|
به نام عشق هو121
|
||
|
گر دنیا و آخرت بیاری کین هر دو بگیر و دوست بگذار ما یوسف خود نمی فروشیم تو سیم سیاه خود نگه دار |
| ||
خواهر زاده جناب آقای مدیری به نام محسن شماعی که چند روزی از وی خبری نبود توسط عده ای ناشناس و به طور مرموزی به قتل رسیده است
جسد ایشان را در حالی پیدا می کنند که ماشین وی را به آتش کشیده اند .
همچنین شنیده می شود معاندان فقر و درویشی بعد از اینکه سی دی تخریب حسینیه توسط اراذل و اوباش معلوم الحال در بین مردم با فرهنگ و شریف بروجرد پخش گردید و عامه مردم از این جنایت و صحت نداشتن افترا ها و تهمت های مغرضین آگاه شدند مجدد سعی در ایجاد درگیری و به تنش کشیدن اوضاع بروجرد را دارند و شایعه نموده اند قصد انداختن کوکتل مولوتف به داخل مجلس شب جمعه را دارند .
در سی دی های پخش شده در سطح شهر مراسم عزاداری دراویش و نماز جماعت و ورود هیات های مذهبی و اجرای مراسم سینه زنی و زنجیر زنی توسط هیات های مختلف به نمایش گذاشته شده است که خود حاکی از ارتباط نزدیک هیات های مذهبی و هیآت حسینی بروجرد با دراویش سلسله نعمت اللهی است و تمامی سخنان روحانی نما های مسجد النبی کذب بوده و فقط به منظور ایجاد درگیری در بروجرد بوده است
جهت اطلاع بیشتر به سایت سايت جديد مجذوبان نور مراجعه کنید اخبار تکمیلی طی ساعات آینده در همان سایت مندرج خواهد شد
منبع:با یاران مجذوبان نور
تصمیم گرفتم که برای آشنایی بیشتر با تصوف و شناخت صحیح از صوفی مقاله زیر را در وبلاگ قرار دهم تا افرادی که اطلاعات کمی در این مورد دارند فریب اکاذیب متحجرین مسلمان نما را نخورند و به شناخت صحیح از این دو مبحث برسند انشا الله که مورد قبول حضرت حق باشد.
(برگرفته شده از مقاله دکتر جواد نوربخش )
1 . راه صوفی
هر یك از ارباب ملل و نحل به راهی گام می نهند و می روند تا چیزی شوند یا چیزی بیابند یا به جایی رسند . صوفی راهی را می رود تا نباشد و خود را گم كند و در دوست فنا شود . خوجه عبد الله انصاری فرماید : « الهی نیستی ، همه را مصیبت است و مرا غنیمت . »
پس آنكه در طریق عشق قدم می گذارد كه به مقام هایی نائل آید اولین گام را كج نهاده است . مولوی حكایتی زیبا دارد كه می فرماید :
« عاشقی در خانه معشوق را بزد . معشوق پرسید كیستی ؟ گفت منم عاشق تو . معشوق گفت برو كه عاشق نه ای . سالی چند بگذشت دیگر باره عاشق آمد و در خانه معشوق بكوفت و معشوق گفت : كه ای ؟
عاشق گفت : تویی . معشوق جواب داد : اكنون در آی كه درست آمده ای .
پس صوفی می رود كه نباشد
2 . سفر صوفی
عوام در پی دنیا از این سوی به آن سوی سفر كنند ، زاهد به طمع بهشت از دنیا به آخرت رخت كشاند ، صوفی ترك سفر كند و در طلب حق از خود مهاجرت گزیند .
من ترك سفر كردم با یار شدم ساكن یا رب چه سعادت ها كز این سفرم آمد
عارف در خود سفر سفر می كند و صوفی از خود .
عارف می گوید خود را بشناس تا خدا را بشناسی . صوفی می گوید خود را مبین كه رستی .
خلق در عالم هستی سفر دارند و صوفی در عالم نیستی . این است كه در دنیای مادی همه در فرارند و بی قرار ، در حالی كه صوفی آرامش دارد و قرار .
پس صوفی از خود به حق سفر می كند
3 . كار صوفی
صوفی نیروی خود را در راه معشوق صرف می كند زیرا می داند اگر نیروی خود را نه در طریق حق بكار اندازد بی شك در راه باطل هدر خواهد رفت .
بنابراین كار صوفی در جهت سازندگی و كارهای مفید اجتماعی است و بدینوسیله بر عطای حق ارج می نهد و ناسپاسی نمی كند .
صوفی هر كاری را كه در اجتماع عهده دار باشد در كمال صداقت و بهتر و بیشتر از دیگران انجام می دهد ، زیرا در كارش رضایت حق را در نظر دارد نه منافع فردی را . بهمین دلیل بیشتر مشایخ طریق در زمان خود عهده دار كاری بوده اند .
صوفی معتقد است كسی كه از دسترنج دیگران زندگی می كند نمی تواند حق پرست باشد ، زیرا رسول خدا ( ص ) فرموده است :
" لا دین لمن لا معاش له – هر كه معاش ندارد دین ندارد "
پس انسان بیكاره صوفی نیست
هو ۱۲۱
به استحضار مي رسد ه وبلاگ زير جهت پخش فرمايشات ضبط شده
حضرت آقاي مجذوبعليشاه(ارواحنا فداه) و استفاده عموم فقرا راه اندازي شده است
http://hou121.blogspot.com/
خواهشمند است مراتب جهت اطلاع عموم فقرا اعلام گردد
نرم افزار پندصالح براي نصب بر روي موبايل و كامپيوتر جيبي در سايت تصوف ايران آماده بهرهبرداري ميباشد
براي مطالب بيشتر به قسمت پندصالح مراجعه نماييد

ویا در کجای تاریخ اسامی ۷۲ تن یاران مولا حسین (ع) در واقعه کربلا کفر آمیز است؟
این اسامی بجز برای یزیدیان برای چه کسانی میتواند کفر آمیز باشد؟


به گفته ی مولایم حضرت آقای مجذوبعلیشاه تاب ثراه داد خود را نزد حضرت حق میبریم
کاری که این متحجرین انجام انجام دادند آیا تفاوتی با سپاه معاویه و یزید دارد؟
کافر کسیست که این اسامی را کفر مینامد یا دراویشی که به جز ذکر حضرت حق و مدح ائمه اطهار کاری انجام نمیدهند؟
اسم مولا حسین(ع) که فخر تمام کائنات است کفر آمیز است که انرا به طرز وحشیانه ای کنده اید؟
اسم یاران مولا حسین(ع) کفر آمیز است که در پای دینی که شما از آن به ظاهر دم میزنید سر و جان فدا کردند؟
آیات متبرک قرآن مجید کفر آمیز است که انرا ویران کردید؟!!!!!!!!
کسانی که این اسامی را کفر امیز می نامند اخرت خود را با چه امتیاز دنیوی و یا با چقدر پول عوض کرده اند؟
ادامه مطلب>>>>>
دل نوشته ای درباره ی حسینیه بروجرد
یک ماه گذشت و آب از آب تکان نخورد . انگار هیچ کس صدای فرو ریختنش را نشنید یا هیچ کس سرخی آتشی را که نه به خانه ام ؛ بل به جان مردمم افتاده بود لمس نکرد و اکنون در انتهای یک کوچه تمام دلخوشی ام خاطره ای شد که قصه دزدینش را برای کودکم بگویم . باید باور کنم آری این اولین بار نبود که برای اثبات بودنشان تمام بودنم را به بازی میگرفتند و مرگ را برایم شعار میدادند .
