيدالشهدا، شهره آفاق شده و او خورشيد فروزان و به ثمر نشسته محفل واصلان محبوب است. امام حسين (ع) به اين مقام والا رسيده است، چون ريشه درخت وجود مبارکش، توانگر شده است از ذات اقدس الهي.


ز سوز شوق دل همي زند عللا                      که بوک در رسدش از جناب وصل صلا
دلست همچو حسين و فراق همچو يزيد           شهيد گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا
شهيد گشته بظاهر حيات گشته                   به غيب اسير در نظر خصم و خسروي بخلا
ميان جنت و فردوس وصل دوست مقيم           رهيده از تک زندان جوع و رخص و غلا
اگر نه بيخ درختش درون غيب مليست            چرا شکوفه وصلش شکفته است ملا
خموش باش و ز سوي ضمير ناطق باش          که نفس ناطق کلي بگويدت افلا
کليات شمس تبريزي: غزل 230


در غزل 2102 کليات شمس مولوي، اشاره کوتاه اما پر مغز مي‌نمايد به اصل منيع «فنا در توحيد فعل» و مي‌گويد رمز نبودن فرق ماندن و رفتن براي حسين آن است که او چون به مقام فناي توحيد فعل رسيده است، اراده و فعلش مستهلک در توحيد است. او تسليم اراده و تدبير الهي است. (نک: صفوي ـ سيد سلمان ـ تهران ـ 1386).

حسين و شهدا با دوري جستن از آرزوها و اميال نفساني با ساحت عشق آشنا شدند. او فدايي معشوق است و خون خود را در اين معاشقه بر آستانه محبوب مي‌ريزد، چرا که براي او مسئله بودن يا نبودن نيست، بلکه مسئله فناي عاشقانه است. (نک: شکسپير ـ هملت). حسين و عاشقان حسيني صفت در پي بلا و سختي‌ها و مشکلات وجودي‌اند در برابر عوام و واماندگان که فراري از تدبير الهي‌اند.
مولانا در اين غزل نيز با روش مطالعه مقارنه‌اي، کوشش مي‌کند فهم بهتري از حسين و عاشقان حسيني و «واماندگان» راه حماسي کربلا نشان دهد.

چيست با عشق آشنا بودن                      بجز از کام دل جدا بودن
خون شدن خون خود فرو خوردن                 با سگان بر در وفا بودن
او فدائيست هيچ فرقي نيست                   پيش او مرگ و نقل يا بودن
رو مسلمان سپر سلامت باش                   جهد ميکن به پارسا بودن
کين شهيدان ز مرگ نشکيبند                    عاشقانند بر فنا بودن
از بلا و قضا گريزي تو                               ترس ايشان ز بي بلا بودن
شيشه مي گير و روز عاشورا                    تو نتاني به کربلا بودن
کليات: غزل 2102

اما طولاني‌ترين و مشهورترين غزل مولانا در باب عظمت و علو مقام حسين و شهيدان کربلا، غزل 2707 کليات شمس است. مطلع غزل شهيدان الهي و بلاجويان معاشقه کربلايي است و پايان آن به زيبايي ارجاع است به انسان کامل و خورشيد موعود که شاهد است و ناظر و اصل نزول انوار الهي است در عالم ممکنات.
در اين غزل، شهيدان و عاشقان مترادفند. شهيدان به ياري تجرد وجودي و معرفت که مقدمه عاشقي است و «بال‌هاي عاشقي» از مرغان هوايي نيز بهتر پرواز در ساحت حضرت دوست مي‌کنند. «يحبهم و يحبونه» (54 ـ مائده). آنها شاهان عالم غيبند و به كمك عشق باب‌هاي عوالم پنهان را گشوده‌اند. يکي از رمزهاي توفيق آنها در پرواز عاشقانه رهايي از انواع خود است. آنها ار آن جهت که فاني و باقي در :عقل عقل» شده‌اند در ناکجاآبادند. (نک ـ صفوي ـ سيد ـ لندن ـ 2007).
از بيت پنجم غزل رابطه شهيدان واصل را با سالکان بيان مي‌کند. رهايي شهيدان اثر وجودي در رهايي ديگر سالکان نهاده است. آنها با شکستن در زندان تو در توي طبيعت و نفس خود، باب مخزن اسرار الهي را گشوده‌اند. اول نفي است و سپس اثبات.«لا اله الا الله». «لا اله الا هو»(255 بقره) «لا اله اله انت». شهيدان که واصل به محبوب شده‌اند و حسين که سيد و سالار آنهاست، نواي فقيران و درويشان کوي دوستند.
 
شهيدان حسيني مقيم درياي وجود بيکران حضرت واجب الوجوداند که اين عالم تجليات اسما و صفات اوست. هوالله الخالق الباري المصور له الاسماءالحسني يسبح له ما في السوات والارض و هو العزيز الحکيم. (24 ـ حشر) « الله لا اله الا هو». «لا اله الا انت» که در روز الست آشنايش بودند.«الست بربکم؟ قالوا بلي». (173 ـ اعراف) در بيت هشتم مولانا اشاره به يکي از اصول عرفان نظري مي‌کند که مي‌گويد انواع دنياهاي عالم ناسوت هيچ اندر هيچ است و توخالي و گذرا و ميراست. سپس مبتني بر آن آدميان را به عرفان عملي دعوت مي‌کند. آن‌گاه گويي پيام امام حسين (ع) را مي‌دهد که اي مدعيان اگر از قبيله ماييد و کربلاييد، اهل صفا باش و دل را منور به نور خدا بگردان.

کجاييد اي شهيدان خدايي                   بلا جويان دشت کربلايي
کجاييد اي سبک روحان عاشق             پرنده‌تر ز مرغان هوايي
کجاييد اي شهان آسماني                   بدانسته فلک را در گشايي
کجاييد اي ز جان و جا رهيده                 کسي مر عقل را گويد کجايي
کجاييد اي در زندان شکسته                 بداده وامداران را رهايي
کجاييد اي در مخزن گشاده                  کجاييد اي نواي بي نوايي
در آن بحريد کين عالم کف اوست           زماني بيش داريد آشنايي
کف درياست صورت‌هاي عالم                ز کف بگذر اگر اهل صفايي
دلم کف کرد کين نقش سخن شد         بهل نقش و به دل رو گر ز مايي
برآ اي شمس تبريزي ز مشرق              که اصل اصل هر ضيايي

مولوي در داستان شيعيان حلب در دفتر ششم مثنوي ابيات 777 ـ 805 به بيان عظمت معنوي و بلندي تبار و صفات برجسته امام حسين و آسيب‌شناسي برخي از عزاداران حسيني مي‌پردازد و بيان مي‌کند که غصه قصه حسين براي هر که به راستي پيرو خداوند و رسول خدا باشد، بس عظيم است، زيرا هر که حضرت محمد را دوست دارد، بايد امام حسين را نيز دوست داشته باشدو هر که حسين مني و انا من حسيني؛ قدر عشق گوش عشق گوشوار. همچنان که آدمي گوش را دوست دارد، گوشواره را نيز دوست دارد؛ ‌گوش کنايه از حضرت محمد(ص) و گوشواره کنايه از امام حسين (ع) است. عزاداري و تعظيم شعاير روح پاک سيد الشهدا از نظر مؤمن از صد طوفان نوح نيز مشهورترست. مولوي در دو بيت 791 و 792 با تأکيد بر لفظ مؤمن وکيفيت نسبت آن با حسين تولاي حسين (ع) و تبري جستن از دشمنان امام حسين (ع) را از نشانه‌هاي ايمان و مؤمني معرفي مي‌کند؛ گويي، مولانا به اين پاره زيارت عاشورا نظر داشته است: يا ابا عبدالله لقد عظمت الرزيه و جلت و عظمت المصيبه بک علينا و جميع اهل الاسلام. يا ابا عبدالله به درستي بزرگ است سوگت و سترگ است و عظيم است مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام. از حسين به نام روح سلطاني و شاهنشاه ياد مي شود که با توجه به بقيه اشعار مولانا و سياق گفتمان سوم دفتر ششم که داستان مذکور، بخشي از آن است، مقصود سلطان عشق است. (نک: صفوي ـ سيد سلمان ـ 1386) و همچنين حسين «خسرو دين» خوانده مي‌شود. هيچ‌يک از صحابه و خلفا را مولوي به اين لقب نخوانده است. امام حسين (ع) نمونه اعلاي عاشق صادق واصل است. او خسرو دين است و شاهنشاه عاشقان است که از قفس دنيا رها شده و استعلا يافته است به عالم غيب.

سپس مولانا مي‌گويد: اي عزاداران بر خود بگرييد که فرسنگ‌ها از ارزش‌هاي حسيني دوريد. شما بر حسين مگرييد، در حالي که بايد بر قلب و ايمان خرابت نوحه کني که وابسته به مزخرفات اين دنياي دني‌ شده‌ايد. سپس پاسخ مدعيان دروغ دينداري را مي‌دهد و مي‌گويد: دينداري نشانه دارد؛ از جمله نشانه‌هاي آن «توکل»ـ «جانبازي» ـ «بي نيازي» ـ «فرخي معنوي» و «بخشندگي» است که در شما يافت نمي‌شود. اگر حسيني هستيد و از شراب عشق الهي نوشيده‌ايد، چرا آثار در اعمال و رفتارتان ديده نمي‌شود؟

روزِ عاشورا نمي‌داني كه هست                   ماتمِ جاني كه از قرني بِه است
پيشِ مؤمن كَي بُود اين غصّه خوار                 قدرِ عشقِ گوش عشقِ گوشوار
پيشِ مؤمن ماتمِ آن پاك روح                         شهره‌تر باشد ز صد طوفانِ نوح
ب790 ـ 793 ـ دفتر ششم مثنوي

پس عزا بر خود كنيد اي خفتگان                ز آنكه بَد مرگي است اين خوابِ گران
روحِ سلطاني ز زنداني بجَسْت                  جامه چه درانيم و چو خاييم دست
چونكه ايشان خسروِ دين بوده اند              وقتِ شادي شد چو بشْكستند بند
سوي شادُرْوانِ دولت تاختند                     كُنده و زنجير را انداختند
روزِ مُلك است و گَش و شاهنشهي           گر تو يك ذرّه از ايشان آگهي
ورنه اي آگه بَرو بر خود گِري                     ز آنكه در انكارِ نَقل و مَحشري
بر دل و دينِ خرابت نوحه كن                    كه نمي‌بيند جز اين خاكِ كهن
ور همي بيند چرا نبْود دلير                       پُشْتدار و جان سپار و چشم سير
در رُخت كو از مَيِ دين فرّخي                   گر بديدي بحر كو كفِّ سخي
آنكه جُو ديد آب را نكْند دريغ                     خاصّه آن كاو ديد آن دريا و ميغ
مثنوي ـ دفتر ششم ـ ب 795 ـ 805

مولانا در غزل 436 کليات شمس فروزانفر برابر با غزل 181 کليات شمس استاد دکتر توفيق سبحاني، برخي ديگر از نشانه‌هاي عاشقان راستين را بيان مي‌کند که عبارتند از: جوشش ابدي ـ اشک شوق و فراق و وصال ـ مراقبه ـ استشمام بوي جام الهي ـ وفا و ياري ـ طالب لطف الهي ـ زهد و تقوي و استقامت؛ اللهم الرزقنا.


گفتا که کيست بر در؟ گفتم: کمين غلامت        گفتا: چه کار داري؟ گفتم: مها سلامت
گفتا که: چند راني؟ گفتم: که تا بخواني           گفتا که: چند جوشي؟ گفتم که: تا قيامت
دعوي عشق کردم سوگندها بخوردم               کز عشق ياوه کردم من ملکت و شهامت
گفتا: براي دعوي قاضي گواه خواهد                گفتم: گواه اشکم زردي رخ علامت
گفتا: گواه جرحست تر دامنست چشمت          گفتم: به فر عدلت عدلند و بي غرامت
گفتا: که بود همره؟ گفتم خيالت اي شه          گفتا: که خواندت اينجا؟ گفتم که: بوي جامت
گفتا: چه عزم داري؟ گفتم وفا و ياري               گفتا زمن چه خواهي؟ گفتم که لطف عامت
گفتا: کجاست خوشتر؟ گفتم: که قصر قيصر      گفتا: چه ديدي آنجا؟ گفتم: که صد کرامت
گفتا: چرا خاليست؟ گفتم: ز بيم رهزن             گفتا: که کيست رهزن؟ گفتم: که اين ملامت
گفتا: کجاست ايمن؟ گفتم که زهد و تقوي        گفتا: که زهد چه بود؟ گفتم: رو سلامت
گفتا: کجاست ايمن؟ گفتم: به کوي عشقت      گفتا: که چوني آنجا؟ گفتم: در استقامت
خامش که گر بگويم من نکته‌هاي او را             از خويشتن برآيي ني در بود نه بامت

جمع‌بندي:
از ديدگاه مولانا شهيدان عاشقند. امام حسين (ع) سيد و سالار و شاه شهيدان است. شهيدان پا بر نفس اماره گذاشته‌اند و از خودخواهي و اميال دنيوي جدا و در حضرت حق فاني شده و در حضرت محبوب به مقام بقا رسيده‌اند.

کليد واژه‌هاي صدر مقاله، بيانگر جغرافياي فکري ـ هندسه معرفتي و کهکشان وجودي امام حسين نزد مولانا جلال الدين بلخي خراساني است؛ فاعتبروا يا اولي الابصار.

به باطن همچو عقل کل به ظاهر همچو تنگ گل دمي الهام امر قل دمي تشريف اعطينا
کليات ـ 54
ابتر بود عدويش و آن منصبش بماند در ديده کي بماند گر در فتد در و خس
کليات1211

اللهم ارزقني شفاعه الحسين يوم الورود و ثبت لي قدم صدق عندک مع الحسين و اصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السلام.
----------------------------------
منابع:
1. قرآن مجيد
2. زيارت عاشورا
3. مولانا ـ جلال الدين ـ کليات شمس تبريزي ـ ويراسته فروزانفر ـ بديع‌الزمان ـ تهران ـ 1384.
4. مولانا ـ جلال الدين ـ ديوان کبير کليات شمس تبريزي ـ نسخه قونيه ـ سبحاني ـ توفيق ـ تهران ـ 1386.
5 . مولانا ـ جلال الدين ـ مثنوي ـ نيکلسون.
6. صفوي ـ سيدسلمان ـ تشيع معنوي مولوي ـ تهران ـ 1385.
7. صفوي سيدسلمان ـ ساختار کلي دفتر ششم مثنوي مولوي ـ کنفرانس بين‌المللي مولوي ـ تهران ـ 1386.
8. صفوي ـ سيدسلمان ـ ساختار کلي دفتر سوم مثنوي مولوي ـ کنفرانس بين‌اللملي استانبول ـ 1386.
9. ابن بزاز اردبيلي ـ صفوه الصفا ـ در احوال شيخ صفي‌الدين اردبيلي ـ تصحيح ـ طباطبائي مجد ـ غلامرضا ـ تهران ـ 1376.

Chittick, William, Rumi’s View of the Imam Husayn, in “Rumi Spiritual Shi’ism”, ed. Safavi, Seyed G, London Academy of Iranian Studies, 2008.
Safavi, Seyed G, Rumi Spiritual Shi’ism, in the “Transcendent Philosophy Journal”, London, 2006.
Safavi, Seyed G, Rumi Teachings, London Academy of Iranian Studies, 2008.
Safavi, Seyed G, Sufism, London Academy of Iranian Studies, 2008.
Safavi, Seyed G, Theoretical and Practical Reason According to Rumi and Mulla Sadra, in the “Transcendent Philosophy Journal”, London, 2007.

منبع : تابناك
 |+| نوشته شده در  86/10/26ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
برنامه از بين بردن تصوف در ايران در دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني توسط عوامل فلاحيان و سعيد امامي براساس تبعيت از ديدگاههاي مدرسه حقاني طبق نگرشهاي حجتيه و در راس آن مؤتلفه به مرحله جديدي وارد شد. قتل رهبر دراويش صوفي گنابادي علي تابنده محبوبعليشاه در  سال 1375 با خوراندن نوشيدني اجباري به وي در هتل هما بارزترين اقدامات قتلهاي زنجيره اي در اين راستا بود. حمله عوامل شبه نظامي با هماهنگي كامل نهادهاي امنيتي، نظامي و انتظامي  به حسينيه شريعت قم و تخريب آن در ماه محرم در سال 84 و دستگيري تعداد زيادي از درويشان توجه جهانيان و ايرانيان را بخود جلب كرد. تخريب حسينيه دراويش در بروجرد در آبان 86 نيز هشداري براي خطري بالقوه كه مي رود تا بالفعل شود را گوشزد مينمايد. اين خطر كه اسدالله بادامچيان آن را خطر پياده نظام دشمن خواند در كنار تمامي اتفاقات سياسي و سركوبهاي مدني به نمادي خطرناك از حركت جاري متعصبين مذهبي منبعث از محافل اصولگرايان و تماميت خواه تبديل شد.
تصوف عامل شكاف ميان اصولگرايان
برنامه از بين بردن تصوف در ايران در دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني توسط عوامل فلاحيان و سعيد امامي براساس تبعيت از ديدگاههاي مدرسه حقاني طبق نگرشهاي حجتيه و در راس آن مؤتلفه به مرحله جديدي وارد شد. قتل رهبر دراويش صوفي گنابادي علي تابنده محبوبعليشاه در  سال 1375 با خوراندن نوشيدني اجباري به وي در هتل هما بارزترين اقدامات قتلهاي زنجيره اي در اين راستا بود. حمله عوامل شبه نظامي با هماهنگي كامل نهادهاي امنيتي، نظامي و انتظامي  به حسينيه شريعت قم و تخريب آن در ماه محرم در سال 84 و دستگيري تعداد زيادي از درويشان توجه جهانيان و ايرانيان را بخود جلب كرد. تخريب حسينيه دراويش در بروجرد در آبان 86 نيز هشداري براي خطري بالقوه كه مي رود تا بالفعل شود را گوشزد مينمايد. اين خطر كه اسدالله بادامچيان آن را خطر پياده نظام دشمن خواند در كنار تمامي اتفاقات سياسي و سركوبهاي مدني به نمادي خطرناك از حركت جاري متعصبين مذهبي منبعث از محافل اصولگرايان و تماميت خواه تبديل شد.
گروههاي معتدل وابسته به حاكميت و جبهه اصولگريان كه برخلاف اعضاي اصلي حزب مؤتلفه قدرت را در راستاي پياده سازي ايدئولوژي مد نظر دارند و درست برخلاف مؤتلفه كه به دليل وابستگي مذهبي به يهوديت عرق ناسيوناليستي ندارند بيش از مؤتلفه اين واقعه را بصورت خطري سخت بررسي كردند.
شبكه حجتيه بعد از برخورد شديد امام راحل با عناصر اين شبكه در اوايل دهه 1360 اعلام تبري نمود و به صورت نقابداران بي نقاب در كمون سياسي خود فرو رفت. مؤتلفه بعنوان بازوي مالي و اجرايي حجتيه با ابزارهاي امنيتي كه با نفوذ در انقلاب بدست آورد بعنوان يك گروه ضد مذهبي ولي در پوشش دين، با عملكرد و فعاليتي مشابه با وهابيت در مذهب اهل سنت و در واقع طالبانيسم شيعه تلقي ميشود. حركت حجتيه با رد فلسفه و حكمت و حمله به تصوف بر اساس خرافه گرائي و ظهور قشري گري مذهبي پايه گذاري شد و نقش مكمل وهابيت سنت گرا را در راستاي طرح اسلام زدائي منطقه اي و جهاني كه توسط موساد طراحي و راه اندازي شد هدايت ميكند و كارتلهاي خبري صهيونيستي اثر تعاملات آن را براي برگرداندن افكار عمومي جهان از اسلام و خصوصاً تمايلات به مذهب شيعه پوشش ميدهند.
برخورد با مراسم مربوط به بزرگداشت مولوي و پوشش سست خبري آن از سيماي جمهوري اسلامي در سالي كه تمام كشورها سال مولانا نام گذاشتند، تهديد و حمله به حسينيه هاي درويشان در شهرهاي كشور از جمله بروجرد سمنان كرج اراك و تمركز سازمانهاي بين المللي حقوق بشر و اتحاديه اروپا براي جلوگيري از سركوب تصوف كه پادزهر بنيادگرايي اسلامي مي باشد، افكار عمومي ايرانيان و جهانيان و بخصوص سران ذينفوذ و معتدل جبهه اصولگرايان را نسبت به عواقب وخيم اين حركت بيدار كرد.
جناحهاي معتدل حجتيه و وابسته به اين تفكر نظيرعلي لاريجاني – كه از سمت شيخ محمد لاهيجي گرايش به عرفان و تصوف داشت - و از قرابت با استاد مطهري نيز برخوردار و از جواني با حكمت و فلسفه و عرفان آشنائي داشته، علي اكبر ولايتي كه در دوران وزارت خارجه براي نزديكي به صوفيه در كشورهاي شمال آفريقا تلاش زيادي نمود و در اين راه ديدگاه تشيع ايرانيان در اثر توسل به صوفيه و صفويان را بعنوان راه حل خروج از بحران منطقه‌اي در پيش گرفت و حداد عادل بعنوان باني برگزاري كنفرانس مولانا و بزرگداشت شمس تبريزي و مرتضي نبوي از مريدان مرحوم دولابي اصولا نگرش مثبتي به صوفيه دارند و در عوض جناح تندرو و افراطي و در اصل سران اصلي مؤتلفه يعني آيت الله مهدوي كني و عسگراولادي تازه مسلمان و اسدالله بادامچيان و نبي حبيبي و حسين شريعتمداري صوفيه را مهدور الدم دانسته و براساس نگاه تاريخي اين گروه به صوفيه از زمان حلبي تا بحال همواره مترصد فرصتند تا صوفيه را قلع و قمع نمايند.
اين پديده باعث اختلاف درون گروهي در حجتيه شد و در نشستهايي كه با حضور مهدوي كني برگزار گرديد نيز از بين نرفت.
حجتيه و عوامل اصلي آن در مؤتلفه كه با حضور دولت نهم روياي قبضه كردن اداره امور كشور و بدست آوردن مقام ولايت فقيه را در سر مي پروراندند با تمام قوا مبارزه خود را دنبال ميكند. در اين ميان از بين بردن رقباي انتخاباتي بهر قيمتي حتي فتواي ارتداد آنها مجاز است و حذف سياسي و اجتماعي صوفيه و بخصوص دراويش گنابادي از مهمترين موانعي است كه مي بايست به وصول نتيجه نائل گردد.
با ارزيابي جناحهاي بازيگر در پوزيسيون و اوپوزيسيون داخل كشور در مسابقه قدرت به تقسيمات كلي زير خواهيم رسيد:
1-      گروههاي ذوب در ولايت و وفادار به آيت الله خامنه اي كه ايدئولو‍ژي حاكميت نظام جمهوري اسلامي را دنبال ميكنند و به هر ترتيب به پايداري نظام در چارچوب قانون اساسي وفادار و پايبندند و حاكميت آنها جاري و تضمين شده مي نمايد.
2-      حجتيه كه عملاً به اندازه گروه فوق قدرت و نفوذ داشته ولي فاقد وجاهت قانوني و مشروعيت ملي ميباشد و شاخه سياسي آن حزب مؤتلفه (يهوديان تازه مسلمان) و نشريه آن كيهان و جمهوري اسلامي و سياست روز مي باشد و بخش مهمي از وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و قوه قضائيه را در اختيار دارند. اين گروه با در اختيار داشتن شماري از مراجع تقليد كه برخي از آنان نيز يهودي هستند ولي تظاهر به اسلام دارند نظير مكارم شيرازي و چند كرسي در مجلس خبرگان رهبري و شوراي نگهبان براي تصاحب سمت رهبري نظام زمينه سازي ميكنند. اين گروه سياسي - بازاري كه با كمك هاشمي رفسنجاني در زمان رياست جمهوري وي به قدرت اقتصادي و امنيتي خود رسيدند و شريانهاي اصلي اقتصاد را با استعداد ماديگري يهودي خود در پس پرده اتاق بازرگاني و وزارت بازرگاني و قاچاق كالا تصرف و جايگاه خود را در قوه قضائيه تحكيم نمودند، در حال حاضر با كمك دولت نهم با ايجاد بحرانهاي امنيتي و نابرابري هاي اقتصادي و انحصارات دولتي، پرشكوهترين دوران حيات خود را پس از انقلاب ميگذرانند. مهدوي كني، واعظ طبسي، اسدالله بادامچيان، حبيب‌الله عسگراولادي تازه مسلمان، نبي حبيبي و حسين شريعتمداري و مكارم شيرازي و نوري همداني و صافي گلپايگاني و فاضل لنكراني و جواد تبريزي كه دونفر اخير اخيرا فوت نموده اند سرشاخه هاي ظاهر اين جناح ميباشند.
3-      گروه كارگزاران وابسته به هاشمي رفسنجاني كه خود را متولي و مالك نظام مي داند و بخش عمده اي از نيروهاي امنيتي وزارت اطلاعات هنوز از وي حمايت ميكنند و در صدد زنده كردن امپراتوري خود تا قبل از زمان اصلاحات و انتقام از رهبري و رسيدن به قدرت مطلق ولايت فقيه مي باشد كه اخيراً مورد حمله گروههاي فوق قرار گرفته است.
4-      گروههاي موسوم به اصلاح طلب و دوم خردادي كه نماينده آنها در شرايط فعلي سيد محمد خاتمي مي باشد كه توانست در هشت سال اصلاحات فضاي سياسي را باز نمايد. اگرچه اين گروه فعلاً سهمي از قدرت در اختيار ندارد ولي به اتكا به آراء احتمالي ملت در صورت انتخابات سالم ميتواند گوي سبقت را در مجلس ربوده و سپس رياست جمهوري را از آن خود نمايد. اين گروه از پشتيباني نهضت آزادي و نيروهاي ملي مذهبي برخوردارست كه وجهه سياسي پاكتري را نسبت به ساير گروههاي سياسي دارد. جناح اصلاحات چشم داشت به احراز رهبري نظام نداشته و ولايت فقيه را در چارچوب قانون اساسي قبول دارد و دموكراسي را در قالب پياده سازي قانون اساسي نظام دنبال ميكند.

آنچه مسلم است آيت الله خامنه اي با اطلاع كامل از شرايط بحراني فعلي و قدرت مؤتلفه تنها راه نجات نظام و كشور را در فراهم آوردن شرايط شركت مردم در انتخابات و رويكرد جديد به اصلاح طلبان ميداند تا قدري از خطرات حجتيه و مؤتلفه بكاهد.
 |+| نوشته شده در  86/10/25ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
حکم ارتداد اصلاح ‌طلبان از سوی عضو موتلفه
عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي و عضو جامعه وعاظ تهران گفته است: دوم خردادي‌ها و اصلاح‌طلبان “مرتد و بي‌دين” هستند.
به گزارش زمانه، جعفر شجوني روحانی بلندپایه حزب موتلفه، شب گذشته در جمع کسانی که در مسجد امام‌خميني قزوین حضور داشتند، اعلام کرد: “دوم ‌خردادی‌ها و روزنامه‌هايشان، اقدام به ترويج فساد اخلاقي و خرافه‌پرستي در جامعه مي‌كنند
شجونی به مردم هشدار داده است که در زمان برگزاري انتخابات کاملآ هوشيار باشند و اجازه ندهند هیچ اصلاح‌طلبی وارد مجلس شود
این روحانی محافظه‌کار همچنین گفته است: وزیر امورخارجه آمریکا از اصلاح‌طلبان حمایت می‌کند
او معتقد است، مردم باید معاويه‌هاي زمان خود مبارزه كرده و نگذارند حرمت خون شهداي انقلاب ایران و جنگ پايمال شود
 منبع:سایت مجذوبان نور
 |+| نوشته شده در  86/10/25ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

آخرین مطالب مجذوبان نور:

نشانی های جدید چهار سایت و وبلاگ فیلتر شده

نشانی جدید سایت مجذوبان نور
http://208.64.28.245/


نشانی جدید وبلاگ یاران مجذوبان نور - بایاران
http://daravish.wordpress.com/


نشانی جدید سایت هم اندیشی درویشان
https://darvishan.info/index.php


نشانی جدید وبلاگ پخش فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه

http://houyaali.blogspot.com/

 
 |+| نوشته شده در  86/10/25ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

یاران مجذوبان نور

 
وبلاگ فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه نیز مشمول عنایت
 
مهرورزی فیلترینگ گردید.جهت استفاده از آدرس یاد شده بهره
 
بگیرید
 |+| نوشته شده در  86/10/25ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

یاران مجذوبان نور:

دي 1386 ساعت 13:30

منابع خبری غیررسمی اعلام کردند:

دستور نهاد ریاست‌جمهوری برای سانسور سخنرانی اخیر احمدی‌نژاد

 
 
 
 
 
 
شهاب نیوزـ وب‌سایت رسمی ائتلاف اصلاح‌طلبان
 
اعلام کرد که نهاد ریاست جمهوری از انتشار سخنرانی دکتر محمود احمدی‌‌نژاد در جمع مبلغین مذهبی و مداحان ماه محرم كه اوایل هفته گذشته انجام شد، ممانعت كرده است.  [اینجا]

بنا بر این گزارش؛ نهاد ریاست جمهوری علاوه بر اینكه خبرنگاران خبرگزاری‌ها را از انتشار سخنان احمدی‌نژاد منع كرده، بلكه حتی از آنها خواسته تا دست‌نویس خود از سخنان احمدی‌نژاد را به مسؤولان نهاد ریاست‌جمهوری تحویل دهند.

گفته می‌شود احمدی‌نژاد در این سخنرانی مطالب عجیبی را در مورد مسایل مذهبی مطرح كرده كه با تاكیدات مراجع، علما و روحانیون برجسته در نفی ترویج خرافات در عزاداری‌های محرم و صفر در تعارض قرار داشته است و به همین دلیل هم، نهاد ریاست‌جمهوری مانع از انتشار آن شده است.

در عین‌حال، احمدی‌نژاد در این سخنرانی سانسورشده در اظهاراتی عجیب منتقدان خود را عامل قطع انتقال گاز از تركمنستان به ایران معرفی كرده و مدعی شده: عوامل داخلی به تركمنستان خط دادند كه در بحبوحه سرما گاز را قطع كنند برای اعمال فشار به دولت! 

گفتنی است تلاش خبرنگار ما برای بررسی دلیلی این مساله و کسب نظرات مسئولان دفتر دکتر احمدی‌نژاد بی‌نتیجه ماند. «شهاب نیوز» آماده است توضیحات احتمالی نهاد ریاست‌جمهوری در این زمینه را بی‌کم و کاست منتشر کند.
کد مطلب : 501
 |+| نوشته شده در  86/10/25ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

آخرین مطالب مجذوبان نور:

عبور از فیلتر

 برای دانلود نرم افزار فیلتر شکن میتوانید از این آدرس استفاده نمایید:
http://darvishan. info/modules. php?name= Downloads&op=getit&lid=2479

و در صورتی که مکان شما در ایران قرار دارد و با سد فیلتر مواجه شده اید به جای آدرس بالا از این آدرس با استفاده از پروتکل
https
برای دانلود نرم افزار استفاده نمایید:
https://darvishan. info/modules. php?name= Downloads&a mp;op=getit&lid=2479


مزایای این نرم افزار:
پس از دانلود این نرم افزار بر روی آن دابل کلیک نمایید و به راحتی صفحات وب را باز نمایید!!!!
استفاده از این نرم افزاربسیار ساده و راحت میباشد و نیاز به هیچ گونه تنظیمات یا نرم افزار جانبی ندارد.