ادامه مطلب>>>>>
ادامه مطلب>>>>>>
نوروز- دکتر سعیدحجاریان: عرفان پایگاه محكمی در ایران و كل خاورمیانه و شبهقاره هند دارد و عرفای زیادی از این منطقه برخاستهاند كه هر كدام سرسلسلة حلقههای صوفیانه شدهاند و جنگ بین صوفیان و فقیهان امری تازه نیست.
تشیع از زمانی كه پا به ایران گذاشت، به صورت فرقهای باطنی پدیدار شد. بهخصوص در سلسلههای زیاریان و آل بویه رنگ و بوی باطنیگری بیشتر دیده میشود. حتی صفویه در بدو پیدایش، بخصوص سرسلسلههای آنان یعنی شاه صفی و شاه اسماعیل بیشتر از آنكه پادشاه باشند، مراد و مرشد قزلباشان بودند. اما با نهادینه شدن دین در ایران و پیدایش مكتبخانههای درسی و پیدایش فقها، این دو جلوه از امر واحد یعنی «حقیقت» و «شریعت» (یا به قولی طریقت و شریعت) از هم جدا شدند.
ادامه مطلب>>>>>>>>
ادامه مطلب>>>>>>>>>>>
پیشنهاد من به این عزیز این است که به جای نوشتن اراجیفی که فقط به درد مسخره کردن میخورند و حتی یک بچه ی ۲ ساله هم به دروغ و پوچ و بی اساس بودن انها پی میبرد و به جای سیر در عالم رویا به یک شعبده باز مراجعه کند تا در مورد دروغهایش به او کمک کنند.
در ضمن من نمیدانم این عزیز منابع مطالبش را از کجا به دست میاورد که ما هر چه میگردیم ان مطالب را در انها نمی یابیم!!!!!!!!!![]()
به این عزیز پیشنهاد میکنم که هنگام نوشتن مطالب وبلاگش حداقل منابع انها را ننویسد تا کسانی که میخوانند نتوانند به دروغ بودن انها پی ببرند!!!!!!![]()

مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)
بعد از تخریب حسینیه دراویش نعمتاللهی گنابادی در بروجرد، ما به سراغ قطب این دراویش رفتیم و بعد با شاهدان این حادثه به گفتگو نشستیم. به روایت دکتر هرسینی وکیل این دراویش، اساساً موضوع این تخریب، ریشه چندین ساله دارد. یعنی از سال ۸۱ که قرار بوده مکانی برای دراویش در این شهر خریداری شود. اما در ابتدا به صحبتهای مسعود گوش کردم. یکی از دراویش نعمتاللهی که ساکن بروجرد است. او از سابقه تاریخی حضور دراویش در بروجرد میگوید:
«در بروجرد قدمت درویشی به ۸۰۰ سال میرسد و چیز نوپایی نیست. در هر محلهای دست کم پنج – شش خانواده درویش هست. رابطهای خوبی هم با مردم دارند. تا آن جایی که من اطلاع دارم، به همه احترام میگذارند. مردم هم با آنها خوب هستند و من ندیدهام که نسبت به آنها بیحرمتی شود.»
مسعود کسانی را که از سال ۸۱ تا کنون به دنبال تنش با این سلسله بودهاند، خودبین میداند:
«تعدادی روحانی و لباس شخصی بودند که همانها قائله قم را به راه انداختند...»
دکتر غلامرضا هرسینی، وکیل دراویش نعمتاللهی کسی است که با اسناد و مدارک به بررسی سبقه تاریخی و حقوقی این حادثه در بروجرد میپردازد. او در مورد سابقه این حسینیه در بروجرد، چنین اشاره میکند:

دکتر غلامرضا هرسینی، وکیل دراویش نعمتاللهی (عکس: اردوان روزبه، زمانه)
جلسات درویشی در بروجرد از سالهای خیلی دور ادامه و استمرار داشته است. محلی هم به نام صوفیان در بروجرد بوده و هنوز هم وجود دارد که نشان میدهد در اینجا دراویش از قبل زندگی میکردند. دراویش این سلسله به طور مداوم جلسات ذکری برگزار میکردند. مجالس در خانهی آقای مدیری (مجاز نماز شهر بروجرد) تشکیل میشد.
زمانی احساس کردند که دیگر جایی برای گنجاندن این درویشها نیست و ناچار شدند که محلی را بخرند. بهترین محلی که ما میتوانیم مراسم خود را برقرار کنیم و نماز بخوانیم و عبادت کنیم، حسینیه است. حسینیه هم به این اعتبار اسمگذاری میکنیم که اگر احتمالاً شرایطی برای افرادی که میخواهند وارد مسجد بشوند، یعنی باید حتماً طاهر باشند و حیض و جنب نباشند، در حسینیه برای رعایت آن خیلی تاکید نشده است.
در نتیجه ما حسینیه دائر میکنیم که تمام مردم و افراد بتوانند بیایند و مشارکت کنند و ضمناً چون در اینجا بیشتر مراسم سوگواری سالار شهیدان برقرار میشود و فقرا نسبت به حضرت حسین ارادت و علاقه دارند، این اسم را انتخاب کردیم.
در سال ۱۳۸۰ تصمیم گرفتیم که این محل را به جای دیگری منتقل بکنیم. ابتدا خانهای را خریدیم که این خانه مربوط به خانوادهی مشهوری به نام نبوی در بروجرد بود . پدر آقای صدر نبوی از علما بودند. مقامات امنیتی به این خانوادهی نبوی اعلام کردند که اگر شما این ملک را به این دراویش بفروشید، ما شما را تعقیب و اذیت میکنیم. آنها هم از ترس آمدند و تقاضا کردند که ملکی را که به شما فروختیم، به ما پس بدهید.

مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)
به این اعتبار، ما در دادگاه بر علیه آنها دادخواست دادیم؛ الزامشان را به حضور در دفترخانه و تنظیم سند رسمی خواستیم. آنها هم هیچ دلیلی نداشتند. بعد آمدند از ما خواهش کردند که ما در این شهر آبرو داریم و نمیخواهیم خودمان را با مسائل امنیتی درگیر کنیم. شما به ما کمک کنید.
گفتیم که چون مسلمان هستیم و میخواهیم در آنجا مراسم عبادی برقرار کنیم و حالا که شما ناراضی هستید، ممکن است عبادت ما درست نباشد و قرارداد را فسخ کردیم. ملک ایشان را پس دادیم و مبایعه نامه را باطل کردیم و جای دیگری را خریدیم.
در آنجا که مشغول شدیم آمدند یقهی ما را گرفتند که شهرداری مجوز میخواهد و کمیسیون مادهی ۱۰۰ که مربوط به تخلفات شهرسازی است، گفته این جور و مادهی فلان آن جور و به هر حال جلوی کار ما را گرفتند و هر روز ما با آنها مشکلات داشتیم.
بعد رفتند همسایهها را وادار کردند که بیایند بر علیه ما شکایت کنند و بگویند که این حسینیه برای ما ایجاد مزاحمت میکند. یک عدهای که خیلی دور بودند، این کار را کردند. یک عده هم از این بچههای بسیجی و رییس سابق دادگستری بروجرد میخواستند که اینجا را ببندند.
تا آنجا که دستور پلمپ صادر شد. حتی روزی هم که مأمور فرستادند که در حسینیه را پلمپ بکند، فقرا درب را در آوردند و وسط میدان گذاشتند و گفتند که این در؛ شما پلمپ کن و تکلیف خودت را انجام بده و برو. ما همینجا مراسم عبادی خودمان را انجام میدهیم.

مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)
نهایتاً اینها دیدند که از آن طریق نمیتوانند کاری بکنند. از طرفی همسایهها هم آمدند به فقرای بروجرد گفتند که به خدا قسم ما تحت فشار بودیم و ما را به این کار وادار کردند. گفتیم که اگر وادارتان کردند، بروید و در دادگستری رضایت بدهید که رفتند رضایت بدهند؛ اما تا موقعی که آقای رییس دادگستری بود، به این پرونده رسیدگی نشد و مفتوح ماند.
بعد قاضی عوض شد و دادگاه حکم داد که اینها ایجاد مزاحمت نکردند و من هم عملی را جرم میدانم که در قانون مجازات اسلامی به عنوان جرم شناخته شده باشد. اگر درویشی و داشتن افکار اسلامی و صوفیانه در قانون برای آن مجازاتی تعیین نشده، من هم به عنوان محکمه نمیتوانم که اینها را تعقیب کنم. در نتیجه اعلام برائت کرد.
از طرفی ما از فشار شهرداری پناه بردیم به دیوان عدالت اداری. دستور موقت گرفتیم مبنی بر جلوگیری از تخریب این حسینیه توسط شهرداری. حتی زلزله که سال گذشته در بروجرد آمد و اکثر خانهها آسیب دیدند و تخریب شدند، حسینیه ما هم مستثنی نبود و آسیب دید. به ما اجازه ندادند که ما دیوارها را حفظ بکنیم که بر سر فقرا و مردم نریزد.
از لحاظ حقوقی فکر میکنید کار شما به چه نتیجهای خواهد رسید؟
اگر قانون حاکم باشد، اینهایی که محل ما را بدون مجوز قانونی تخریب کردند، هم از دیدگاه قانون مجرم هستند و علاوه بر اینکه باید مجازات تخریب را (که از شش ماه تا سه سال زندانی دارد) تحمل کنند، باید خسارت هم بدهند. اگر قانون حاکم نباشد آنها میگویند که ما تخریب کردیم، دیگران هم از اینها تٱسی میکنند. میگویند چرا ما از آنها عقب بمانیم. برای اینکه ما هم یک شهرتی پیدا کنیم، ما هم خراب کنیم.

مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)
موقعی این حسینیه را تخریب کردند که مردم در آن جمع بودند و آن را بر روی سر مردم خراب کردند. بدون اینکه بیان کنند که به چه علت میخواهند این کار را بکنند. این عملشان از نظر شرعی هم قبح عقاب بلا بیان است.
باید میآمدند اعلام میکردند که مثلاً شما مکلف هستید که اینجا را تخریب کنید و بعد هم دلیلشان را بگویند و بعد هم اجازه دهند که ما به ملجاء دیگری برویم. اگر اینها پایبند به قانون هستند، دیوان عدالت اداری مرجع تظلمات است. ما رفتیم از آنجا حکم گرفتیم. اینها باید از دیوان عدالت اداری تبعیت کنند.
منتها وقتی که قانون حاکم نیست، هر کسی برای خودش تصمیم میگیرد. حتی نیروی انتظامی به این آقایانی که میخواستند به ما حمله کنند، گفته بود که اینجا را ترک بکنید. گفته بودند که ما از شما دستور نمیگیریم و از مراجع دستور میگیریم. وقتی که نیروها مکان را ترک نکردند، آمدند و ریختند سر ما و نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران. البته همهی کسانی که میتوانستند کمک بکنند، آنها را نگرفتند و در نتیجه ریختند و زدند و بردند.
آیا شما در پروندهی قم توانستید حقوقتان را اثبات کنید؟
ما برای خودمان مالکیت حفظ نمیکنیم . وقف سلسله میشود. بله این حسینیه وقف سلسله است و موقوفٌ علیه آن، افراد سلسله هستند و برای بهرهبرداری سلسله مورد استفاده قرار میگیرد. وقف ما هنوز معتبر است و هیچ کس هم آن را نقض نکرده است. ولی عملاً نه تا به حال چیزی به عنوان خسارت دادهاند و نه به ما اجازه دادهاند که مجدد به آنجا برویم وتملک کنیم. بروجرد هم به همین درد مبتلا شد. یعنی ما توقع نداریم که برای ما کاری بکنند.

مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)
موضوع اینجا است که برخوردها در طول سه چهار سال اخیر خیلی افزایش پیدا کرده...
علت آن این است که یک عدهی زیادی از آقایان سرخورده شدهاند و رفتهاند سراغ عرفان بودایی؛ یک عده دنبال عرفان سرخپوستی رفتهاند؛ یک عدهای متأسفانه مسیحی شدهاند و یک عده هم آمدهاند درویش شدهاند؛ چون آنجا نتوانسته که حفظشان کند.
خود بنده در ادارهی پنجم سیاسی وزارت کشور رفتم یک سمینار دادم و از آقایان رؤسا و کارشناسان خواهش کردم که در این صحبت و میزگرد ما شرکت کنند و ببینند که تکلیف چیست. آیا ما میتوانیم از حمایت قانون برخوردار باشیم یا باید خودمان به فکر باشیم. مثل پلیس محله که استخدام میکنند تا دزدی نشود، برای جلوگیری از هرج و مرج و حفظ جان فقرا و حفظ حسینیههایمان، نفر استخدام کنیم.
من در مراسم شما در حسینیه تهران شب جمعه شرکت کردم، جمعیتی بالغ بر ۱۰ هزار نفر در این مراسم کاملاً رسمی شرکت کرده بودند و هیچ برخورد و تعرضی هم نمیشد. ولی در بروجرد حسینیه شما تخریب میشود. اگر شما اجازه ندارید، پس چه طور میتوانید یک مراسم ۱۰ هزار نفری برگزار کنید؟ از جهتی هم اگر اجازه دارید، پس چرا حسینیه شما در بروجرد تخریب میشود؟
مسأله اعمال سلیقهی شخصی است. نه در قانون کسی گفته که درویشی خلاف است، نه در شرع کسی این حرف را زده است. در نتیجه اگر که در همه جا حاکمیت قانون باشد، طبق قانون اساسی، جمعیتها و گروهها و هیأتهای مذهبی آزادند و کسی نباید به آنها تعرض کند. مجری، باید محافظ و مدافع باشد. چون قانون باید حمایت بکند.

مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)
یعنی تا کنون مراجع قانونی دستکم سعی خودشان را برای حفظ این امنیت کردهاند؛ ولی یک نیروی دیگر هست که میتواند این جریانات را ایجاد کند ...
قطعاً همین طور است که میفرمایید.
چون قاعدتاً اگر قرار بود که مبتنی بر قانون باشد، در طول سه دههی انقلاب باید هر سال این ماجرا را میداشتیم...
این حرکتها قانونشکنی است. و الا قانون از همهی افراد ایران، از هر قوم و قبیلهای که باشند، حمایت کرده و آنها را در مقابل خود مساوی قرار داده است. یعنی حتی تبعیض هم قائل نشده. حالا اگر یک جایی تبعیضی قائل میشوند و مشکلاتی ایجاد میکنند، خارج از قانون و دور زدن قانون است. حاکمیت با ما مخالف نیست. چون اگر مخالف بود، به صورت لایحه و مصوبه به قسمت قانونگذاری ارائه میداد و آنها هم تصویب میکردند.
من به خاطر دارم که در زمان حضرت امام میخواستند مقبرهای را که ما در شاهعبدالعظیم داشتیم، خراب بکنند. حضرت امام اعلام کردند که آن آقایی که میخواهد خراب کند، کیست؟ او نباید بیاید از من بپرسد، بعد جایی را تخریب کند؟ میگویند او از ترس حضرت امام فرار کرد.
منبع:سایت مجذوب
لازم میدانم که در ابتدا به تمامی انها دست مریضاد بگویم و از خداوند منان برای تمامی انها ارزوی بقای عمر با عزت از درگهش داشته باشم و در ادامه به خوانواده ی این عزیزان تبریک میگویم و از درگه حضرت حق تعالی خواستار گرفتن تقاص از مسببین ویران شدن خانه ی مولا حسین(ع) میباشم.