استفاده از این نرم افزار 4 مزیت مهم دارد:
1- میتوانید به راحتی از فیلتر عبور نمایید.
2- در طول مسیر ارتباطی افراد مختلف (به عنوان مثال ماموران مخابرات و ...) نمیتوانند از متحوای مطالب و سایتهایی که شما مطالعه میکنید مطلع شوند.
3- دیتاهای شما به صورت انکریپت شده انتقال میابد و در طول مسیر کسی نمیتواند پسورد های شما را بدست آورد.
4- آی - پی شما یک آی - پی ناشناس میباشد و در نتیجه شما شناسایی نخواهید شد.

این فایل به طور دایم به روز نگه داشته میشود و شما میتوانید ضد فیلتر فعال و کارآمد را از این طریق دانلود نمایید و از کارآمد بودن آن مطمئن باشید.

نقل از سايت پايگاه هم انديشي درويشان

http://www.darvisha n.info

 |+| نوشته شده در  86/10/25ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 

 

عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

آخرین مطالب مجذوبان نور:

تسلیت درگذشت جناب آقای دکتر سید جعفر شهیدی
هو
121
ضمن تسلیت درگذشت جناب آقای دکتر سید جعفر شهیدی به همه دوستداران ایشان، برای آن مرحوم علو درجات را خواستاریم. در ادامه برای آگاهی بینندگان عزیز از رابطه همیشگی و خوب علمای عظام با سلسله عرفای کرام، مکتوبه ایشان را در مورد تفسیر شریف بیان السعاده اثر خامه حضرت آقای سلطانعلیشاه شهید(ره) که برای مرحوم آقای رضاخانی مترجم این اثر مرقوم فرموده اند، تقدیم حضور می کنیم:


بسم الله الرحمن الرحیم

دوست دیرین و همسایه عزیز، جناب آقای حاج رضاخانی؛
سلام علیکم؛
تفسیر بیان السعاده که به همت شما و همکار محترمتان جناب آقای حشمت الله ریاضی به فارسی درآمده، خدمتی ارزنده است به آنانکه خواهان آگاهی از دقیقه های عرفانی کلام الله مجیداند.
هر چند تفسیرهایی از این دست در فارسی هست، اما بیان السعاده خود أرجی دیگر دارد. چنانکه حضوراً به جناب عالی گفتم در برگردان این اثر مهم بفارسی در حد توانائی وقّت فرموده اید و اگر اندک کاستی و افزونی در آن دیده می شود، زیانی به اصل ترجمه نمی رساند. یقین دارم خوانندگان آن، از آن بهره فراوان خواهند برد.

دکتر سید جعفر شهیدی
 |+| نوشته شده در  86/10/25ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

اخرین مطالب مجذوبان نور:

لیلی من

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
 |+| نوشته شده در  86/10/25ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
   فيلتر شدن بسياري از سايتهاي درويشان گنابادي
   
http://groups.yahoo.com/group/daravish_gonabadi/  برگرفته از گروه خبری دراویش 
 
 در روزهاي اخير بسياري از سايتهاي دراويش گنابادي به دستور وزارت اطلاعات كه حامي عناصر حجتيه يا اصول گرايان است فيلتر شد. منجمله سايتهاي زير از جمله سايتهاي فيلتر شده هستند كه سايتهاي فرهنگي و غيرخبري بوده است.
  
  سايتهاي فرهنگي فيلتر شده:
  مزار سلطاني                         
http://www.mazaresoltani.com/
  تصوف ايران                             http://www.sufism.ir/
   
 
 سايتهاي خبري-تحليلي:
 مجذوب                                   
http://www.majzob.com/
پايگاه هم انديشي درويشان         http://www.darvishan.info/
   
وبلاگ باياران                           
http://www.bayaran.blogfa.com/
   
  
 بعد از دانلود نام فایل را به نام زیر تغییر دهید
 
u88.exe
  براي عبور از فيلتر ميتوان از نرم افزار پيوست استفاده نمود.
 اين نرم افزار يك تونل براي استفاده كننده ايجاد ميكند كه بدون احتياج به پروكسي از تمام فيلترهاي مخابرات عبور كند .
       
اين فايل را از لينك زير نيز ميتوانيد دانلود كنيد
 
 
چنانچه علاقه مند به استفاده از پروكسي باشيد ايميل خودتان را در محل مربوطه در صفحه مرتبط با لينك زير قرار دهيد تا هرروز يك پروكسي جديد براي شما ايميل شود
 |+| نوشته شده در  86/10/24ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 چند سوال از سمت وبلاگ به نام عشق هو ۱۲۱                 

                         و باز تیغ فیلترینگ...

و اما بعد...

اداره مخابرات در اقدام ناجوانمردانه دیگری چند سایت و وبلاگ طرفدار سلسله نعمت اللهی گنابادی راکه شامل بنياد عرفان گنابادي و
پایگاه هم اندیشی درویشان میشود از زیر تیغ فیلترینگ گذراند......

گویا این امور شنیع تمامی ندارد و هر روز به جای رفتن به سمت وحدت ملی و انسجام اسلامی نه تنها از ان دور میشوند بلکه در جهت ضربه زدن به ان گام برمیدارند (به نام دین سر دین را بریدند) و بدا به حال کسانی که از روی نادانی و حتی به عمد به دین خنجر میزنند!!!!!

در پی این اقدامات چند سوال پیش میاید:

۱- مقام معظم رهبری و فرمایشات ایشان در کجای این حکومت جای دارد؟

۲-چرا حکومت تا به این حد از افشای حقیقت دین میترسد؟مگر نه اینکه در سخن بزرگان دین امده است یکطرفه به قضاوت نروید؟ویا مگر دینی که ارائه میدهید دچار مشکلیست؟

۳-در کجای این سایت ها به قوانین جمهوری اسلامی و اساس ان توهین شده است؟

۴-در این وضعیت که کسی مورد ظلم و خباثت قرار میگیرد داد خود را به کجا باید برد و ایا کدام قاضی بر اساس حکم الهی رای خواهد داد؟(داد خویش را به بیدادگاه خویش اورده ام)

۵-ایا حکومت به قدری ضعف دارد که از چند سایت میترسد؟

۶-ایا کسانی که این فرامین را میدهند به عواقب وحشتناک ان در سطح بین الملل و ضربه ناشی از ان بر حکومت واقفند؟

۷-هیچ مشکلی در مملکت ما وجود ندارد(البته من تصوف را مشکل نمیدانم)به جز همین چند سایت و وبلاگ که به انها حمله ور شده اید؟

۸-ایا بهتر نبود در شرایط فعلی مملکت همه با هم دوست بودند؟(میدانستند دندان برای تبسم نیز هست و تنها بردریدند)

۹-چرا حکومتی که دم از دین میزند از دین حقیقی میترسد؟(شاید باب میلتان نیست!!!!)

۱۰-ایا جنابان خرقه پشمینه تا به این حد بر یک دولت احاطه و تسلط دارند؟(که اگر این باشد بدا به حال ملت)

ای کاش کسانی مسئول میبودند که خود را نزد وجدان خویش مسئول میدیدند...

در پایان از تمامی دوستان در سرتاسر دنیا درخواست دارم که این ظلمها را به هر کجا که میتوانند منعکس کنند.

اگر فیلترینگ ناجوانمردانه اجازه بدهد اخبار تکمیلی منعکس خواهد شد... 

 

   

 |+| نوشته شده در  86/10/24ساعت 2:58 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 یاران مجذوبان نور:

 

دولت جمهوري اسلامي هزينه‌هاي زيادي صرف توليد و پرورش گروه فشار ميكند. كارخانه‌هاي توليد اين گروههاي فشار مدارس حوزه علميه ، پايگاههاي بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و موسسات مختلف وزارت اطلاعات ميباشد كه تحت عناوين و تابلوهاي مختلف نظير سازمان  تبليغات اسلامي يا حوزه‌ها و مدرسه‌هاي علميه و مؤسسات فرهنگي بي‌محتوا و هزاران تابلوي ديگر فعالند. منابع درآمدي اين تشكيلات از محلهايي نظير رهبري قاچاق كالا و مواد مخدر و بودجه‌هاي ساليانه دولت تأمين ميشود. بنابر اظهارات مهدي حائري در شرح باندهاي فساد اقتصادي در جمهوري اسلامي  مينوسد فقط آيت الله حسين نوري همداني و آيت الله فاضل لنكراني مبلغ يك ميليارد تومان مقرري از اين محل دريافت ميكنند :http://mehdis.com/tablu/article.php?sid=29وي در همين گزارش پسران نوري همداني و پسر فاضل لنکراني و پسر مکارم شيرازي كه صاحب کارخانه نيشکر هفت تپه در خوزستان  و  وارد کننده انحصاري وسايل دستگاههاي چاپ در قم ميباشد را نيز از جملة همكاران آنها ميشمارد. در اخبار ديگر آمده است كه احمدي نژاد در ديداري كه با     آيت الله نوري همداني در قم داشت از او ميزان پرداخت شهريه را سوال كرد و سپس معادل يكسال شهريه پرداختي از سوي وي را طي يك  فقره چك پرداخت نموده است:http://sebghat.30morgh.org/archives/003651.html#commentsدكتر عليرضا نوري زاده كه تحقيقات وسيعي در قتلهاي زنجيره‌اي دارد فرد اخير الذكر يعني آيت الله نوري همداني را از صاحبان فتوا در قتلهاي  زنجيره‌اي معرفي ميكند و مينويسد: آيت الله نوري همداني فتاوي صريح مكتوب بر جايز و لازم بودن قتل فروهرها و مختاري و پوينده  و  پيروز دواني  را صادر كرد و اكبر گنجي صورت دو فتوا را به دست آورده بود:http://www.nourizadeh.com/archives/000088.phpوي در كتاب سوناي زعفرانيه مي‌نويسد:  دو عامل مجموعه روحانيون مرتبط با اطلاعات است كه از طريق حجت الاسلام خزائي يكي از  معاونان   دري نجف آبادي زمينه سازي براي قتلها و تأمين احكام را عهده‌دار بوده است و يك سر آنها به مثلث فلاحيان ، پ  م ، ح  وصل  ميشود  و سر ديگرش به مربع محسني اژه‌اي ، نوري همداني ، علي رازيني ، محمدتقي مصباح يزدي است. ص 34-33 نشر نيما.نزديكان امام راحل نيز نقل ميكنند كه نوري همداني درزمان حيات امام به ايشان مراجعه ميكند تا پست بگيرد ولي امام به وي ميگويد كه  با  توجه  به مسائل خانوادگي تو  (…)مصلحت نيست كه به تهران بيايي و در قم اقامت كن. و به اين طريق از او خود را بري نمودند.

بسياري از اعضاي جامعه مدرسين قم نظير نوري همداني ، مكارم شيرازي ، صافي گلپايگاني ، جواد تبريزي ، فاضل لنكراني و احمد خاتمي از مهره‌هاي مهم وزارت اطلاعات در حوزه ميباشند كه اقدامات آنها همواره حاكميت كشور را تحت الشعاع قرار ميدهد.

 |+| نوشته شده در  86/10/24ساعت 2:57 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
این همه بیداد تا به کی؟
 
 
وب سايت بنياد عرفان گنابادي نيز در ايران فيلتر شد

پایگاه هم اندیشی درویشان
، يكي از خبرگزاري هاي دراويش نعمت الهي گنابادي نيز زير تيغ سانسور رفت

از روز سه شنبه (هجدهم دي ماه) سايت هاي مجذوبان نور ،‌ مزارسلطاني ،‌ تصوف ایران و وبلاگ ياران مجذوبان نور در اكثر نقاط ايران فيلتر شده و دسترسي به آنها غير ممكن شده است.
شما براي دسترسي به سايت مجذوبان نور ميتوانيد از نشانی جدید بصورت موقت استفاده كنيد.
 |+| نوشته شده در  86/10/24ساعت 2:11 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 

 

ادرس جدید و بدون فیلتر سایت مجذوبان نور:

                                                                  تا کور شود هر انکه نتواند دید

 |+| نوشته شده در  86/10/24ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

آخرین مطالب مجذوبان نور:

آيت‌الله نوری همدانی: وزارتخانه امر به معروف و نهی از منکر تاسيس شود                                     

  به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از مرکز خبر حوزه، ‌آيت‌الله العظمی نوری همدانی در ديدار فرماندهان سپاه منطقه قم و ضابطين و ناصحين امر به معروف و نهی از منکر، گفت: مساله امر به معرو ف نهی از منکر در اسلام مورد تاکيد است و انسان بايد خودش را بر اساس قوانين و ضوابط دينی تربيت کند. نوری همدانی با تاکيد بر اينکه بحث امر به معروف و نهی از منکر را در نگاه کلان بايد مورد توجه قرار داد گفت: لازم است وزارتخانه‌ای در اين رابطه تاسيس شود. وی ادامه داد: برای برخورد با منکرات بايد جديت داشته باشيم و در بحث امر به معروف و نهی از منکر به صورت متمرکز عمل شود. نوری همدانی افزود: در بسياری از مسايل مثل ربا در سيستم بانکی بارها تذکر داده‌ايم ولی متاسفانه هنوز پيشرفت مطلوبی حاصل نشده است. وی به آغاز ماه محرم و مراسم سوگواری سيد الشهدا (ع) اشاره و تصريح کرد: کار مداحان بسيار ارزشمند است، بايد مداحی و مرثيه‌سرايی آنها از روی علم و آگاهی باشد. نوری همدانی در پايان به سفر بوش به خاورميانه اشاره کرد و گفت: سفر بوش به منطقه برای عملی کردن نقشه‌های شوم دشمنان اسلام است و درصدد ضربه زدن و انتقام از ملت مسلمانان ايران هستند.

 |+| نوشته شده در  86/10/24ساعت 1:45 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

آخرین مطالب مجذوبان نور:

نامه خانواده‌های سه دانشجوی دانشگاه امير کبير به رئيس قوه قضاييه

نامه خانواده‌های سه دانشجوی دانشگاه امير کبير به رئيس قوه قضاييه خانواده‌های مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری سه دانشجوی دانشگاه امير کبير که با وجود دستور قاضی جوادی قاضی دادگاه عمومی تهران و توديع وثيقه ۸۰ ميليون تومانی هنوز در زندان به سر می‌برند با ارسال نامه سرگشاده به آيت الله شاهرودی رئيس قوه قضاييه خواستار دخالت وی برای اجرای قانون شدند. اين نامه در حالی برای آيت الله شاهرودی ارسال می‌شود که حدود سه هفته از دستور قاضی دادگاه با توجه به تبرئه دانشجويان می‌گذرد و مسئولان زندان اوين با اين بهانه که بايد دادگاه انقلاب به استعلام آنها پاسخ گويد از اجرای اين دستور سرباز می‌زنند. متن کامل اين نامه در پی می‌آيد. رياست محترم قوه قضائيه جناب آقای شاهرودی با اهدای سلام حتما از پرونده دانشجويانی که در دادگاه عمومی برائت حاصل کرده‌اند خرسند شده‌ايد زيرا سنت علی‌بن ابی‌طالب بر اين پايه استوار است که هرگاه متهمی از دام اتهام رها می‌گرديده ابزار شعف می‌کرده است. اما متاسفانه بايد خدمت جنابعالی اعلام کنيم که دستور دادرس دادگاه شما در موضع آزادی سه جوان دانشجو به مرحله اجرا درنيامده است. حضرت آيت‌الله؛ جنابعالی به نيکی واقفيد که تمايز دستور قضائی و توصيه اخلاقی در ضمانت اجرای آن است و الا دو صد گفته چون نيم کردار نيست. ما انتظار آن داريم که به پايمردی حفظ حقوق جامعه و در موضع حراست و نگهداری از اصول قانون و در راستای دفاع از حق مظلوم که دادگاه آن را تشخيص داده و اعلام داشته تعطيل و توقف رخ ندهد. بی‌گمان برای دستگاه دادگستری سرزمين ما وهن‌آور است که دستور دادرس در زندان که ضابط دادگستری و مکلف به اطاعت از تصميمات قضائی است با امتناع و انتقاد مواجه شود اگر قرار بود که زندان تصميم‌گير سرنوشت پرونده باشد دادرسان را از زندانبانان انتخاب می‌کردند و به آنان پست قضائی اعطاء می‌نمودند. بی‌گمان تصميم جنابعالی در موضع استقرار نظم، حفظ حدود و ثغور صلاحيت و فعاليت اشخاص و تاکيد بر استقلال و انفکاک قوه قضائيه بسيار موثر و مثمر است. تاخير تاکنون نيز هيچ مهمل قانونی ندارد. بنابر مراتب از جنابعالی استدعا دارد در موضع قانونی و تکليف عظيم دفاع از حقوق افراد اقدام شايسته نسبت به اجرای دستور دادگاه را به مراجع ذی‌صلاح ابلاغ و اعلام فرماييد. با تهيت و انتظار اقدام سريع خانواده‌های دانشجويان زندانی منصوری، توکلی، قصابان ۲۲/۱۰/۸۶

 |+| نوشته شده در  86/10/24ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

آخرین مطالب مجذوبان نور:

وزیر اطلاعات: "رهبران دانشجویان کمونیست را دستگیر کردیم"

وزیر اطلاعات ایران اعلام کرد رهبران دانشجویان کمونیست از سوی ماموران این اداره اطلاعات استان تهران شناسایی و بازداشت شده‌اند.


به گزارش ایسنا، محسنی اژه‌ای درباره برخورد وزارت اطلاعات با طيف‌های کمونیستی که اخيرا در برخی دانشگاه‌های ایران فعال شده‌اند گفته است افرادی شناسايی شده‌اند و عوامل اصلی آن‌ها دستگير شده‌اند و پرونده‌ آن‌ها در دست بررسی است.
برخی از گزارشها حاکی از آن است که در چند ماه گذشته بیش از پنجاه دانشجوی چپ در ایران دستگیر شده اند. به دنبال برگزاری مراسم روز دانشجو از سوی دانشجویان چپ گرا در دانشگاه تهران و برخی از دانشگاه های کشور ماموران امنیتی به این مراسم حمله کرده و شمار بسیاری از دانشجویان را دستگیر کردند.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی قبلا در اطلاعیه دیگری خبر از بازداشت"تعدادی اخلالگر" داده بود. هدف از بازداشت این دانشجویان جلوگیری از برگزاری مراسم روز دانشجو بود، اما این مراسم در دانشکده فنی دانشگاه تهران و برخی دیگر از دانشگاه های کشور برگزار شد که با حمله ماموران امنیتی تعداد دیگری از دانشجویان بازداشت شدند.
بازداشت گسترده دانشجویان چپ با اعتراضات فراوانی در داخل و خارج از کشور از جمله در میان فعالان جنبش دانشجویی و نیز تشکل های چپ گرای دانشجویی اروپا روبرو شده است.

 
 
 |+| نوشته شده در  86/10/24ساعت 1:34 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

آخرین مطالب مجذوبان نور

گزارشي از ناآرامي هاي دانشگاه بوعلي همدان - تنها راه حل ؛‎ ‎آشتي حکومت با دانشگاه

سورنا کياني

نام همدان با يکي از جنجالي ترين پرونده هاي سياسي تاريخ معاصر ايران گره خورده است: حکم اعدام هاشم آغاجري، ‏حکمي که مقدمه اي شد براي نا آراميها و اعتراضات گسترده اي در سطح دانشگاه هاي سراسر کشور.همدان شهري است ‏که پايگاه سياسي سردار ذوالقدر از سرداران با نفوذ سپاه محسوب مي شود، شهري با گروههاي قدرتمند فشار موسوم به ‏انصار حزب الله. با اين حال همدان را تنها نبايد با خاطره ي آن حکم و گروههاي فشارش در ياد آورد، چرا که اين شهر ‏پايگاه يکي از فعال ترين دانشگاههاي ايران، به لحاظ سياسي نيز هست: دانشگاه بوعلي همدان‏

‏ دانشگاه بوعلي همدان طي سالهاي پس از دوم خرداد، همپاي دانشگاههاي تهران و دانشگاههايي نظير تبريز، اهواز و ‏اصفهان، يکي از کانونهاي مهم اعتراضات دانشجويي بوده است. اوج اين اعتراضات در خردادماه و تيرماه سال 82 و ‏همزمان با نا آراميهاي تهران بود؛ در آن سال گروههاي فشار و نيروهاي لباس شخصي حملات وسيع و خشونت باري را به ‏خوابگاههاي دانشجويي همدان تدارک ديدند. به دنبال اين حملات چندين فعال دانشجويي دانشگاه بوعلي بازداشت شدند و ‏مدتي را در زندان سپري کردند. دانشگاه بوعلي تعداد زيادي دانشجوي سه ستاره نيز دارد که از آن جمله اند: عليرضا ‏خوشبخت، يحيي صفي آريان، مرتضي حسين زاده، سيامك كريمي، زهرا توحيدي و زهرا جاني پور.در چنين شرايطي است ‏که دانشگاه بوعلي همدان بار ديگر به کانون گسترده ترين اعتراضات دانشجويي تبديل شده است.‏

‎‎آغاز ماجرا‎‎

دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا در حالي ماه آذر را آغاز كردند كه پس از مرگ مشكوك دكتر زهرا بني يعقوب در ‏بازداشتگاه امر به معروف سپاه همدان، جو دانشگاه به شدت ملتهب بود. در واپسين روزهاي آبان ماه به برد هاي انجمن ‏اسلامي دانشجويان اين دانشگاه در دانشكده كشاورزي حمله شد، مشکلات متعدد صنفي و بي توجهي مديريت دانشگاه نيز ‏به اين جو ملتهب دامن مي زد. دانشجويان چند تجمع در اعتراض به مرگ مشکوک زهرا بني يعقوب برگزار کردند. اما ‏اولين واكنش گسترده ي دانشجويان به وضعيت دانشگاه، چهارم آذرماه طي تجمعي در دانشكده كشاورزي صورت گرفت، ‏دانشجويان اين دانشكده در پي جمع آوري كامل صندلي هاي موجود در راهروها و محيط دانشكده در تجمعي گسترده ضمن ‏اعتراض به عملکرد مديريت جديد دانشکده، مطالبات صنفي و سياسي خود را مطرح کردند.‏

دانشجويان در اين تجمع نسبت به رفتار برخي از پرسنل حراست و انتظامات دانشگاه، كيفيت غذا و كمبود امكانات رفاهي و ‏آموزشي و نقض آزاديهاي آکادميک اعتراض كردند‎.‎‏ دانشجويان حاضر در اين تجمع خواستار پاسخگويي رياست دانشگاه ‏در مورد "نبود حداقل استانداردهاي لازم براي شکل گيري يک محيط مناسب آکادميك" شدند؛ در پايان اين تجمع علي اصغر ‏ساكي معاون پشتيباني دانشگاه بوعلي سينا با حضور در جمع دانشجويان از پيگيري مطالبات آنان خبر داد‎.‎

اما مدتي بعد دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان همدان، طي حكم كميته انضباطي به اتهام توهين به شعائر مذهبي و ملي ‏به توبيخ كتبي محكوم شد‎.‎

چند روز پس از ابلاغ حكم امين نظري، 3 عضو ديگر اين تشكل نيز که پس از صدور بيانيه اي پرسش گرانه مبني بر اينكه ‏‏[چرا زهرا مرد؟] و برگزاري مراسمي به مناسبت هفتمين روز مرگ زهرا بني يعقوب، ، به كميته انضباطي دانشگاه ‏احضار شده بودند با احكام توبيخ كتبي از سوي كميته انضباطي رو به رو شدند: سياوش حاتم، سيد رضا جعفريان و نجمه ‏معصومي که بنا بر حکم کميته انضباطي به اتهام توهين به شعائر مذهبي و ملي به توبيخ کتبي محكوم شدند‎.
در پي اين احكام، نشريه دانشجويي "روزها" به اتهام انتشار اخبار مربوط به ۳دانشجوي در بند پلي تکنيک، ابهام در تيتر ‏ها [مقالات مرتبط به مرگ مشكوك زهرا بني يعقوب و ورود نيروهاي شناخته شده منتسب به نهاد هاي شبه نظامي به كادر ‏رسمي دانشگاه] و تشويش اذهان عمومي توقيف شد‎. ‎

در چنين شرايطي بود که اعتراضات دانشجويان بوعلي با برگزاري تجمع گسترده اي در يازدهم آذرماه وارد مرحله ي ‏جديدي شد، تجمع اين بار در دانشکده ي فني برگزار شد.‏

در روز 12آذر نيز دانشگاه بوعلي سينا شاهد برگزاري گفتگوي آزادي با موضوع "جنبش دانشجويي موانع و برون رفت" ‏در دانشکده مهندسي بود‏‎.‎

به گفته ي مهدي جمالوند يکي از فعالين دانشجويي دانشگاه بو علي "در اين گفتگوي آزاد که با حضور فعال دانشجويان و ‏اعضاي شوراي مرکزي انجمن همراه بود، شرکت کنندگان به بررسي وضعيت جنبش دانشجويي، موانع پيش رو و عملکرد ‏انجمن اسلامي منتخب دانشجويان همدان [ دانشگاه بوعلي سينا] پرداختند. در واقع دانشجويان نسبت به تلاشهاي مسئولان ‏دانشگاه براي ايجاد انجمن «جعلي و موازي» معترض بودند."‏

روز 14 آذر نيز تجمعي در حمايت از انجمن منتخب و به مناسبت روز دانشجو برگزار شد.انجمن اسلامي منتخب همچنين ‏به مناسبت روز دانشجو مراسمي در دفتر مشترک سازمان ادوار[شعبه ي همدان] و حزب جامعه ي مدني همدان برگزار ‏کرد.در اين مراسم کوروش زعيم از اعضاي جبهه ي ملي و حنيف يزداني از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت به ‏ايراد سخناني پرداختند.‏

فعالين دانشجويي دانشگاه همدان همچنين شرکت گسترده اي در تجمع18 آذر دفتر تحکيم وحدت به مناسبت روز دانشجو ‏داشتند؛تجمعي که در دانشگاه تهران و با حضور 2500 دانشجو برگزار شد. امين نظري دبير انجمن منتخب بوعلي، مجري ‏برنامه ي دفتر تحکيم بود.‏

پس از آن بود که بار ديگر موج احضار دانشجويان بوعلي به کميته ي انضباطي آغاز شد. امين نظري در گفتگو با خبرنگار ‏روز در اين مورد مي گويد: "اتهامات دانشجويان، اخلال در نظم دانشگاه و دادن شعار عليه نظام جمهوري اسلامي عنوان ‏شده است. اما اتهام خود من اين است که مجري برنامه تجمع دفتر تحکيم وحدت در روز ۱۸ آذر در دانشگاه تهران بودم و ‏رييس دانشگاه تهران از من شکايت کرده است. اتهام من شرکت در اين مراسم، شرکت در تجمعات خودجوش دانشجويي ‏براي آزادي فرشاد دوستي پور، دانشجوي دستگير شده کرد دانشگاه بوعلي همدان و اقدام براي براندازي نظام جمهوري ‏اسلامي عنوان شده است."‏

سياوش حاتم، ديگر فعال دانشجويي دانشگاه بوعلي هم به روز مي گويد: "احكام كميته‌ي انضباطي، براي امين نظري، محمد ‏صيادي، مهدي جمالوند و من مبني بر يك ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات صادر شد. هم‌چنين احكام كميته‌ي ‏انضباطي براي ساسان منبري، سيروس محمدي، وهاب كريمي‌نژاد، فاطمه معصومي، رضا جعفريان و نجمه معصومي ‏مبني بر توبيخ كتبي با درج در پرونده صادر شده است."‏

حاتم مي افزايد: "اين دانشجويان در تاريخ 12 دي به كميته‌ي انضباطي احضار شدند و بعد از ارايه‌ي دفاعيات شفاهي و ‏كتبي، حكم آنها روز 16 دي صادر شد. اين در حالي است كه زمان مطالعات آزاد براي امتحانات از هفته‌ي پيش شروع شده ‏است و در واقع آنها در اين ايام به كميته‌ي انضباطي احضار شده‌اند."‏

در حالي که امين نظري احضار دانشجويان به کميته ي انضباطي در فصل امتحانات را غير قانوني مي داند، قائمي، معاون ‏دانشجويي دانشگاه بوعلي در اين مورد به خبرنگار خبرگزاري ايسنا گفته است: "اين احكام كميته‌ي انضباطي در هفته‌ي ‏آخر كلاس‌هاي دانشگاه صادر شده است و در واقع زمان مطالعه آزاد براي امتحانات از اين هفته در دانشگاه شروع مي‌شود ‏و اين احكام در واقع هفته‌ي آخر كلاس‌ها صادر شده است‎. ‎‏ انشالله صدور اين احكام بر روي اين دانشجويان اثر نمي‌گذارد؛ ‏چرا كه آنها فرصت تجديدنظر دارند و سعي مي‌كنيم جلسه‌ي تجديدنظر را بعد از امتحانات برگزار كنيم‎. ‎‏"‏‎ ‎

معاون دانشجويي دانشگاه بوعلي سيناي همدان درباره صدور حكم بعد از امتحانات، گفت: "ممكن بود برگزاري اين جلسه ‏بعد از امتحانات، موضوع را لوث كند؛ چرا كه وقتي زمان طولاني مي‌شود قضيه نيز لوث مي‌شود، ولي با توجه به وجود ‏حق تجديدنظر براي آنها، ممكن است دانشگاه در رابطه با حكم آنها وارد رأفت شده و تخفيف دهد‎. ‎بنابراين وجود اين مساله ‏باعث مي‌شود كه مشكل خاصي پيش نيايد. البته براي برخي از آنها كه حكم صادر شده و داراي تجربه‌ي صدور احكام هستند ‏تبعات منفي نداشته و در امتحانات آنها تاثير منفي نمي‌گذارد."‏

اين در حاليست که امين نظري اين اظهارات را "غير قانوني و وقيحانه" توصيف مي کند.‏
دانشجويان دانشگاه بوعلي بعد از صدور اين احکام نيز بيکار ننشسته اند و عليرغم سرماي شديد هوا و تعطيلي دانشگاه ‏چهارشنبه 19 دي با برگزاري تجمع و تريبون آزاد در محيط خوابگاه نسبت به صدور اين احکام اعتراض کرده اند. ‏

به گفته ي امين نظري دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان، اين تجمع آخرين کنش اعتراضي دانشجويان بوعلي نخواهد ‏بود. نظري به خبرنگار روز مي گويد: "اين احکام و اين فشارها هيچ تاثيري در اراده ي فعالين دانشجويي دانشگاه بو علي ‏در پي گيري مطالبات قانوني و دموکراتيک نخواهد داشت."‏

امين نظري معتقد است: "تنها راه حل آشتي حاکميت با دانشگاه رعايت حقوق بشر و اعاده ي آزاديهاي آکادميک است."‏
دانشجويان دانشگاه بوعلي در حالي اين روزهاي سخت را از سر مي گذرانند که هنوز هيچ خبري مبني بر آزادي دانشجويان ‏چپ زنداني، به گوش نمي رسد و نگرانيها نسبت به سرنوشت آنها هر روز افزايش مي يابد، سه دانشجوي پلي تکنيکي نيز ‏به رغم صدور راي برائت، هنوز آزاد نشده اند. در عين حال احضارهاي وسيع به کميته هاي انضباطي در دانشگاههاي ‏کشور از اصفهان گرفته تا ياسوج و از علامه گرفته تا تهران، همچنان ادامه دارد. به طوري که تعداد دانشجويان احضاري ‏به کميته ي انضباطي از 16 آذر بدين سو به بيش از 60 نفر رسيده است. همه چيز حاکي از ادامه ي فشار بر دانشگاه است. ‏
 |+| نوشته شده در  86/10/24ساعت 1:29 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 

عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

آخرین مطالب مجذوبان نور:

تشیع حسینی

بحث امروز من تشيع حسيني است و به دنبال پاسخگويي به يك سوال هستم كه در چه امر يا اموري بايد به امام حسين اقتدا كنيم.