در ضمن بر اساس اخبار موجود فردی که با لودر حسینیه ی فقرای نعمت اللهی را خراب کرد ( شخصی به نام بوربور که در نزد مردم بروجرد چهره ی منفوری میباشد) به دست برادر خودش بر سر مسئله ارث و میراث با کارد به شدت مجروح شده است.
البته اینبار اقایان رذل بسیجی نمیتوانند این قضیه را به گردن درویشان بی ازار بیندازند![]()
(از قدیم گفته اند چوب خدا صدا ندارد:نوش جان اقای بوربور)
هـــــو
۱۲۱
اِنَّما اَشكُــوا بَثِّى وَحُزنِـى إلَـى الله

و فَــاصبِــر صَبــراً جمیِــلاً ، اِنَّ اللهَ یُحب ُّ الصّابِرِین
اِن الحُسین مِصباحُ الهُدی و سَفینَه النِجاه
فیلمهای جدیدی از فاجعه ی حمله ی وحشیانه مقدس نمایان و متحجرین و فریب خوردگان زر و زور به حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی بروجرد
حسینیه ی ویرانه و موتورسیکلتهای سوخته شده از آتش جهل متجحرین
لودر شهرداری که برای تخریب خانه حسین آمده است
ویرانه ای که قبل از حمله ی متحجرین حسینیه حضرت سیدالشهدا بود
در شرع مطهر اسلام گویندگان شهادتین مسلمان هستند و دولت اسلامی موظف به حفظ جان و مال و ناموس آنهاست . آیا دولت جمهوری اسلامی ایران به این تکلیف شرعی و انسانی خود عمل کرده است ؟؟
کاری که یزید و یزیدان با حسین علیه السلام کردند این خود فروختگان با نام و خانه حسین کردند
آتش زدن و تخریب حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی بروجرد
شعله های آتشی که از کج فهمی و نادانی عده ای فریب خورده به خانه ی حسین علیه السلام زده شد
به گفته شاهدان عینی اینان حتی برنج داخل حسینیه را دزدیدند و می گفتند غنیمت جنگی است . واقعا آیا می توان نام این افراد را مسلمان گذاشت ؟؟!!
دزدیدن فرشها و تخریب وسایل حسینیه توسط مهاجمین به اصطلاح مسلمان
محاصره حسینیه توسط چماقداران بسیجی نما
هوچی گری قبل از حمله به حسینیه
تحریک مردم توسط آخوند اعزامی از قم
عربده کشی عوامل فریب خورده در خیابانهای شهر
تدارک شروع حمله به حسینیه دراویش گنابادی بروجرد
عوام فریبی و شستشوی مغزی با ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام
البته ادعا دارد که برای گفتگو آمده بودند ولی مشخص نیست از کی گفتگو به غسل شهادت و وصیت نامه احتیاج دارد
گروه اعزامی از قم ( با غسل شهادت و کفن)
ویرانه ای که قبلا محل ذکر خدا و عزاداری سرور شهیدان بود
از دوستان و فقرای عزیز بروجردی برای ارسال این فیلمها کمال تشکر و سپاس را داریم و امیدواریم روزی بیاید که فیلم افتتاح حسینیه جدید بروجرد را برایمان بفرستند.
منبع : www.bayaran.blogfa.com
ـ نزدیک به یکصد اقلیت و فرقه مذهبی در ایران وجود دارد . اما بیشترین برخورد در طول این چندسال گذشته با درویش های نعمت اللهی گنابادی بوده است . با توجه به اینکه مشی شما از نظر شریعت ، کاملا منطبق بر شیعه است ، فکر می کنید چرا برای نزدیکترین گروه به شیعه بیشترین مشکلات و درگیری آمده ؟
- امام زمان که غایب شد ، گفت کسانی که آن چهار شرط را دارند ، جانشین وی برای تقلید هستند ؛ شیعه هم همین را می گوید . فلل عوام یقلدوا . آنهایی که اطلاعاتی ندارند ، عوام هستند . البته عوام در اینجا یعنی عوام در اطلاعات مذهبی . یک دکتر و پرفسور هم در اینجا عوام محسوب می شود . آن عوام باید تقلید کنند . تقلید در عمل ، نه در اعتقاد .
ما می گوییم امام زمان یک نفر را هم معین کرد برای اینکه بیعت بگیرد و وضع کند . آن نفر ماییم . یک نفر هم معین کرد که احکام را بگوید ، آن نفر شمایید . شما به وظیفه خودتان رفتار کنید ؛ ما به وظیفه خودمان . ما وظیفه شما را می شناسیم . می دانیم شما وظیفه ای دارید . آنهایی که این را رعایت می کنند ، روابطشان با ما خوب است .
ولی همیشه آنهایی که یک خرده جار و جنجالی و سیاسی هستند ، این رعایت را نمی کنند . اصلا این یکی رشته را قبول ندارند . می گویند نخیر ؛ چنین چیزی نبوده . امام کسی دیگر را تعیین نکرد ؛ فقط ما را تعیین کرد . این اساس اختلاف است .
اما چرا به گنابادی فقط پیله کردند ؟ برای اینکه الان سلسله گنابادی از سایر سلاسل تعدادش بیشتر است و این چند قرن اخیر ، همه رهبرانش آخوندها و یا به اصطلاح روحانیونی بوده اند که گذشته از این کار ، اطلاعات فقهی هم داشتند . یعنی همان شرایطی که برای فلان آقای فقیه هست ، که مردم باید از او تقلید کنند ، در ایشان هم بوده است . بنابراین می شد از ایشان هم تقلید کرد . کما اینکه فرض کنید الان درویشها از آقای رضاعلیشاه که آخرین شیخشان است ، تقلید می کنند .
این است که در اینجا می شود یک مقداری از قدرت آنها را اینها هم داشته باشند . معذالک برای اینکه دچار اشتباه نشوند ، همه می گفتند در امور شرعی به آخوندها رجوع کنید ؛ برای اینکه حسادت انگیخته نشود .
بعد هم در گناباد جد ما که صد و خرده ای سال است که رحلت کرده اند و اولین قطب در این سلسله بودند ، گفتند در سیاست دخالت نمی کنیم . در مسایل شرعی هم با وجود اینکه فقیه دانشمندی بودند ، نظر فقهی ندادند و گفتند نظر فقهی با فقهاست . نظر داشتند ، می گفتند ؛ ولی به عنوان فتوا ندادند .
این حضور موجب شد که فکر کنند ممکن است موجب مزاحمت بشود و قبل از اینکه بقول آنها لطمه بزند ، می خواهند از بین ببرندش . البته از بین هم نمیرود …
- برخورد مسوولان عالی نظام جمهوری اسلامی با رویکرد دینی شما چگونه است ؟
- من نمی دانم ، اعتقادشان چه هست . ولی عملشان هم همین است که می بینیم . در اعتقادشان خب بعضی ها مثلا آقای منتظری در بعد از قضیه قم گفتند : « آقا اینها چه کار دارند به اعتقاد شما ؟ چرا اذیت می کنید ؟ نباید اذیت کنید » یا آقای کروبی که البته در سطح مراجع نبودند ، اما اعتراض کردند . دیگران هم خیلی ها گفتند . خیلی ها هم همین عقیده را داشتند و نگفتند . یعنی این عمل را تقبیح کردند ؛ بدون اینکه جزو ما باشند .
به قول خود یکی از آقایان اگر با بعضی از عقاید اینها مخالف اید ، خب آن مخالفت تان را بگویید ؛ چه کار به حسینیه شان دارید ؟ این وضعیت بین همه هست ؛ بین همه مسوولان ، بین همه فقها ، و بین دیگران . خب علامه طباطبایی اهل عرفان بود ، آقای خمینی اهل عرفان بود ، خیلی ها هم نبودند ؛ مانند این آقایانی که الان می بینید .