امام حسين جمله مشهوري دارند " و لکم فی اسوه" كه در خطبه معروف خويش در حضور لشكر حر ارائه شده است كه در من براي شما مقتدا، اسوه و الگو است. سوالي كه براي ما مطرح مي شود اين است که در چه امري حسين بن علي براي ما اسوه است؟ در چه امري مي بايد به او اقتدا كرد؟ بحث اقتدا يا الگوبرداري زماني مطرح مي شود كه سنخيتي بين اسوه و بين پيرو وجود داشته باشد و امكان اقتدا و تاسي موجود باشد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/10/23ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 

اخیرا برخی از قبیل دایه محترمه مان و دیگران از برادران وی ادعاهایی درباره بزرگان سلسله صوفیه گنابادی منتشر مینمایند که البته قبلا هم مکرر گفته شده از قبیل اختلافات بین مشایخ صوفیه و قطبشان برسر صدارت بر دراویش یا اختلاف مشایخ با هم آنچنانکه گویی چون بزرگ صوفیان در لقب شاه دارد دستگاه رقابت شاه و شاهزاده و وزیر و اعوان و انصار حکومت و زد و بند و جنگ و توطئه بر سر تسلط بر ملک و رعیت میباشد .
البته نزد یک نفر درویش که معتقد است به اراده الهی همیشه و در هر دوره ای یک نفر قطب هست که او اصل و علم اصلی خیمه بوده و باقی همه فرع و شاخه های وی شنیدن این قبیل شایعات بیمعنی میباشد چه رسد به مشایخ که خود صوفیان و درویشانی بزرگوارند .
از اهل تصوف گذشته این قبیل سخنان به باور چند کس آدم بیغرض هم نمیآید :
آنکس که با اصول تصوف و خصوصا جایگاه مراد نزد مرید و مرید نزد مراد ولو از طریق مطالعه متون صوفیه آشنایی داشته باشد .

مجذوبعلیشاه - صدقعلی

آنکس که با صوفیه حقه و از روحیات دراویش و حالات و احساسات آنان نسبت به قطب و پس از وی به مشایخ آشنایی داشته باشد .
آنکس که مشایخ را در ملاقات با قطب خود یا در کنار وی دیده باشد .
آنکس که دو یا چند نفر از مشایخ بزرگوار را در ملاقات یا در کنار هم دیده باشد .
آنکس که بیانات مشایخ را درباره پیر شنیده باشد یا ملاقات و گفتگویی با یکی از ایشان داشته باشد
.

فیضعلی - ثابتعلی

این نوع سخنان صرفا برای کسانی که از معنویت تصوف بی خبر بوده و در هر دسته و گروهی مقاصد مادی و دنیوی میبینند قابل قبول میباشد . چیزی در این میانه هست که در فهم موجودات خشک و فاقد دل و معنویت نمی گنجد و به چشم نمیآید و منافق کوردل هرچه کند ماهیتش از همین طریق آشکار میگردد .

دایه مان نوشته است : « آقای مردانی خط قرمزی برای سلسله گنابادی به شمار میرود . عزیزان آقای مردانی آخرین سنگر سلسله است . فتح کرج یعنی سقوط تهران . یعنی خوانده شدن فاتحه سلسله گنابادی در ایران . همین حالا که جناب آقای مردانی کاملا با کرج خداحافظی نکرده اند نغمه شوم اخراج حضرت آقای مجذوبعلیشاه به خارج از کشور توسط بلندگوهای شومی مانند خرقه پشمینه و همپالکی هایش بلند شده است . »
این قسمت با توجه به آنچه در بالا آمد توضیحی ندارد مگر فهم این مساله که « بلندگوهای شومی مانند خرقه پشمینه و همپالکی هایش » چقدر مهم میباشند .
همزمان بلندگوی شوم خرقه پشمینه که دایه مان در نقل بالا به وی اشاره نموده مطلبی به نام « درویش صدقعلیشاه و مجذوبعلیشاه » منتشر کرده که در انتهای آن این جمله به چشم میخورد : « … پس از فوت آقای علی تابنده قطب قبلی فرقه گنابادی عده ای از دراویش گنابادی در چند روزنامه رسمی کشور به آقای یوسف مردانی با لقب صدقعلیشاه تسلیت گفته و قصد بیعت با وی را داشتند … یقینا مساله جانشینی آقای تابنده بزرگترین چالش فراروی فرقه صوفی موسوم به گنابادی است » .
درجای دیگر دایه مان به حضرت آقای مجذوبعلیشاه قطب سلسله صوفیه توصیه نموده : « جناب آقای دکتر تابنده هم در سخنرانیها و مصاحبه های خودشان میگویند خدا اگر بخواهد کاری بکند به دست مردم میکند . در آسمان باز نمیشود تا راه حلی بیفتد پائین . هوشمندی و زیرکی و پیش بینی اتفاقات لازم است . »
درباره این جملات نگاهی به بیان حضرت آقا در مصاحبه با رادیو زمانه میاندازیم که درباره تهدیدهای کرج پاسخ داده اند : « خداوند در یک آیه ای خطاب به پیغمبر می گوید « هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین » ، می گوید خداوند تو را با نصرتی که خودش داد و با مومنین کمک کرد . خداوند کاری بکند توسط مومنین می کند . »
اکنون به خوانندگان توصیه مینماییم به قرآن خود مراجعه و ذیل آیه 62 سوره انفال ترجمه آیه « هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین » را مشاهده و به ترجمه حضرت آقای مجذوبعلیشاه که فرموده اند « خداوند تو را با نصرتی که خودش داد و با مومنین کمک کرد » توجه و سپس با ترجمه دایه مان مقایسه نمایند که به نقل از ایشان آورده است : « خدا اگر بخواهد کاری بکند به دست مردم میکند . »
شخصی که جمله اخیر را بیان کرده علاوه بر اینکه به آیه بودن آن توجهی ننموده در آن از معنی اینکه نصرت خداوند به چه کسی میرسد و مومنین چه کسانی هستند بیخبر بوده اما به پشمک پزی علاقه وافر داشته و خصوصا قربان یک جو فهم دراویش که مطابق میل خانواده وی باشد رفته است
.

يك پاسخ برايش بگذاريد

 


منبع:وبلاگ پناه بر خدا

 |+| نوشته شده در  86/10/23ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 فرازي از رساله شريفه پند صالح تأليف المولي المؤتمن حضرت آقاي حاج شيخ محمد حسن صالح عليشاه (طاب ثراه) را به نظر همراهان بزرگوارم مي رسانم:

                                                      

                                                          هو۱۲۱

و از محدود بودن جسم و جسمانيّات و انقلابات آن و فناء تدريجي و كلي بدن و از خاموش نشدن جستجو و شوق فطري به رسيدن به خواهشهاي دنيوي و دوندگي براي يافتن آرزو و طلب گمشده خود، آگاه گردد كه جولان بينهايت فكر نه منحصر به دنياست، و حقيقت انساني، جز اين تن است، بلكه آنچه كارفرماي قوا و اعضاء است و در تمام تبدلات تن پايدار و با كثرت قوا يگانه و در عين آشنايي، با همه بيگانه و دانا و بينا و توانا در بدن است و در عين بيخبري بدن و بي توجهي خيال و در كودكي و جواني و پيري و در خوشي و ناخوشي و فربهي و لاغري و مرض و تندرستي، پايدار و يكيست و فكر و خرد منسوب به اوست، كه جان و روان ناميم، حقيقت و شخصيت انسان است و جسماني و محسوس نيست، و دل و مركز فكر، واسطه بين جان و تن است و جان مهيمن بر دل و دل مسلط بر بدن است، پس نبايد جان را توسط واهمه هميشه گرفتار چاه و زندان تن داشت، بلكه بدن را بايد از راه دل به نور جان روشن ساخت و حقيقت خود را فداي دنيا ننموده، بلكه قدري هم به خود پرداخت و پي برد كه آثار و گفتار و پندار و كردارها كه در زندگاني همراه و تا مرگ هم هست، محسوس و در تن نيست، پس چون در صفحه جان باقيست، به مرگ طبيعي و فناء كلي بدن كه در زندگاني هم به تدريج در زوال است، فاني نشده و با جان خواهد بود، و چنانكه در خواب بدون بدن زندگاني ميكند و از حالات و واقعات آن در بيداري خشنود يا غمگين ميگردد و خواب خوب يا بد مي بيند، و خواهي نخواهي، خوشي و ناخوشي آن را در بيداري مي يابد، و آثار يا عين آن را بعد مي بيند، پس از مرگ نيز اعمال همراه و موجب آسايش يا عذاب خواهد بود، و بايد به فكر آسايش آن طرف برآمد، و فكر به خودي خود راه به آنجا نمي برد، پس بايد جستجوي راه و راهبر براي اين راه نمود، و انبياء و اولياء كه اين راه را پيموده و خوب و بد آن را ديده و توشه راه را دانسته اند، براي بيدار كردن مأمور بوده و راه و چاه را نشان داده اند، بايد در صدد رفتار به دستور آنها برآمد.

و آغاز پيدايش اين انديشه دوربين، آغاز سلوك به سوي خداست و البته اگر اين جستجو و درد شدت نمايد و عزم بر اصلاح خود كند و متوجه گردد كه به محض مليّت ظاهر و انتحال صورت ديانت، به مقصود نرسد، و تنها به نوشته و دستور راهنما نتوان راه پيمود، و راهي كه خطرهاي بي پايان و راهزنان فراوان دارد، بايد با راهنما و با اسلحه رفت، در تفحّص و تحقيق برآمده، نصّ سابقين را كه بينا و محيط بوده اند، و گفته آنها را حق دانسته، كه يگانه راه شناسايي راهبر است، و با اثر هم مقرون است، پيدا كرده و با بصيرت و حسن ظنّ گرويده و تسليم شود، چنانكه در پيروي موسي (ع) از خضر (ع) بود، اين گرويدن را در عرف و اصطلاح عرفا، اول سلوك نامند، سپس بايد به دستوري كه گرفت بدون اعتراض و ترديد، به قدم همّت راه را طي نمايد، و در حالات وارده ثابت قدم باشد، و به سلاح ذكر، رفع وساوس نمايد، و در هر حال همراه با فكر باشد و پايان بين بوده، به ظاهر تنها نچسبد و تا زنده است دست دل از دامن پير رها نكند، و وجهه امر الهي را منظور، و تعظيم او را تعظيم حقّ داند، و در آنچه رضاي او داند تأسّي نمايد كه ممدوحست، و تقليد نادانسته و بر پايه نااستوار مذمّت دارد، و بايد در پيدايش نورانيّت و بصيرت، كه عجز و نيازمندي مي آورد، بر توسّل افزايد و از پرتو نظر پير داند كه مبادا در ورطه ناز افتد، كه خطر عجب و خود سري و غرور، خطر بزرگ راه است.

منبع:نابغه علم و عرفان

 

 |+| نوشته شده در  86/10/23ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

  این پست تا چند روز مطلب اول است تا همه آگاهی پیدا کنند و

  مطالب جدید زیر این پست گذاشته می شود .

                                       هو  ۱۲۱

        پس از اقدام اشتباه و ناجوانمردانه ی شبکه فیلترینگ ایران و

        فیلتر کردن وبسایت مجذوبان نور و وبلاگ بایاران که از دوستان

     و اخوان عزیز تر از جان بنده هستند وبلاگ به نام عشق هو ۱۲۱ در اقدامی

    کوچک تصمیم گرفته است که تمامی پست های این دو منبع مهم را در این وبلاگ نمایش دهد

 

                    در ضمن هیچ هراسی از فیلتر شدن نداریم .

                                حتی اگر فردا فیلتر شویم .

 

                     فقط و فقط قصد و منظور ما اثبات

                 اتحاد و همدلی بین فقرا است

 

                                    تا کور شود هر آنکه نتواند دید

  

 خورشيد حق

به نام عشق هو121

 |+| نوشته شده در  86/10/22ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 توجيه يك اقدام غير قانوني


Majzob.com Majzob.com



ايميل سايت مجذوبان نور به واحد فيلترينگ مخابرات ايران جهت بررسي مسدود سازي ( فيلترينگ ) سايت :

با سلام و خسته نباشيد خدمت شما
بنده مدير فني سايت مجدوبان نور به آدرسwww.Majzob.com   هستم كه از 24 ساعت پيش در ايران بصورت فيلتر درآمده و كاربران با پيغام دسترسي به اين سايت امكان پذير نميباشد روبرو ميشوند.
با جستجوهايي كه انجام داده شد متوجه شديم كه بايد با شما تماس بگيريم.
حال بنده به عنوان مدير فني سايت از شما اين سوال را دارم كه دليل فيلتر شدن سايت مجذوبان نور چه بوده است ؟
اين سايت يك سايت خبري و حقوقي بوده كه تا كنون هچ گونه مطلبي خلاف قوانين شرعي و قانوني حاكم بر كشور ايران را منتشر نكرده است و هيچ مطلبي خلاف قوانين انساني و حتي حقوق بشري ،‌عكس هاي مستهجن و ... در آن منتشر نشده است.

خواهشمندم هرچه سريعتر به اين سوالات من پاسخ دهيد.

با تشكر
مدير فني سايت مجذوبان نور

 

 

ايميل واحد فيلترينگ مخابرات ايران در پاسخ تقاضاي سايت مجذوبان نور :

با سلام

سايت شما از جانب مخابرات فيلتر نگشته است و دستور انسداد از " كميته تعيين مصاديق سايت هاي غير مجاز اينترنتي " دارد.

در صورت رفع موارد تخلف به نظر خودتان و تمايل به اعتراض و ارسال آن به كميته از سوي ما (‌واحد فيلترينگ مخابرات) بايد موارد زير را در ايميل اعتراض خود براي ما (‌واحد فيلترينگ مخابرات) ارسال كنيد :

1- مشخصات كامل ( نام و نام خانوادگي ، شماره شناسنامه ،‌ نام پدر ،‌تاريخ و محل تولد )

2- آدرس دقيق

3- شماره تلفن ثابت و همراه

 در ضمن شما بايد در نامه خود تعهد دهيد كه :

1- حاضر به هرگونه همكاري ميباشيد

2- موارد تخلف را ديگر تكرار نميكنيد

سپس اعتراض شما از جناب ما (‌واحد فيلترينگ مخابرات ) به كميته ارسال ميگردد.

لازم به ذكر است :

1- امكان تماس شما به هيچ وجه با كميته مقدور نميباشد و تنها رابط شما ما ( واحد فيلترينگ مخابرات ) ميباشيم.

2- لزوم ارسال مشخصات و فرمت اعتراض از جانب كميته تعيين  گشته است و ارتباطي به مخابرات ندارد.

 

واحد فيلترينگ مخابرات

00982188031530

با احترام

 

 

توضيح :

در قوانین فيلترينگ سایت های غير مجاز تفحص شد ،‌دريافتيم كه اين اقدام آمرین فيلترينگ سايت مجذوبان نور وجاهت قانونی ندارد ،‌اما نظر به اينكه در پاسخ واحد فيلترينگ شركت مخابرات مواردي مذکوراست كه انجام آنها نه تنها خلاف شأن انسانيت و آزادگيست ،‌ بلکه تجسس و تعرض به حریم خصوصی افراد نیز میباشد ، ‌بنابراين بر خود لازم میدانیم مطالبی را به عرض مخاطبین عزيز و گرامي برسانیم :

1- اين مثل در بين ايرانيان رايج است كه ميگويند " كي بود كي بود من نبودم " ،‌حال شركت مخابرات توجيه اقدام خلاف قانون خود را دستور  " كميته تعيين مصاديق سايت هاي غير مجاز اينترنتي " بيان ميدارد. در قوانين ايران شرط اطاعت از دستور دهندگان : الف) امر قانوني    ب) قانوني بودن مقام آمر است.

در اين فيلترينگ اين دو شرط رعايت نشده و اين پاسخ ، مصداق ضرب المثل مذكور است.

2- از ما خواسته شده كه با ذكر مشخصات كامل ، ضمن تعهد ، حاضر به هرگونه همكاري با اين كميته باشيم ، در جواب بايد گفت مولاي ما حضرت امام حسين (ع) سلطان العاشقين است. او براي متاع دنيوي در پيشگاه احدي سر فرو نياورد حتي به قيمت جان خود و يارانش.

3- تشخيص تخلف در فضاي مجازي بر اساس قوانين ايران بر عهده كارگروهي متشكل از چهار وزارت خانه ي اطلاعات ، ارتباطات و فناوري اطلاعات ،‌ ارشاد و دادگستري ميباشد و مي بايست اين تخلفات به مديريت سايت ابلاغ و در صورت موجه نبودن دفاعيات ابرازي و ادامه تخلفات اعلامي ، نسبت به مسدود سازي پايگاه اينترنتي اقدام شود. شيوه فعلي برخورد ،  قانوني نبوده و مخالف تمامي موازين انساني و سوءاستفاده از قدرت است. با اين اقدامات گويي در ايران آزادي عقيده و بيان و حقوق اوليه انساني معني و مفهمومي ندارد و اجتهاد قدرت طلبان قانون را زير پا ميگذارد و اين نشانه بارز حكومت هاي فاشيستي است.


 |+| نوشته شده در  86/10/22ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

نرم افزار ضد فیلتر
==================================
((((((
برای دانلود نرم افزار ضد فیلتر اینجا را کلیک نمایید. ))))))
==================================

پس از دانلود این نرم افزار بر روی آن دابل کلیک نمایید و به راحتی صفحات وب را باز نمایید!!!!
استفاده از این نرم افزاربسیار ساده و راحت میباشد و نیاز به هیچ گونه تنظیمات یا نرم افزار جانبی ندارد.

((پایگاه هم اندیشی دراویش))

 |+| نوشته شده در  86/10/22ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
قابل توجه عزیزان :

 به اطلاع میرساند جهت ورود به  سایت مجذوبان نور میتوانید با کلیک به روی نوشته زیر

 به سایت وارد شوید.

 

سایت مجذوبان نور (آدرس جدید)

 |+| نوشته شده در  86/10/22ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
به دليل فيلتر شدن سايت مجذوبان نور  ، ‌از كاربران خود خواسته  كه  كسانيكه تمايل به دريافت آخرين اخبار ، لينك ها توسط ايميل دارند ميتوانند با عضويت در سايت مطالب مورد نظر را در ايميل خود دريافت دارند.
در اين سايتبراي رفع مشكلات عضويت و نحوه عبور از فيلترينگ سايت
و پشتيباني‌ آنلاين    YAHOO ID : MAJZOBCOM را هم راه اندازي كرده است.

 

 |+| نوشته شده در  86/10/22ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

آخرین مطالب مجذوبان نور:
پس از تظلم خواهي دراويش نعمت اللهي گنابادي در واقعه تخريب حسينيه بروجرد از مقام رهبري ايران وسايرمسؤولين ارشد نظام وارسال نامه دراويش شهرستان گرمساربه رئيس جمهور اسلامي ايران ونامه دراويش شيرازبه آيت الله مكارم شيرازي ( ازمفتيان و مسببين وقايع تخريب حسينيه هاي قم و بروجرد ) و پاسخ تهديد آميز دفتر ايشان و با حلول ماه محرم ، اين روزها حسينيه هاي دراويش نعمت اللهي گنابادي خصوصاً در كرج  درمعرض آماج هتّاكيها و تعرضّات معاندين قراردارد .  مدتهاست در ايران ، تلاش متحجرين بر اين است تا با جوسازي و شايعه پراكني و تحريك احساسات مذهبي مردم ، اجتماعات عزاداري در ماه محرم را به مجالي براي تحقق خواسته هاي نامشروع خود و ايجاد جو ناآرامي و اغتشاش در مملكت تبديل نمايند . البته بينش والاي سياسي و فرهنگي ملت ايران ، اجازه تحقق چنين آرزوهايي را نمي دهد . ولي با بررسي تخريب حسينيه شريعت قم در محرم سال 84 و تجمعات مخالفين  درشهريور ماه 86 مقابل حسينيه كرج و تخريب حسينيه بروجرد و بازداشت وكلاي مدافع دراويش وجوسازي و شايعه پراكني پايگاههاي اينترنتي مخالف تصوف و تهديد تخريب حسينيه سيدالشهداء كرج و تعقيب قضائي و محاكمه شيخ بزرگوارسلسله گنابادي ، جناب آقاي يوسف مرداني و انتشار هجويات ، احتمال چنين تحركاتي در محرم امسال درايران عليه دراويش گنابادي را افزايش مي دهد . فيلترينگ و مسدود سازي سايتهاي خبري و تحليلي دراويش نعمت اللهي گنابادي در ايران؛ از جمله سايتهاي مزار سلطاني ، تصوف ايران ، مجذوبان نور ،ياران مجذوبان نور و ... در ساعات آغازين ماه محرم ؛ مي تواند گامهاي نخستين براي تحركات جديد تلقي شود و فشار ارگانهاي اطلاعاتي و نهادها و مؤسسات عمومي ازجمله شهرداري كرج براي تخريب يا لااقل پلمپ حسينيه سيدالشهداء( ع ) ، زمينه را براي تعرضات معاندين فراهم مي سازد و بهانه درگيري با دراويش در ماه محرم  خواهد بود . هرچند شيخ بزرگوار سلسله نعمت اللهي گنابادي جناب آقاي يوسف مرداني ، براي جلوگيري از ناآرامي و اختلاف و تفرقه ميان مسلمين و اتمام حجت با دولت مردان و رفع شبهات افتراء آميز و نشان دادن حسن نيت دراويش در برقراري نظم و امنيت در جامعه و عدم دخالت در اينگونه تحركات نامشروع مخالفين ، مدتها است اقامت خود در شهر كرج را محدود نموده اند اما تلاش مي شود تا اين اقدام هشيارانه شيخ دراويش نيز بهانه اي براي تعرض به مكان عبادي دراويش در كرج تلقي شود . با شكايات و تذكرات و نامه نگاريهاي دراويش به رهبري و مسؤولين نظام و مراجع تقليد ، ديگر بهانه اي براي تعرض به دراويش ظاهراً وجود نخواهد داشت و مسؤوليت هرگونه رخدادي عليه دراويش با توجه به موارد اعلامي منتسب به ارگانهاي دولتي و امنيتي ايران خواهد بود .
 |+| نوشته شده در  86/10/21ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

 
برخورد مرحله‌اي شوراي فعالان ملي - مذهبي با انتخابات
به نام خدا

هم‌ميهنان!
انتخابات مجلس هشتم، در حالي رفته‌رفته به يكي از مهمترين مسائل سياسي داخل كشور تبديل مي‌شود كه با كمال تأسف، ممانعت حاكميت از برگزاري انتخابات كاملا آزاد و در نتيجه، فقدان پارلماني مستقل، باعث عدم تحقق مهم‌ترين مطالبه انقلاب اسلامي، يعني اعمال حق حاكميت مردم در طول سه دهه گذشته شده است. از سوي ديگر قيم‌مآبي سياسي، چنانكه به خاطر داريم، مجلس نسبتا مستقل ششم (عليرغم حذف سه نفر از نمايندگان ملي - مذهبي) را با انواع مداخلات نامشروع و تحت محاصره انواع فشارهاي زورمدارانه، چنان زمين‌گير ساخت كه در كنار رويارويي ناموجه شوراي نگهبان با مصوبات آن مجلس، عملا مردم را نسبت به موثر و كارآمد بودن يك پارلمان دموكراتيك در متن مناسبات جاري دچار ترديد ساخت. حاصل آن همه نامرادي‌ها و مقابله‌جويي‌هاي اقتدارگرايانه كه با آرا و مطالبات مسلم مردم صورت گرفت، قلع و قمع نامزدهاي اصلاح‌طلب و تحول‌خواه به عنوان نظارت استصوابي و در جريان برگزاري انتخابات مجلس هفتم بود.

اما مجلس هفتم كه به زعم خويش مي‌خواست سمبل و نمادي از "اصول‌گرايي" مدعايي باشد و در كنار "دولت اسلامي" پس از خاتمي، الگوي خدمت‌رساني و آباداني كشور را با شعار "ژاپن اسلامي" به مردم نشان دهد، هر روز به محاق سياست‌هاي ناكام خويش فرو رفت و ضمن يك هم‌گرايي بي‌سابقه ميان همه نهادهاي اصلي حاكميت، دستاورد قيم‌مآبي سياسي را كه چيزي جز شكست مديريت توسعه كلان كشور نيست، به منصه ظهور گذاشت. در اين ميان آنچه اكنون بيشتر از هر چيز ديگر جلوه مي‌كند، "مسئوليت شكست را به گردن يكديگر افكندن" است و نه تقسيم غنائم پيروزي و جشن توفيق "مديريت شيرين اصول‌گرايي".

هم‌ميهنان!
نيروي رهايي‌بخش نهفته در عمق جامعه ايران كه انقلاب ضداستبدادي مردم ايران را به پيروزي رساند، با وجود لطماتي كه از جانب جريان‌هاي واپس‌گرا و بازدارنده خورده است، همچنان در برابر انحصارطلبي، توان تداوم دارد و آرمان حاكميت واقعي مردم را در برابر هر نوع سلطه‌گري پي مي‌گيرد. بخشي از اين پي‌گيري، پافشاري بر اين باور است كه نهادهاي قدرت در مالكيت مشاع و مشترك همه اهالي ايران‌زمين، صرف‌نظر از هر نوع عقيده، جنسيت، نژاد، قوميت، مذهب و ... قرار دارد و در انحصار ابدي هيچ كاست يا اليگارشي قدرتي نيست. اما گرايش مسلطي كه در هر انتخاباتي شرايط يك مجلس مطلوب را از قبل تعيين مي‌كند و نظارت استصوابي شوراي نگهبان را نيز پيشاپيش در اين جهت فعال مي‌سازد؛ به وضوح در تقابل آشكار با حق حاكميت و اراده مردم براي تعيين سرنوشت سياسي خود قرار دارد.

هم‌ميهنان!
ما فعالان ملي - مذهبي با اين اعتقاد راسخ كه نهادهاي قدرت نبايد در انحصار هيچ گروه ويژه‌ و از پيش‌تعريف‌شده‌اي قرار داشته باشد، نسبت به ثبت‌نام نامزدها در هر انتخاباتي نظري مساعد دارد و آن را از حقوق مسلم شهروندان و احزاب سياسي مي‌داند، اما با توجه به سوابق ايام و برخوردهاي حذفي شوراي نگهبان با فعالان ملي - مذهبي در گذشته و نيز مواضع اعلام شده طي هفته‌هاي اخير كه همگي بر ادامه رويه‌هاي حذفي گذشته تأكيد دارد؛ اعلام مي‌كنيم به علت عدم وجود حداقل شرايط ثبت‌نام براي ما، حضور خود را در اين مرحله بي‌حاصل مي‌دانيم.

طبيعي است عدم ثبت‌نام فعالان ملي - مذهبي در اين مرحله به معناي برخورد قطعي با مراحل بعدي انتخابات نيست و در واقع فرايند و نحوه تأييد يا رد صلاحيت داوطلبان نمايندگي، موضع نهايي ما را بر اساس منافع ملي و مصالح مردم روشن خواهد كرد.

شوراي فعالان ملي - مذهبي بار ديگر با ابراز تأسف از اين كه مكانيسم‌هاي انتخاباتي جاري ضمن كاهش مشاركت سياسي، لطمه‌هاي اساسي به دموكراسي، امنيت ملي و توان مديريتي كشور براي حل مشكلات زندگي روزمره مردم وارد مي‌سازد؛ به مسئولان حاكميت يادآور مي‌شود كه نحوه و روش اداره كشور بر اساس غلبه و سلطه يك استراتژي امنيتي كه نقطه عزيمت و ثقل آن يك‌سره مهار تهديدهاي دشمنان خارجي و وابستگان داخلي آن است، به وضوح شكست خورده و حاصلي جز عقب‌ماندگي نارواي اقتصادي - اجتماعي ايران‌زمين در بر نداشته است. ولي در حالي كه نظام مديريت كلان كشور با آن همه درآمدهاي عظيم و زمينه‌ها و استعدادهاي بالقوه عظيم‌تر، از رفع نيازهاي زندگي عادي مردم نيز عاجز است؛ همچنان در پي دانشجو، كارگر، معلم و... منتقد و ناراضي است تا به اتهام واهي "اقدام عليه امنيت كشور" به حبس و بازداشت روانه كند.

اما نصيحت مشفقانه ما اين است كه حاكميت به جاي تداوم رويه‌هاي گذشته، در جهت تأمين شرايط برگزاري انتخاباتي آزاد و سالم، عادلانه و مؤثر گام بردارد.
شوراي فعالان ملي - مذهبي

17 دي 1386
 |+| نوشته شده در  86/10/21ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

 

تصوف عامل شكاف ميان اصولگرايان

 

برنامه از بين بردن تصوف در ايران در دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني توسط عوامل فلاحيان و سعيد امامي براساس تبعيت از ديدگاههاي مدرسه حقاني طبق نگرشهاي حجتيه و در راس آن مؤتلفه به مرحله جديدي وارد شد. قتل رهبر دراويش صوفي گنابادي علي تابنده محبوبعليشاه در  سال 1375 با خوراندن نوشيدني اجباري به وي در هتل هما بارزترين اقدامات قتلهاي زنجيره اي در اين راستا بود. حمله عوامل شبه نظامي با هماهنگي كامل نهادهاي امنيتي، نظامي و انتظامي  به حسينيه شريعت قم و تخريب آن در ماه محرم در سال 84 و دستگيري تعداد زيادي از درويشان توجه جهانيان و ايرانيان را بخود جلب كرد. تخريب حسينيه دراويش در بروجرد در آبان 86 نيز هشداري براي خطري بالقوه كه مي رود تا بالفعل شود را گوشزد مينمايد. اين خطر كه اسدالله بادامچيان آن را خطر پياده نظام دشمن خواند در كنار تمامي اتفاقات سياسي و سركوبهاي مدني به نمادي خطرناك از حركت جاري متعصبين مذهبي منبعث از محافل اصولگرايان و تماميت خواه تبديل شد.


تصوف عامل شكاف ميان اصولگرايان
برنامه از بين بردن تصوف در ايران در دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني توسط عوامل فلاحيان و سعيد امامي براساس تبعيت از ديدگاههاي مدرسه حقاني طبق نگرشهاي حجتيه و در راس آن مؤتلفه به مرحله جديدي وارد شد. قتل رهبر دراويش صوفي گنابادي علي تابنده محبوبعليشاه در  سال 1375 با خوراندن نوشيدني اجباري به وي در هتل هما بارزترين اقدامات قتلهاي زنجيره اي در اين راستا بود. حمله عوامل شبه نظامي با هماهنگي كامل نهادهاي امنيتي، نظامي و انتظامي  به حسينيه شريعت قم و تخريب آن در ماه محرم در سال 84 و دستگيري تعداد زيادي از درويشان توجه جهانيان و ايرانيان را بخود جلب كرد. تخريب حسينيه دراويش در بروجرد در آبان 86 نيز هشداري براي خطري بالقوه كه مي رود تا بالفعل شود را گوشزد مينمايد. اين خطر كه اسدالله بادامچيان آن را خطر پياده نظام دشمن خواند در كنار تمامي اتفاقات سياسي و سركوبهاي مدني به نمادي خطرناك از حركت جاري متعصبين مذهبي منبعث از محافل اصولگرايان و تماميت خواه تبديل شد.
گروههاي معتدل وابسته به حاكميت و جبهه اصولگريان كه برخلاف اعضاي اصلي حزب مؤتلفه قدرت را در راستاي پياده سازي ايدئولوژي مد نظر دارند و درست برخلاف مؤتلفه كه به دليل وابستگي مذهبي به يهوديت عرق ناسيوناليستي ندارند بيش از مؤتلفه اين واقعه را بصورت خطري سخت بررسي كردند.
شبكه حجتيه بعد از برخورد شديد امام راحل با عناصر اين شبكه در اوايل دهه 1360 اعلام تبري نمود و به صورت نقابداران بي نقاب در كمون سياسي خود فرو رفت. مؤتلفه بعنوان بازوي مالي و اجرايي حجتيه با ابزارهاي امنيتي كه با نفوذ در انقلاب بدست آورد بعنوان يك گروه ضد مذهبي ولي در پوشش دين، با عملكرد و فعاليتي مشابه با وهابيت در مذهب اهل سنت و در واقع طالبانيسم شيعه تلقي ميشود. حركت حجتيه با رد فلسفه و حكمت و حمله به تصوف بر اساس خرافه گرائي و ظهور قشري گري مذهبي پايه گذاري شد و نقش مكمل وهابيت سنت گرا را در راستاي طرح اسلام زدائي منطقه اي و جهاني كه توسط موساد طراحي و راه اندازي شد هدايت ميكند و كارتلهاي خبري صهيونيستي اثر تعاملات آن را براي برگرداندن افكار عمومي جهان از اسلام و خصوصاً تمايلات به مذهب شيعه پوشش ميدهند.
برخورد با مراسم مربوط به بزرگداشت مولوي و پوشش سست خبري آن از سيماي جمهوري اسلامي در سالي كه تمام كشورها سال مولانا نام گذاشتند، تهديد و حمله به حسينيه هاي درويشان در شهرهاي كشور از جمله بروجرد سمنان كرج اراك و تمركز سازمانهاي بين المللي حقوق بشر و اتحاديه اروپا براي جلوگيري از سركوب تصوف كه پادزهر بنيادگرايي اسلامي مي باشد، افكار عمومي ايرانيان و جهانيان و بخصوص سران ذينفوذ و معتدل جبهه اصولگرايان را نسبت به عواقب وخيم اين حركت بيدار كرد.
جناحهاي معتدل حجتيه و وابسته به اين تفكر نظيرعلي لاريجاني – كه از سمت شيخ محمد لاهيجي گرايش به عرفان و تصوف داشت - و از قرابت با استاد مطهري نيز برخوردار و از جواني با حكمت و فلسفه و عرفان آشنائي داشته، علي اكبر ولايتي كه در دوران وزارت خارجه براي نزديكي به صوفيه در كشورهاي شمال آفريقا تلاش زيادي نمود و در اين راه ديدگاه تشيع ايرانيان در اثر توسل به صوفيه و صفويان را بعنوان راه حل خروج از بحران منطقه‌اي در پيش گرفت و حداد عادل بعنوان باني برگزاري كنفرانس مولانا و بزرگداشت شمس تبريزي و مرتضي نبوي از مريدان مرحوم دولابي اصولا نگرش مثبتي به صوفيه دارند و در عوض جناح تندرو و افراطي و در اصل سران اصلي مؤتلفه يعني آيت الله مهدوي كني و عسگراولادي تازه مسلمان و اسدالله بادامچيان و نبي حبيبي و حسين شريعتمداري صوفيه را مهدور الدم دانسته و براساس نگاه تاريخي اين گروه به صوفيه از زمان حلبي تا بحال همواره مترصد فرصتند تا صوفيه را قلع و قمع نمايند.
اين پديده باعث اختلاف درون گروهي در حجتيه شد و در نشستهايي كه با حضور مهدوي كني برگزار گرديد نيز از بين نرفت.
حجتيه و عوامل اصلي آن در مؤتلفه كه با حضور دولت نهم روياي قبضه كردن اداره امور كشور و بدست آوردن مقام ولايت فقيه را در سر مي پروراندند با تمام قوا مبارزه خود را دنبال ميكند. در اين ميان از بين بردن رقباي انتخاباتي بهر قيمتي حتي فتواي ارتداد آنها مجاز است و حذف سياسي و اجتماعي صوفيه و بخصوص دراويش گنابادي از مهمترين موانعي است كه مي بايست به وصول نتيجه نائل گردد.
با ارزيابي جناحهاي بازيگر در پوزيسيون و اوپوزيسيون داخل كشور در مسابقه قدرت به تقسيمات كلي زير خواهيم رسيد:
1-      گروههاي ذوب در ولايت و وفادار به آيت الله خامنه اي كه ايدئولو‍ژي حاكميت نظام جمهوري اسلامي را دنبال ميكنند و به هر ترتيب به پايداري نظام در چارچوب قانون اساسي وفادار و پايبندند و حاكميت آنها جاري و تضمين شده مي نمايد.
2-      حجتيه كه عملاً به اندازه گروه فوق قدرت و نفوذ داشته ولي فاقد وجاهت قانوني و مشروعيت ملي ميباشد و شاخه سياسي آن حزب مؤتلفه (يهوديان تازه مسلمان) و نشريه آن كيهان و جمهوري اسلامي و سياست روز مي باشد و بخش مهمي از وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و قوه قضائيه را در اختيار دارند. اين گروه با در اختيار داشتن شماري از مراجع تقليد كه برخي از آنان نيز يهودي هستند ولي تظاهر به اسلام دارند نظير مكارم شيرازي و چند كرسي در مجلس خبرگان رهبري و شوراي نگهبان براي تصاحب سمت رهبري نظام زمينه سازي ميكنند. اين گروه سياسي - بازاري كه با كمك هاشمي رفسنجاني در زمان رياست جمهوري وي به قدرت اقتصادي و امنيتي خود رسيدند و شريانهاي اصلي اقتصاد را با استعداد ماديگري يهودي خود در پس پرده اتاق بازرگاني و وزارت بازرگاني و قاچاق كالا تصرف و جايگاه خود را در قوه قضائيه تحكيم نمودند، در حال حاضر با كمك دولت نهم با ايجاد بحرانهاي امنيتي و نابرابري هاي اقتصادي و انحصارات دولتي، پرشكوهترين دوران حيات خود را پس از انقلاب ميگذرانند. مهدوي كني، واعظ طبسي، اسدالله بادامچيان، حبيب‌الله عسگراولادي تازه مسلمان، نبي حبيبي و حسين شريعتمداري و مكارم شيرازي و نوري همداني و صافي گلپايگاني و فاضل لنكراني و جواد تبريزي كه دونفر اخير اخيرا فوت نموده اند سرشاخه هاي ظاهر اين جناح ميباشند.
3-      گروه كارگزاران وابسته به هاشمي رفسنجاني كه خود را متولي و مالك نظام مي داند و بخش عمده اي از نيروهاي امنيتي وزارت اطلاعات هنوز از وي حمايت ميكنند و در صدد زنده كردن امپراتوري خود تا قبل از زمان اصلاحات و انتقام از رهبري و رسيدن به قدرت مطلق ولايت فقيه مي باشد كه اخيراً مورد حمله گروههاي فوق قرار گرفته است.
4-      گروههاي موسوم به اصلاح طلب و دوم خردادي كه نماينده آنها در شرايط فعلي سيد محمد خاتمي مي باشد كه توانست در هشت سال اصلاحات فضاي سياسي را باز نمايد. اگرچه اين گروه فعلاً سهمي از قدرت در اختيار ندارد ولي به اتكا به آراء احتمالي ملت در صورت انتخابات سالم ميتواند گوي سبقت را در مجلس ربوده و سپس رياست جمهوري را از آن خود نمايد. اين گروه از پشتيباني نهضت آزادي و نيروهاي ملي مذهبي برخوردارست كه وجهه سياسي پاكتري را نسبت به ساير گروههاي سياسي دارد. جناح اصلاحات چشم داشت به احراز رهبري نظام نداشته و ولايت فقيه را در چارچوب قانون اساسي قبول دارد و دموكراسي را در قالب پياده سازي قانون اساسي نظام دنبال ميكند.
آنچه مسلم است آيت الله خامنه اي با اطلاع كامل از شرايط بحراني فعلي و قدرت مؤتلفه تنها راه نجات نظام و كشور را در فراهم آوردن شرايط شركت مردم در انتخابات و رويكرد جديد به اصلاح طلبان ميداند تا قدري از خطرات حجتيه و مؤتلفه بكاهد.
از پایگاه هم اندیشی دراویش
 |+| نوشته شده در  86/10/21ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

چرا سایت مجذوبان نور  وبا یاران فیلتر شد؟

 

  •  آیا (سایت مجذوبان نور)  و( با یاران) به این دلیل  که از طرف مخالفین به دام مباحثه و مجادله  گرفتار نیفتاد و بازیچه دستتان نشد فیلتر کردید؟؟؟
  •  یا بخاطر آنکه با متانت وسنگینی و گامی استوار مسیر خود را میپیمود  وهر از  گاه دراویش را که نه دارای روزنامه ای نه رادیویی ونه تلوزیونی هستند را خبر رسانی میکردکه گاه گاه خبری میرساند و ما به امید مطلبی به آن سر میزدیم!!!؟؟؟؟ 
  •   والبته گاهی هم در ماجرای حملات به دراویش ما را در جریان وقایع تخریب افراطیون جاهل حسینیه بروجرد میگذاشت؟؟؟
  • آیا این نگرانی دارد که فیلتر کردید؟؟؟
  • شما که  با انواع اقسام وسایل تبلیغاتی وانواع کانال های تلوزیونی و رادیویی و ماهواره ای...روزنامه ووو.. و حتی منابر  مساجد رو در اختیار دارید!!! آیا باز هم نگران دراویش اید؟؟؟
  • و یا شاید بخاطر این بود که بهانه یا سوژه به دست وبلاگ "خرقه پر پشمتان "نمیداد! فیلتر شد؟؟
  • یا بخاطر بخاطر جذابیت محتوای مطالب دینی فیلتر شد؟؟؟
  • یا بخاطر تعدات باز دیدکنندگانش بود که باز هم نسبت به تعداد بازدید کنندگان رسانه هاتان چیزی نیست!!؟؟  
  •  
  • سایت مجذوبان نور  وبا یاران فیلتر شد بخاطر اینکه دشمنان عرفان نتوانستند این سایت را را ملعبه خود سازند؟؟؟؟وحال میفهمم دشمنان عرفان جاهلانی اند که ازدانایی مردم نگرانندواز روشنگری دینی ؟؟!! 
 |+| نوشته شده در  86/10/20ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند:
آخرین مطالب وبلاگ با یاران:
اين روزها درايران تخريب اماكن مقدسه شيعيان بالاخص دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي دردستور كار نفوذیان حزب حجتیه ومعاندین تصوف در وزارت اطلاعات قرارگرفته و هم اكنون تلاش مي شود با فشار بر مراكز خدمات شهري و بهانه جويي هاي غيرقانوني حسينيه دراويش در شهر كرج هم به سرنوشت حسينيه هاي قم و بروجرد دچار شود و تنها نكته اي كه مورد توجه تئوريسين هاي اين ماجرا قرار ندارد آثار و عواقب مخرب و ارائه چهره اي خشن از دين اسلام نزد جهانيان است . چهره اي كه البته همگان با نظاره آن به تحجر و كج فهمي خشكه مقدسها پي مي برند و ضربه نهايي متوجه حكومت ايران مي باشد .

مدتهاست تعدادي از مراجع تقليد شيعيان درايران با صدور فتاوي و ايراد سخنراني در ميان تجمع نيروهاي به اصطلاح حزب اللهي سعي در تشويش اذهان و تحريك احساسات ديني مردم ايران نسبت به دراويش را دارند و تصو ف  را شاخه اي انحرافي از دين اسلام و بدعت مي دانند
 اينجا مجال بحث پيرامون حقانيت تصوف از ديدگاه علماي اعلام دين اسلام نمي باشد اما آنچه امروز حايز اهميت است نقشه هاي شوم جاسوسان ممالك غربي و شرقي و اعتقادات متحجرانه ايست كه با ورود در سيستم امنيتي و اطلاعاتي ايران تلاش مي كنند تا توسط مأمورين اجرايي خود كه همان نيروهاي حزب الله و امت منتسب به بسيج و سپاه ايران آنها را پياده سازي نمايند
اين روزها تعرض به حسينيه دراويش نعمت اللهي گنابادي در شهر كرج دردستور كار قرار دارد . البته زمينه سازي براي اين تعرض مدتهاست با راه اندازي پايگاههاي اينترنتي واهانت وهتاكي به بزرگان سلسله نعمت اللهي گنابادي و تهيه طوماري عليه تصوف صورت گرفته وكماكان ادامه دارد .

اين اقدامات خيلي دوراز انتظار هم نيست چراكه همفر جاسوس لندن در ممالك اسلامي در خاطرات خود به سندي تنظيمي توسط وزارت مستعمرات لندن اشاره مي كند كه در آن تخريب اماكن مقدسه شيعيان و تشديد اختلاف ميان مسلمين و ارائه چهره اي خشن و تروريست از دين اسلام در صدر برنامه ها قرار دارد و امروز هم همان همفرها و جاسوسان بلوك غرب و شرق عالم در لباس اطلاعاتي يا طلبه اي در حوزه علميه قم درآمده و سعي مي كنند براي رسيدن به شكوفايي اقتصادي مطلوب خود اوامر اربابان را اطاعت كنند .

ملتهاي جهان بدانند بررسيها به خوبي بيانگراين حقيقت است كه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران قصد دارد با فشار بر دراويش نعمت اللهي گنابادي و تحريك عوامل و هيأتهاي عزاداري در ماه محرم مكان عبادي آنها را در شهر كرج نيز مورد تعرض وحشيانه قرار دهد . البته اين موضوع اختصاص به كرج ندارد و يك اقدام سراسري است و ماه محرم امسال آغاز درگيريهاي خونيني است كه با توجه به آرايش كنوني سياسي ايران و درگيريهاي سياسيون و انتخابات پيش روي مجلس شوراي اسلامي ايران عواقب خطرناكي براي حاكميت ايران دارد و از عقلاي نظام سياسي ايران انتظار مي رود به هوش باشند .
 
سیاست دشمنان اسلام در سالهای آتی در خاور میانه جنگ مذهبی و فرقه ای است باید دید دستهای اجرایی  تحقق این سیاست در ایران چه کسانی هستند؟؟و روش آنها چگونه است ؟؟
 |+| نوشته شده در  86/10/20ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

آخرین مطالب وبلاگ با یاران:
همت مدرسه علمیه علوی قم
نشست علمی جریان شناسی فکری در ایران معاصر برگزار شد
نشست علمی جریان شناسی فکری ایران معاصر به منظور تبیین جریان های فکری ایران در مدرسه علمیه علوی قم برگزار شد.

به گزارش مرکز خبر حوزه، در این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین خسروپناه عضو مجمع عالی حکمت  اسلامی بااشاره به محوریت فکر واندیشه در شناخت جریانات سیاسی، ادبی و .... به تبیین انواع جریانات فکری در ایران پرداخت.

این استاد حوزه به انواع تقابل دو تفکر غربی و اسلامی در اندیشه متفکران ایرانی اشاره کرد و گفت: برخی از افراد نسبت به جریانات و عقلانیت حاکم بر غرب دغدغه ندارند و برخی نیز دغدغه دارند و کسانی که بین مدرنیته غرب و اسلام جمع کرده اند به عنوان روشنفکر دینی از آنها تعبیر می شود. که این تفکر از زمان سید جمال الدین اسد آبادی آغاز شد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به جریانات سنت گرا و روشن فکران دینی گفت: برخی متفکران داخلی نسبت به میراث اسلامی مانند فقه، اصول و حدیث دغدغه  خاطر ندارند و به تفکرات معنوی نظیر سکولار و صوفیه گرایش پیدا می کنند.

وی افزود: جامعه کنونی با جریانات فکری پیچیده ای روبرو است و با توجه به گستره این تفکرات و کارهای بر زمین مانده، طلاب باید در صدد تقویت توان علمی خود در تمام عرصه ها باشند.

حجت‌الاسلام والمسلمین خسرو پناه با اشاره به لزوم تحول در عرصه های مختلف علوم حوزوی گفت: فقه باید متحول باشد، مسائلی چون فقه پزشکی فقه توسعه، وفقه کار گزاران داریم که هنوز بطور جدی در حوزه  مورد توجه قرار نگرفته است.

 |+| نوشته شده در  86/10/20ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

 عزیزان میتوانند برای مشاهده وبلاگ ها و سایت های فیلتر شده از فیلتر شکن زیر استفاده کنند 

http://www.zend3.info

آخرین مطالب وبلاگ با یاران:

در اینجا اعتقادات و صفات روحی خوارج مرور می شود. قضاوت در مورد اینکه کدام دسته و حزب سیاسی بیشتر به "خوارج" شبیه است به خواننده واگذار می شود.

 خوارج، روحشان روح عصبيتهای ناروا و خشكه مقدسيها و جهالتهای خطرناك و رفتارشان خشك و خشونت آمیز بود.

خوارج به عنوان طرفداران يك مذهب، دست به‏ فعاليتهای تبليغی حادی زدند. كم كم به فكر افتادند كه به خيال خود ريشه‏ مفاسد دنيای اسلام را كشف كنند. به اين نتيجه رسيدند كه ما بايد با مفاسدی كه به وجود آمده‏ مبارزه كنيم، امر به معروف و نهی از منكر نمائيم.

خوارج روی همان جمود و خشكی و تعصب خاصی كه داشتند می‏گفتند تكليف امر به معروف و نهی از منكر تعبد محض است. شرط احتمال اثر و عدم ترتب مفسده ندارد. نبايد نشست در اطرافش حساب كرد. مدعی بودند بايد با چشم بسته‏ انجام داد. طبق همين عقيده قيام می‏كردند و يا ترور می‏كردند. می‏گفتند امر به معروف‏ و نهی از منكر مشروط به چيزی نيست و در همه جا بدون استثنا بايد اين‏ دستور الهی انجام گيرد.

خوارج معتقد بودند ايمان تنها عقيده قلبی نيست، بلكه عمل به اوامر و ترك نواهی جزء ايمان است. ايمان امر مركبی است از اعتقاد و عمل. خوارج معتقد بودند کسیکه مرتكب گناه كبيره‏ شود مثلا دروغ يا غيبت يا شرب خمر، كافر است و از اسلام بيرون است و مستحق‏ خلود در آتش است. عليهذا جز عده بسيار معدودی از بشر همه مخلد در آتش‏ جهنمند. تنگ نظری مذهبی از خصيصه‏های خوارج است. اينها به واسطه اين عقائد، صبح كردند در حالی كه تمام مردم روی زمين‏ را كافر و همه را مهدور الدم و مخلد در آتش می‏دانستند.

خوارج مردمی عبادت پيشه و متنسك بودند. شبها را به عبادت می‏گذراندند. بی‏ميل به دنيا و زخارف آن بودند. ابن عباس آنها را چنين وصف‏ كرد: "از كثرت عبادت پيشانيهايشان پينه بسته‏ است. دستها را از بس روی زمينهای خشك و سوزان زمين گذاشته‏اند و در مقابل حق به خاك افتاده‏اند همچون پاهای شتر سفت شده است". خوارج به احكام اسلامی و ظواهر اسلام سخت پايبند بودند. دست به آنچه‏ خود آن را گناه می‏دانستند نمی زدند. از كسی كه دست به گناهی می‏زد بيزار بودند. غلام يكی از آنان به زيادبن‏ابيه گفت نه روز برايش غذائی بردم و نه شب برايش فراشی‏ گستردم. روز را روزه بود و شب را به عبادت می‏گذرانيد.

خوارج مردمی جاهل و نادان بودند. در اثر جهالت و نادانی حقايق را نمی فهميدند و بد تفسير می‏كردند. همه كسريهای خود را می‏خواستند با فشار آوردن بر روی ركوع و سجودهای طولانی جبران كنند.

مردمی تنگ نظر و كوته ديد بودند . در افقی بسيار پست فكر می‏كردند . اسلام و مسلمانی را در چهار ديواری انديشه‏های محدود خود محصور كرده‏ بودند . مانند همه كوته نظران ديگر مدعی بودند كه همه بد می‏فهمند و يا اصلا نمی‏فهمند و همگان راه خطا می‏روند و همه جهنمی هستند . اينگونه كوته‏ نظران اول كاری كه می‏كنند و اينست كه تنگ نظری خود را به صورت يك‏ عقيده دينی در می‏آورند ، رحمت خدا را محدود می‏كنند ، خداوند را همواره‏ بر كرسی غضب می‏نشانند و منتظر اينكه از بنده‏اش لغزشی پيدا شود و به عذاب‏ ابد كشيده شود . بعضی از خشك مغزان را می‏بينيم كه جز خود و عده‏ای بسيار معدود مانند خود ، همه مردم جهان را با ديد كفر و الحاد می‏نگرند و دائره اسلام و مسلمانی را بسيار محدود خيال می‏كنند . خوارج زود تكفير و تفسيق می‏كردند تا آنجا كه اسلام و مسلمانی را منحصر به خود می‏دانستند و ساير مسلمانان را كه اصول عقائد آنها را نمی‏پذيرفتند كافر می‏خواندند. هر صاحب فضيلتی را به نوعی متهم كردند به طوری كه در تاريخ اسلام كمتر صاحب فضيلتی را می‏توان يافت كه هدف تير تهمت اين‏ طبقه واقع نشده باشد . يكی را گفتند منكر خدا ، ديگری را گفتند منكر معاد ، سومی را گفتند منكر معراج جسمانی و چهارمی را گفتند صوفی ، پنجمی را چيز ديگر و همينطور ، به طوری كه اگر نظر اين احمقان را ملاك قرار دهيم‏ هيچوقت هيچ دانشمند واقعی مسلمان نبوده است .

 

برداشت از کتاب جاذبه و دافعه علي (ع) اثر ارزشمند استاد مطهری
دانلود کتاب کامل از سایت استاد

 |+| نوشته شده در  86/10/20ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
در ادامه حملات به دراویش گنابادی این بار تیغ بی رحم فیلترینگ...

در پی حملات به دراویش گنابادی و تخریب حسینیه انها توسط متحجرین با کمال تاسف حمایت حکومت از این جریانات به طور واضح اشکار شد و در پی این حملات شبکه مخابرات نیز چند سایت و وبلاگ طرفدار این سلسله را با کمال تاسف از زیر تیغ فیلترینگ گذراند که مهمترین انها سایت خبری مجذوبان نورو وبلاگ پر طرفدار یاران مجذوبان نورمیباشند که تنها گناه انها روشنگریست.

در طی این اقدام مذبوحانه بر همگان اشکارا شد که تمام سکوت دولت در برابر  این حملات به صوفیه سرشار از ابهاماتی بوده است که در حکومتی که دم از عدالت اسلامی به میان میاورد امری کاملا زشت و به دور از ازادی اندیشه میباشد.

در سالی که رهبر معظم انقلاب انرا سال وحدت ملی و انسجام اسلامی نام نهاده اند این اقدامات متحجرانه به جز بی احترامی به مقام معظم رهبری چه معنایی میتواند داشته باشد؟

و شاید...

در پست های بعدی اخبار تکمیلی اعلام خواهد شد البته به شرطی که فیلترینگ اجازه روشنگری بدهد 

علاقمندان میتوانند برای مشاهده سایت ها و وبلاگهای فیلتر شده از ادرس زیر استفاده کنند:

شما برای دیدن سایتها فقط ادرس انرا در کادر مخصوص قرار دهید

یاران مجذوبان نور:www.bayaran.blogfa.com

سایت مجذوبان نور:www.majzob.com

 

http://www.zend3.info/

 

 |+| نوشته شده در  86/10/20ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
هنر مکارانۀ متحجرین و قشریون در طول تاریخ ، شعبده بازی کلام و القاء توهمات و تأثیر گفتارشان در مردم و بندگی و اطاعت آنان بوده و می باشد . دلیل هراس قشریون از تصوف و درویشی آنست که گسترش اندیشه های عرفانی در میانه مردم ، کسبشان را کساد و منافع آنان را به خطر می اندازد . از این رو متحجران از مکتب انسانی و الهی تصوف ، به دروغ و کذب ، مکتبی ساختگی و شیطانی در ذهن مردم می سازند که عقل هر عالم و عامی منکر این مکتب تصوف ساختگی خواهد بود ( از جمله خود صوفیان حقیقی دشمن این تصوفند ) .
قشریون از مکتب شیطانی تحجر و جمود خود نیز ، به تزویر و لفاظی ، مکتبی الهی و شرعی در تصورات عوام ایجاد می نمایند که برای هر دین داری این دین محترم شمرده می شود .
سپس سیاست شریعت مآبان گاه و بیگاه این دو مکتب ساختگی را به جان هم می اندازند ، دو دروغ را ، دو زشتی بنام تصوف که در واقع حقیقت بیرونی ندارد و فرشته ای زیبا بنام دیانت که وجود خارجی ندارد .
صحنه کارزار و جنگ کجاست ؟ در میان مردم و مسلمین ، شعبده بازان ، خرمن تعصبات مردم را به آتش می کشند و آنگاه جنگ در میگیرد . از یک سو صوفیانی که نمی دانند چرا باید نابود شوند ؟ !!!
از سوی دیگر مهاجمانی که برای دفاع از فرشته زیبای دیانت برخواسته اند !!!
حاصل و نتیجه ؟ حاکمیت جهل و جمود !!!
دراویش باید در دو جبهه کارزار کنند :
1 ـ باید بگویند و اثبات کنند که آنچه دربارۀ تصوف گفته می شود ما نیز مخالف آنیم و و حقیقت تصوف اینگونه نیست .
2 ـ ثابت کنند که گوینده این مطالب خود دروغگو و شیطانست و فرشته نیست .
اما چگونه ؟ وقتی تمامی بلندگوها بدست دشمنان اوست !!!
 چارۀ آخر : التجاء و توسل به حق است .
ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا .
 |+| نوشته شده در  86/10/17ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

هو

۱۲۱

 

انسان در مرتبه ذات خود، استعداد همه قسم ترقّيات روحي و جسمي دارد و مطابق آيه شريفه: و لقد كرّمنا بني آدم (سوره اسراء، آيه 70: ما فرزندان آدم را كرامت بخشيديم)، به كرامت و شرافت و بزرگواري، مخصوص گرديده؛ به واسطه ترقّي و كمال، روح مي تواند به عوالم مافوق‌الطّبيعه اتصال يافته مانند اهل آن عوالم داراي علم و قدرت و تفوّق نسبت به عالم طبع شود و چون روح تكوينا با آن عالم ارتباط دارد مختصري از اين حالات در او موجود و مي تواند آن را تكميل كند، و گاه هم بدون اراده و اختيار، صُوَري پيدا مي شود كه معلوم مي شود تكويني است نه ارادي، ولي انسان بايد در تكميل روح خود بكوشد تا اين حالات كه گاه تكويني ظاهر مي شود اختياري گردد يعني با شعور و اراده صوري از او صادر شود. بروز اين آثار را كرامت نامند و كمال بشر در اين است كه اين حالات، اختياري او باشد و نفس او با اراده و اختيار بر امور غير عادي قدرت و توانايي داشته باشد.

 

پيدا شدن اين حالت هم موقعي است كه انسان در مرتبه تكليف به عالم غيب توجه نموده و به واسطه راهنمايان راه حق از راه دل به كمال حقيقي عالم، روي آورد، اين حال را در اصطلاح شرع و عرفان، ايمان گويند. به همين جهت است كه امام فرموده: اتّقوا من فراسة المؤمن فانّه ينظر بنورالله (بصائر الدرجات في فضائل آل محمد (ص)، ابو جعفر محمد بن حسن بن فرّوخ صفّار قمي، تصحيح حاج ميرزا محسن كوچه باغي تبريزي، مكتبة آيت الله المرعشي، قم، 1404 ق، ص 79، حديث 1: از زيركي مؤمن بپرهيز، چه او با نور خدا مي نگرد)، يعني جان مؤمن به جهت توجه به نور خدا داراي حالي شده كه به وقايع و حالات به زودي پي مي برد و اين را فراست مي گويند. اين حال كه مخصوص مؤمنين است و كرامت ناميده مي شود مراتبي دارد كه اول آن فراست است، و براي همه مؤمنين از حيث ايمان موجود مي باشد و به واسطه اين حالت گاهي از حالات ديگران خبر داده يا به وقايع پي مي برند و خود نگارنده نيز از بعض مؤمنين با صدق مشاهده نموده ام.

 

و چون ايمان مؤمن كامل تر گرديد و به مراتب بالاتر رسيد، چراغ ايمان روشن تر شده و دل او را كه خانه خدا و جام جم و آينه گيتي نماست بهتر نمايش مي دهد و به اموري كه در درجه پيش، از آنها آگاه نبوده پي مي برد و اين حال را به يك اعتبار كشف گويند كه يكي از درجات كرامت است.

 

موقعي كه به كمال منظور نائل شد و مصداق: اوليائي تحت قِبابي (اولياي من زير سراپرده منند) واقع شد يا بالاتر رفته مأمور رجوع به سوي خلق و هدايت آنان گرديد، روح او بر هر چيز ممكني قدرت پيدا كرده، مي تواند بدون وسايل طبيعي، اموري را اظهار كند و بر جزئيات حالات مردم و وقايع گذشته و آينده آگاهي پيدا نمايد و به عبارت اُخري آنچه از خدا صادر مي شود از او هم صادر گردد؛ ليكن حضرت حق، قائم بالذّات و مصدر حقيقي است؛ ولي او از خود فاني شده و ربط محض گرديده، وجود او مانند معني حرفي شده، يعني هيچ انانيّت و خودي براي او باقي نمانده و مظهر حق گرديده و هر چه او مي كند حق مي كند چنانكه در قرآن است: و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي (سوره انفال، آيه 17: و آنگاه كه تير مي انداختي، تو تير نمي انداختي، خدا بود كه تير مي انداخت). مولوي فرمايد:

 

گر بپرّانيم تير آن نـي ز ماست          ما كمان و تير اندازش خداست

(مثنوي معنوي، دفتر اول، بيت 616)

 

بروز اين حالات كه خارق عادت است در انبيا كه مأمور تشريع و آوردن قوانين اجتماعي عمومي هستند، اعجاز؛ و در اوليا كه جنبه تشريع ندارند، كرامت ناميده مي شود و اين يكي از اقسام كرامت به معني اعمّ است. امتياز اين دو با سحر و شعبده به اين است كه سحر و شعبده به وسايل طبيعي نيازمند و از اقسام صنعت محسوب است، ولي كرامت و اعجاز موهبتي است خدايي و به وسايل طبيعي نيازمند نيست چنانكه در علم جَفر و جَفرجامع نيز بايد بر اثر ترتيب دادن حروف به استخراج جواب نائل آمد ولي جفرجامعي كه حضرت صادق (ع) فرمايد: و عندنا الجفرالجامع (جفرجامع نزد ماست)، غير از اين و به استخراج از كتاب و حروف نيازمند نيست بلكه قلب كامل بزرگان، جفرجامع و آينه سرتاپانماي الهي و جام جم است و همه چيز در قلب آنها جمع مي باشد.