- ولی در بعضی از این تخریب ها به نظر مراجع استناد شده . به نظر شما مراجعی که موافق با تخریب مراکز عبادی شما هستند ، کدام مراجع اند ؟
- من می دانم چهار نفر از آقایان هستند که این چهار نفر ، صریحا مخالف اند . البته آنهای دیگر هم موافق تصوف نبودند ؛ ولی خب کاری نداشتند . اما اینها مخالف بودند و می گفتند : قم جایگاه صوفیان نیست .
یکی از همین آقایان خطاب به یک مامور دولت که آنجا بود ، گفت اگر شما نمی توانید بیرونشان کنید ، ما بیرونشان می کنیم . خب این مامور چقدر باید ضعیف باشد که نگوید آقا شما کی هستید ؟ من مامور از طرف ملت هستم . اگر لازم باشد می کنم ، اگرنه که هیچ .
بعد که این قضیه شد ، همه آقایان گفتند « کی بود کی بود ، من نبودم . » همه گفتند ما با این قضیه مخالف بودیم . در بروجرد هم وقتی به این فقرا گفتند متفرق بشوید ، بروید منزل هایتان ، خب بعضی ها اطاعت کردند . حرف دادستان بود .
اما وقتی این حرف را به مهاجمین گفتند ، آنها گفتند ما از شما دستور نمی گیریم و تا از مراجع به ما نگویند ، نمی کنیم . اینک یکی از آنها مرحوم شده . سه نفر دیگر مانده اند . از این سه نفر دو نفر باز هم صریحا مخالفت می کنند و یک نفرشان که یک خرده باهوش تر است ، ساکت است و هیچ نمی گوید .
ولی سکوتی که می گویند ، کنایه ای که رساتر از تصریح است . وگرنه خیلی آقایان دیگر هستند که ما را قبول ندارند ؛ ولی می گویند اینها هم مسلمانی هستند . الان آقای خامنه ای خودشان نظر دادند کسانی که شهادتین را می گویند ، مسلمان اند . دیگر چه کار داری به اعتقادشان ؟ مسلمان کسی است که شهادتین بگوید .
- با توجه به اینکه ما می دانیم در کرج هم شما تهدیدهایی داشته اید ، فکر می کنید آیا این تخریب ها باز هم ادامه پیدا می کند ؟
- ممکن است ، ولی انشاالله خدا نمی گذارد . البته خدا به دست مومنین می کند . خداوند در آیه ای خطاب به پیغمبر می گوید : خداوند با نصرتی که خود داد تو و با مومنین را کمک کرد . خداوند کاری می کند ، توسط مومنین می کند . خداوند انشاالله نمی گذارد .
ما هم می توانیم کاری بکنیم ؟ بله . اگر جلوی مثلا جاده ای ببینید یک مار می رود ، نمی توانید بگوید این مشیت است و مار آمده ما را بزند . مار را باید جلویش را گرفت . همه رقم امکانش هست که کاری بکند و می کند . ولی آن امکان را باید از او گرفت .
- با توجه به مشکلاتی که در قم و در بروجرد پیش آمد و هنوز با مسائلی مواجه هستید ، تصمیم آتی شما چیست ؟
- این تصمیم واقعی ماست : شکایت خودمان را به خدا می کنیم . البته خداوند به گفته پیغمبر شکایت ما را می شنود انشاالله . خودش هرکاری بخواهد می کند .
ما همه مسلمانیم ، ایرانی هستیم . همه ایرانی ها در مسایل اجتماعی ، حکومت و سیاست باید امنیت داشته باشند . و هر کسی این کارها را می کند ، به ایرانیت و به ملت ایران و به امت اسلام لطمه می زند و همه دوستان به این توجه کنید که این کار کوچکی نیست . شما یک حسینیه را خراب کنید ، هم به نام حسین و هم به نام اسلام توهین کرده اید . یعنی همان کاری که با خود حسین کردند ، شما با نامش کردید .
از طرفی هم به ملت ایران لطمه زدید ، به همه ملت ایران . برای اینکه یک غیرمسلمان ، مسیحی و یهودی هم که در ایران است ، از این قضیه ناراحت می شود و هم به آزادی یک ملت که این همه برایش جنگیده اند ، لطمه زده اید . با این کار نشان دادید می شود لطمه زد و دیگران را هم وادار به این کار می کنید .
- شما در مورد احکامی مثل جهاد ، که حکم شریعت است ، نظرتان چیست ؟ اگر حکم جهاد صادر شود ، شمولیتی در روش و طریقت شما هم پیدا می کند ؟
- جهاد در مذهب شیعه مصداقا امکان ندارد . برای اینکه شیعه می گوید . حکم جهاد از طرف امام معصوم باید داده بشود . امام معصوم هم غایب است . ما اجازه نداریم از طرف امام حکم جهاد بدهیم . آقایان فقها هم اجازه ندارند حکم جهاد بدهند . اینک جهاد اصلا نمی شود .
البته فرقی بین دفاع و جهاد است . جنگ ایران و عراق را هم نمی گویند جهاد ، میگویند دفاع مقدس . دفاع در همه حال واجب است . کسی حمله می کند ، جوابش را بدهید . دفاع چیزی طبیعی ، فطری و عقلانی است . دفاع واجب است ؛ ولی جهاد واجب نیست . اگر کسی حکم جهاد بدهد ، من در مشروعیتش شک می کنم . چون در حال با غیبت امام معصوم نمی شود حکم جهاد داد .
دانلود بخش اول مصاحبه
دانلود بخش دوم مصاحبه
منبع : سایت اخبار سلسله ی نعمت اللهی؛
نامه ی جمعی از دراویش سلسله ی جلیله ی نعمت اللهی گنابادی به وزیر کشور
بسم الله الرحمن الرحیم
وزیر محترم کشور جناب آقای پورمحمدی
سلام علیکم؛
در پاسخ نامه جنابعالی به آیت الله مهدی کروبی در خصوص واقعه بروجرد ، چون در جراید منتشر گردید و به نحوی در وقایع اخیر دراویش سلسله گنابادی را مقصر دانسته اید ، مطالبی برای روشن شدن حقایق جهت اطلاع جنابعالی و همه شهروندان به خصوص هموطنان ساکن در استان لرستان و مردم فهیم شهرستان بروجرد به استحضار می رسانیم :
۱ - براساس قانون اساسی و قوانین نظام جمهوری اسلامی ایران درویشی و درویش بودن جرم نمی باشد و ظاهرا دراویش از حقوق شهروندی در این نظام برخوردارند و بر اساس قانون و اظهار و تایید جنابعالی که در نامه متذکر شده اید : « دفاع از حقوق همه شهروندان در اقصا نقاط کشور در همه سطوح و از همه گروه ها و طبقات اجتماعی با باورها و گرایش ها و تمایلات گوناگون از اصلی ترین وظایف نظام جمهوری اسلامی است » ، مسوولیت اجرای آن به عهده وزارت کشور و شخص جنابعالی است .
۲ - وزیر محترم ؛ موضع گیری به نفع یا ضرر گروهی خاص شایسته و پسندیده مقام شما نمی باشد . اگر اظهارات جنابعالی را بر اساس صداقت بدانیم به حتم و قطعا مطلعین و مسوولین امر ، شما را از تمامی حقایق با خبر نساخته اند و اخبار کذب برای یک مدیر آن هم در مقام وزارت کشور مخرب و تصمیم گیری ها و اظهارات مبتنی بر آن ، دور از عدالت و خلاف واقعیت خواهد بود .
۳ - آقای وزیر ؛ مکان مقدسی که به نام نامی سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) نامگذاری شده و محل ذکر مصیبت سیدالشهدا (ع) است در نامه شما ، متاسفانه عمدا یا سهوا حتی یک بار هم به آن مکان مقدس « حسینیه » خطاب نشده است و از واژه هایی همچون « ساختمان موصوف » ، « مکان » و … استفاده شده که این گونه نگارش خاطره دادنامه های صادره در پرونده های دراویش قم را در ذهن تداعی می نماید . زیرا ، در آن دادنامه ها یکبار هم به حسینیه دراویش ،« حسینیه » خطاب نشده است . گویا امام حسین (ع) دراویش ؛ با امام حسین (ع) بعضی از مسوولین دو شخصیت جداست .
۴ - آقای پورمحمدی ؛ قضاوت با خودتان آیا در مقام عدالت و با نظر بیطرفانه به قضایا نگاه کرده اید ؟
- آیا منابع خبری و اطلاعاتی ، جنابعالی را در جریان مطالب ذیل گذاشته اند ؟
حسینیه دراویش گنابادی بروجرد در تمامی مراسم سوگواری سیدالشهداء و اعیاد ، پذیرای اقشار مختلف مردم و هیات های مذهبی بوده است ( همچون هیات های ابوالفضل (ع) ، قمر بنی هاشم (ع) ، جان نثاران مهدی (عج) ، دنگه ، عاشقان ابوالفضل (ع) و … ) . دراویش بروجرد با هیچ فرد یا گروهی مشکلی نداشته اند . مخالفت های اولیه از سوی برخی از نیروهای امنیتی آغاز گردید که مستند آن ، گزارش اداره اطلاعات در پرونده کلاسه ۸۵ /۱۰۱/۵۴۷ در شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی - جزایی بروجرد می باشد . برخی از ارگان های دولتی و اشخاص ذی نفوذ با توسل به قانون در صدد پلمپ و تخریب و جلوگیری از انعقاد مجالس درویشی در بروجرد برمی آیند ، که طی سلسه اقداماتی از قبیل تشکیل پرونده کلاسه ۸۵/۱۰۱/۵۴۷ علیه عده ای از برادرانمان به اتهام « تشکیل خانقاه دراویش » طرح می شود که نهایتا منجر به صدور حکم برائت آنان طی دادنامه شماره ۱۶۸۵ مورخ ۲۸/۱۱/۱۳۸۵ می گردد و ضمنا کلیه اهالی محل نیز در این پرونده نسبت به دراویش و تشکیل مجالس در حسینیه آنها اعلام رضایت می نمایند . مجددا پرونده تخلف ساختمانی در شهرداری مطرح که حکم کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری درپرونده کلاسه ت ۸ / ۸۴ / ۱۲۲ طی دادنامه شماره ۸۵۹ مورخ ۳۰/۲/۸۶ توسط شعبه ۸ تجدید نظر دیوان عدالت اداری نقض می گردد . بعد از آنکه با بهانه های قانونی توانائی تکرار واقعه تخریب حسینیه شریعت قم برای فاجعه آفرینان محقق نمی گردد و اقدامات ظاهرا قانونی به جایی نمی رسد ؛ آنگاه تحرکات علیه دراویش تحت عنوان حرکت های مردمی و امت حزب الله پی گیری می شود . لازم به تذکر است این تحریکات توسط اشخاصی خارج از شهر بروجرد هدایت شده و بیش از پیش شدت می گیرد .
اعزام روحانیون از شهر قم جهت تبلیغ علیه تصوف و تحریک روحانیون جوان بروجردی و دامن زدن به اختلافات تاریخی میان دو مکتب فکری و به نام دفاع از مرجعیت و اجرای فتوا اساس و زمینه ساز اصلی این واقعه بوده است . حتی در شب حادثه ، اسناد و مدارکی وجود دارد که نشان می دهد افرادی به ظاهر طلبه که وصیتنامه نوشته و از زن و فرزندان خود خداحافظی کرده و غسل شهادت نموده اند از شهرستان قم برای نابودی دراویش و تخریب حسینیه آنان به شهر بروجرد اعزام شده اند . ( فیلم های آن موجود است )
۵ - آقای وزیر : آیا در تحقیقات خود حتی از یک درویش سوال نموده اید که چه اتفاقی افتاده است ؟
- آیا تا کنون یک نفر از مهاجمین به حسینیه دراویش توسط نیروهای تحت امر شما دستگیر شده اند ؟
- مسوولین در جلوگیری از تهاجم به اصطلاح نیروهای مردمی چه اقداماتی انجام داده اند ؟ خصوصا از زمان آتش گرفتن درب حسینیه ( ۱۹/ ۸/ ۸۶ ساعت یک و نیم بامداد ) تا زمان تخریب کامل حسینیه (۲۰/ ۸/ ۸۶ ساعت ۳ بامداد ) ؟
- مهاجمین ( یا به اصطلاح اهالی محل ) گاز اشک آور و دود زا از کجا آورده بودند ؟
- آیا در طول تاریخ یک نمونه سراغ دارید که صوفیان به مسجدی حمله کرده باشند ؟ ( در صورتیکه در مدت مسوولیت جنابعالی در وزارت کشور دو حسینیه دراویش در قم و بروجرد توسط معاندین تصوف تخریب شده است ) .
۶ - اگر شیشه مسجدی توسط یک یا چند نفر شکسته یا بین چند نفر درگیری ایجاد شده ، آیا در آن شهر دادسرا و دادگاه و نیروی انتظامی و قانون حاکم نبوده ؟ که افراد با استفاده از قانون دوران جاهلیت عرب خود در صدد انتقام بر آیند؟ آیا عقلا ، قانونا و شرعا قصاص این اتفاق که دراویش در آن دخالتی نداشته اند و به دروغ به آنها نسبت می دهند ، می تواند دلیل تخریب حسینیه سیدالشهداء (ع) و ضرب و شتم دراویش و بازداشت آنها باشد ؟ هنر مسوولین شهر و استان که زیر مجموعه وزارت کشور هستند در اجرای قانون و تأمین امنیت دراویش چه بوده است ؟ تا همگان و جناب آقای کروبی به وزیر کشور و زیر مجموعه ایشان خدا قوت بگویند .
- آیا جنابعالی در جریان ایراد سخنرانی ها ، پخش اعلامیه ها ، شعار نویسی ها ، جوسازی ها ، طومار سازی ها ، فحاشی ها ، شایع سازی ها ، انتشار اخبار کذب و برخورد فیزیکی با دراویش بوده اید ؟
- آیا در جریان تعیین وقت حمله و اعلان آن در سایت ها و وبلاگ های متحجرین ، و برنامه ریزی وسیع مهاجمان و فراخوانی آنها بوده اید ؟
۷ - آقای پور محمدی فرموده اید : « در مدیریت و کنترل این گونه پدیده ها با کمترین هزینه ، کمترین زمان و کمترین تبعات موفق بوده ایم . » حال سوال اینجاست ، جنابعالی « هزینه » این فاجعه را چگونه محاسبه نموده اید ؟ البته این واقعه برای مهاجمین کمترین هزینه و برای دراویش بسیار پر هزینه بوده است و طرح موضوع « کمترین زمان » هنر مدیریت نبوده بلکه هنر بولدوزر و قدرت آن در تخریب حسینیه بوده است . منظور شما از کمترین تبعات چیست ؟ در زمانی که به اظهار خودتان « جهان اسلام تحت فشار سخت ترین شرایط و وضعیت است » تبعات این اختلافات میان برادران شیعه و هموطن کم می باشد ؟
۸ - آقای وزیر ؛ فرموده اید « مسوولان مربوطه از ابتدای حادثه با حضور فعال در صحنه بوده اند » .