 

اعجاز در اصطلاح، خارق عادتي است كه با ادعا و تحدّي مقرون باشد خواه ادعاي آوردن دين تازه و نسخ شدن آيين سابق كه در انبياست يا ادعاي رياست شريعت و دين از جهت ظاهر؛ چه از جنبه ولايتي احتياج به اعجاز نيست و اگر با ادعا و تحدّي مقرون نباشد كرامت ناميده مي شود. وجه فرق گذاردن بين جنبه ظاهر و باطن در اوليا، آن است كه دعوت پيغمبر يا جانشينان او از جهت ظاهر شريعت، همگاني و عموم مردم را شامل است، در اين صورت مدعي براي اثبات حقانيت خود لازم است داراي چيزي باشد كه ديگران از داشتن يا آوردن مانند آن عاجز باشند، از اين رو آن را اعجاز و امري را كه واقع مي شود معجزه نامند؛ ولي دعوت اوليا از جنبه ولايتي علني نيست و مطابق: لا اكراه في الدّين (سوره بقره، آيه 256: در دين هيچ اجباري نيست)، ظاهرا عموميت ندارد، بلكه تنها شامل كسي است كه در طلب برآمده و كوشش كند. و چون اين دعوت عمومي نيست به اعجاز و خرق عادت احتياج ندارد، ليكن در بعض موارد براي اتمام حجت يا به واسطه لياقت و استعداد يك نفر طالب راه يا براي تكميل سالك مستعد يا علل ديگر گاهي امور خارق عادت از اوليا بروز مي كند ولي عموميت ندارد، از اين رو آن را اعجاز نمي نامند، بلكه كرامت گويند.

 

كرامت نيز نسبت به موضوع چند قسم است، زيرا يا خبر دادن از وقايع گذشته و آينده و امكنه بعيده و يا اطلاع و آگاهي از احوال دروني اشخاص يا تصرّف در مواد كاينات برخلاف معمول طبيعت مي باشد كه همه اينها كرامت است.

 

بنابراين تحقيق كه نموديم بروز كرامت از مؤمنين بعيد نيست و نبايد انكار شود، تا چه رسد به اينكه از انبيا و اوليا صادر گردد كه روح آنان به مراتب قوي تر از مؤمنين است.

 

(نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم، حاج سلطانحسين تابنده گنابادي، چاپ سوم، انتشارات حقيقت، تهران، ۱۳۸۴، صص 204 - 207.)

 

 |+| نوشته شده در  86/10/16ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

در اين پست قصد دارم به روش حضرت آقاي سلطان‌عليشاه شهيد (طاب ثراه) در اجراي فرامين شرع مطهر اسلام و دستورات ايشان به پيروان در اين زمينه بپردازم.

 

حضرت آقاي رضاعليشاه (طاب ثراه) در كتاب شريف نابغه علم و عرفان چنين مرقوم فرموده اند:

 

پيروان را نيز همواره بر اداي فرايض و نوافل مذهبي و حسن سلوك و معاشرت با مردم امر مي فرمود و نسبت به شعائر ديني، سخت غيور بود و دوست و دشمن اين قسمت را اقرار داشتند و آقاي محمّد پروين گنابادي از پدر خود مرحوم شمس الذّاكرين نقل كنند كه گفت: مرحوم حاج ملاسلطان محمّد خيلي مراقب بود كه پيروان ايشان مانند برخي از فرقه ها در ورطه خراباتي گري و سؤال و تنبلي سقوط نكنند.

 

و با آنكه هيچ وقت براي كارهاي دنيوي متغيّر و غضبناك نمي شد، اگر كسي را بر امر قبيح و معصيت مشاهده مي نمود يا مي شنيد و آن معصيت محقّق مي شد، بي اندازه متغيّر و خشمگين مي گرديد، و اگر اظهار طلب مي كرد قبول نمي فرمود و اگر از فقيري كاري ناشايست مي ديد با او همراهي نمي كرد و همواره مي فرمود: «درويشي و تجرّد، در كمال تقيّد به شريعت مطهره است. و ترخيص، لامذهبي و بي ديني و تقويت قواي حيواني است.» و حتّي يك نفر از فقراي گناباد را كه به عمل ربا معروف بود پس از نهي كردن و قبول ننمودن او، مردود فرمود.

 

هم‌چنين ديگري از معاريف گناباد را كه از فقرا بود، ولي ظلم و تعدّي بسيار به مردم مي نمود و به آنها اظهار مي كرد كه عرفا گرفتن دارايي و اموال شما را حلال مي دانند و از اين راه باطل، حرام را بر خود حلال مي كرد، رد نمود؛ براي اينكه بر خلاف عقايد ديني و شعائر مذهبي عمل مي كرد. قلندريّه و خاكساران را هميشه ذمّ مي فرمود، زيرا آنها غالبا مقيّد به آداب شرع نيستند و گمان برند كه به حق واصل شده، عبادتي بر آنها نيست! در صورتي كه به هيچ وجه شرع انور چنين چيزي نفرموده و پيغمبر (ص) و علي (ع) از همه كس بيشتر مقيّد به آداب شريعت بودند، و آيه: و اعبد ربّك حتّي يأتيك اليقين (سوره حجر، آيه 99: و پروردگارت را بپرست، تا لحظه مرگت فرا رسد.)، اگر يقين را به مرگ هم تفسير نكنيم باز هم دليل قول خاكساران نمي شود، چه مقصود آن است كه تكليف عبادت و بندگي تا موقعي است كه يقين پيدا شود، ولي موقعي كه يقين حاصل گرديد تكليف كه عبارت از واداشتن است، از بين مي رود و بنده بي اختيار به بندگي مي پردازد و با نهايت شوق در زيادي عبادت و اطاعت مي كوشد و رنج تكليف، مبدّل به راحت مي شود و از عبادت لذّت مي برد و فقط نظر به اطاعت امر دارد، چنانكه مولوي فرمايد:

 

هيـچ مـا را بـا قـبـولي كار نيست          كار مـا تسليـم و فرمان بردنيست

او بـفــرمــودسـتــمـان اين بندگي          نيست ما را از خود اين گويندگي

(مثنوي معنوي، دفتر سوم، ابيات 8-2927.)

 

و نيز گفته شده:

 

بنـده ايـم و پـيـشـه مـا بنـدگــي است          بنـدگـان را بـا سـبـب هـا كـار نيست

بنـده آن بـاشد كـه بـنـد خويش نيست          جـز رضـاي خاطـرش در پيش نيست

 

پس كسي كه به مرتبه يقين برسد بيشتر در بندگي مي كوشد، چنانكه پيغمبر (ص) و علي (ع) و ساير بزرگان با نهايت شوق، و ظيفه بندگي را انجام مي دادند، پس كسي كه ادّعاي رسيدن به مرتبه يقين كند و معتقد باشد كه عبادتي بر او نيست، در ادّعاي خود دروغگوست بلكه بر خدا و رسول دروغ بسته است.

 

از اين‌رو آن‌جناب در شعائر مي كوشيد و پيروان را هم به حفظ آداب شريعت و جمع آن با طريقت براي وصول به حقيقت امر مي فرمود، و در كتاب بشارة المؤمنين فصلي نوشته در بيان اينكه شريعت و طريقت و حقيقت يك چيزند؛ و در فرمايشات خود بيان فرموده كه اگر مواظبت بر شريعت نشود ممكن است حال اتّصال ولايتي نيز از بين رفته، به خشك شدن پيوند ولايت منجر شود كه در اين‌صورت صاحب آن مرتدّ فطري خواهد بود، از اين‌رو رعايت آداب شريعت خيلي لازم است.

 

از اين جهت دراويش خاكسار را كه بر بي قيدي به ديانت و آداب مذهبي عادت كرده اند كمتر قبول مي فرمود؛ چنانكه آقاي حاج ملاعبدالله صدر نقل كند كه در سفر مكّه موقع حركت از مشهد درويشي خاكسار معروف به وحدت كه اظهار طلب مي كرد مقداري پياده در ركاب آن‌جناب آمد و تقاضا كرد كه دستوري به او بدهند؛ آن‌جناب اورادي به او دستور داد كه بعد ازنماز صبح بخواند، او عرض كرد: من كه نماز نمي خوانم! آن‌جناب متغيّر شده، فرمود: چرا نماز نمي خواني؟ عرض كرد: من واصل شده ام! متغيّرانه فرمود: «محمّد بن عبدالله (ص) و علي بن ابيطالب (ع) واصل نشده، تو واصل شدي!» و او را از نزد خود راند.

 

ترياك كشيدن را نيز جدّا منع نموده آن را حرام مي دانست و در كتاب تفسير بيان السّعادة در ذيل: يسألونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للنّاس و اثمهما اكبر من نفعهما (سوره بقره، آيه 219: تو را از شراب و قمار مي پرسند. بگو: در آن دو، گناهي بزرگ و سودهايي است براي مردم و گناهشان از سودشان بيشتر است.)، حرمت ترياك را با ادلّه بيان فرموده و بر كِشنده آن لعن كرده است. فرزند ايشان جناب حاج ملاعلي [طاب ثراه] نيز در اين باب كتابي به نام ذوالفقار تأليف، و حرمت كشيدن ترياك را به ادلّه اربعه ثابت كرده و صد و ده مسأله متعلّق به آن نوشته است. امروز هم جناب آقاي صالح‌عليشاه [طاب ثراه] پيروان را از كشيدن ترياك مانند ساير محرّمات نهي اكيد مي فرمايند، حتّي كساني را كه به چرس يا ترياك معتادند به هيچ وجه براي ورود در فقر نمي پذيرند.

 

جناب حاج ملاسلطان محّمد يك روز نوروز كه فقرا براي تبريك عيد خدمتش آمده بودند، به ميرزا جعفر امين‌التجّار شهري فرمود: «ميرزا جعفر، عبث دست ما را مبوس، يا ترك ترياك كن يا پنج ساله مالت برود، جانت هم.» و ميرزا جعفر از متموّلين گناباد بود و قريب شصت هزار تومان آن زمان دارايي داشته كه اگر بخواهيم با وضع اين زمان [زمان تأليف كتاب، حدود سال 1318 خورشيدي است] مقايسه كنيم شايد به اندازه پنج تا ده ميليون تومان بلكه بيشتر تخمين مي شود ولي فرمايش آن‌جناب در او اثر نكرد و پس از چندي دارايي او به تدريج از بين رفت و به بدبختي و فلاكت دچار شده در غربت از دنيا رفت؛ حتّي جنازه او مدّتي براي كفن مانده بود، و اصلي علّت خرابي حال امين و تغيّر آن‌جناب نسبت به او، تأخير ورود غير موقع در مجلس مخصوص فقرا بود كه چند مرتبه كه دعوت شده بود به واسطه گرفتاري به ترياك در اوّل وقت نرسيده بود. جناب حاج ملاعلي [طاب ثراه] درباره او خوابي ديده تعبير فرموده بود كه حالش بهتر شود، چون حضور پدر عرض كرد، فرمود: از او قطع شده و اجل مهلتش ندهد و پس از دو ماه از دنيا رفت.

 

فقرا را همواره به كار كردن و دوري از بي‌كاري و تنبلي كه بالاخره منجر به گدايي يا دزدي مي شود منع اكيد مي فرمود و راضي نبود كه به بيكاري عادت كنند، چنانكه خود نيز به كار دنيوي اشتغال داشت و در بيدخت، ساير مردم هم از آن‌جناب ياد گرفته در توسعه كشاورزي كوشيدند و همان‌طور كه پيش گفتيم اوّل كسي كه در بيدخت باغ انگوري بزرگ احداث كرد ايشان بود و پس از آن هم ديگران هم باغاتي احداث كردند و اكنون باغات آنجا شايد زيادتر از ساير دهات گناباد باشد و هم‌چنين زمين هاي زراعتي آن خيلي زياد و مردم آنجا آخرين درجه كوشش را در زراعت دارند.

 

آقاي محمّد پروين از پدرشان، از آن‌جناب نقل كنند كه همراه مي فرمود: هر كسي بايد براي كسب معاش و آباداني دنيا كار كند و به هر كاري كه علاقه دارد و مخالف شرع نيست از زراعت يا تجارت يا صنعت يا غير آنها مشغول باشد و معاش خود را از راه حلال تأمين كند، ولي در عين داشتن ثروت بي كران بايد خود را فقير بداند و به مال دنيا مغرور نشود كه مال دنيا پايدار نيست و هيچ كس با خود بيش از يك كفن نمي برد؛ وقتي كسي به اين حقيقت آشنا شد مي فهمد كه او به راستي در اين عالم فقير است و محتاج به خداوند است و ثروت فقط براي امرار معاش اين جهان است كه به طور امانت به او سپرده شده و موقع مرگ از او مي گيرند. حرص و آز به جمع مال دنيا از راههاي غيرمشروع و گذاشتن براي وارث مخالف فقر است ولي خود ثروت و صرف آن در راههاي حلال و امور خيريه و آباد كردن جهان به هيچ وجه با درويشي منافات ندارد؛ از اين‌رو همه پيروان را به كار وادار مي كرد.

 

و همان‌طور كه خود لباس مخصوصي نمي پوشيد براي پيروان هم لباس مخصوص تعيين نكرد. و سه چيز از خصايص سلسله صوفيّه نعمت اللهيّه است كه بزرگان اين سلسله آن را رعايت مي كنند و در ساير سلاسل چندان مقيّد نبوده و نيستند: يكي  مقيّد بودن به حفظ آداب شرع، ديگر مقيّد بودن به كار و دوري از بيكاري، سوم مقيّد نبودن به لباس مخصوص. و آن‌جناب همواره مي فرمود: بندگي خدا مربوط به لباس خاصّي نيست، در قرآن است: و لباس التّقوي ذلك خير (سوره اعراف، آيه 26: و جامه پرهيزگاري از هر جامه اي بهتر است.).

 

(نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم، حاج سلطانحسين تابنده گنابادي، چاپ سوم، انتشارات حقيقت، تهران، ۱۳۸۴، صص 199 - 204.)

منبع:نابغه علم و عرفان

 |+| نوشته شده در  86/10/16ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

منو تنها نذار ! : بحث تک نفره مخالفان در نقد تصوف

با توجه به اینکه مدتی است جنابان پشمینه بسختی مشغول کشیدن بار نقد علمی و بیطرفانه علیه تصوف میباشند و درحالیکه صادقانه خواسته اند که دراویش و غیر آنها هم در آن شرکت کنند اما نمیدانند چرا نمیکنند ما عرایضی در این باب میکنیم که هرچند باعث فهم آنجنابان نخواهد بود شاید برخی دیگر را مفید افتد .

بدیهی است شخصی که نقد هرچیزی را میکند باید قبلا شرایطی را احراز کرده باشد از جمله احاطه به موضوع و نظرات مخالفان و موافقان و همچنین آگاهی از روش نقد صرف نظر از اینکه نقد چه باشد . اما مهمترین مساله قبل از همه اینها که حتی با داشتن هر دانش و تبحری بی آن کار نقادی معنی ندارد داشتن بیطرفی است وگرنه نقد چه معنی میدهد همان حرفش را میگوید که در این صورت گفته میشود نظرش را در آن باب گفته نه آنکه نقد آن چیز را نموده است .

پشمینه فوق الذکر و امثالهم وقتی میبینند طرف مقابل جواب اظهارات آنها را که به نام نقد بیان میکنند نمیدهد احساس وفور دانش و اعتلای علمی نموده و از فراز افلاک طرف مقابل را بطور نقاط ریز قابل له کردن ملاحظه مینمایند اما وقتی درباب نحوه پرسش کردن که اولین نشانه بیطرفی میباشد اعتراض میشود که پاسخ مورد نظر خودتان را در سوالات مستتر نموده اید و بهتر است به شکل پیشنهادی که به نظر بیطرفانه تر میآید پرسیده شود تا قابل بررسی از طرف موافق و مخالف باشد میفرمایند : « ... هر چند پاسخ دهنده ... خودشان می دانستند که جواب چه می شود لذا سعی نموده اند سوالها را عوض کنند » . توضیح واضحات اینکه منظور از « جواب » در جمله فوق همان پاسخ مستتر در سوال شخص نقاد است .

بدیهی میباشد ما هم اگر از فراز افلاک به طرف خود نظر میکردیم همینطوری میشدیم چون کسی را مقابل خود نمیدیدیم که بخواهد حرفی بزند و گفتمانی بشود و شادان احساس مینمودیم نظرمان بقدری مستدل میباشد که حرفی در مقابل آن نمانده که زده شود .
صد البته پیدا شدن احساسات گوناگون برای هر شخصی اشکالی ندارد خصوصا که با تناول مانند قرص مشهور اکس بی اختیار باشد اما سوال اینجاست که چه کسانی این مواد توهمزا را در اختیار جوانان قرار میدهند و باعث انحراف اخلاقی آنان میشوند ؟
 
منبع:وبلاگ پناه بر خدا
 |+| نوشته شده در  86/10/15ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
محدوده جغرافیایی و سیاسی این سرزمین تمامی خاک ایران را دربر میگیرید ولی سیستم حکومتی و اتباع جداگانه ای دارا میباشد :
- این حکومت از قانون اساسی اسلامی ایران پیروی نمیکند و مسائل اساسی این حکومت مطابق فهم حاکمان آن مشخص میگردد .
- این حکومت از رهبری و قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران پیروی نمیکند و کاری به این چیزها ندارد .
- این حکومت از قوانین موضوعه مجلس شورای اسلامی در ایران پیروی نمیکند و حاکمان آن آنطور که خود میخواهند قانون تعیین مینمایند .
- پلیس و قوای قانونی دولتی ایران حق دخالت در مسائل مربوط به این حکومت را نداشته و در واقع زیر دست قوای قهریه دولت خودمختار ضدصوفیه بوده و عامل آنان میباشند .
- قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران حق دخالت در آنچه را به این حکومت مربوط است ندارد و در حکومت ضدصوفیه جرم و مجرم و مجازات و عدالت تعاریف خاص خود را دارا بوده و مطابق معیارهایی که از درک هرگونه بشری خارج میباشد تعریف گردیده است .
- دین رسمی این حکومت مخالفت با تصوف میباشد و با هیچ دین و مذهب شناخته شده ای مطابقت ندارد . در این دین هر عملی که در مخالفت صوفیه باشد واجب بوده و سزاوار پاداش الهی تلقی میگردد و البته دنیوی آن نیز توسط روسای حکومت زودتر ادا میگردد .
- جمعیت این کشور نامشخص است و همیشه ناگهان در محل حمله به صوفیه متراکم میشود .
- مشاغل رایج اهالی این کشور بدین شرح است : فتنه گر ، کذاب ، نطاق ، عربده کش ، فحاش ، چوب زن ، کتک زن ، تیرانداز ، تخریب چی .
- مهمترین صادرات این کشور موارد زیر میباشد : آتش و دود ، گرد و خاک ، خرابه ، مجروح ، زندانی ، ناله و نفرین ، پارکینگ ، پارک برای کودکان شیعه ، ننگ تاریخی .
پرچم و شعار : پرچم این مملکت یک تابلوی قهوه خانه ای است که همین چیزهایی که در بالا ذکر شده روی آن نقش گردیده است . در بالای این پرچم شعار « صوفی انگلیسی نابود باید گردد » نوشته شده و بطور معجزه آسایی همیشه از آن خون میچکد .

شرایط گرفتن تابعیت در جمهوری خودمختار ضدصوفیه ایران برای متقاضیان

۱. جنسیت قلب : جنس قلب درخواست کننده تابعیت باید از مواد محکم از قبیل سنگ آتشفشانی باشد .
۲. جنسیت مغز : هرگونه خاصیت نرمی در جنس مغز فرد درخواست کننده باعث رد شدن تابعیت متقاضی خواهد شد .
۳. توان جسمی : توان شخص متقاضی باید در حد قابل قبول بوده و حداقل توان شکستن سر یک مرد صوفی با یک آجر و در یک حرکت را داشته باشد .
۴. توان بینایی : شخص متقاضی باید توانایی مشاهده سبیل یک نفر را از فاصله مشخص شده داشته باشد . تبصره: توان دیدن هرگونه حقیقت دیگری باعث رد شدن تقاضای وی خواهد شد .
۵. توان شنوایی : شخص متقاضی باید توانایی شنیدن سخنان نطاق مورد نظر را داشته باشد . تبصره: توان شنیدن حرف صوفیه یا احیانا ناله و نفرین شخص مضروب باعث رد شدن تقاضای وی خواهد شد .
۶. توان ادراکی : شخص متقاضی فقط باید به آنچه به وی گفته میشود توجه کند و درک نماید که حرف دیگران مطلقا مفت و باعث نابودی اسلام و تشیع میباشد . تبصره: توان درک سخنان دیگران مخصوصا موافقان تصوف باعث رد شدن تقاضای وی خواهد شد .
۷. درصورت احراز شرایط بالا از شخص متقاضی از موارد زیر امتحان به عمل میآید که درصورت قبولی با درخواست تابعیت وی موافقت خواهد شد : کتاب خیراتیه ( یا مانند آن ) ، چند روایت علیه تصوف ، چند فتوا علیه صوفیه ، حداقل ۲۰ نوع ناسزای معقول که به درویشی مربوط باشد .
۸. به شخص مورد نظر پس از استعلام از منابع اطلاعاتی تابعیت اعطا خواهد شد .

 |+| نوشته شده در  86/10/15ساعت 2:7 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

خبر ملاقات حضرت رضاعلیشاه با امام خمینی

این مساله که علمای عظام شیعه و مجتهدین همگی و بدون استثنا منکر تصوف بوده و هیچکدام هیچ نوع ارتباطی با صوفیه نداشته و به هیچ شکلی تصوف را تایید نکرده و حتی مراقب هم بوده اند که کاری نکنند که خدای ناکرده مردم از رفتارشان چنین برداشتی بنمایند مکررا گفته شده و خصوصا به دنبال این ادعا با خوشبحالی آمده که هیچ مدرکی که ادعای صوفیه را مبنی بر تایید برخی علمای بزرگ از تصوف تایید کند وجود ندارد .

در این باره گذشته از مدارکی که سابقا ارائه شده از قبیل برخی روایات تاریخی در این باب و برخی اشارات صریح یا تلویحی از کتب علمای عظام شیعه از قدما و متاخرین از قبیل عبارات معروف سید حیدر آملی در جامع الاسرار درباره یکی بودن تشیع و تصوف و برخی جملات صریح ملاصدرا در آثارش واشاراتی از علامه طباطبایی و صورت و متن اجازات حضرت آقای رضاعلیشاه از مراجع عظام که قبلا ذکر شده ؛ اکنون سند تاریخیی را ارائه مینماییم که نشان دهنده یکی از ملاقاتهای حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه قطب سلسله سلطانعلیشاهی گنابادی با امام خمینی میباشد که پس از پیروزی انقلاب در سال ۵۸ و در قم اتفاق افتاده است .

اما قبل از آن توضیحی لازم میباشد که فقط مربوط به این مورد خاص نبوده و مصداق کلی دارد که عرض میشود و آن این است که :
اگر خصوصا در این زمانه گاهی از طرف صوفیه اظهار میشود که چنانکه همواره برخی از علمای شیعه مخالف تصوف بوده و هستند برخی از اعاظم علما نیز آن را تایید کرده و میکنند و مدارکی در این باره ارائه میگردد برای بالا بردن شان تصوف و بزرگان صوفیه یا استفاده های دیگر نیست چه تصوف راه خدا بوده و بزرگان صوفیه حقه نیز اولیای الهی میباشند و این راه را که خداوند مقرر فرموده همیشه پایدار بوده و اولیای الهی نیز نیاز به حمایت کسی نداشته چه موید به تاییدات الهیه بوده و در هرحالی وظیفه خود را من عندالله به انجام رسانده و میرسانند .
هدف از بیان چنین مساله ای تنها رد ادعای فوق الذکر توسط مخالفان تصوف و روشن شدن اذهان مردم و جویندگان راه حقیقت میباشد والا اعزاز و اکرام بزرگان قوم از عالم و دانشمند یا پادشاه و وزیر در هر دوره و زمانه و در هر سرزمین و مکانی نسبت به مشایخ صوفیه و عرفا تنها بر شان و منزلت خود احترام کنندگان افزوده و مایه خیر و برکت و نام نیکشان گردیده چنانکه آنانکه نسبت به صوفیه مخالفت و ظلم و آزار نموده اند مراتب تباهی خود را فراهم و بدنامی و لعن خداوند و خلق را از پس خود داشته و دارند و نمونه هر دسته را تاریخ در خود حفظ نموده و گواهی میدهد چنانکه گفته شده هرکس در گرو عمل خویش میباشد .

در زیر دو قطعه روزنامه که از آرشیو روزنامه ها برداشته شده و به نشانی داده شده برای دیگران نیز در دسترس میباشد ارائه گردیده و نشان میدهد در تاریخ یکشنبه دهم تیر ماه سال ۱۳۵۸ شمسی حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه قطب سلسه نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی به همراه فرزند بزرگوار خود جناب حاج علی آقای تابنده ( بعدا محبوبعلیشاه ) و در معیت دو تن از مشایخ بزرگوار این سلسله جناب حاج سید محمد شریعت قمی ( درویش همتعلی ) و جناب حاج سید هبه الله جذبی اصفهانی ( ثابتعلی ) و جمعی از دراویش در محل اقامت امام خمینی در شهر قم با ایشان ملاقات نموده اند .
توضیح آنکه بیش از دو تکه روزنامه از این خبر موجود بود اما چون ما از آنچه در دسترس بود نشانی همین دو را توانستیم پیدا نماییم فقط همین دو ارائه میگردد . برای مشاهده تصویر بزرگتر روی آن کلیک کنید .


روزنامه ایران ، شماره ۱۵۸۹۳ ، ۱۰ تیرماه ۱۳۵۸ ، صفحه ۲





روزنامه بامداد ، شماره ۴۸ ، ۱۱ تیرماه ۱۳۵۸ ، صفحه ۲


 |+| نوشته شده در  86/10/15ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

تصوف یا درویشی دین وایدئولوژی نیست ، درویشی علم نجات بشریت وانسانیت است ، علمی است که هر انسانی الفبای آن را درفطرت خویش داراست . درویشی وعرفان علم به تعادل رساندن وبیداری کلیه ابعاد فطرت وهماهنگ نمودن وحرکت آن از واقعیت وکثرات توسط عقل واراده کمال جو به سوی وحدت کل وحقیقت وجود است. درویشی وعرفان تحقق عملی پندارنیک، کردار نیک وگفتار نیک است. تصوف ، اصلاح خیال وظهور حقیقت است . درویشی عاشقی وعلم عشق ورزی وراه رسیدن به معشوق حقیقی است. وازآن روی که حقیقت ولایت ودرویشی به گفت نمی آید همچون روح بدنبال کالبدی برای ظهور خویش می گردد. هرمکتبی به آن اندازه که بتواند حامل نکته ای ونشانه ای ازاین روح باشد به خویش حقانیت می دهد. به بیان دیگر هر مکتبی که توانسته کمیتی از انسانها را به راه خویش کشاند بی شک حرفی یا کلامی یا عبارتی را ازاین دریای بیکرانه تصوف یا قرض گرفته یا دزدانه تقلید نموده است پس عامل جذابیت در کلیه مکاتب از تصوف و عرفان است.

باید همراه زمان حرکت نمود وخودمان را باور کنیم . وسرمایه ای را که به ما عنایت فرموده است پاس بداریم وبدستورات در شکل فردی وجمعی عمل نمائیم واعتلای تصوف را وجهانی شدن آن را هدف حرکت اجتماعی مان قرار دهیم. بزرگانی که دست پرورده این علم وبینش اند همچون مولانا ، سعدی ، حلاج ومشتاق وعین القضات وعطار ومحی الدین عربی وسهروردی با هدف نجات بشریت درجهت بالندگی واعتلای درویشی وتصوف ازمرزهای ترس وسکون وسکوت ومماشات گذشته وتارهای عنکبوتی اوهام وخرافه را گسسته اند. گاهی باشعر وادبیات ، گاهی با فلسفه وحکمت وگاهی هم با سرخ نمودن دار غاصبان دین، عرفان را به تمام انسانهای زمان خود وبعد ازخود معرفی نموده اند. باید به وظایف ومسئولیتهای خود دراین راه آشنا بوده ،شرایط زمان ومکان را درک نموده ودرحد توان واستطاعت درجهت تحقق اراده حق واولیاء او سعی وتلاش نمائیم. دراین راستا با بضاعت ناچیز خود به دنبال آن هستیم که الفبای عرفان حقیقی ومبانی پنهان شده آن را که بدست متحجران وغاصبان دیانت درطول تاریخ انجام گرفته مطرح نموده وخورشید حقیقت را وراه اولیاء را برخداجویان یکتاپرست روشن سازیم. وازیاران وعزیزان ایمانی تقاضای همکاری وکمک داریم.

 |+| نوشته شده در  86/10/14ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
وحدت یعنی با حفظ کرامت انسانی و ارزشهای دینی و مذهبی، مصالح کیان اسلام را در نظر داشت و مسلمانان با هر مذهب و اعتقادی که دارند خود را برادر دینی هم بدانند و فریب دسیسه های دشمنان مشترک خود را نخورند که دشمنان می خواهند اصل اسلام را که متشکل از اهل تسنن و تشیع است، نابود کنند.

رهبر معظم انقلاب همانند سالهای گذشته که هر کدام را به نام مبارکی نام گذاری فرمودند، امسال را به نام سال وحدت ملی و انسجام اسلامی مزین نمودند ...این نام گذاری دقیقا وقتی انجام شد که دشمنان قسم خورده اسلام و خصوصا تشیع به شدت در حال لطمه زدن به پیکره جامعه اسلامی بودند و لذا این نام گذاری برای کسایی که نگران اوضاع بودند شادی آفرین بود.

نکته ای که میخواهیم بدان اشاره ای کوتاه داشته باشیم دقتی است که برخی از توجه به آن خواسته یا ناخواسته کوتاهی کردند و آن بخش اول پیام رهبری بود (وحدت ملی) یقینا ایشان از روی اهمیت موضوع ابتدا به وحدت ملی اشاره فرمودند و بعد به مقوله انسجام اشاره کردند. زیرا تا وقتی وحدت ملی محقق نگردد، هیچگاه نطفه ی انسجام بسته نخواهد شد.