- حضور فعال مسوولان در کجا و در چه زمینه ای ؟ به ضایع نمودن حقوق دراویش و همراهی با مهاجمین حضور فعال می گویند ؟
- چرا مسئولان با محرکان و زمینه سازان واقعه ، با تساهل و تسامح برخورد نموده اند ؟ و حتی بعضا گاهی با همکاری و همیاری ؟
- چرا نیروهای انتظامی اجازه تجمع به مهاجمین داده و در حین واقعه ، در ساعت ۱۲ شب ، شنبه مورخ ۱۹/ ۸ /۱۳۸۶ صحنه را ترک نموده و « حضور فعال » را بر عهده مهاجمین می گذارند ؟
- شاید منظور جنابعالی از « حضور فعال » ، آمادگی لودر شهرداری در ( ساعت ۱۹ ) شب حادثه می باشد ؟ که گویا منتظر تصمیم گیری شورای تامین بوده است ؟
۸ - آقای وزیر ؛ فرموده اید « … این وضعیت منجر به حمله اهالی به مکان موصوف و آتش گرفتن بخشی از آن می گردد که بدنبال این امر ماموران نسبت به تامین کامل محل و پاکسازی آن اقدام می نمایند » .
- عبارت « حمله اهالی » نشانگر چیست ؟ همسایگان و یا ساکنین بروجرد ؟ اگر منظور همسایگان است که رضایت آنان از دراویش در پرونده کلاسه۸۵/۱۰۱/۵۴۷ شعبه ۱۰۱ دادگاه بروجرد ثبت و ضبط شده است . اگر منظور اهالی فهیم بروجرد است که سال ها در کنار دراویش بدون هیچ مشکلی زندگی می کرده اند و حتی محله ای به نام صوفیان در بروجرد وجود دارد . چرا در این وقایع حقایق را پنهان نموده سعی می شود این حرکت هامردمی جلوه داده شود ؟
- منظور از « تامین کامل » چیست ؟ دستگیری بیش از ۱۸۰ تن از دراویش مظلوم ؟ و یا ایجاد رعب و وحشت و جو پلیسی در شهر بروجرد بر علیه دراویش ؟
- منظور از « پاکسازی » نابودی آثار جرم مهاجمین و تسطیح کامل حسینیه سیدالشهدا است ؟
۹ - آقای وزیر : در این نامه به گونه ای اظهار نظر نموده اید که مسوولین شهر و استان میانجیگر دو طرف دعوا بوده اند و دخالتی در تخریب حسینیه نداشته اند در صورتی که دادستان ، فرماندار و فرمانده نیروی انتظامی در واقعه بروجرد حضور داشته و اعمال مهاجمین را نظارت و بعضا همکاری می نمودند . یاد آور می شویم که این اظهارات تکراری است چرا که قبلا نیز بر اساس تصمیمات شورای تامین استان قم که زیر مجموعه وزارت کشور می باشد دستور تخریب حسینیه شریعت قم را صادر نمودند ( جهت ملاحظه و تایید مطالب فوق توجه جنابعالی را به مصوبات شورای تامین استان قم كه در صفحات ۲۴۱ ، ۲۳۰ ، ۲۲۸ ، ۲۲۷ ، ۲۲۶، ۲۲۵ و۲۲۳ پرونده کلاسه ۸۴/۸۲۴ شعبه ۱۱۲ دادگاه عمومی جزائی قم مضبوط است و آن شعبه نیز ذیل صفحه ۵ دادنامه شماره ۴۰/۸۵ مورخ ۳۱/۱/۱۳۸۵ به این مصوبات اشاره و استناد نموده است ، جلب می نماید : نامه های شماره های ۱ - /۳/۲/م/۲۳۶ مورخه ۲۴/ ۴ /۸۱ و ۲- ۳۱۱۳/۳/۳/۲/م/۲۳۶ مورخه ۴/ ۱۰ /۸۴ و۳ - ۳۳۶/۳/۲/م/۲۳۶ مورخ ۲/ ۱۱/ ۸۴ و ۴- ۳/۲/م/۲۳۶ مورخ ۸/ ۱۱/ ۸۴ و ۵- ۳۵۷۸ /۳/۲/م/۲۳۶ مورخه ۲۴/ ۱۱/ ۸۴ و ۶ - ۲۳۲۸/۳/۲/م/۲۳۶ مورخه ۲۱/ ۱۲/ ۸۴ )
جناب وزیر : در پایان چون فرموده اید : « با تمام توان ، همت ، دلسوزی و پیگیری و با اجرای دقیق مقررات و قوانین و نگاهی عالمانه و کارشناسانه نسبت به تامین حقوق تک تک شهروندان حساس و مراقب بوده و خود را ملتزم و موظف می دانیم . »
امیدواریم انشاء الله از این به بعد این گونه باشید و نگاه عالمانه شما عادلانه بوده و بیش از این نگذارید بر دراویش مظلوم جور و ستم روا دارند و عده ای متحجر از دوست دشمن ساخته و نظام و رهبری را تضعیف کنند و پیرو شعار همبستگی و وحدت ملی و انسجام اسلامی ، دراویش را نیز از مسلمانان ، شیعیان و ایرانیان بدانید ، نه آنکه آنان را کافر و ملحد معرفی و همچون مغولان و قوم تاتار به آنها حمله شود .
توفیقات همه دلسوزان بی غرض و خادمان واقعی و حقیقی به اسلام و ایران را آرزو مندیم .
جمعی از دراویش سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی
منبع : سایت مجذوبان نور
هو 121
هــــــــــــــــــــوالمجــــــــــــــــــــــــذوب
رهــــروان خورشیـــد
از همه محرومتر خفاش بود
که عدوی آفتاب فاش بود
نه تواند در مصافش زخم خورد
نه به نفرین تاندش مهجور کرد
آفتابی که نگرداند قفاش
از برای قصه و قهر خفاش
غایت و لطف و کمال او بود
گر نه خفاشش کجا مانع شود
دشمنی گیری به حد خویش گیر
تا بود ممکن که گردانی اسیر
مثل تمامی کسانی که حرکت اخیر را در بروجرد انجام دادند، در واقع مثال همان خفاشی است که چون یارای مقابله با آفتاب را ندارد همواره در ظلمت و تاریکی به سر می برد.
در این برحه زمان شاهد جریان غم انگیز و صد البته عبرت آموزی بودیم که نشان داد ، این خفاش های ریش دار برای مقابله با خورشید تابنده زمان ما به چه نیرنگهای پلید و کثیفی دست می زنند، چون یــارای مقابله با پرتو نور الـــــهی را ندارند با تخریب محـــفل وحسینیه رهروان خورشید سعی داشتند تا غباری را بر مسیر آفتاب ایجاد کنند تا در پناه ظلمت آن به اعمال ننگین خویش دامن بزنند و نور را بمیرانند.
آنها از بیم عالمگیر شدن نور و روشن شدن دل مردمان به هر حقه ای و به هر دروغی چه بسا بسیار بزرگ روی آوردند، اما غافل از اینکه این غبار نه تنها باعث تاریکی دل مومنین راستین نشد بلکه لایه ای از تیرگی و پلیدی را بر دلهای این خفاشان نشاند و باعث شد تا هویت واقعی و طبع گرگ صفتشان برای تمامی کسانی که خداوند هنوز نور را به دلهاشان می تاباند روشن گردد.
عمر خود جسارت به حسینیه ندیده ام
نوامبر 25, 2007 by gonabadinews
درپی تخریب حسینیه دراویش گنابادی بروجرد در آبان ماه امسال ، رادیو زمانه در گفتگویی با نورعلی تابنده ، قطب این طریقت ، نظر وی را درباره این حادثه جویا شد .
نورعلی تابنده که دراویش نعمت اللهی وی را مجذوبعلی شاه می خوانند درباره این حادثه گفت : « در مدت بیش از هشتاد سال که از عمرم می گذرد ، جز جریان قم و بروجرد چنین جسارتی به حسینیه ندیده ام . »در بهمن ماه سال ۱۳۸۴ حسینیه شریعت در قم نیز که متعلق به دراویش نعمت اللهی بود پس از محاصره و درگیری های خونین تخریب شد .
در بهمن ماه سال ۱۳۸۴ حسینیه شریعت در قم نیز که متعلق به دراویش نعمت اللهی بود پس از محاصره و درگیری های خونین تخریب شد .
نورعلی تابنده با اشاره به این که حسینیه شریعت قم یک عمارت وقفی بوده ، یکی از انگیزه های تخریب حسینیه شریعت را حس « حسادت » ذکر می کند و می گوید پیش از ویرانی این عمارت توصیه کرده بود این حسینیه « مجلل » ساخته نشود که حسادت دیگران را موجب نشود .
قطب دراویش گنابادی که نخستین بار است با یک رسانه گفتگو می کند در تشریح انگیزه های تخریب حسینیه های دراویش قم و بروجرد به رادیو زمانه گفت : « معمولا در وقایع اجتماعی یک انگیزه وجود ندارد ؛ چندین مجموعه از انگیزه ها وجود دارد … یکی از این انگیزه ها ناشی از این است که تصور می شود در این حسینیه ها علیه شریعت و علیه آقایان علما تبلیغ می شود . »
وی در ادامه با رد این ادعا گفت : « ما طبق آیات قرآن باید در اعمال ، از فقیهی که ( جامع الشرایط ) باشد پیروی کنیم . »
نورعلی تابنده با بیان این که تقلید از فقیه تنها به حوزه « عمل » محدود است و نه حوزه « اعتقاد » ، با ذکر یک مثال گفت : « چگونگی بیان الله اکبر را باید تقلید کنیم اما معنای آن را باید خود بفهمیم . »
نورعلی تابنده سپس با یادآوری مناقشه های تاریخی اهل شریعت و اهل طریقت درباره رویکرد دراویش نسبت به سیاست گفت : « درویشی و تصوف غیر از سیاست است و دخالتی در سیاست ندارد . اما صوفی یک انسان است و در انجام کارهایش مخیر است . صوفی ها چپی هستند و راستی هم هستند . اما آنها در شب درویشی کنار هم می نشینند و دست هم را می بوسند و بیرون ، مبارزه سیاسی می کنند . »
تابنده با بیان این که « اخیرا چون جمعیت ( دراویش ) زیاد شده ، همه چیز نیز سیاسی شده است » اظهار داشت عده ای دخالت درویش در سیاست را با دخالت سلک درویشی در این حوزه اشتباه گرفته و این دو را با یگدیگر خلط کرده اند و سعی دارند جلوی آن را بگیرند .
نورعلی تابنده ، قطب دراویش گنابادی دارای مدرک دکترای حقوق از فرانسه است و در وزارتخانه های خارجه و دادگستری در پیش از انقلاب سابقه فعالیت دارد . وی پس از همکاری با دولت بازرگان ، در سال ۱۳۵۹ از سیاست کناره گرفت . تابنده پس از مرگ محبوبعلیشاه ، در سال ۱۳۷۵ قطب دراویش نعمت اللهی گنابادی شد .
نورعلی تابنده با اشاره به این که حسینیه شریعت قم یک عمارت وقفی بوده ، یکی از انگیزه های تخریب حسینیه شریعت را حس « حسادت » ذکر می کند و می گوید پیش از ویرانی این عمارت توصیه کرده بود این حسینیه « مجلل » ساخته نشود که حسادت دیگران را موجب نشود .
قطب دراویش گنابادی که نخستین بار است با یک رسانه گفتگو می کند در تشریح انگیزه های تخریب حسینیه های دراویش قم و بروجرد به رادیو زمانه گفت : « معمولا در وقایع اجتماعی یک انگیزه وجود ندارد ؛ چندین مجموعه از انگیزه ها وجود دارد … یکی از این انگیزه ها ناشی از این است که تصور می شود در این حسینیه ها علیه شریعت و علیه آقایان علما تبلیغ می شود . »
وی در ادامه با رد این ادعا گفت : « ما طبق آیات قرآن باید در اعمال ، از فقیهی که ( جامع الشرایط ) باشد پیروی کنیم . »
نورعلی تابنده با بیان این که تقلید از فقیه تنها به حوزه « عمل » محدود است و نه حوزه « اعتقاد » ، با ذکر یک مثال گفت : « چگونگی بیان الله اکبر را باید تقلید کنیم اما معنای آن را باید خود بفهمیم . »
نورعلی تابنده سپس با یادآوری مناقشه های تاریخی اهل شریعت و اهل طریقت درباره رویکرد دراویش نسبت به سیاست گفت : « درویشی و تصوف غیر از سیاست است و دخالتی در سیاست ندارد . اما صوفی یک انسان است و در انجام کارهایش مخیر است . صوفی ها چپی هستند و راستی هم هستند . اما آنها در شب درویشی کنار هم می نشینند و دست هم را می بوسند و بیرون ، مبارزه سیاسی می کنند . »
تابنده با بیان این که « اخیرا چون جمعیت ( دراویش ) زیاد شده ، همه چیز نیز سیاسی شده است » اظهار داشت عده ای دخالت درویش در سیاست را با دخالت سلک درویشی در این حوزه اشتباه گرفته و این دو را با یگدیگر خلط کرده اند و سعی دارند جلوی آن را بگیرند .
نورعلی تابنده ، قطب دراویش گنابادی دارای مدرک دکترای حقوق از فرانسه است و در وزارتخانه های خارجه و دادگستری در پیش از انقلاب سابقه فعالیت دارد . وی پس از همکاری با دولت بازرگان ، در سال ۱۳۵۹ از سیاست کناره گرفت . تابنده پس از مرگ محبوبعلیشاه ، در سال ۱۳۷۵ قطب دراویش نعمت اللهی گنابادی شد.
دانلود متن مصاحبه:
منبع : سایت اخبار سلسله ی نعمت اللهی سلطانعلی شاهی گنابادی
۱- فقرای نعمت اللهی از کلمه ی خانقاه استفاده نمی کنند!!!!!!!(ما میگیم حسینیه البته شما خیلی معلومات دارین)
۲ـ فقرای نعمت اللهی چیزی به نام (قطب اعظم) ندارن!!!!!!!!!
۳ـ ما به قطب خود حضرت تابنده نمیگوئیم!!!!!!!!!!!
۴ـ کلمه ی هو اسم خدا ست و فقرا انرا همیشه در بالای نوشته های خود قرار میدهند نه در اخر آن !!!!!!!!!!
البته زبونم لال شما که اصلآ دروغ نمیگین![]()
شما گفتین ما هم باور کردیم(البته میخایم ولی اگه نمیتونیم تقصیر دروغای خودتون به خاطر اینکه اصلا تابلو نیستن)![]()
و نکته ی اخر اینکه من با خوندن این نامه فهمیدم که شما سطح معلوماتتون حرف نداره و به جای گوگل بهتره شما به کاربران اطلاعات بدین.(حتما در گوگل تخته میشه)![]()
![]()
![]()
![]()
در ضمن من به کسی که این متن طنز را نوشته است یک پیشنهاد دارم:عزیزم بهتر به جای اینکه اراجیفی بنویسی که به درد هیچکس نخورد حداقل یک مقدار در باره ی دروغی که میسازی تحقیق کن!
ما چیزی به اسم قطب اعظم نداریم!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
میدانم که خیلی احساس شادی میکنید ولی تو را به خدا دروغ های باور کردنی بسازید!!!!!
|
|