ولی متاسفانه عده ای با بی توجهی به اهمیت وحدت ملی خود را شتابان به بخش بعدی که همان انسجام اسلامی بود رساندند که این شتابزدگی باعث ایجاد نگرانی میان برخی از دوستان شد! ما میبایست ابتدا بنیان وحدت ملی را استوار کنیم که همان وحدت مد نظر اهل بیت است، سپس با یک قدرت و وحدت عمل صحیح به استقبال انسجام اسلامی برویم که نتیجه ی این نوع وحدت اتحاد عملی جامعه اسلامی میباشد ... ولی وقتی شاهد هستیم هنوز در برخی نکات به وحدت ملی نرسیده یا فاصله داریم چگونه میتوانیم امیدوار باشیم به زودی ثمرات انسجام اسلامی را ببینیم؟

وحدت در هیچ فرهنگ لغتی به معنای زیر پا گذاشتن یا دوری و دست بر داشتن از اعتقادات و ارزشهای یک جامعه نیست. وحدت یعنی یک نوع نزدیکی و ایجاد فضاهای سالم برای گفتگو و در صورت امکان نزدیک شدن به دیدگاههای مقابل و مقابله با تفرقه افکنی بیگانگان است.

حال این سؤال مطرح میشود که آیا میان اهل سنت و شیعه وحدت صد در صد ایجاد خواهد شد‌؟

اگر منظور از وحدت و اتحاد، وحدت اعتقادی است باید گفت: هیچگاه چنین وحدتی به وقوع نخواهد پیوست. چون این وحدت به معنی ذوب شدن یکی در دیگری است. همانطور که مقام معظم رهبری نیز بدان اشاره فرمودند: بحثها و گفتگوهای طلبگی و علمی باید وجود داشته باشد و این هیچ لطمه ای به جریان وحدت نخواهد زد. ما میتوانیم با برگزاری سمینارها و نشستهای کارشناسی به یک نزدیکی نسبی در مقوله وحدت برسیم که این خود خیلی خوب و مفید خواهد بود.

اما اگر منظور از وحدت، وحدت سیاسی است؛ باید گفت: این یک ضرورت غیر قابل انکار است. در شرایطی که دشمنان دین و مذهب در صدد تفرقه افکنی بین مذاهب اسلامی میباشند، ایجاد وحدت و همبستگی امت اسلامی از ضروریات است و بر همه واجب است با پرهیز از تفرقه و اختلاف در پیکره جامعه اسلامی نقشه شوم این دشمنان خدا را با درایت و زیرکی نقش بر آب کنند.

کلام پایانی: وحدت یعنی با حفظ کرامت انسانی و ارزشهای دینی و مذهبی، مصالح کیان اسلام را در نظر داشت و مسلمانان با هر مذهب و اعتقادی که دارند خود را برادر دینی هم بدانند و فریب دسیسه های دشمنان مشترک خود را نخورند که دشمنان می خواهند اصل اسلام را که متشکل از اهل تسنن و تشیع است، نابود کنند.
منبع:مجذوبان نور

 |+| نوشته شده در  86/10/13ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
لطفا برای دانلود کلیک کنید
 |+| نوشته شده در  86/10/13ساعت 1:50 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

این هم چند حدیث در تائید تصوف: 

حديث اول:

(قال رسول ا...:  من سره ان يجلسمع ا... فليجلس مع اهل تصوف

كسي كه از همنشيني با خدا خشنود مي شودبايد با اهل تصوف همنشيني كند) .راوي حديث ابن ابي جمهور احساوي از كتاب بشارت المصطفي لشيعة المرتضي  

حديث دوم:

(قال رسول ا...:لا تطعنوااهل تصوفوالخرق فان اخلاقهماخلاق النبياولباسهم لباس الانبيا-بر اهل تصوف وصاحبان خرقه ها طعت نزنيد كه هما نا اخلاقشان اخلاق انبياولباسشان لباس انبياست) از منبع قبلي 
 

حديث سوم :

( قال علي ابن ابيطالب:التصوف اربعه احرف تاء و صاد و واو و فاء .والتاء:ترك وتوبه تقي-والصاد:صبر صدق وصفا-والواو:ورد  و ود ووفاء-الفاء:فرد فقر فناء  

تصوف چهار حرف است تا  صاد  واو وفا تا:ترك دنيا و توبه وپرهيزگاري است و صاد:صبروراستي وصفاي دل است و واو  :توجه ودوستي به  ورد ودعاو وفاي به عهد است و فاء:تنها بودن از خلق وفقر الي الله ونيستي وفاني شدن از انانيت است )از كتاب مجلي و غوالي اللئالي تاليف علم جليل  محمد بن علي بن ابراهيم بن ابي جمهور احساوي 

حديث چهارم:قال امام جعفرصادق:من عاش في ظاهر الرسول فهو سني ومن عاش في باطن الرسول فهو صوفي (حلية الاوليا  جلد يك ص بيست) تاليف حافظ ابو نعيم اصفهاني (متوفي چهارصد سي قمري) متابعت رسول سنت است ومتابعت احوال او

منبع:وبلاگ سیمرغ 

 |+| نوشته شده در  86/10/13ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

داد خدا خدايار

انسان کامل عصر غيبت

در عصر و زمان غيبت انسان کامل و ولي مطلق و قطب الا قطابي که دستگير سالکين الي الله باشد و مظهر کامل و اتم اسماء و صفات الهي گردد حضرت محمد مهدي (عج) است که بيت الغزل همه عارفان سوخته دل و عاشقان ديدار آن مه کنعاني و آن ساقي ملکوتي ميباشد به نحوي که شوق راهيان وادي طلب به ديدار وي در آثار منظوم و منثور همه ي محبان هويداست و به حق همگي در جرعه اي از خم الهي اويند.

 

ابن عربي و مهدي آخر زمان (ع)

محي الدين ابن عربي که به تعبير شهيد مطهري بايد او را پدر عرفان اسلامي دانست (1) و نخستين کسي است که اصطلاح "انسان الکامل" را در عرفان بکار برده درباره ي ويژگيهاي چنين انساني به تفضيل بحث نموده و در خصوص "ولايت" مطالبي دارد که مؤيد مدعاي ماست وي پس از تعريف ولايت و ذکر اقسام آن در آثارش در فصل سيزدهم از فتوحاتش مي گويد: "اما ختم ولايت محمديه به وسيله ي مردي خواهد بود از عرب از گراميترين اصلها و نسلها که هم اکنون در زمان ما موجود است و من او را به سال 595 شناخته و در وي علامتي را که خداوند از چشم بندگانش پنهان و پوشيده داشته است ديدم، در شهر "فاس" بود که خداوند آنرا بر من آشکار ساخت، تا آنکه ختم ولايت را از او ديدم او خاتم ولايت خاصه است، بسياري از مردم او را نمي شناسند و از او خبر ندارند که خداوند او را به اهل افکاري که حقابق متحقق باطن او را باور ندارند مبتلا کرده است و همان طور که نبوت تشريع به وسيله ختم محمدي هم ولايت حاصل از وراثت محمدي ختم مي شود. (2)

جناب آقاي دکتر سيد يحيي يثربي در اين باره نظري دارند که قابل تأمل و توجه است وي ميگويد:

"محققان عرفان از شارحان کتب شيخ اکبر با تحقيق و تدفين، خاتم ولايت خاصه محمدي را (حضرت مهدي موعود) عليه السلام دانسته اند. و بعضي از شارحان از قبيل قيصري را در فهم مطالب شيخ اکبر دچار اشتباه مي دانند،(3) شيخ اکبر (ابن عربي) در فص شيشي قيصري از کتاب فصوص الحکم موضوع ختم ولايت را مطرح مي کند، شارحان مقاصد فصوص منظور ابن عربي را از خاتم اوليائي که منبع فيض همه ي انبياء و رسول و اولياء است، مهدي آخر الزمان مي دانند) (4)

اينک به تصريح ابن عربي به موضوع خاتم الاولياء بودن حضرت مهدي (عج) که در جزء سوم از فتوحاتش بيان کرده است مي پردازيم و  آن بدين شرح است: "با آرزوي تأئيد الهي بايد دانست که خداوند را خليفه اي است و در آن دوران که روي زمين را ظلم  و ستم  فرا گرفته باشد، او قيام و خروجش جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد، اگر از عمر دنيا فقط يک روز مانده باشد، خداوند، يک روز را آنقدر طولاني خواهد کرد که اين خليفه را به حکومت برساند او از اولاد و عترت رسول الله و از فرزندان فاطمه (س) است همنام رسول خدا و جدش حسين بن علي عليه السلام است ميان رکن و مقام با او بيعت خواهد شد در خلقش همانند رسول الله است.(5) و از جمله اشعاري که محي الدين عربي در کتاب فتوحاات باب 366 درباره امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف سروده اين دو بيت است:

هو السيد المهدي من آل احمد

هو الصادم الهندي حين يبيد

هو الشمس يجلو کل غم و ظلمه

هو الوابل الوسمي حين يجود(6)


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/10/13ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
پاسخ های مستدل کارکنان دفتر ایت ا...مکارم شیرازی به دو نامه  جمعی ازفقرای نعمت اللهی گنابادی شیراز

 پاسخ ها در یک روز ارسال گردیده است

Majzob.com


Majzob.com


Majzob.com
بسم الله الرحمن الرحيم
:: با اهداء سلام و تحيت؛
نامه الکترونیکی شما دریافت و به شماره 77664 ثبت گردید.
 پاسخ نامه شما به زودی ارسال می گردد.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دفتر آيت الله العظمي مکارم شيرازي / بخش استفتاءات


 بسم الله الرحمن الرحيم
:: با عرض پوزش؛
 
نامه الكترونيكي به  شماره  77664 بايگاني شد

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دفتر آيت الله العظمي مکارم شيرازي / بخش استفتاءات
منبع:مجذوبان نور
 |+| نوشته شده در  86/10/12ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
گزاره ها و مسائل ديني (در اسلام شيعي) در قديمي ترين و رايج ترين تقسيم، به سه حوزة اعتقادات، اخلاق و شرعيات؛ يا مسائل كلامي، مسائل اخلاقي و مسائل فقهي تقسيم مي شوند. از حوزة اول بنام اصول دين، و از حوزة اخير بنام فروع دين ياد مي شود. از مسلمان انتظار می رود به اصول دين اعتقاد داشته باشد، و به فروع دين عمل كند.

در تاريخ علوم ديني، علم فقه كه متكفل تعيين تكليف عملي مؤمنان است، گوي سبقت از دو رقيب خود ربوده، و بيشترين اشتغال علمي نخبگان و علماي دين را بخود اختصاص داده است. مسائل بسيار جزئي و موشكافانة فقهي در هيچيك از علوم اسلامي ديگر سابقه ندارد.

فقيهان همواره دو گونه كتاب تأليف كرده اند، يكي فقه فتوايي كه با وضوح و دقت، و بدون ارائه هر گونه استدلال و شرح، وظيفة عملي مكلفان را تعيين نموده اند. زبان كتب فقه فتوايي، زبان رايج مردم هر منطقه است، كه در يك جلد بنام رسالة عمليه يا رسالة توضيح المسائل و در زمان ما با جزئيات بيشتري در دو جلد به زبان عربي منتشر شده اند. ديگري فقه استدلالي است، كه هر مسئلة فقهي با ادلة تفصيلی و شرح و بسط فراوان به زبان عربي، در بيشتر از پنجاه باب جداگانه، در دهها جلد تدوين و منتشر شده اند.

رواج زائد الوصف علم فقه به تأسيس چند علم وابسته انجاميده است: يكي آيات احكام، ديگري علم الحديث، سوم علوم رجال و درايه، كه متكفل بحث در احوال راويان وا سناد احاديث فقهي است؛ و بالاخره علم اصول فقه كه عهده دار تمهيد قواعد لازم براي استنباط حكم شرعي در چهار ناحية دلالتهاي لفظي، استلزامات عقليه، حجيت و اعتبار ادله ، و بالاخره تكليف در زمان شك در حكم شرعي است.

علم فقه و علوم وابسته به آن فربه ترين علوم اسلامي به لحاظ تعليم و تعلم ، و نيز تدوين و تأليف بوده است، تا آنجا كه عالم دين مساوي فقيه و مجتهد در فروع عملي؛ و معرفت ديني مترادف با علم فقه و شرعيات شده است.

براساس دست آوردهاي علم اصول فقه: اولاً، علم فقه "علمي ظني" است نه قطعي و يقيني. ثانياً، حاصل كوشش طاقت فرساي فقيهان، "احكام ظاهري" است نه لزوماً احكام واقعي. ثالثاً، اختلاف در آراء فقهي امري طبيعي و رايج است. رابعاً، در مواجهه با احكام عملي شريعت، يا بايد مجتهد و اهل استنباط بود يا دشواري احتياط را بجان خريد، وگرنه همانند اكثر مردم بايد از مجتهدان و فقيهان تقليد كرد. خامساً، هدف از عمل به احكام ظاهري (چه با تقليد یا احتياط و چه با اجتهاد) ايمني از عقاب آخرت است.

1. نقد حال علم کلام

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/10/12ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
بسمه تعالی

مسئولین بخش استفتاء آت دفتر آیت الله ناصر مکارم شیرازی

سلام علیکم
احتراماٌ به عرض بزرگوار یا  بزرگوارانی که دردفتر آیت الله (بخش استفتاء آت) مشغول به کار هستند و پاسخ به نامه  دراویش نعمت اللهی گنابادی شیراز را نوشته ،  تنظیم و ارسال نموده اند می رسانیم : جوابیه ارسالی شما وصول گردید ، اما نامه برای شما نوشته نشده بود . نظر مثبت یا منفی  كارکنان دفتر آیت الله  را نخواسته بودیم . هر شخص منصفی که نامه  دراویش شیراز را مطالعه نموده باشد جوابیه  و مندرجات آن با عث حیرت او خواهد شد زیرا مطالب گفته شده و تناقضات آن نشان می دهد که جوابیه از سوی حضرت آیت الله نمی باشد و کاملا مشهود است که نه تنها نامه  دراویش به دست ایشان نرسیده است بلکه نویسندگان جوابیه نیز آنرا مطالعه ننموده اند . از این رو برخود فرض و واجب دانستیم از باب امر به معروف و نهی از منکر در جهت رفع شبهه و اتحا د مسلمین ،  مطا لبی را به استحضار نویسنده یا نویسندگان جوابیه برسانیم .

ا - وقتی گزارشات به مراجع محترم غیر واقع یا ناقص و اشتباه باشد به حتم واکنش ها و عکس العملها  نیز غیر واقعی و اشتباه خواهد بود . بزرگترین خیانت به مسلمین و شیعیان خصوصا مرجعیت معظم آن است که با داده ها  و اطلاعات غلط  و مغرضانه به  مراجع  و مردم ، میان این دو  و اقشار جامعه ایجاد فاصله، تفرقه ، نفرت و چالش نمود . گزارشات هیئت تحقیق شورای امنیت کشور در واقعه قم مؤید این  مدعاست زیرا در آن  گزارش صراحتا قید گریده است که گزارشات غیر واقع به مراجع  از علل اصلی غائله بوده است .

2-مقام مرجعیت و اوامر آنها  والاتر از آن است که  اشخاصی که برای معیشت دنیا در دفاتر مراجع معظم  به کار گماشته شده اند در امور دینی و تخصصی  خصوصا در مسائل حاد جامعه اسلامی مداخله نموده و از سوی مقام معظم مرجعیت جوابگوی مسلمین باشند !!. اجتهاد شخصی و تمایلات  سیاسی اطرافیان  مراجع باعث تفرقه میان اقشار جامعه  و فاصله  میان  مرجعیت و مردم خواهد شد .

3- جوابیه  به دلایل  ذیل به حتم و مطمئنا از سوی حضرت آیت الله مکارم شیرازی صادر نشده است زیرا :
الف - در نامه دراویش شیراز  سؤالات  بسیاری است که به هیچ کدام پاسخ داده نشده است و چون جواب درخواست و تقاضای فتوا از سوی مردم بر مراجع فرض و واجب است بعید به نظر می رسد که حضرت آیت الله دراویش را از این فیض محروم نموده باشند .

ب - اگر ایشان فرموده اند که دستور  به  تخریب  حسینیه ها نداده اند چگونه به عده ای خطاب ( مؤمنین ) می نمایند  که با عث  تفرقه  می شوند ، حسینیه ها را می سوزانند ،  اعمال خلاف قانون و شرع انجام میدهند و بر خلاف نظر مرجعیت رفتار می نمایند ؟؟

ج - با عنایت به موارد ذیل :
- در درویشی و امور ایمانی و اعتقادی تبلیغ وجود ندارد  و بزرگان سلسله نعمت اللهی گنابادی کرارا  این موضوع را بیان فرموده اند .
- به فتوای بسیاری از علماء  دارویش گنابادی مسلمان و شیعه می باشند .
- بر طبق اعلامیه حقوق بشر که کشور ما از امضاء کنندگان آن می باشد و براساس قانون اساسی و قوانین جاریه   درویشی و درویش بودن  جرم نیست و دراویش مانند تمامی اقشار جامعه در چهار چوب  قانون در عقائد خود و اظهار و تبلیغ آن  و تجمعات خود آزاد هستند و هیچ ممانعت قانونی برای آنها وجود ندارد.
با توجه به آیات قرآنی در خصوص آزادی بیان  بر فرض محال  حتی  اگر  تبلیغی از سوی دراویش صورت گرفته باشد  قانونا و شرعا جرم و جنایتی صورت نگرفته است و مخالفت و مغایرتی با قوانین ندارد از این رو  تبلیغ  درویشی نمی تواند مستند  مخالفت و تهاجم و تخریب حسینیه ها باشد . چون حضرت آیت الله به موارد فوق اشراف دارند آنچه درجوابیه آمده است نمی تواند اظهارات ایشان باشد .  خصوصا در آن بخش که نوشته شده است :  " تبلیغات گسترده به نفع خود وبر ضد دیگران کردند وحتی حریم مراجع را نگه نداشتند ". آقایان محترم دفتر آیت الله : در کتاب مستطاب پند صالح خصوصا و در کتب و فرمایشات مختلف بزرگان این سلسله  عموما ،  دفاع  از  حریم  علما و احترام به آ نها از دستورات مؤکد به دراویش است . چون حضرت آیت الله  مطمئنا  تهمت و  افترا به احدی نمی زنند  شما چگونه می توانید چنین تهمتی را روا دارید ؟!   دراویش  برضد  چه  کسانی  تبلیغ
نموده اند ؟!  چه عملی را نشانه شکستن حریم مراجع دانسته اید ؟!   گویا  شما  اطلاع ندارید که بسیاری از بزرگان این سلسله از علمای طراز اول و از روحانیون معظم تشیع بوده اند .

د- بر اساس تحقیقات انجام شده میان حضرت آیت الله و جناب آقای شریعت شیخ بزرگوار سلسه هیچ ملاقات حضوری انجام نگردیده است و اگر حضرت آیت الله پیامی برای ایشان فرستاده اند باید در خصوص حاملان پیام ، چگونگی انتقال آن  ،  صداقت آنان  و گرایشات سیاسی آنها تحقیق و بررسی شود .

4 - در بخشی از جوابیه آمده است که " کنترل قضایا از دست خارج شد و شد آنچه شد "  معلوم  نیست  کنترل  به چه معنی است ؟  و از دست کدام شخص  خارج شده است ؟  در مملکت  ما  قانون  حاکم  است  و کنترل  هر قضیه ای  به عهده  مسئولین  قانونی  کشور می باشد . نویسند گان  جوابیه تلویحا و ناشیانه حضرت آیت الله را متهم به دخالت در امور اجرایی و سیاسی حکومت نموده اند .

5- در بخش پایانی جوابیه جهت گیری فکری و  سیاسی نویسندگان کاملا مشهود است و به تعبیری مطالب گفته شده حالت تهدید دارد زیرا عامل تفرقه را تبلیغات دراویش دانسته و گویا نوشتن نامه دراویش شیراز از دیدگاه آقایان تبلیغ و عامل تفرقه می باشد ؟؟!!!! اما نگفته اند که عامل تحریک چه کسانی خواهد شد ؟؟!!!  و  این کسان آیا همان به اصطلاح " مومنین " می باشند  ؟؟!!!

در پایان توجه آقایان را به سخنرانی آیت الله خامنه ای در روز عید غدیر خم و سفارشات ایشان در خصوص وحدت مسلمین جلب می نمائیم و از خداوند  منان  توفیق همگان را در صراط مستقیم که  همانا   ولایت  ائمه اطهار ( ع )  و روش و منش آن  بزرگواران است مسئلت داریم و از نویسندگان جوابیه تقاضا می کنیم نامه دراویش شیراز را به حضرت آیت الله تحویل نمایند  و پاسخ ایشان را در خصوص تمامی پرسش های  مندرج در نامه برایمان ارسال فرمایند . کاش حقیقت توحید ، حقیقت مرگ ، حقیقت قیامت و حقیقت دیانت ......  بر  همگان آشکار می شد تا محبت ، عشق ، برادری ، اتحاد و اتفاق جای خود را به تفرقه ،  کژبینی  ، نفرت ، حجاب منیتها  و باورهای  متعصبانه می داد .
 والسلام

با تشکر
جمعی از دراویش  سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی  شیراز
 |+| نوشته شده در  86/10/10ساعت 10:33 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
بسم الله الرحمن الرحيم
:: با اهداء سلام و تحيت؛
جواب : حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی هرگز فتوای به تخریب محلی نداده است مشکل بزرگ از اینجا شروع شد که جمعی از هم مسلکان شما در قم و نقاط دیگر شروع به تبلیغات گسترده به نفع خود و بر ضد دیگران کردند و حتّی حریم مراجع را نگه نداشتند. این تبلیغات گسترده جمعی از مومنین را برانگیخت و درگیریها شروع شد. معظم له بارها رئیس آنها را در قم احضار فرموده و سفارش کردند که دست از این تبلیغات بردارند. عاقبت خوبی ندارد ولی متأسفانه ایشان گوش نکردند و کنترل قضایا از دست خارج شد و شد آنچه شد.
امیدواریم شما مانند آنها دست به تبلیغات نزنید که عامل تفرقه و تحریک همان است. خداوند همه را در طریق مستقیم موفق بدارد.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دفتر آيت الله العظمی مکارم شيرازی / بخش استفتاءات
 

 |+| نوشته شده در  86/10/10ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
پرسش :
1 ـ موضع و نحوه برخورد دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در مقابل معاندین تصوف و اعمال جنایتکارانۀ آنها چگونه باید باشد ؟
2 ـ در بحرانها شبیه تخریب حسینیه ها وظیفه دراویش چیست ؟

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/10/10ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
 
اين روزها درايران تخريب اماكن مقدسه شيعيان بالاخص دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي دردستور كار نفوذیان حزب حجتیه ومعاندین تصوف در وزارت اطلاعات قرارگرفته و هم اكنون تلاش مي شود با فشار بر مراكز خدمات شهري و بهانه جوييهاي غيرقانوني حسينيه دراويش در شهر كرج هم به سرنوشت حسينيه هاي قم و بروجرد دچار شود و تنها نكته اي كه مورد توجه تئوريسين هاي اين ماجرا قرار ندارد آثار و عواقب مخرب و ارائه چهره اي خشن از دين اسلام نزد جهانيان است . چهره اي كه البته همگان با نظاره آن به تحجر و كج فهمي خشكه مقدسها پي مي برند و ضربه نهايي متوجه حكومت ايران مي باشد .

مدتهاست تعدادي از مراجع تقليد شيعيان درايران با صدور فتاوي و ايراد سخنراني در ميان تجمع نيروهاي به اصطلاح حزب اللهي سعي در تشويش اذهان و تحريك احساسات ديني مردم ايران نسبت به دراويش را دارند و تصو ف  را شاخه اي انحرافي از دين اسلام و بدعت مي دانند .

اينجا مجال بحث پيرامون حقانيت تصوف از ديدگاه علماي اعلام دين اسلام نمي باشد اما آنچه امروز حايز اهميت است نقشه هاي شوم جاسوسان ممالك غربي و شرقي و اعتقادات متحجرانه ايست كه با ورود در سيستم امنيتي و اطلاعاتي ايران تلاش مي كنند تا توسط مأمورين اجرايي خود كه همان نيروهاي حزب الله و امت منتسب به بسيج و سپاه ايران آنها را پياده سازي نمايند .

اين روزها تعرض به حسينيه دراويش نعمت اللهي گنابادي در شهر كرج دردستور كار قرار دارد . البته زمينه سازي براي اين تعرض مدتهاست با راه اندازي پايگاههاي اينترنتي واهانت وهتاكي به بزرگان سلسله نعمت اللهي گنابادي و تهيه طوماري عليه تصوف صورت گرفته وكماكان ادامه دارد .

اين اقدامات خيلي دوراز انتظار هم نيست چراكه همفر جاسوس لندن در ممالك اسلامي در خاطرات خود به سندي تنظيمي توسط وزارت مستعمرات لندن اشاره مي كند كه در آن تخريب اماكن مقدسه شيعيان و تشديد اختلاف ميان مسلمين و ارائه چهره اي خشن و تروريست از دين اسلام در صدر برنامه ها قرار دارد و امروز هم همان همفرها و جاسوسان بلوك غرب و شرق عالم در لباس اطلاعاتي يا طلبه اي در حوزه علميه قم درآمده و سعي مي كنند براي رسيدن به شكوفايي اقتصادي مطلوب خود اوامر اربابان را اطاعت كنند .

ملتهاي جهان بدانند بررسيها به خوبي بيانگراين حقيقت است كه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران قصد دارد با فشار بر دراويش نعمت اللهي گنابادي و تحريك عوامل و هيأتهاي عزاداري در ماه محرم مكان عبادي آنها را در شهر كرج نيز مورد تعرض وحشيانه قرار دهد . البته اين موضوع اختصاص به كرج ندارد و يك اقدام سراسري است و ماه محرم امسال آغاز درگيريهاي خونيني است كه با توجه به آرايش كنوني سياسي ايران و درگيريهاي سياسيون و انتخابات پيش روي مجلس شوراي اسلامي ايران عواقب خطرناكي براي حاكميت ايران دارد و از عقلاي نظام سياسي ايران انتظار مي رود به هوش باشند .
سیاست دشمنان اسلام در سالهای آتی در خاور میانه جنگ مذهبی و فرقه ای است باید دید دستهای اجرایی  تحقق این سیاست در ایران چه کسانی هستند؟؟و روش آنها چگونه است ؟؟
 |+| نوشته شده در  86/10/10ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
مقدمه: دين و ناسيوناليزم

متعصبات و متحجران ديني بر اين تصورند كه نگرش انترناسيوناليستي (جهان وطني) اسلام با ناسيوناليزم ايراني (ميهن پرستي) در تضاد است و همين خيال باطل باعث شده است كه با هر آنچه بوي مليت و هويت ملي ما دارد مخالفت نمايند. استفاده از زبان عربي در مكالمات را نشانه ديانت دانستند و  نابودي  تدريجي ادبيات پارسي را  هدف خود ساختند  و  عربيت و دفاع  از آن را با   اسلاميت و تدين يكي دانسته اند. با تبليغات مسموم، مستقيم و غير مستقيم، دفاع و حمايت از تمدن ايراني را ضديت با اسلام جلوه داده اند. و همين نگرش جاهلانه باعث شده است كه در چند دهه ي گذشته بسياري از آثار باستاني و ملي ما تخريب و به يغما رود بايد پرسيد آيا با حمله ي اعراب به سرزمين مقدس ما، ملت ايران تسليم اعراب باده نشين شدند يا تسليم تعاليم پاك دين اسلام؟
آيا جدا از ارمغان گرانقدر ديانت اسلام متجاوزين عرب جاهلي جز رنج، درد،‌ و عقب افتادگي تحفه اي براي ملت ما داشته اند؟
چرا امروز مدعيان تشيع خواسته و ناخواسته به دفاع از خلفاي اموي و عباسي كه قاتلان ائمه ما بودند شخصيت هاي بزرگ ملي ما را كه  علبه همين خلفای ضد ايراني مبارزه نموده و در جهت استقلال ايران جانفشانی نموده اند مورد بي مهري (و حتي ضديت و مخالفت) قرار مي دهند.
سايت مجذوبان نور در جهت احياء هويت ملي و پاسداری از تمدن ايران زمين و بيداري ميهن دوستان و بازسازي شخصيت فرهنگي و ملي و اعتلاي نام ايران- اقدام به تدوين و نشر تاريخ ايران مي نمايد.
اميدواريم خوانندگان و ياران عزيز  دينداری و احياء هويت ملي وعشق به ایران را در يك راستا ديده و با ما همكاري نمايند.
تاريخ ايران نشان مي دهد كه اشغال اين سرزمين توسط اعراب و ظلم هايي كه در طول دوران حاكميت آن ها انجام گرفته  نه تنها  ملت ما، دين اسلام را از فرهنگ ملی خود جدا ننموده  بلكه همين ايرانيان بودند كه حقيقت ديانت اسلام را حفظ و پاسداري کرده، و به آن پشت نكردند و سنتها و فرهنگ ملی خود را با آن مزين نمودند.
اما اين بدان معني نبود كه اين ملت به لحاظ سياسي و فرهنگي و تاريخي قوميت عربي را در تضاد با منافع خود نبيند و هيچ محققي نمي تواند منكر اين تضاد و تأثير آن در شيوه نگرش ديني و فرهنگی قوم ايراني باشد. سایت مجذوبان نور جهت آگاهی عزیزان تاریخ . ایران زمین را از بدو پیدایش تا امروز بصورت مختصر و فشرده  تدوین  و بتدریج منتشر مینماید .
 
منبع:مجذوبان نور
 |+| نوشته شده در  86/10/10ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
برای نیابت دو اصطلاح است: یكی اصطلاح فقها و اهل حدیث و دیگری اصطلاح عرفا و اهل طریق؛ كه در یكی از آنها عموم و خصوص نسبت به نفس اجازه و دیگری نسبت به مورد و مصداق اجازه منظور گردیده.

 فقها، نایب خاصّ كسی را مي‏گویند كه مستقیماً از طرف امام - علیه السّلام - اجازه داشته باشد و نایب عامّ فقهایی هستند كه مشمول مقبوله عُمَربنِ حَنْظَله(۱۳) مي‏باشند و طبق این اصطلاح، نیابت خاصّه در زمان غیبت كبری مقطوع و ادعای آن صحیح نیست و عرفا نیز به مقطوع بودن آن معتقدند.

 ولی اصطلاح عرفا غیر از این است ونایب خاصّ، كسی را مي‏دانند كه از طرف امام - علیه‏السّلام - بلاواسطه یا به وسائط صحیحه غیرمخدوشه در امر خاصّی (مانند امامت جماعت یا جمع صدقات یا بیان احكام یا تلقین اذكار) مجاز باشد و نایب عامّ، كسی است كه از طرف امام - علیه‏السّلام - درهمه امور دینی اجازه داشته باشد. ولی اجازه، درهر دو بایدبه امام - علیه‏السّلام - برسد، ولو به وسائط باشد. و به این معنی نیز در بعض موارد فقهی استعمال شده است (شرح لمعه، كتاب جهاد، باب: ترك قتال).

 و در زمان غیب كبری چون زیارت امام - علیه السّلام - به ظاهر میسّر نیست، اجازه بدون واسطه وجود ندارد. ولی اتّصال اجازه تا زمان امام - علیه‏السّلام - ممكن است و كسانی كه متصدّی امور دینی مي‏باشند باید این اجازه را داشته باشند؛ چنانكه علمای سابق معمول داشتند كه اجازه خود را نیز مضبوطاً در مؤلّفات خود مي‏نوشتند كه دلیل تقید آنها به اخذ اجازه است.

 پس اگر عرفا ذكری از نیابت خاصّه یا عامّه بنمایند، منظور همان اصطلاح خودشان است و آن اصلاً اشكالی ندارد و نیابت خاصّه بدان معنی ممكن است. و نیابت عامّه در اصطلاح عرفا مهمتر از نیابت خاصّه است، بر خلاف اصطلاح فقها كه بر عكس است و به اصطلاح عرفا هر دو سلسله نیابت خاصّه دارند؛ علما در روایت و تبلیغ احكام شرعیه، و عرفا در درایت و تلقین اذكار و دستورات قلبیه. و البتّه این اختلاف، به اختلاف در اصطلاح راجع است و لا مُشاحَةَ فِی الاِصْطَلاح(۱۴) و دعوی عرفا هم فقط نیابت از امام به همان اصطلاح خودشان مي‏باشد نه غیر آن.



 ۱۳) قالَ عُمَرَبْن حَنْظَلَةَ: سَأَلْتُ اَبَا عبداللّه عن رَجُلَینِ مِنْ اَصْحابِنا یكونُ بَینَهُما مُنازِعةٌ فِی دَینٍ اَوْ میراثٍ فتحاكَما اِلی السّلطانِ اَوْ اِلَی القُضاةِ ایحِلُّ ذلك؟ فَقالَ: مَنْ تَحاكَمَ اِلَی الطّاغوتِ فَحَكَم لَهُ فَانّما یاخُذُهُ سُحْتاًوَ اِنْ كانَ حَقّهُ ثابتاً لِاَنَّهُ اَخَذَ بِحُكْمِ الطّاغوتِ وَ قَدْ اَمَرَ اللّهُ اَنْ یكْفَرَ بِهِ. قُلْتُ: كَیفَ یصْنعان؟ قالَ: انظُروا اِلی رَجُل مِنْكُمْ قَدْ رَوَی حَدیثَنا وَ نَظَرَ فِی حَلالنا وَ حَرامِنا وَ عَرَفَ اَحْكامَنا فَارْضُوا بِهِ حَكَماً فَانّی جَعَلْتُهُ قاضیاً فتحاكَموا اِلَیهِ وَ فی رَوایةٍ فاذا حَكَمَ بِحُكْمِنا فَلَمْ یقْبَلْهُ مِنْهُ فَاِنَّما بِحُكْمِ اللّه اسْتَخَفَّ وَ عَلَینا رَدَّ و الرّادُ عَلَینا الرّادُّ عَلَی اللهِ وَ هُوَ عَلی حَدِّ الشِّركِ بِاللّه.

 یعنی عمر بن حنظله گفت: از حضرت صادق - علیه‏السّلام - درباره دو نفر از یاران خودمان (شیعه) سؤال كرم كه بین آنها درباره قرض یا میراثی اختلاف بوده باشد، ایا جایز است كه مراجعه به حاكم وقت یا قاضی نمایند؟ فرمود: هركسی كه مراجعه به مخالفین ولایت و پیروان شیطان بكند اگر به نفع او حكم كند هر چند حقّ با او باشد تصرّف او باطل است؛ زیرا بر اثر حكم و قضاوت حاكم طاغی گرفته است وخداوند امر فرموده كه به حاكم طاغی كافر شوند. عمربن حنظله گفت: عرض كردم پس تكلیف چیست؟ فرمود: اگر كسی ازخودتان باشد كه حدیث ما را روایت كند و به حلال و حرام ما آگاه باشد و احكام ما را بشناسد، او را بین خود حكم قرار دهید كه من او را قاضی قرار دادم. ودر روایت دیگر رسیده كه فرمود: هرگاه او حكمی كند و اطاعت نكنند، به حكم خدا بي‏اعتنایی كرده و ردّ ما نموده و آنكه ما را ردّ كند، خدا را ردّ كرده و مانند این است كه شرك به خدا ورزیده باشد.

 از حضرت صادق (ع)در ضمن حدیث مفصّلی كه درباره فرق بین علما و عوام یهود با علما و عوام امّت مرحومه منقول است روایت شده كه در ضمن فرمود: فَامّا مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاء صائناً لِنَفْسِهِ حافظاً لِدینِهِ مُخالِفاً عَلی هَواه مُطیعاً لِاَمْرِ مولاه فَلِلْعَوامِ اَنْ یقَلِّدوهُ. یعنی هر كس از فقها كه نفس خود را رام نماید و حفظ كند و دین خود رامحفوظ دارد و مخالف هوای نفس و مطیع امر مولا باشد، مردم باید از او تقلید كنند.

۱۴) یعنی گفتگو و نزاعی در اصطلاح نیست.
 
منبع:مجذوبان نور
 |+| نوشته شده در  86/10/10ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
خبرگزاري فارس: به همت رايزني فرهنگي ايران و به پاس قدرشناسي از اين شاعر معنويت گرا ترجمه جلد دوم كتاب داستان‌هاي مثنوي به زبان ارمني به چاپ شد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل روابط عمومي و اطلاع رساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، جهان پس از هشتصد سال (در سال 2007) به پاس قدرشناسي از اين شاعر معنويت گرا، به وسيله سازمان علمي- فرهنگي يونسكو بزرگداشت اين ستاره درخشان شعر معنوي را اعلام كرد و قريب 40 كشور جهان به همين مناسبت، برنامه هاي مختلفي را اجرا كردند.
در ميان شاعران بزرگ پارسي گوي، مولوي سرآمد و نابعه دوران خود بود و از طريق نظم و نثر زيبا و عميق خويش بسياري از اديبان و متفكرين خلاق را در دوره هاي مختلف تاريخي تحت تأثير قرار داد.
ارمنستان به عنوان كشوري فرهنگي با تمدن ديرينه، از جمله پيش قدمان اين رخداد بزرگ فرهنگي بود و مراكز مختلف فرهنگي و علمي آن با همكاري رايزني فرهنگي ايران چندين برنامه را در دانشگاه‌ها و ساير مراكز فرهنگي ارمنستان برگزار كردند و برپايي مراسم باشكوه «همايش مولانا ستاره درخشان سرايندگان شعر معنوي» در محل آكادمي ملي علوم ارمنستان اوج اين حركت گرانسنگ علمي و فرهنگي بود و پيام زيبا و پر مغز وزير آموزش و علوم ارمنستان در اين همايش، در خاطره روابط علمي و فرهنگي دو كشور ثبت گرديد.
چند ماه پيش موفق شديم جلد اول كتاب «داستان‌هاي مثنوي» را به زبان ارمني ترجمه و چاپ نماييم و خرسنديم كه هم اكنون ترجمه ارمني جلد دوم آن را به چاپ مي‌سپاريم.
وظيفه خود مي‌دانم از تمامي كساني كه در ترجمه، ويرايش، تايپ و چاپ اين كتاب تلاش داشته‌اند، تشكر و قدرداني نمايم.

منبع:خبرگزاري فارس
 |+| نوشته شده در  86/10/10ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

                               

اكثر هم لايعقلون  ×  و اكثر هم لايشعرون

معرفت و آگاهی وتشخیص   هر موضوعي راه و رسمي مخصوص به خود دارد. براي تشخيص و درمان  بيماري در يك شخص، نمي توان متوسل به علم زمين شناسي و اصول آن شد- و نمي توان متوسل به  ادبيات عرب و صرف و نحو شد- و نمي توان با علم فقه و اصول پي به بيماري ببريم- تشخيص بيماري پزشك مي خواهد، آزمايشگاه و تخصص مي خواهد.... . اگر هزاران عالم نجوم يا اديب يا زمين شناس يا ..... در خصوص درمان بيماري مدعی مداوا باشندو هر كدام طلب حمايت از هم فكران خود نمايند- كثرت جمعيت آن ها دليل بر صلاحيت آن ها نمي شود بلكه نشان دهنده ي آن است كه اين جمعيت پرمدعا بيماري رواني دارد.
در خصوص مسائل اعتقادي و اصول ايماني چه كساني حق  و صلاحيت دارند كه در امور ایمانی  شيعيان ویا اعتقادات مردم دخالت كنند؟!  چه كسي  مي تواند به ديگري بگويد كه چگونه فكر كن!؟!- و چگونه اعتقاد داشته باش!؟!- و مثلاً اينگونه بايد ايمان داشته باشي!؟! يا بايد بيائي و با من بحث كني ومسلمان بودن خود را اثبات نمایی!؟!‌ اگر نيامدي چنين مي كنم و چنان مي كنم!؟! يا حسينيه ات را آتش مي زنم!؟! و.... . اصلاً منظور شما از بحث و جدل چيست؟ شاید به دنبال حقيقت هستيد و سئوال داريد!! كه در اين صورت كتب بزرگان ما موجود است ومیتوانید  تحقيق  بفرمائيد.  يا نه، دلتان براي گمراهي ما مي سوزد!! !! و مي خواهيد ما را هدايت كنيد؟ از لطف شما ممنونيم عنايت بفرمائيد به دنبال اصلاح خودتان  باشيد. اگر سئوال داشتيم حتماً خدمت مي رسيم!! و نيازي به بحث و جدل نيست. شايد و شاید ما را دشمن مي بينيد؟ خدمتتان عرض كنيم ، ما با احدي دشمني نداريم و اتفاقاً همه ي بندگان خدا را دوست داريم. اما سئوال داريم چراباید با ما دشمن باشید ؟ ‌وجود ما براي شما ايجاد دشمني كرده است يا عقيده ما؟ اگر ما مشكل ساز شده ايم (كه نشده ايم) مملكت قانون دارد، از طريق قانون و محكمه مي توانيد اقدام كنيد. اينكه بحث نمي خواهد. اگر عقيده ما مشكل ايجاد كرده است؟ بايد بگوئيد مشكل كجاست؟ شايد در این مورد مسئوليتي  داريد و وكالتي از سوي حق، كه در اين صورت لطف بفرمائيد وكالت نامه خودتان را در جرايد منتشر كنيد.!! آنگاه حتماً خدمت مي رسيم!! و مشكل شما را با اصلاح ايمان خود!!  برطرف مي كنيم. تا اينجا كه نيازي به بحث و جدل نبود- خب- اگر باز هم مي فرمائيد بايد بحث كنيم بايد ديد هدف شما چيست؟ تفرقه و دشمني؟!! يا وحدت؟ بهتر از ما مي دانيد بحث و جدل به زور ايجاد تفرقه مي كند و وحدت جامعه اسلامي را خدشه دار مي كند و اگر بر اين اساس موفق هم شويد كه نمي شويد و مارا سركوب كنيد   جامعه تك صدائي نشانه تحجر و ديكتاتوريست. شما كه نمي خواهيد زورگو باشيد؟!! حالا فرض مي كنيم زوري هم در کار  نباشد!! و شما باز  عقيده مارادر جامعه  خطري براي خود مي بينيد.!!  مثلا مي فرمائيد عقيده ما باعث گمراهي ديگران مي شود؟ و شايد بگوئيد اصلاً شما مسلم نيستيد . فراموش نمودیم که هر بار که با شما هم صحبت میشویم باید شهادتین بگوییم اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله واشهد ان علی
 ولی الله   خب حالا مي خواهي به ما بگوئيد مسلمان  نيستيد!! اگر گفتيد طبق رساله همه مراجع اظهار شهادتين بر مسلم بودن فرد كفايت مي كند.  شاید شرایط مالی وسیاسی !!  اقتضا ميکند  كاتوليك تر از پاپ باشيد!! برگرديم به ادامه موضوع- مي فرمائيد عقيده ما باعث گمراهي ديگران است؟ گمراهي چيست؟ و گمراه از كدام راه؟ راه انجمن حجتیه ؟راه انحصارگران دیانت؟راه تقلید دراصول دین؟!!  متخصص !!تشخيص  گمراهي ما  چه كسي است؟ اگر متوسل به فتواي مراجع مي شويد-دو سه مرجعی که با ما مخالفت کرده اند نطر آنها حکم الهی نیست .آیا به شما دستور درگیری هم داده اند؟ آ قایان آزادهستند كه اعتقاد به ظلالت ما داشته باشند و  حتماً دلايلي هم دارند وامیدواریم به دلایل سیاسی نباشد چون مي دانند كه در روز جزا و قيامت كبري باید جوابگوي حضرت باري تعالي باشند!!!. اما اين دليل  نمي شود كه به صرف فتوا   شما حكم مطلق صادر بفرمائيد.!! قانون را زیر پا بگذارید !!نظام را تضعیف کنید!! هرج و مرج ایجاد کنید !!برای اهداف خود یا اجرای دستورات !!!به دروغ   افترا تهمت  ریا  و...متوسل شوید !! فکر میکنیدبا این اعمال از مسلمانی شما چه جیزی باقی می ماند ؟!!  آنچه در قم و بروجرد  پيش آمد نتيجه تفكر و انديشه عده اي متحجر بود كه فتاوي مراجع را مستمسك شرعي خود قرار دادند. ضمناً  حساسيت شما در انجام امور شرعي ما جاي سئوال دارد؟ تمامي ملت ايران بلكه جامعه تشيع را شما روزانه يا ماهانه يا سالانه چك مي كنيد!! كه آيا خمس و ذكاتشان داده اند؟؟ و نمازهاي واجبشان خوانده اند؟؟ يا در مسجد حاضر شده اند؟؟ يا عمل حج كه از واجبات است، انجام داده اند؟؟ و..... و انجام اعمال خدای  نكرده غير شرعي توسط ما ايجاد گمراهي براي ديگران شده است؟- اگر عقلانی حكم كنيد ظاهراً باعث گمراهي كسي نشده ایم. مي ماند موضوع تبليغ كه شما ايراد گرفته ايد؟ اولاً تبليغ نمي كنيم زيرا در مقام ايمان تبليغ  اثري ندارد-  ثانياً بر فرض محال اگرهم تبليغ مي كنيم-  به شما چه ربطي دارد!! و تبلیغ درویشی چه مشکل قانونی دارد؟؟ شما هم راه خودتان  را تبليغ كنید. مردم خودشان تصميم مي گيرند و تشخيص مي دهند. نكند فكر مي كنيد عالم دهر هستيد و سواد داريد و گمراه نمي شويد و عوام بي سوادند و در مرز خطر گمراهي؟ يادتان بياوریم!‌ ابوجهل اول نامش ابوالحكم بود- مقداد- ابوذر- سميه- بلال و... هيچ كدام سواد نداشتند.  انبياءهمه  امي بودند و گذشته از آن هر چه روزنامه و بلندگو- راديو و مراكز انتشاراتي که در دست شما و دوستان شماست. از چه مي ترسيد؟ هر چه مي خواهيد بگویید- چه كسي جلوي شما را گرفته يا مي تواند بگيرد!! گفته ايد كه ما ستون پنجم هستیم وخارجی ووابسته؟!!البته این حرفها تکراریست به مولای ما در کربلا هم می گفتند !! اما در جواب عرض کنیم اولاً به خدا ستون پنجم نيستیم  ثانياً‌ ايراني هستیم و اگر ايراني بودن- خارجي بودن است- شما درست مي گوييد ولي بايد بگوييد شما در ايران چكار مي كنيد؟! و از كجا آمده ايد- ستون پنجم دشمن بودن موضوعي امنيتي است و مربوط به دولت مردان و قانون است و جايگاهي در بحث و جدل ندارد. از طرفي برادران عزيز در اين خصوص اگر مي خواهيد بحث كنيد اول سري به تاريخ بزنید،‌ خيلي دور هم نشوید به تاريخچه انجمن حجتيه كه اين روزها ميان بري به دول كافر كمونيست!!نیز زده اند. توجه و عنايت بفرمایید و از بزرگانشان تحقيق كنید و يك سري هم به تاريخ تصوف و دوره صفويه بيندازید؟؟ خيلي چيزها دستگيرتان ميشود. اگر هم دستي در سفارتخانه ها داريد که دارید مي توانيد آماري از رفت و آمد دوستانه!! بعضي ها!! بگيريد بعد بيایید با هم صحبت مي كنيم.
اگر هم به دنبال بهانه اي هستيد براي جنگ داخلي، و قدرت نمايي و زورگويي بهتر است قبلاً مشورت كنيد و نگاه كنيد و ببينيد آیادامي  نساخته اند كه وحدت مسلمين را از بين ببرند ؟(البته اگردلتان برای اسلام می سوزد ) !!!و اگر و اگرو .... و اگر تنها حس و تعصب دين وجودتان را لبريز نموده  وخود به کمال روحی رسیده !! وحالا  به دنبال اصلاح نفوس خلايق براي تقويت ديانت هستيد!! واتيكان هست -  غرب هست   آنها مسلمان نيستند برويد آن ها را مسلمان كنيد!!.راستی  چرا آنجا؟ به هندوستان و چين حمله كنيد كه در آنجاگاو پرست و بت پرست بسيار يافت مي شود. اگر راه دور  است!! در همين كشورهاي شمالي هنوز كمونيست هاي بسياري وجود دارند برويد و آن ها را به اسلام بخوانيد!!  حداقل ما شهادتين را به زبان جاری مي كنیم!! و شايد كمي مسلمان باشم-!!! مي دانیم دراویش در اقليت هستند و  شما در اكثريت اما كثرت دليل بر حقانيت نمي شود. بر همين كثرت كاش شك مي نموديد!!!!چون تعداد شما از 313 نفر خیلی بیشتر است!!!؟؟
در نهايت آنكه در خصوص مسائل ايماني و اعتقادي بايد شخصي به عنوان شاهد در بحث شركت كند كه حرف او حجت باشد و تصرف در باطن ماوشما نموده و درجه ي ايمانمان را سنجيده، قضاوت نمايد. شاهد ما حضرت حق تعالي است يا امام او حضرت حجت (عج)- اشتباه كردم- يك نفر بيشتر نمي تواند و آن تنها خداست زيرا اگر بر فرض محال امام عصر (عج) در اين مباحثه شركت كرد مشكل دو تا مي شود حقانيت ما و اثبات حقانيت ولي عصر (عج) البته  برای شما  !!  مخصوصاً اگر در مخالفت با شما صحبت بفرمايندو  شايد هزاران دردسر ديگر پيش آيد. اگر توانستيد چنين شرايطي با حضور خداوند مهيا سازيد ما با هر كسي حاضریم بحث كنیم و در غير اين صورت تمايل به بحث نداریم لكم دينكم ولي دين- كسي را هم نمي خواهیم محكوم كنیم زيرا معتقدیم كه لا اكراه في الدين- در ظاهر امر و امور اجتماعي نيز ميان ما و شما قانون حاكم است نه به حقوق شما تجاوز مي كنیم و نه شما به خودتان اجازه دهيد قانون شكني كنيد. مارا قبول نداريد اگر داشتيد برايتان مي گفتم من نویسنده این مقاله   به خدا  روحاني بودم، پاسدار بودم، در انقلاب وجنگ مجروح شدم، به بسياري از مراجع و علما علاقه مندم و با آن ها مراوده دارم، وطنم را دوست دارم،‌ اسلام و تشيع را دوست دارم و راه عرفان و سلسله ي جليله گنابادي را از روي تحقيق يافته ام. براي تمامي سئوالات شما جواب  دارم. اما گفتن چه سود! از ما نترسید !!جامعه در حال انفجار است .جوانان ما بخاطر اعمال شما دین ستیز شده اند. فقر وبیچارگی  غوغا میکند.فریب ظاهر آرام جامعه را نخورید .   بیتفاوتی عمومی نسبت به ارزشهای انسانی  و ریا وتظاهربه دین برای حفظ مقام و موقعیت اجتماعی هویت دینی و ملی مارا به خطر انداحته است . .ایدز" اعتیاد "فحشا"رشوه خواری " همچون موریانه ستونها و ارکان جامعه را از درون متزلزل ساخته است
خانه از پای بست ویران است     خواجه در فکر نقش ایوان است
مشکل  شما درویشی و درویشان   نیستند  .در چه عوالمی سیر میکنید ؟؟ کجا هستید؟؟ دنیا مارکسیسم  رابه فراموشی سپرده است  اما در کشور ما و میان جوانان ما ودر جلو چشمتان کفر و الحاد ریشه دوانده است ؟!! .آیا اینکه  هر روز یک نفر مدعی میشود که امام زمان است شما را به تفکر وادار نمی کند؟؟رواج شیطان پرستی را در جامعه نمبینید ؟آیا فکر میکنید این معضلات نتیجه ی چیست ؟!! 30 سال از انقلاب گذشته است و دیگر نمتوانید طاغوت و رژیم گذشته را مقصر  بدانید !! .برای امر به معروف و نهی از منکر آنقدر مشکلات وجود دارد که نیازی به کاوش نیست!! .کمی تاریخ بخوانید و ببینید آن زمان که علمای ما بخاطر اجتهاد وسلیقه های شخصی فتوا به خون یکدیگر میدادند استعمار و دشمنان اسلام چگونه ما را غارت کرده و به ریش همه ی دینداران خنده زده وبه اختلافات دامن میزدند !!.دستور دهندگان و تشویق کنندگان به جنگ داخلی را شناسایی کنید !!.پایان بین باشید . مشکل جامعه دراویش نیستند .اگر تمایل جوانان و مردم به عرفان و تصوف زیاد شده است باید  خوشحال باشید .زیرا تعالیم و تربیت عرفانی مکتب درویشی  سد محکمی درمقابل تهاجم فرهنگی وانحطات اجتماعی ایجاد خواهد  نمود .چه  خیال  کودکانه ای  این  توهم  را  بوجود  آورده  که  با  سوزاندن حسینیه ها و ضرب وشتم دراویش میتوانید اثری بر اعتقادات و باورهای ایمانی ما داشته باشید  !!؟ اتفاقا از زمان شروع  درگیریها  هم  تمایل  و گرایش مردم دوصد چندان شده است و هم   دراویش  در ایمان خود راسختر و استوارتر شده اند   متاسفانه  سوراخ  دعا را اشتباه  گرفته اید .دشمن  اصلی  شما  جهل  شماست . سر را به زیر برف برده اید!! .واز دیدن حقیقت محروم مانده اید !!.آیا با بحث های نظری در اعتقادات(مناظره) مشکلی حل خواهد شد ؟؟؟؟؟؟؟ کاش طالب حقیقتی  در آشفته بازارسیا ست وجود داشت تا   بجای بحث فتوا و مناظره ی بی حاصل ازمخالفین خود تقا ضای مباهله مینمودیم  کاش !!

 منبع:مجذوبان نور 

 |+| نوشته شده در  86/10/08ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
آیت‌الله نوری همدانی نیز گفته است «کتاب‌های شعر مولانا را باید تنها به خاطر اهمیت آن در ادبیات می‌توان در کتاب‌های درسی مورد استفاده قرار داد. چرا که در آثار مولانا، سخنان بسیار بیهوده‌ای که با اصول و اعتقاداتمان هم‌خوانی ندارد، بسیار یافت می‌شوند.» وی مدح منصور حلاج را در مثنوی به عنوان دلیلی بر ارتداد مولانا شمرده است


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/10/06ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
جرائم انتسابی به تفکیک عنوان در سه ماهه سوم(مهر- ابان- اذر) سال ١٣٨٦

۳
 انتشار مطالب و یا تصاویر خلاف عفت عمومی

۵۹
 تبلیغ علیه نظام مقدس و توهین به مسئولان

۵
 هتک حرمت روحانیت و شان طلاب

۲۲
 توهین به مقدسات

۸۱
 زنا ، شرب خمر ، رقص ....

۵۱۶
 تبلیغات دینی و عقیدتی

۹
 مفسد و محارب

۵۰
 اقدام علیه امنیت ملی

۴۰۰۰۰
 پوشش نامناسب و بدحجابی

۵۹۶۶
 اراذل و اوباش





احکام صادره به تفکیک عنوان دسه ماهه سوم(مهر- ابان- اذر)  سال ١٣٨٦



۷۳
 اعدام

۱۰۵
 محکوم به اعدام

-
 سنگسار

۲
 محکوم به سنگسار

۲۹
 محاکمه و بازجوئی

۶۰
 احضار به دادگاه

۱۴۸۲
 حبس و زندان

۱۰۳۴
 بازداشت و دستگیری

۱۴
 توقیف اموال و یا جریمه نقدی

۱۳
 شلاق

-
 قطع اعضای بدن

۴
 توقیف نشریه

۹
 لغو جلاسات سخنرانی

۴۰۰۰۰
 تذکر شفاهی برای بد حجابی

۶۲
 اخراج و یا تعلیق از کار

-
 اخذ تعهد کتبی برای بد حجابی





دو مورد تخريب مساجد اهل سنت

يك مورد تخريب حسينيه دراويش گنابادي

 در ميان محكومين به اعدام چهار نفر زير هيجده سال است

در ميان اعدام شدگان دو نفر زير هيجده سال است

منبع : وبلاگ کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان
 |+| نوشته شده در  86/10/06ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در کنگره بین المللی غدیر خم با عنوان "امام علی(ع)؛ وحدت و انسجام اسلامی" که در باکو برگزار شد واقعه غدیر را از مشترکات امت اسلامی دانست و گفت: همه مسلمانان به موجودیت و امامت امیرالمؤمین ایمان دارند .

به گزارش خبرگزاری مهر، آیت الله تسخیری دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی افزود: دنیای اسلام امروز بیش از پیش به وحدت و انسجام نیاز دارد و لازم است همه مسلمانان به این مهم توجه و در این جهت تلاش کنند .

وی با تأکید بر اینکه وحدت اسلامی بر ارزشها و مشترکات اسلامی مسلمانان پایه گذاری شده است، گفت: شخصیت حضرت علی(ع) پایه و مبنای مستحکمی برای وحدت امت اسلامی در جهان است .

تسخیری با اشاره به اینکه احادیث بسیاری درباره واقعه غدیر خم و جایگاه والای حضرت علی در اسلام وجود دارد، افزود: این احادیث نه تنها در منابع غنی شیعه آمده، بلکه فقها، مورخین ، متکلمین و روایان اهل سنت نیز به آن اذعان دارند .

در پایان این مراسم دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی از میرعزیز سید زاده رئیس دانشگاه اسلامی جمهوری آذربایجان به دلیل نگارش کتاب ارزشمند "شخصیت امیرالمؤمنین" به زبان آذری تقدیر کرد .

اهمیت روز غدیر خم در تاریخ اسلام، شخصیت و جایگاه امام علی، احادیث موجود درباره تاریخ غدیر خم، نقش و تلاش حضرت علی برای برقراری عدالت الهی در جامعه و لزوم وحدت اسلامی در میان مسلمانان از جمله مباحث اصلی کنگره یکروزه غدیر خم با عنوان "امام علی(ع)؛ وحدت و انسجام اسلامی" بود که در محل خانه فرهنگی شهریار ایران دیروز یکشنبه 2 دی ماه در باکو برگزار شد .

منبع:مجذوبان نور

 |+| نوشته شده در  86/10/06ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
دكتر بيژن بيدآباد 

عبدالرضا هرسيني
 
زكات عشر در زمان غيبت مهمترين نوع ماليات اسلامي است. اين حكم از زمان حضرت يوسف ع از جمله ماليات‌هاي اساسي شرعي در شرايع مختلف بوده و همچنان توسط پيامبران بعدي نظير موسي ع و عيسي ع و رسول اكرم ص و ائمة معصومين ع امضاء شده است و معذالك كمتر مورد توجّه قرار گرفته است. بكارگيري وجوه مختلف عشر در تورات و انجيل و قرآن و كتب روائي شيعه و اهل تسنّن و متون ادبي- تاريخي و در حكومت‌هاي قبل و بعد از اسلام در دول مختلف بررسي مي‌گردد و زوايا و پيچيدگي‌هاي زكوي آن تحليل مي‌شود.
 
عشريه

يكي از نرخهاي مهم در مبحث ماليات‏هاي اسلامي عُشر است. عليرغم اهميت زياد عشريه متاسفانه كمتر به اين بخش از ماليه اسلامي توجه مي‏شود. بعضاٌ برخي هم در باب آن اظهار نظر نموده و آن را از مسائل جديده خوانده‏اند.

عُشر در لغت به معني ده يك اموال را گرفتن ده يك بستدن يا دهم حصه از چيزي گرفتن يا يكي از ده گرفتن يا يكي بر نه زياده نمودن، ده بكردن ، دهم شدن، ده يك، يك جزء از ده، ده يوده يعني يك پاره از ده پاره هر چيزي. در متون انگليسي از واژه‌هاي one-tenth و tithe براي عشريه استفاده مي‌شود.

در لغتنامة دهخدا در مدخل عشر آمده است كه: عشريه مترادف با واژة «ما-عاشر» (Ma-Asher) و با واژة آسوري «عيش-رو-يو» (Ish-Ru-U) خراجي جنسي بر مبناي يك دهم بوده است و نيز مالياتي بوده كه توسط سلاطين وصول مي‏شده و همچنين قانوني اجباري منسوب به حضرت موسي ع در مورد پرداخت ماليات زكوي بوده است. 

در شرح بيشتر عشر در فرهنگ دهخدا عشر را در اصطلاح فقه بدين شكل تعريف مي‌نمايد: «يك دهمي كه به تمام محصولات زميني تعلق مي‏گرفت. در بين فقها اختلاف است در اين كه كدام محصول از پرداخت عشر معاف است، و نيز در مورد نصاب عشر ميان فقيهان اتفاق آراء وجود ندارد. نرخي كه برحسب آن مي‏بايست عشر وصول شود مختلف و عبارت بود از نيم‌دهم، يك‌دهم، يك‌و‌نيم‌دهم و مضاعف عشر. بطوركلي در صدر اسلام از زمينهايي كه با آب جاري مشروب مي‏شد يك‌دهم و از زمينهايي كه با وسايل مصنوعي آبياري مي‏گشت نيم‌دهم به عنوان عشر مي‏گرفتند، و مجوز اين عمل را مي‏توان در معامله‏اي كه حضرت رسول ص با مردم بيشه كرد، سراغ نمود. معمولاً عشر را مسلمانان مي‏پرداختند.

متن كامل مقاله را از منبع اصلي به همراه توضيحات كامل مطالعه كنيد.


 |+| نوشته شده در  86/10/05ساعت 11:26 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
مقدمه

عرفان از قديم الايام در طريقت همة اديان الهي وجود داشته. ادياني كه قديمي‌تر از ظهور حضرت محمّد (ص) تعليم اسلام مي‌دادند نيز از همين بُعد مربيان عرفان بوده‌اند و تربيت را از اسلام (به معني تسليم) به رب آغاز مي‌كردند. بررسي عرفان اديان باستاني از ديدگاه غربيان در زمان حاضر با اهميت تلقي مي‌شود و علّت اين امرتطبيق بيانات ارباب عرفان با يافته‌هاي علوم جديد بالاخص فيزيك نوين مي‌باشد. توجّه به آئين هندو يا مذهب برهما، مذهب بودا و آئينهاي كنفسيوس و لائوتسو در چين و بسياري از طريقتهاي ديگر كه در سرتاسر شرق زمين گسترده‌اند وقتي آغاز شد كه بارقه‌اي از فيزيك جديد امكان قبول نظريات شهودي عرفا را از ديدگاه عقل مادرزاد قابل بررسي دانست. لذا متون زيادي نگارش شد تا بيان نمايد كه آري گفته‌هاي عرفاي مشرق زمين از كنه ناپيدايي آمده كه پس از قرنها بررسي علم با چشم بسته و عصازنان به دنبال آن مي‌گردد. آئينها و مذاهب و طريقتهاي فوق حاوي همان پيامي هستند كه پس از حداقل ده قرن بعد از آنها توسط حضرت محمّد e  بي‌سواد گفته شد و همچنان در چهارده قرن بعد نيز به بيان و قلم اهل معرفت و عرفاي اسلام مطرح گرديد. گرچه همه وصف يكي نموده‌اند ولي شرح نامه‌ها به تفاوت ذوقها وسليقه‌ها بوده است. يكي از اين كلام كتاب بي‌نظير صالحيّه([1]) تأليف حضرت نورعليشاه ثاني است كه محتوي متجاوز از يكهزار مطلب است كه زواياي مختلف جهان‌بيني عرفان اسلامي را عرضه مي‌دارد. يك مطلب از اين مجموعه را اينجا باختصار بررسي خواهيم كرد كه همان نظريه‌اي است كه در فيزيك معاصر به نام «نظرية عمومي نسبيت» شناخته مي‌شود.

كاپرا([2]) در كتاب «تائوي فيزيك» در هماننديهاي فيزيك معاصر و تصوّف مشرق زمين كاوش زيادي نموده و بسياري از نظريه‌هاي فيزيك نوين را با تصوّف و عرفان شرق مقايسه نموده است. منجملة اين مقايسات تطبيق «نظريه نسبيت» آلبرت انيشتن است. وي مصاديقي از جهان‌بيني عرفاي مشرق زمين در مطابقت با «تئوري نسبيت خاص» بدست مي‌آورد ولي «تئوري عمومي نسبيت» را نمي‌تواند در فرمايشات عرفا بيابد. لذا در اين مقاله به اين موضوع مي‌پردازيم.

بر اساس نظريات فيزيك كلاسيك فضاي سه بعدي اطراف ما مستقل از اجسام مادي محتوي آن بود و از طرفي زمان نيز چون بُعدي مجزا ومستقل از جهان مادّي تعريف مي‌شد. طرح نظريه نسبيت خاص و نظريه عمومي نسبيت توسط آبرت انيشتين اين ديدگاه مستقل زمان و فضا را به نحو چشمگيري تغييرداد.

نظرية نسبيت خاص

نظريه نسبيت خاص بر اين  مبني استوار است كه كلية ا ندازه‌گيريهاي زماني و مكاني نسبي هستند و عامل ايجاد اين نسبيت سرعت نور است. فرض كنيد فردي شيئي را مي‌نگرد نور فاصله بين شئ و چشم بيننده را با سرعتي حدود 300.000 كيلو متر در ثانيه طي مي‌كند و در زمان كمي به چشم بيننده مي‌رسد. حال فرض كنيد اين بيننده باسرعت بسيار زياد در حال  حركت و دور شدن از شئ باشد در اين حالت زمان بيشتري طول مي‌كشد تا نور حركت كرده از شئ به چشم بيننده برسد. بدين ترتيب مشاهده يك رويداد براي بيننده‌هاي كه در سرعتهاي متفاوت در حركت هستند در زمانهاي مختلف اتّفاق مي‌افتد. البتّه اين اختلاف در سرعتهاي معمولي بسيار كم و غير قابل تمييز است ولي هنگامي كه سرعتها به سرعت نور نزديك شوند با اهميت خواهند شد. لذا اندازه‌گيريهائي كه متضمّن فضا (به معناي سه بُعد «بالا و پائين»-«چپ و راست»-«جلو وعقب» مكان) و زمان هستند معناي مطلق خود را از دست مي‌دهند . ارتباط موجود ميان فضا و زمان در ستاره‌شناسي به دليل فاصله‌هاي زياد بخوبي شناخته شده است. نور فاصلة بين خورشيد و زمين را حدوداً در هشت دقيقه مي‌پيمايد لذا هرلحظه كه به خورشيد بنگريم وضيعت هشت دقيقه قبل او را مي‌بينيم و با تلسكوپهاي قوي مرز كائنات را در سيزده ميليارد سال پيش مشاهده مي‌كنيم . يعني نور هائي كه در سيزده ميليارد سال پيش حركت كرده‌اند و الان به چشم ما مي‌رسند.

در فيزيك كلاسيك طول يك ميله چه در حركت و چه در سكون يكسان تلقّي مي‌شد. ولي نظرية نسبيت طول ميله را تابع حركت آن نسبت به ناظر مي‌داند بطوريكه در جهت حركت ميله طول آن كوتاه مي‌شود. گرچه اين شهود بدليل ادراك ما توسط واسطه‌اي به نام نور است كه از سرعت متناهي برخوردار است و اگر سرعت نور نامتناهي مي‌بود اين مسئله صادق نمي‌افتاد. به هر حال مسئلة مهم درك اين موضوع است كه طول واقعي يك جسم سؤالي فاقد معني است. همين مسئله طول ميله بر«فواصل زماني» نيز قابل طرح است. به اين معني كه برخلاف فاصلة مكاني هرچه سرعت نسبت به بيننده افزايش يابد اين فواصل زماني هم بيشتر خواهد شد بعبارت ديگر زمان كندتر مي‌شود. يعني اگر يك ساعت در حركت با سرعت زياد باشد آهسته‌تر كار مي‌كند و زمان كندتر پيش مي‌رود. اين مسئله به اين معني است كه اگر يكي از دو برادر دوقلو با وسيله‌اي بسيار تندرو به مسافرت برود وقتي به خانه برگردد از برادرش جوانتر خواهد بود. اين مسئله به معمّاي دوقلوها در فيزيك معاصر معروف است و به آساني قابل درك نيست ولي آزمايشات نزيادي آن را ثابت كرده‌اند كه ذرّات اتمپاره‌هاي ناپايدار كه طول عمر متو سط معيّني دارند و سپس از هم مي‌پاشند چنانچه در سرعتي برابر80% سرعت نور حركت كنند عمرشان 7/1 برابر طول عمر ذرّات مشابه خواهد بود و اگر اين سرعت به 99% سرعت نور برسد طول عمرشان هفت برابر خواهد شد. جالب اينجاست كه عمر ذرّه از ديدگاه خودش ثابت است ولي از ديد ناظر بيروني چون ساعت دروني ذرّه كند كار مي‌كند عمرش طولاني است. اين مباحث به اين دليل تعجّب آورند كه ما نمي‌توانيم فضاي چهار بُعدي مكان و زمان را با هم درك كرده و ببينيم چون حواس ما براي ادراك سه بُعدي خلق شده‌اند و فقط با تصوير (ساية) سه بُعدي از اشكال چهار بُعدي صورتي ناقص از آن را مي‌بينيم.

نظرية عمومي نسبيت

اين نظريه تعميم تئوري نسبيت به شرايطي است كه «جاذبه» نيز در تحليل مسائل وارد مي‌شود. اساس اين نظريه بر اين موضوع استوار است كه ذرّات نور داراي جرم هستند و از طرفي هر جرمي هم جاذبه دارد و هم قابل جذب است نتيجتاً مي‌توانند تحت تأثير نيروي جاذبة اجرام بزرگتر قرار گيرند. براي مثال اگر يك دسته شعاع نوري از كنار توده‌اي با جرم عظيمي عبور كنند در مسير حركت آنها انحنائي ايجاد مي‌شود. يعني جاذبة جرم بزرگتر دستة شعاعهاي نوري را به سمت خود جذب كرده ولي كاملاً نتوانسته آنها را به دام اندازد و لذا فرار كرده‌اند. اين انحناء فاصله‌اي را كه نور بين ناظر و شئ حركت مي‌كند را تغيير مي‌دهد. زيرا مسير منحني بين دو نقطه بيشتر از فاصلة همان دو نقطه طي يك خط راست است. افزايش طول مسير حركت نور در اثر نيروي جاذبه در ارتباط با بحث نظرية نسبيت خاص نظرية عمومي نسبيت را مطرح مي‌سازد. اين بحث در پيرامون اجرام كوچك قابل اغماض است ولي در جوار كهكشانها و ستارگان بزرگ بسيار با اهميّت مي‌باشد بطوريكه مبيّن اين موضوع است كه ما در عالمي زندگي مي‌كنيم كه كاملاً خميده و داراي انحناست. به اين معني كه اگر از يك نقطه سفر بسيار بسيار طولاني را آغاز كنيم در انتها به مبدأ حركت مي‌رسيم. يعني كائنات همانند كره‌اي است لايتناهي.

بيشترين آثار انحناي «زمان- مكان» هنگامي كه يك ستاره بسيار بزرگ در خود جمع و متكائف مي‌شود آشكارتر مي‌گردد. براساس نظريات و مشاهدات نجومي، هر ستاره در دوران تكامل خود در مرحله‌اي به دليل جاذبة ذرّاتش فاصلة بين ذرّات تشكيل دهندة آن كم مي‌شود و نتيجتاً متكائف شده و در خود فرومي‌نشيند و با تكاثف بيشتر نيروي جاذبه در سطح آن قويتر مي‌شود و انحناء «زمان – مكان» اطراف آن بيشتر مي‌گردد. افزايش نيروي جاذبه در سطح ستاره گاه به حدّي مي‌رسد كه هيچ چيزي كه جرم داشته باشد از آن نمي‌تواند خارج شود نتيجتاً نور هم توان  فرار از حوزة جاذبة آن را ندارد بعبارت ديگر فضاي بيرون ستاره آنقدر خميده مي‌شود كه به كلّي نور ستاره از آن نمي‌تواند بيرون آيد و هيچ خبري از حوادث آن ستاره به بيرون منتقل نمي‌شود زيرا نمي‌توانيم آن را ببينيم و به اين علّت نام آن را سياهچال مي‌گويند. اين انحناء سبب مي‌گردد كه مفاهيم هندسة اقليدسي كه بر صفحه مستوي قابل بررسي هستند قابليت خود را از دست دهند و هندسة نااقليدسي كه مبنا را بر كرويت فضا قرار مي‌دهد كاربرد داشته باشد. زيرا در فضائي كه نظرية عمومي نسبيت صادق است فاصله دو نقطه يك خط راست نيست زيرا دو نقطه بر روي يك كره قرار دارند و فاصلة بين آن دو يك منحني بر سطح كره است. مجموعه زواياي يك مثلث نيز كه بر روي يك كره كشيده شود همواره بيشتراز 180 درجه خواهد بود و پيرآمون دايره‌اي كه روي كره رسم شود هميشه از حاصل ضرب قطر در 14/3  كمتر است. همين قواعد هندسة نااقليدسي در نظريه عمومي نسبيت به بيان حقايقي از لايتناهي مي‌انجامد. به اين معني كه در اطراف سياهچالهاي كهكشاني خميدگي فضا به حدّي مي‌رسد كه انتقال نور به ما غير ممكن مي‌شود. حال چنانچه ساعتي بر سطح ستاره‌اي كه در حال در هم فرونشيني است نصب شده باشد تا علايم زماني براي ما ارسال كند وقتي كه اين ستاره مي‌رود تا به يك سياهچال تبديل شود شاهد كندتر شدن ساعت خواهيم بود و وقتي كه كاملاً به سياهچال تبديل شد ساعت به كلّي متوقّف مي‌شود. بنابراين درهم فرونشيني كامل ستاره مستلزم زمان لايتناهي است، ولي براي ستاره زمان بطور معمول اتّفاق مي‌افتد. اين دوگانگي و تناقض در تمام فواصل زماني نسبي است و تابع نظريه نسبيت.

نظريه حضرت نور عليشاه ثاني

در سرّ (57) كتاب شريف صالحيّه([3]) تاليف حضرت حاج ملاعلي نورعليشاه گنابادي چنين آمده است:

«قرب به مركز و جذب و عشق  و محبّت اقتضاء كرويّت دارد، كره همه يك سطح است، نقطة مفروضه مبدأ است و دَحْو از آن است، و عالم كراتست مجموعاكره، و خارج از كره خلأ محال كه نيست و لانهايت است و مركز نقطة محيطه است، محيط و محاط يكي است غير تعاشق وجود ندارد. عشق كدام است؟ تعاشق دو طرف خواهد بود. طرفي نبود پس نيست جز ظهور و جذب وجود».

براي درك مطلب فوق بايد در همان منظري قرار گرفت كه گويندة مطلب قرار داشته تا همان ديده‌ها را ببيند در غيراينصورت هرچه تفسير و تحليل شود بيان جزئي حقيقت است. به هرحال چون دسترسي به آن شهود نيست متوسل به شرح مي‌شويم. از فرمايش حضرت نورعليشاه استنباط مي‌شود كه ايشان كرويّت را معلول دو عامل عمده دانستند يكي قرب به مركز و ديگري جذب و عشق و محبّت. از لحاظ نظرية نسبيت عمومي جذب و عشق و محبّت در عالم مادي همان جاذبه‌اي است كه در جرم وجود دارد البتّه فيزيك معاصر در چرائي اين موضوع ناتوان است و از علّت وجود جاذبه در اجرام گفتگو نمي‌كند و هنوز اين مبحث به تفصيل گشوده نشده است كه چرا در هر جرمي جاذبه‌اي وجود دارد كه اشياء را به طرف خود مي‌كشد. عامل اوّل يعني قرب به مركز مبين تعبير ايشان از وجود مركز در هر توده مي‌باشد. يعني توده‌اي چون كره وجود دارد كه مركز دارد. اين بيان دقيقاً شرح نظرية عمومي نسبيت است كه جاذبة قوي فضاي اطرافش را به كره تبديل مي‌نمايد. ادامة مطلب از بيانات ايشان شرح كره است كه يك سطح بودن همه فضاي آن را ابراز و اين فضا را به دليل وجود نقطة مفروضة مبدأ مي‌دانند و گستردگي تمام كره را به دليل وجود همان نقطه مي‌دانند. از لحاظ هندسي نيز همين قضيه صادق است زيرا اگر مركز در كره وجود نمي‌داشت و يا به صورت شكلي از اشكال هندسي به غير از نقطه مي‌بود كره شكل خود را از دست مي‌داد. در ادامه عالم را مجموعه‌اي از فضاهاي كروي دانستند كه همة اين فضاها خود مجموعاً كرة بزرگتري را ايجاد كرده است. اين نظريه از لحاظ نظريه عمومي نسبيت نيز صادق است زيرا فضاي اطراف سياهچالها خود فضاي كروي را تشكيل مي‌دهد و مجموعة سياهچالها در كائنات خود كره بزرگتري را تشكيل مي‌دهد و خارج از اين كره بايد خالي باشد و مي‌فرمايند اين محال است و نيست و اين كرويّت عوالم به صورت تو در تو تا لانهايت ادامه دارد و همچنان عوالم بزرگتر نيز كروي هستند و نقطه‌اي كه همة اين عوالم كروي تودرتو را تعريف ميكند مركز است. اين نقطه را محيطه مي خوانند زيرا مسلط بر تمام سطح كره است و سطح كره را محاط اين نقطه مي‌دانند. اين شرح برعكس تعريف هندسي است كه كره را محيط و مركز را محاط مي‌داند. علي القاعده از لحاظ فيزيك سطح كره در اثر وجود مركز شكل گرفته لذا اين نظريه كه سطح كره محاط و مركز محيط است از لحاظ معني بيشتر صادق است. از لحاظ بررسي انحناء در اطراف حوزه‌هاي جاذبة كروي سياهچالها نيز معلوم است كه مركز ثقل سياهچال باعث پديد آمدن انحناء سطح حوزة جاذبة آن شده است. در ادامه محيط و محاط را يكي دانسته‌اند و علّت اين واحديت را جاذبة محيط به محاط و محاط به محيط مي‌دانند. فيزيك معاصر در اثباط وحدت وجود قدمهاي مهمي برداشته ولي هنوز در توفيق اين مسئله مي‌كوشد. جاذبة محيط به محاط و بلعكس به صورت تعاشق دوطرفه سالهاست در فيزيك كلاسيك با طرح نظريات نيوتون در رابطه با جاذبة اجرام نسبت به يكديگر تحت عنوان قانون «عكس مجذور فاصله» مطرح است. ايشان در ادامة اين موضوع مي‌فرمايند اگر به دليل وجود جاذبة دوطرفه محيط و محاط يكي است پس چگونه دوئيت جاذب و مجذوب پيدا مي‌شودكه يكي جذب كند و يكي جذب شود. اگر محيط و محاط دو باشد امكان اين موضوع هست ولي خود ايشان اين دوئيّت را با وحدت محيط و محاط نقض مي‌نمايند و ابراز مي‌دارند كه الّا و لابد وجود يكي است و اين جاذبه، جذب وجود به ظهور وجود است كه باز اشاره به وحدت وجود دارد و فيزيك كوانتم در ابتداي گشودن اين مبحث است.



([1]) چاپ سوّم 1351

([2]) ترجمة حبيب الله دادفرما، چاپ كيهان 1372، Fritjoff Capra, The Tao of Physics

([3]) چاپ سوّم 1351، صفحة
 76

منبع:مجذوبان نور

 |+| نوشته شده در  86/10/05ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
درخواست امام زمان برای دیدار با احمدی‌نژاد!

من آمده ام چند تذکر به احمدی نژاد بدهم و بگویید اگر می خواهد امامش را ببیند من آمده ام.

ساعت 9 صبح روز گذشته فردی به نام «ع ق» به همراه 2 دختر و دامادهای خود به ساختمان ریاست جمهوری در خیابان پاستور مراجعه کرده و ضمن درخواست برای دیدار با احمدی نژاد رییس جمهوری، اظهار داشت: من امام زمان هستم و آمده ام احمدی نژاد را ببینم.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از جهان، وی متولد 1335 و دارای تحصیلات دیپلم است که در ادامه ادعاهای خود گفت: من آمده ام چند تذکر به احمدی نژاد بدهم و بگویید اگر می خواهد امامش را ببیند من آمده ام.

این شخص می‌افزاید: از ارومیه آمده‌ام و از چند سال پیش احساس ‌کردم که امام زمان هستم. الان به رییس جمهور بگویید که برای اولین و آخرین بار آمده ام و اگر نیاید دیگر من را نخواهد دید.

گفتنی است 2 داماد وی دارای مدرک لیسانس ریاضی و دخترانش دیپلم و فوق دیپلم هستند که آنان نیز گفته های پدر زن و پدر خود را تایید می‌کنند و می‌گویند: از چندی پیش الهاماتی به وی می‌شده و اظهارات او را می‌پذیریم.

وی همچنین یک کتاب به چاپ رسانده و موضوع آن نیز رسالت و ماموریت خودش بر روی زمین است.
 |+| نوشته شده در  86/10/05ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 

كتب عرفاني زير درسایت تصوف ایران نصب و آماده استفاده براي علاقمندان ميباشد

۱-   ترجيع بند حضرت رحمتعليشاه

۲-  كنز الاسرار حضرت نورعليشاه اول 

۳-  جامع الاسرار حضرت نورعليشاه اول 

۴-  ديوان حضرت نورعليشاه اول

۵-  نورالابصار درباره زندگاني حضرت نورعليشاه اول به قلم جناب آقاي ايزدگشسب درويش ناصرعلي

براي ملاحظه كتابها به قسمت كتب عرفاني مراجعه نماييد.
 |+| نوشته شده در  86/10/04ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
ميرجلال‌الدين کزازي گفت: در اين روزگار با پديده‌اي نوآيين و بي‌پيشه روبه‌رو شده‌ايم که آن ربايش مردان نامدار ايران است. درباره‌ي مولانا نيز هنگامه‌اي از اين درد برانگيخته شده است و کساني مولانا را به خود بازبسته‌اند.

اين استاد زبان و ادبيات فارسي در آخرين روزهاي سال 2007 که به‌نام مولانا نام‌گذاري شده است، در گفت‌وگويي با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در کرمانشاه، يادآور شد: دشمنان ايران‌زمين انگشت بر کسي نهاده‌اند که از ژرفاي دل و نهان جان خويش ايراني است. اگر مرد ديگري را مي‌ربودند، تا بدين پايه هنگامه‌ي رسوا برانگيخته نمي‌شد.

وي تأکيد کرد: ايراني بودن مولانا به راستي پديده‌اي شگرف از ديدگاه‌هاي گوناگون جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، فرهنگ‌شناسي و زبان‌شناسي است.

اين نويسنده و پژوهشگر در ادامه افزود: دو ويژگي ساختاري در مولانا پيش و بيش از هر ويژگي است؛ يکي ايراني بودن است و ديگري مسلمان بودن. من نمي‌پندارم در مسلماني مولانا کسي گمان‌مند باشد. فرهنگ اسلامي در سروده‌هاي او موج مي‌زند.

كزازي در ادامه با اشاره به اين موضوع که ايراني بودن و مسلماني مولانا نه تنها او را از اين‌که مردي جهاني بشود، بازنداشته است گفت: همين دو ويژگي مايه‌ي فراخ‌انديشي مولانا شده است. مولانا هرگز در تنگناي نژاد، انديشه، آيين و جغرافيا نمي‌ماند، بلکه فرزانه‌اي فراخ‌انديش است.

اين پژوهشگر در ادامه خاطرنشان کرد: مولانا که دهه‌هاي زندگي را در سرزميني بيگانه گذرانيده، نه تنها رنگ، آهنگ و فرهنگ آن سرزمين را نپذيرفته، تا بدان پايه ايراني مانده که کانون شکوهمندي از فرهنگ ايراني و زبان فارسي پديد آورده است.

كزازي در پايان با بيان اين‌که پيام مولانا پيامي جهاني است، هرکسي با هر بينش و فرهنگي مي‌تواند از اين پيام بهره ببرد، يادآور شد: به راستي سخنوري درويش‌کيش از چندين سده پيش ايران‌زمين در سرزميني مانند ايالات متحده آن‌چنان شوري آفريده که چندين سال است که برگردان آثار او در شمار پرفروش‌ترين کتاب‌هاي آمريکا قرار گرفته است.

منبع:مجذوبان نور

 |+| نوشته شده در  86/10/04ساعت 10:35 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
نظریه سلسله گنابادی راجع به كشیدن تریاك چیست؟ موضوع حرمت كشیدن تریاك در سلسله نعمةاللّهیه گنابادی از مسلّمیات است كه شرعاً و عقلاً آن را حرام مي‏دانیم و مضارّ آن خیلی بیشتر از شراب (می) مي‏باشد. و مرحوم جدّ امجد اعلی جناب حاج ملّا سلطانمحمد سلطان‏علیشاه(۱۳۹) كه جامع معقول و منقول و شریعت و طریقت و جنبه اجتهادی ایشان نیز در زمان خودشان نزد بزرگان و مراجع غیرقابل انكار بود - ولی كمتر فتوی مي‏دادند - درباره حرمت كشیدن تریاك در تفسیر شریف بیان السّعادة ذیل ایه شریفه: وَ یسئَلُونَكَ عَن الخَمر وَالْمَیسَرِ قُلْ فیهما اِثْمٌ كَبیرٌ(۱۴۰) در سوره بقره مشروحاً مضارّ و مفاسد آن را بیان فرموده و به حرمت آن فتوای صریح داده‏اند و فقیر هم آن را ترجمه نموده و در چاپ دوم ذوالفقار به ضمیمه آن طبع شده است.

 فرزند ایشان جدّ ماجد جلیل، جناب ملّاعلی نور علیشاه ثانی(۱۴۱)، نیز كه ایشان هم جامع شریعت و طریقت و در فقه هم مسلّم بودند، رساله مخصوصی در این باب به نام ذوالفقار نوشته و از چند نفر از مراجع زمان خود نیز استفتا نموده و آنان نیز حكم به حرمت آن داده‏اند كه در آخر كتاب ضمیمه نموده‏اند و به چاپ رسیده است.

 حضرت آقای والد مرحوم آقای حاج شیخ محمدحسن صالح علیشاه - قدّس سرّه -(۱۴۲) نیز در محاورات و بیانات خود این امر را تصریح فرموده و انزجار خود را از تریاكی به‏طور صریح بیان نموده و حتّی بارها فرمودند كه: «تریاكی از ما نیست، هرچند به ظاهر نزدیك باشد و یا در سلسله وارد باشد.» و در رساله شریفه پند صالح تصریح فرموده‏اند كه تریاك و چرس و بنگ هم از مسكرات محسوب و حرام است. خود فقیر هم به تبعیت از فتوی و نظر آن بزرگواران آن را شرعاً حرام دانسته و از آن نهی مي‏كنم و حتّی در اوان تحصیل نیز با اجازه پدر بزرگوارم - قدّس سرّه - مقاله‏ای در آن باره نوشته كه در چاپ دوم رساله شریفه ذوالفقار در آخر آن به ضمیمه چاپ شده است. و این امر كه حرمت كشیدن تریاك است، در آن زمان از اختصاصات سلسله گنابادی بود ولی اكنون پیروان زیادی دارد كه معتقد به حرمت مي‏باشند. و حتّی كسانی كه معتاد به كشیدن تریاك هستند، به هیچ‏وجه برای ورود در این سلسله پذیرفته نمي‏شدند مگر پس از آنكه اطمینان پیدا شود كه كاملاً ترك كرده‏اند و اكنون نیز همان‏طور است. و حضرت والد بزرگوار جناب آقای صالح علیشاه - قدّس سرّه - چند دستور برای ترك آن فرموده‏اند كه در آخر كتاب ذوالفقار چاپ شده است.

 مسكرات مایع و حشیش هم همان‏طور كه در فقه تصریح شه حرام است و اختصاص به باده انگور ندارد بلكه فقاع و نبیذ و غیر آن را نیز شامل است.

 مواد مخدّره‏ای هم كه در سالهای اخیر پیدا شده و خیلی از جوانها را گمراه و معتاد نموده، چون هم به عقل و هم صحّت مزاج و هم از لحاظ اخلاقی بسیار مضرّ مي‏باشد، به طریق اوْلی حرام و دوری از آن واجب است.

 در این‏باره نیز بعضی شاید گمان كنند این استدلال و تشبیه تریاك به شراب قیاس است ولی ما مي‏گوییم قیاس مستنبط العلّه است كه در فقه شیعه هم جائز است؛ زیرا علل حرمت شراب در كشیدن تریاك به‏نحو اتمّ موجود است، پس حرمت كشیدن تریاك اشدّ است.

 

 ۱۳۹) متولّد در ۲۸ جمادي‏الاولی ۱۲۵۱ قمری و مقتول در ۲۶ ربیع‏الاول ۱۳۲۷ مدفون در بیدخت گناباد.

۱۴۰) سورة البقرة، ایه ۲۱۹: «و از تو درباره شراب و قمار مي‏پرسند. بگو: در آن دو گناهی بزرگ است.»

۱۴۱) متولّد در ۱۷ ربیع‏الثّانی ۱۲۸۴ و مسموم و متوفّی در ۱۵ ربیع‏الاوّل ۱۳۳۷ و مدفون در شهر ری صحن امامزاده حمزه در مقبره آقای سعادت علیشاه.

۱۴۲) در هشتم ذیحجه ۱۳۰۸ قمری متولّد شده و در بیدخت سحرگاه نهم ربیع‏الثّانی ۱۳۸۶ قمری مطابق ۶ مرداد ۱۳۴۵ شمسی به عالم بالا پیوستند و در جوار جدّ بزرگوار خود جناب سلطان‏علیشاه مدفون گردیدند. 

نقل از رساله رفع شبهات، تألیف: حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده رضاعلیشاه ثانی قدس سرّه سبحانی، چاپ پنجم، تهران، انتشارات حقیقت، ۱۳۷۷.

 

 
صوفيه ومواد مخدر
 
تاريخ: یکشنبه دوم دی 1386 ساعت :1:35
دكتر زرين كوب در ارزش ميراث صوفيه مي نويسد:
صوفيه براي تحريك اعصاب ونيل به حالي كه از آن تعبير به بيخودي مي كنند گاه به مواد تخدير كننده يا سكر انگيز متوسل مي شده اند.شاذليه با قهوه به تحريك اعصاب مي پرداخته اند.بعضي ديگر با بنگ وچرس مي پرداخته اند.وبرخي هم دست به شراب مي زده اند.واز اين همه قصدشان رهايي از خود واز خودي بوده است با وسايل مصنوعي(ارزش ميرات صوفيه ص 94)
علامه بزرگوار طباطبائي نيز مقام فنا در تصوف را اينگونه معرفي مي كنند:
صوفيه براى سير و سلوک، آداب و رسوم خاصى را که در شريعت وجود نداشت، به وجود آوردند و راه‌هاى جديدى را پيوسته به آن افزودند و شرع را کنار گذاشتند. تا اينکه به جايى رسيدند که شريعت را در يک طرف ديگر قرار دادند و در محرمات غوطه‌ور شدند و واجبات را ترک کردند و در نهایت به تکدى گری و استعمال بنگ و افيون روی آوردند. اين حالت، آخرين حالت تصوف است که مقام فنا ناميده مى‌شود.( تفسيرالميزان، ج5، ص 282.)
http://www.kherghe.blogfa.com/post-579.aspx
 
منبع:یاران مجذوبان نور 
 |+| نوشته شده در  86/10/03ساعت 10:4 بعد از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
در جواب به وبلاگ خرقه پشمینه

من چندین بار در جواب به عزیزی که نویسنده این وبلاگ است عرض کرده ام که به مطالبی بپردازند که بچه ها نیز از ان به خنده نیفتند.

شما در بین دراویش سلسله حقه اثنی عشری گنابادی سلطانعلیشاهی اگر کمی بگردید میفهمید که هیچیک از انها حتی به سطحی ترین مواد مخدره و سکر آور اعتیاد ندارند و دستور صریح بزرگان سلسله به دراویش امتناع از مصرف هر گونه مخدر است.

اگر کمی مطلبی که تهیه میکنید در راستای نیل به خدا و در جهت اطلاع رسانی درست به مردم باشد که بعید میدانم و با نشر مطالبتان به نظر این حقیر هدفی به جز مسموم کردن افکار مردم و ضربه زدن به دین ومخدوش کردن چهره اولیای واقعی خدا ندارید متوجه میشدید که چند هزار نفر از افراد معتادی که امیدی به انها نبوده است با ورود به این سلسله این مواد افیونی که مورد نفی مستقیم بزرگان مکرم این سلسله میباشند را به طور کامل کنار نهاده و از افرادی مضر برای جامعه به افرادی کاملا مفید و دائم الذکر الله تبدیل شده اند.

البته مردم شریف و حقیقت دوست خود بهتر از هر کسی میدانند که دراویش انسانهایی کاملا بی ازار و مبادی آداب هستند و در جایی از درویشی سخن به اهانت رانده نشده است.

در پایان امیدوارم که خداوند تمامی گمراهان را به راه راست هدایت نماید.   

 |+| نوشته شده در  86/10/03ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
مژده به تمام برادران و خواهران ایمانی

طبق آخرین اخبار حاصله از بررسی پرونده تخریب حسینیه بروجرد مطلع شدیم که اجازه ساخت مجدد از سوی وزارت کشور صادر گردیده است و نقشه عمرانی حسینه جدید فقرای نعمت اللهی گنابادی نیز به اتمام رسیده است و طراح این نقشه نیز مهندس زند مشاور عمرانی برج میلاد میباشد.

همچنین این نقشه حکایت از این دارد که حسینیه به حمدالله و با سپاس فراوان به درگاه حضرت ختمی مرتبت و به کوری چشم دشمنان اسلام ناب محمدی در سه طبقه ساخته خواهد شد.

 

 |+| نوشته شده در  86/10/02ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط اشکمهر121  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا