|
به نام عشق هو121
|
||
|
گر دنیا و آخرت بیاری کین هر دو بگیر و دوست بگذار ما یوسف خود نمی فروشیم تو سیم سیاه خود نگه دار |
طرح کروبی حقوق پرداخت نشده در یکصد سال اخیر است

سحام نیوز :مردم یکصد سال پیش صاحب نفت شدند اما تاکنون نتوانسته اند حق و سهم خو درا از این ثروت خدادادی دریافت کنند و طرح کروبی در واقع بازگرداندن حقوق پرداخت نشده مردم در یکصدسال گذشته می باشد.
یک عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی با اعلام این مطلب در گفت وگو با خبرنگار ما افزود: تمامی برنامه های کروبی که در تبلیغات انتخاباتی ایشان نیز اعلام شده از جمله پرداخت حداقل 70 هزار تومان از محل فروش سهام نفت، با برنامه ریزی دقیق و کارشناسی شده است که ساعت ها وقت صرف مطالعات و تحقیقات کارشناسان متخصص و خبره بوده و صاحبنظران اقتصادی به دقت روی آن بررسی کرده اند.
محمدرضا ناصری شوهان تصریح کرد: یکی از واضح ترین و شفاف ترین برنامه های کروبی که قطعا به آن عمل خواهد د طرح 70 هزار تومان به هر ایرانی است که پس از پیروزی ایشان که انشاالله در 22 خرداد با حضور گسترده مردم و اقبال وسیع به ایشان صورت خواهد پذیرفت، عملیاتی کردن همین طرح می باشد.
وی تاکید کرد: به شهروندان اطمینان می دهم در صورت پیروزی آنان از این حداقل حقوقی که از محل ملی شدن صنعت نفت که سالهاست مردم ما از آن محروم شده اند برخوردار خواهند شد و منبع درآمدی آن نیز با مطالعات دقیق و علمی مورد بررسی کارشناسانه قرار گرفته است.
رئیس حزب اعتمادملی استان ایلام افزود: این طرح در واقع بازگرداندن حقوق پرداخت نشده مردم در یکصد سال گذشته است که ایران صاحب نفت شد و مردم ما می بایست از فرصت به دست آمده یعنی رویکرد کروبی و طرح ارائه شده از سوی او و تیم متخصص وی استفاده کنند و به سادگی از این فرصتی که برای دستیابی آنان به بخشی از حقوق ایشان که بزرگمردی از تبار ایران کمر همت برای اجرایی کردن آن بسته نگذرد و با مطالعه دقیق برنامه همه کاندیداها و دقت در توان انجام برنامه های اعلامی با توجه به استعداد هر یک از آنان تصمیم نهایی بگیرند و این فرصت طلایی از دست ندهند. اگر بعضا بدخواهان شایعه کنند منبع درآمدی این حجم از هزینه از کجا تامین می شود، پس سهام عدالت که دیگران ادعای واگذاری آن را داشتند باید پرسید از کجا تامین می شود.//شهره ماهی صفت
در اقدامی نو سایت مجذوبان نور جهت اطلاع برادران مبادرت به راه اندازی
پایگاه انتخاباتی مجذوبان نور را راه اندازی نموده است .

هدف این پایگاه ، اطلاع رسانی جهت جلسات ستاد ، اخبار و مقالات و مصاحبه های انتخاباتی و پوشش خبری فعالیت های ستاد مردمی و مستقل مجذوبان نور است .
از تمامی یاران ایمانی و هموطنان عزیز جهت همکاری با ستاد مردمی مجذوبان نور دعوت به عمل می آوریم.
با آرزوی موفقیت برای عزیزان ایمانی
مهدی کروبی کاندیدای دور دهم ریاست جمهوری, امروز در جمع مردم ساری که برای دیدار با وی در استادیوم سید رسول حسینی ساری جمع شده بودند حاضر شد و با آنها گقتگو کرد.

شیخ اصلاحات در جمع پرشور مردم تنکابن
شیخ اصلاحات در جمع پرشور مردم تنکابن
سخنرانی شیخ اصلاحات در مسجد شهرستان آمل
مهدی کروبی درباره علت دیرکرد و حضور به هم نرساندن در زمان از پیش اعلام شده را تاخیر در پرواز از فرودگاه خراسان رضوی و اضافه شدن برنامه های دیداری که از قبل هماهنگ و در برنامه سفر ایشان گنجانده نشده بود عنوان کرد. وی همچنین افزود که “در مسیر با ابراز علاقه بسیار زیاد مردم روبرو شدم از آنجایی که توقف نکردن و جواب ندادن به این ابراز احساسات را دور از ادب می دانم ناچار به حضور در جمع این عزیزان بودم” و این موضوع را یکی دیگر از علل سر وقت حاضر نشدن در جمع مردم ساری خواند.|
بیست سئوالی قبل از انتخابات: هوش سیاسی خود را بسنجیم |
| 12 خرداد 1388 ساعت 21:01 | |
|
پاسخ صحیح به سئوالات زیر نشان میدهد که شما تجربه سیاسی ارزشمندی بدست آورده اید و ای کاش تزویر دارای رنگی خاص و مشخص بود تا هر گاه آنرا مشاهده نمودیم بر ما معلوم گردد که باید از آن پرهیز کنیم ، اما متاسفانه سیاست بازان یکرنگ !!نیستند و به هر شکل در هر مقطعی به شکلی و رنگی ظهور می کنند . و اما بعد : 1- کدام رییس جمهور توانست بیشترین درآمد نفتی تاریخ ایران را کسب کند؟ 2- کدام رییس جمهور توانست چندین قطعنامه برعلیه ایران و به نفع اسرائیل به ارمغان آورد؟ 3- بیشترین کاهش سرمایه گذاری داخلی و خارجی در کارنامه کدام رییس جمهور ثبت شد؟ 4- کدام رییس جمهور هنگامی که خبرنگار خارجی در مقایسه وی با جورج بوش گفت که در زمان ریاست جمهوری بوش هیچ مکان مذهبی تخریب نشد سکوت کرد؟ 5- کمترین رشد اقتصادی در دوره کدام رییس جمهور و یا نخست وزیر اتفاق افتاد؟ 6- کمترین میزان ساخت و ساز و ایجاد اشتغال در زمان کدام رییس جمهور بوقوع پیوست؟ 7- رکورد نرخ بیکاری و فساد و لبریز شدن زندانها ازبرکات کدام دولت است؟ 8- کدام دولت در طول کار خود نه یک نیروگاه ساخت نه یک سد و نه یک پالایشگاه؟ 9- در کدامین دولت کشتارهایی اتفاق افتاد که در آن نخست وزیر در جریان نبود؟ و مقصر دادگستری بود؟ 10- در کدامین دولتها اقلیتهای مذهبی در حداکثر فشار قرار گرفتند و حسینیه های مسلمین تخریب شد؟ 11- در کدام دولت دانشجویان به هتل اوین راهی شدند؟ و دانشگاهها به قبرستان تبدیل شد؟ اساتید اخراج شدند؟ 12- در کدام دولت خط فقر 850 هزار تومان شد؟ 13- درکدام دولت بیشترین کارخانهها ورشکست شدند؟ 14- در کدام دولت واردات به بیشترین حد خود رسید؟ 15- در کدام دولت مردم دومین تولید کننده گاز جهان از سرما مردند؟ 16- در کدام دولت علاوه بر مشکل موی بانوان چکمه ی آنان نیز مشکل ساز شد؟ 17- در کدامین دولتها در خیابان دستان جوانانی که تیشرت به تن داشتند رنگ میزدند و پوشیدن لباسهای رنگی در خیابان ممنوع بود؟ 18- در کدامین دولتها زن و شوهرها باید برای تردد شناسنامه همراه میداشتند؟ 19- در کدامین دولتها زنان را بخاطر حجابشان کتک زدند؟ 20- چند تا سوال دیگر از این نوع در ذهن دارید؟ اگر پاسخهای شما درست باشد یعنی چهار سال بیصبرانه منتظر روز رستگاری انتخابات بعدي بودید: آیا باز هم چهار سال دیگر خواهید سوخت؟ پاسخ به سوالات زیر، نشان میدهد که آیا شما چهار سال دیگر انگشت حسرت به دهان خواهید گزید یا نه؟ 1- بنظر شما یک شهروند بجز رای خود چه ابزاری در تعیین سرنوشت سیاسی خود در اختیار دارد؟ 2- آیا در انتخابات شرکت میکنید؟ و از این تنها ابزاری که دارید استفاده میکنید؟ 3- آیا به نقش احزاب در مبارزات سیاسی و اثر آن در ثبات و شفافیت سیاسی اعتقاد دارید؟ 4- آیا نماد مبارزات مدنی از نظر شما باید در مبارزات انتخاباتی افراد هویدا شود و یا مانند کشورهای دیگر در قالب رقابت احزاب باشد؟ 5- از نظر شما اعتبار یک فرد که هر لحظه میتواند وعده ها و حتی سخنان خود را انکار کند بیشتر است یا نماینده یک تشکیلات منسجم حزبی که یک مشي طولانی مدت سیاسی را دنبال میکند و برای ادامه حیات خود در قدرت نیاز به رعایت اصول و وعدههای خود است؟ 6- میان یک فرد خودرو که ابزاری بجز فامیل و دوستان قبلی خود ندارد و یا کاندیدای یک حزب و تشکیلات که از پشتیبانی مدیریت برخوردارست کدام را ترجیح میدهید؟ 7- کاندیدای مورد نظر شما شخص شجاعی است؟ 8- آیا او تاکنون ضرب و شتم دانشجویان مظلوم را محكوم کرده است؟ 9- آیا او تاکنون به تضعیع حقوق اقلیتها بر خلاف قانون اساسی اعتراض نموده است؟ 10- آیا در تیمهای فکری و کارگروههای او زنان با سابقه طولانی و فعالیت سیاسی وجود دارند؟ 11- آیا او هنگامیکه نمایندگان ملت در مجلس را بناحق و بر خلاف قانون زندانی کردند از حق دفاع نمود؟ 12- آیا او در سالهاي گذشته در صحنه سیاست فعال بوده است؟ یا نه؟ 13- آیا گرایشهای نظامی-امنیتی کاندیدا شرایط امنیتی فعلی را تشديد نخواهد کرد؟ 14- آیا کاندیدای مورد نظر شما تاکنون در جهت دفاع از قانون و مدنیت و اسلام به تخریب حسینیه شیعیان و مزار عرفا اعتراض نموده است؟ و یا برعکس هنگام مدیریت وی مقبره و مزار متبرکه عرفا با خاک یکسان شده است؟ منبع:مجذوبان نور |
آقای میبدی : آقای دکتر آزمایش خبرهای بدی می رسد از سرکوب عرفای ما ؛ درویشان ، به هر حال همین مقدار که سعی کرده اند در تمام این سالها یک پناهگاه امنی برای خودشان ایجاد کنند (پناهگاه فکری امن) و هر روز هم دارند سرکوب می شوند
دکتر سید مصطفی آزمایش : بله کاملاً همینطوری است که می فرمائید ، این یک وضعیت سرکوب برنامه ریزی شده است و الآن مدتهاست یعنی از زمانی که دولت نهم آمد سر کار این سرکوب درویشان بطور برنامه ریزی شده آغاز شد و البته از هماهنگی کلیۀ دستگاههای اجرایی و قضایی مملکت هم برخوردار است
آقای میبدی : این اتفاق جدیدی که در گناباد افتاده است ، از چه قرار بوده است؟.
دکتر سید مصطفی آزمایش : من خدمت شما عرض کنم ، قضیه از این قرار است که اینها (نظام جمهوری اسلامی ایران) یک ایدئولوژی ای را اختراع کرده اند از خودشان به نام اسلام در حالیکه این کاملاً بدعت و اختراع است و عبارت است از:” یک نظریۀ مهدویت گرایانه ای که هیچ تکیه گاهی در فقه شیعه و اسلام نداشته” و حدود پنجاه سال پیش توسط حجتیه اختراع شد و اکنون این آقایانی که پیرو این طرز تفکر هستند این نظریه را اسلام راستین می شمارند و به این بهانه می خواهند تمام رشته های منشعب از اسلام و شاخه های وابسته به اسلام را در هم بکوبند وبر اینها عنوان فرقه (برچسب فرقه) می گذارند و مورد تهاجم قرار می دهند نخستین و قدیمی ترین تکیه گاه فرهنگی ایران که در واقع تصوّف و عرفان است و قدمتش بسیار بسیار زیاد است ، مورد هجوم این آقایان قرار گرفته است و برای آنکه ریشۀ تصوّف را به گمان خودشان بتوانند بخشکانند ، بطور کلی اقدام به حذف شهر گناباد بر روی نقشۀ جغرافیایی و کتب درسی کرده اند
آقای میبدی : یعنی در نقشه های اسم این دو شهر(بیدخت و گناباد) نیست؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش : نخیر ، دیگر نیست، اصلاً در نقشه ها نیست و این در واقع هجوم فرهنگی است که پایه های پیش پا افتادۀ فرهنگ ایران … یعنی می خواهند مردم به تدریج وجود این دو شهر را از خاطر ببرند از جانب دیگر … .
آقای میبدی : آقای دکتر آزمایش به هر صورت الآن نسل جوان می پرسد چرا بیدخت ؟ چرا گناباد؟ یعنی سابقۀ تاریخی در این شهر چه بوده است که اینها سعی در حذف آنها از صفحۀ جغرافیا دارند؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش : بله ، در واقع سلسلۀ نعمت اللهی که اصیل ترین سلسلۀ عرفانی ، تصوف و درویشی در ایران در ارتباط با مذهب تشیع است که سراسر داخل ایران و بخشهای عظیمی از هندوستان مانند حیدرآباد و دکن و امارات و غیره و ذلک را .. بعد از اینکه نوادگان “حضرت شاه نعمت الله ولی”(رحمة علیهم) وادار به کوچ از ایران شدند و در آنجا مستقر شدند در اواخر دوران زندیه و اوایل دوران قاجاریه دوباره بزرگان سلسلۀ نعمت اللهی به ایران مهاجرت کردند و بعد این سلسله در گناباد و در بیدخت پا گرفت و مشعل عرفان در این شهر برافروخته شد بزرگان عرفان که آمدند همه از این شهر برخاستند یعنی از بیدخت گناباد در استان خراسان شمالی و مزار اکابر عرفان ایران در دوران معاصر یعنی در این صد و پنجاه سال اخیر همه در گناباد بود و بنام مزار سلطانی هم معروف است، به همین دلیل ، دولت نهم کارهای بسیار بسیار نادرستی که انجام داد یکی هم این بود که دفن هر کسی (هریک از درویشانی که فوت می کنند) که فوت می کند و بر اساس وصیتشان خانواده هایشان می برند که در بیدخت گناباد دفن کنند ، اینها اجازۀ دفن نمی دهند و می گویند اینجا تعطیل است و کسی اجازۀ دفن اموات خودش را ندارد و اخیراً هم از روی نقشۀ جغرافیای کتب درسی اسم این دو شهر را برداشته اند و آخرین کاری که کرده اند ، آغاز به مصادرۀ زمینهای وقفی متعلق به سلسلۀ نعمت اللهی گنابادی کرده اند و تا به حال سه فقره زمین را مصادره کرده اند و در اختیار وزارت آموزش و پرورش و غیره قرار داده اند در حالیکه اینها زمینهای وقفی برای وقف خاصّ متعلق به سلسلۀ نعمت اللهی گنابادی است و اینها نشاندهندۀ آنست که اینها برنامه ای وسیع و درازمدتی را تدارک دیده اند برای اینکه نام فقر و تصوف را تا آنجایی که از دستشان بر می آید ، متأسفانه از ایران ریشه کن بکنند
آقای میبدی : دکتر آزمایش این عدد دو میلیون نفر که زیر پوشش هستند ، عدد درستی است؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش : بله ، همینطوری که خدمتتان عرض شد ، سلسلۀ نعمت اللهی در ایران بسیار بسیار زیاد سابقۀ دارد و بسیار گسترش و انتشار دارد نه فقط در ایران بلکه در سراسر کشورهای همجوار من الجمله پاکستان و هندوستان در امارات ، حتی در اروپا و آمریکا انتشار دارد و به علت سبقۀ تاریخی و اینکه کارهای علمی یعنی متون علمی و عرفانی بسیار زیادی توسط بزرگان این سلسله نوشته شده است در محافل دانشگاهی و بین المللی و علمی هم کاملاً شناخته شده است یعنی می توان گفت که یک سلسلۀ عرفانی است که با نگاه علمی و خرافات زدا به تصوف و عرفان نگاه می کند و به همین دلیل مورد استقبال جوانان ایران است که بیش از پیش جوانان به این سلسله علاقه مند می شوند و اخیراً به دنبال سرکوبهای متعددی که نسبت به مراکز اهل تصوف بخصوص سلسلۀ نعمت اللهی در ایران صورت گرفت جوانان منزجر شدند از این کسانی که ادعای اسلام دارند و بیش از پیش به تصوف و عرفان رو آورده اند ، برای ما معمول نیست که در واقع آمار کسانی را که می آیند که مشرف شوند به طریق فقر و تصوف ، نام نویسی آنها در واقع بصورت گرفتن آمار نیست اما اخیراً با یک بررسی دقیقی که جامعه شناسانی که در سلسلۀ نعمت اللهی ، سالک هستند و اهل سلوک هستند مورد بررسی دقیق قرار داده اند حداقل دو میلیون نفر هستند البته من خودم تا جایی که بررسی کرده ام و اطلاع دارم بسیار بیش از این آماری است که داریم ولی چون “حضرت آقای نورعلی تابنده بزرگ سلسله” فرموده اند که اخیراً دو میلیون نفر است من هم همان دو میلیون نفر را می گویم ولی آنطوری که ارزیابی شده بود بیش از این میزان را نشان می داد چیزی حدود پنج میلیون نفر را نشان می داد
آقای میبدی : تصور می کنید برای جلوگیری از این عملیات وحشیانه ما باید چکار کنیم یعنی اقداماتی در محافل جهانی صورت گرفته است و افرادی که سرکوب می شوند گزارش می شود ؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش : بله ، یعنی متأسفانه اینها بعد از اینکه حسینیۀ قم را در بهمن ۱۳۸۴ تخریب کردند بعد از آن موج تخریبها آغاز شد حسینیۀ بروجرد متعلق به درویشان نعمت اللهی گنابادی را در سال بعد از آن تخریب کردند و بعد حسینیۀ اصفهان را تعطیل کردند و درویشانی که در منزل یکی از آنها جمع می شدند در ناحیۀ چرمهین اصفهان که منزل مسکونی آن شخص بود که محل اجتماع هفتگی بود رفتند آنجا را هم خراب کردند و بعد از آن اصلاً حسینیه ای را که در قبرستان تخته فولاد بود و میراث فرهنگی آنجا را به عنوان یک ساختمان شناخته شده قرار داده بود آنجا را تخریب کردند ، درویشان آمدند به تهران و در روز سوم اسفند ۱۳۸۷ (بنام روز درویش) نامگذاری شد بخاطر آنکه در آن روز یک عدۀ بسیار بسیار زیادی از درویشان از شهرهای مختلف آمدند و مقابل مجلس شورا آنجا اجتماع کردند تا اعتراض کنند به دنبال آنها یک تعدادی دستگیر شدند و به زندان افتادند در حالیکه مرتکب هیچ جرمی نشده بودند چون در خیابان و یا در منازل خودشان قبلاً دستگیر شده بودند و تعداد کثیری را هم فقط به جرم دارا بودن سبیل ، و آنها که تصور می کردند که هر کسی که سبیل دارد باید درویش باشد دستگیر کرده بودند که حدود ۸۵۰ نفر بودند به دنبال این ماجراها جامعۀ بین المللی ، مدافعان حقوق بشر و حقوق اقلیت ها بسیار به این مسئله توجه خاصی مبذول داشتند و به حمایت از حقوق درویشان اقدام کردند و هیئتهای مختلفی را برای مذاکره با مقامات حقوقی و قضایی ایران فرستادند من الجمله از پارلمان اروپا عده ای رفتند و به دنبال آنهم موج تظاهرات در خارج از کشور در پایتخت های اروپایی در آمستردام ، استکهلم ، کپنهاگ ، لندن برگزار شد و هنوز هم ادامه دارد یعنی تا زمانی که این موج سرکوب درویشان متوقف نشود و با آپارتاید مذهبی نسبت به درویشان برخورد بشود تا زمانیکه این آپارتاید مذهبی ادامه داشته باشد و درویشان را شهروند درجه دوم بشمار بیاورند از ادارات اخراج کنند ، حق کار به انها ندهند و اجازه ندهند که اینها نمازشان را بخوانند و نمازخانۀ شان را داشته باشند و مراسم عبادی- اسلامی حقیقی خودشان را انجام بدهند ، این تظاهرات و اعتراضات برای جلب حمایت افکار عمومی در سراسر شهرهای دنیا ادامه خواهد داشت و عدۀ بسیاری طومارهای بسیاری را امضاء کرده اند که در بین آنها پارلمانترها ، اساتید دانشگاه ، نویسنده ها ، چهره های شناخته شدۀ بین المللی هستند که اینها از حقوق درویشان سرکوب شدۀ ایران به حمایت برخاسته اند و اینها در حد خودش اهمیت دارد و مهم است
آقای میبدی : بسیار سپاسگزارم از اطلاعاتی که دادید
اختصای اینساید آف ایران (در داخل ایران) - دوشنبه 28/02/1388 شمسی
با تشکر از درویش خرسند غزیز
|
بزرگداشت فردوسي
|
| 30 ارديبهشت 1388 ساعت 10:11 | |
|
مراسم بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي با سخنراني اسلامي ندوشن، دولتآبادي، رواقي، كزازي و لطفي برگزار شد. به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) محمدعلي اسلامي ندوشن در اين مراسم كه عصر روز گذشته (دوشنبه، 28 ارديبهشت) در تالار فردوسي دانشكدهي ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران و با حضور جمع زيادي از دانشجويان برپا شد، با يادي از محمدامين رياحي و آثار بزرگي كه دربارهي فردوسي خلق كرده است، گفت: محمدامين رياحي از آخرين نسلي بود كه نسلشان دارد تمام ميشود. او سپس با اين پرسش كه چرا شاهنامه كتاب اول ايران است، يادآور شد: «شاهنامه» ابعاد مختلف سياسي، اجتماعي، تاريخي و رواني دارد كه يكي تأثيري است كه در آثار جدي بعد از خود گذاشت. همهي آثار پرتوي از شاهنامه است؛ زيرا شاهنامه افق بزرگي در دنياي بعد از خود باز كرد و ميتوان ايران را به دو قسمت دنياي پيش از شاهنامه و دنياي پس از شاهنامه تقسيم كرد. اين پژوهشگر و استاد دانشگاه با نام بردن از شش نفر از سران تفكر و ادب فارسي كه از شاهنامه تأثير گرفتند، يادآور شد: خيام، نظامي، سعدي، حافظ، ناصرخسرو و مولوي از اين اثر تأثير گرفتند. خيام همين مقدار كم كه رباعي گفته، از شاهنامه تأثير گرفته است؛ زيرا مضاميني كه بهكار گرفته، مضاميني است كه بارها تكرار شده و آن گذشت عمر است. فردوسي سرگذشت كساني را ميسرايد كه سرگذشتشان مايهي عبرت است و سرگذشت آنها را به شعر درميآورد. اسلامي ندوشن ادامه داد: نظامي دومين شاعري است كه فردوسي روي او تأثير گذاشته است. اگر مردم جرأت كردند داستانهاي پيش از اسلام را وارد شعر كنند، سرمشقشان فردوسي و شاهنامه بود. اگر «ويس و رامين» را با شاهنامه مقايسه كنيم، شباهتهاي بسياري ميبينيم. نوع برخورد و داستانها به طرز عجيبي شبيه هستند؛ بهدليل اينكه هر دو منبع مربوط به پيش از اسلام است. او با بيان اينكه در راهي كه شاهنامه باز كرد، ناصرخسرو شاعر بسيار مهمي است، گفت: شباهت بين قصايد ناصرخسرو و شاهنامه، مسألهي خرد است. شاهنامه كتاب خرد است و بارها تكرار ميكند كه بايد بر حسب خرد زيست. تفاوت ناصرخسرو با فردوسي اين است كه فردوسي خرد ناب و بيقيد و بند را در نظر دارد؛ اما خرد ناصرخسرو خردي مذهبي است. او به شيعهي اسماعليه گرويده و خود را پايبند به آن كرده و جز مبلغان آن است. اين نويسنده و پژوهشگر با اشاره به طيف عرفاني كه در شاهنامه وجود دارد، متذكر شد: قبل از رشد عرفان اصلي ايران يعني عطار، مولوي و سنايي، طيف عرفاني در شاهنامه وجود دارد. عرفان فردوسي، يك عرفان زميني است؛ يعني در شكل روزانهي زندگي كار ميكند و ميتوان آن را براي زندگي روزمره بهكار برد. اما عرفان معنوي در زمين پياده نميشود و در جستوجوي عالم برتر است. در اين عرفان شاهنامه، خداي حاكم بر هستي، يك پروردگار است و بشر مستقيم با عالم بالا ارتباط ميگيرد. طرز رفتار پهلوانان شاهنامه به رفتار عرفاني نزديك ميشود و در عرفانهاي سنايي، عطار و مولوي نضج مييابد. او با اشاره به اينكه «بوستان» سعدي به تقليد از «شاهنامه» گفته شده است، «بوستان» را يك خردنامه بعد از اسلام دانست و متذكر شد: سعدي نصايح خود را در «بوستان» به همان وزن شاهنامه گفته است و ميخواهد يك شاهنامه يا خردنامهي ديگر خلق كند و در كتابش از فردوسي و قهرمانان شاهنامه ياد ميكند. فردوسي شاهنامه را در دوران سرافرازي ايران ميسرايد كه ايران ميجنگد و شخصيت خود را حفظ ميكند؛ اما بوستان را سعدي در دوران سرخوردگي و پژمردگي ايران سروده و به اين دليل بهصورت نصيحتنامه است. اسلامي ندوشن همچنين ديوان حافظ را يك شاهنامه كوچك دانست و گفت: حافظ يك شاهنامهي غزلي است و قدرت در حافظ در عشق خلاصه ميشود. او ميخواهد زندگي را به كمك عشق زندگي سازد و شخصيتهاي شاهنامه نيز در غزلهاي حافظ گنجانده ميشود و ما را به دوران دوردست ميبرد. خورشيدي كه در شاهنامه از آن ياد ميشود و فرمانروا خوانده ميشود، در حافظ به نوعي فروغ معنوي تعبير ميشود. نوري كه از سراسر ديوان ساطع ميشود، ريشه در دوردست دارد. اين پژوهشگر ادامه داد: اگر شاهنامه نبود، حافظ نميتوانست كنايهها را در اشعارش بگنجاند؛ زيرا چنين كتابي رودررويش بود. شاهنامه يك واقعهي عظيم بود، يك كتاب كه در نفس خود در سرنوشت كشور از جهات مختلف تأثير گذاشت. در ادامه، محمود دولتآبادي با بيان اينكه فردوسي چونان شخصيتي است كه آموزگاران من بايستي دربارهي او سخن بگويند و گفتهاند، ياد آور شد: من به عنوان يك دانشجوي هنر و ادبيات اينجا هستم تا اين شور و شوق و نيروي جوانان مملكتم را ببينم كه به رغم همه موانع، به سمت آنچه عميقا به خود آنها و مردم ايران تعلق دارد، برويم. اين داستاننويس افزود: در شاهنامه دو جور نگاه وجود دارد؛ يك نگاه از آن مايه كه امثال من هنرجوي ادبيات دارند و ميكوشند معرفت موجود در شاهنامه را دريابند؛ اما يك نگاه بيروني هم به شاهنامه وجود دارد كه پهلو به شوونيسم ميزند؛ يعني ناسيونالسيم افراطي و من ميگويم غير از اين است. شاهنامه يك اثر بشري است؛ مثل همهي آثار بزرگ تاريخ كه حسن اتفاق در كشور ما خلق شده است. دولتآبادي يادآور شد: اينكه از بيرون به شاهنامه نگريسته ميشود، بيشتر شفاهي و شنودي است؛ اما آنچه درون شاهنامه است، يك حقيقت بشري است. برخي از دور و بدون اينكه به مفاهيم شاهنامه آشنا باشند، آن را ناسيوناليسم افراطي ميدانند. برخي پنداشتند شاهنامه يك اثر نژادي است، اين كاملا غلط است؛ فردوسي به هيچوجه نژادپرست نيست. فردوسي از انسان نژاده صحبت ميكند؛ اما انسان نژاده از نگاه او شخصيتي است كه پدر و مادرش مشخص باشند. مستند گفتههايم اين است كه تمام قهرمانان شاهنامه آميزهاي از ايراني و توراني، رومي و ايراني، چيني و رومي است. شما يك شخصيت برجسته در شاهنامه سراغ نداريد كه فرايند نژادهاي شاهنامه نباشد. او همچنين متذكر شد: كساني كه نگاه ناآگاهانه به فردوسي دارند و به آن بهصورت ناسيونالسيم افراطي نگاه ميكنند، اشتباه ميكنند و كساني كه به آن حمله ميكنند؛ دو بار اشتباه ميكنند. نگاه فردوسي نسبت به تمام شخصيتهايي كه وجود دارند، نگاه انساني يكسان است. اين است كه من مدعي هستم كه اين اثر بشري فراتر از نژاد و نقطه و منطقه است. سپس علي رواقي سخن گفت و يادآور شد: دربارهي شاهنامه و فردوسي، نكتهاي كه بايد اشاره شود، اين است كه شاهنامه در روزگاري سروده شد كه فرخي، عنصري و منوچهري به مديحهسرايي پرداخته بودند و تنها شاعري كه براي ادب ايران مقاومت كرد، فردوسي بود. بعد از فردوسي، ناصرخسرو با پيوند فرهنگ اسلامي دنبالهي ادب مقاومت را ميگيرد. اين استاد دانشگاه متذكر شد: آيا درست است شاهنامه را بر اساس دستنوشتههاي مختلف تصحيح كنيم يا نه؟ اگر به مسألهي گونهشناسي در زبان فارسي دقت كنيم، درمييابيم كه دستنوشتههاي شاهنامه نبايد مختلط شود. گونههاي شاهنامه ناهمگونيهاي زيادي از نظر زباني دارد. اگر ترجمههاي مختلف قرآن را بخوانيم، درمييابيم كه ناهمگونيهايي در كاربرد واژگان وجود دارد كه اين ناهمگونيها در دستنوشتههاي شاهنانه نيز هست. آيا ميتوان واژگان قرآن قدس را با تفسير طبري در آميخت؟ اگر دستنوشتهاي شاهنامه را با هم بياميزيم، طبعا شاهنامه فردوسي نيست. از زمان سرودن شاهنامه تا قديميترين دستنوشت شاهنامه، حدود 300 سال تفاوت زماني دارد كه اين 300 سال سختترين دورهي تاريخ ايران است. او يادآور شد: زبان رودكي و فردوسي با هم فرق دارند؛ زبان رودكي زبان گفتاري و نوشتاري و حوزهي فرارودي است؛ اما زبان فردوسي، زبان نوشتاري و كتابتي حوزهي توس است؛ بدون اينكه از زبان گويشي بهره برده باشد. اگر اينها را نميتوانيم آميخته كنيم، چگونه دستنوشتهاي گوناگون شاهنامه را باهم بياميزيم و به عنوان تصحيح انتقادي ارائه دهيم؟ رواقي ادامه داد: در اين 300 سال، خط طولي و عرضي شاهنامه تغيير كرده است. روند پسرفتگي و پيشرفتگي ذهني مردماني است كه شاهنامه را نوشتهاند و آيا ممكن است آنچه را خود خواستهاند بر شاهنامه نيافزايند؟ ما پانوشتهاي شاهنامه را از دست نميدهيم و از آنها براي شناخت صورت درست بهره ميگيريم. اما تا كجا ميتوان پيش رفت؟ آيا حق داريم «بالا» را كه به معناي ستون است، به پرده تبديل كنيم؟ اين پژوهشگر افزود: به نظرم بايد گونهشناسي كرد، كه اين موضوع متأسفانه راهي به ده دانشكدهي ادبيات نبرده است. گونهشناسي كاربرد زبان در حوزهي آن است. شعر مولانا در قرن هفتم، در سنجش با سعدي، گونهي بلخي يا پارسي دارد. اينكه در مورد زبان مولانا، بيشتر نويسندگان ما سردرگم شدهاند، دليل اين است كه زبان مولانا دنبالهي زبان رودكي است. اگر زبان سعدي و مولانا را ميسنجيم و ناهمگوني ميبينيم، به اين دليل است كه از دو گونهي زباني و فرهنگي هستند. رواقي با اين پرسش كه آيا فردوسي در سرودن شاهنامه امانتدار است و چه امانتي به دست او سپرده شده تا بسرايد، توضيح داد: چگونه است كه شاهنامه فقط بر اساس روايتهايي است كه به فردوسي رسيده است؟ ما ميگوييم فردوسي امانتدار نيست، خيانتكار هم نيست. او در حوزهي داستانها امانتداري كرده است و شاهنامه سروده است. چيزهايي است كه فردوسي با ايمان و باور خود به فرهنگ ايراني سروده و تمام تركيبها و تعبيرها از آن خود فردوسي است. او با بيان اينكه شاهنامهاي كه موجود است و همه دستنوشتهايي كه داريم و همهي متون موجود از شاهنامه، بسيار نادرستيها دارد و هنوز متن شاهنامه پاكيزه نشده است، گفت: بهنظرم حدود سههزار بيت شاهنامه با شاهنامههاي موجود متفاوت است. ميرجلالالدين كزازي هم با اشاره به سخن رواقي يادآور شد: من در اين سخن يكسره همراي و همداستانم كه نسخهي بدل و بديل و پانوشتها ارزش بسياري در شناخت سرگذشت زبان فارسي دارد كه دگرگونيهايي يافته است. اما پژوهشهاي پچينشناختي روزگاري بايد به بر بنشيند تا به متني پاكيزه و استوار در مرز توان، از شاهنامه برسيم. من در «نامهي باستان» كوشيدم نخستين گام را دراين راه دراز بردارم و به شيوهاي سخنسنجانه متني از شاهنامه بهدست دهم و هرجا كه پچيني را گزيده داشتم، نوشتم. اين استاد زبان و ادبيات فارسي افزود: پا نميفشارم كه هرگز نلغزيده و برخطا نرفتهام؛ كاري چنين سترگ بيگمان از لغزش و خطا نميتواند پيراسته باشد. اما نخستينبار متني مانند شاهنامه بدين شيوه پيراسته ميشود. همواره جايي براي پچينهاي ادبي به فراخي پيش روي ماست. اما در شاهنامههاي چاپشده كه گاه با هم ناهمگون است، بايد سرانجام به هماهنگي رسيد. راست اين است كه اين راه به فرجام نميرسد و ما نميتوانيم دلآسوده شويم و به آنچه كه خامهي فردوسي بوده است، دست يابيم؛ ولي چنين است كه به متن دستنيافتني نزديك ميشويم. او ادامه داد: من بر اين باورم كه فردوسي با پايبندي و وفاداري بسيار شاهنامه را سروده است. وقتي ميتوانيم بگوييم برخورد او با شاهنامه و سرچشمهها و آبشخورهاي خويش برخوردي آييني بوده است، فردوسي با داستان ايران چنين رفتاري داشته است؛ اما هميشه امايي بزرگ هست. پايبندي فردوسي به داستان ايران در قلمروي است كه او ميتوانسته در آن چنين كند. يكي از لغزشگاههاي بزرگ در شاهنامهشناسي اين است كه ما مرزهاي گوهرين را در اين نامه نامبردار درهم ميآميزيم. اگر چنين كنيم، دستاورد رنج ما ناكام ميماند. كزازي با اشاره به سه قلمروي كه در شاهنامه ميتوان از يكديگر باز شناخت و شاهنامهپژوهان بايد ين سه قلمرو را پاس دارند، گفت: قلمروي اول، فرهنگ و منش ايراني است كه در شاهنامه به شيوهاي گوهرين بازنموده شده است. اگر به اين پرسش بخواهيم پاسخ دهيم كه ايران چيست و ايراني كيست، ناگزير به شاهنامه باز ميگرديم؛ زيرا بهترين و كاملترين پاسخ اين پرسشها را تنها در شاهنامه ميتوان يافت. هر شاهكار ديگر ادبي تنها نمود و بازتابي از اين چيستي را بر ما آشكار ميسازد. هرچند فردوسي برترين نمونهي اين فرهنگ و منش است. در تنگناي اين تن، فردوسي ايرانيترين ايراني است كه ما ميشناسيم. اين نويسنده قلمروي ديگر را كه بايد پاس داشت، قلمروي ادبي و زيباشناسي شاهنامه دانست و افزود: فردوسي در اين قلمرو بيشترين كاركرد را دارد. او چونان بزرگترين حماسهسراي جهان بالا ميافرازد و شاهكاري ميآفريند كه جاوانه و بيمانند است. به درستي گفته ميشود اگر فردوسي در يكي از تاريكترين روزگاران تاريخ ايران سربر نميآورد، ما امروز به زبان فارسي شيرين با هم سخن نميگفتيم. او همچنين افزود: شاهنامه و فردوسي پيوندي تنگ و ساختاري با هم دارند؛ اگر فردوسي جز شاهنامه ميسرود؛ فردوسي نميشد و اگر شاهنامه را كسي جز فردوسي ميسرود، شاهنامه نميبود. بخت بلند ما ايرانيان است كه توانستهايم سخنوري چون فردوسي را بپرورانيم. فردوسي پايگاه ايراني ماندن ماست؛ چون شاهكاري پديد آورده است پايانناپذير و تا زماني كه شاهنامه هست و ايرانيان با شاهنامه آشنايند و در متن و روان زندگي آنها جاري است، هيچ بيمي از تهاجم فرهنگي نيست. كزازي قلمروي سوم را قلمروي داستانشناسي شاهنامه ذكر كرد و گفت: درست است كه فردوسي پيكرهي داستانها را به شعر درآورده؛ اما اين پيكره را بي آنكه دگرگون سازد، به شيوهاي كه خود خواسته، آورده است. فردوسي در كاربرد هنري پيكره داستان شگفتيكار است. شاهنامه نامهاي است كه سرنوشت ايران را به سرگذشت ايران پيوند داده و ضروري است كه ايرانيان با شاهنامه آشنا باشند؛ زيرا از شاهنامه و در شاهنامهاند؛ پس ناگزيرند با شاهنامه باشند. در اين مراسم همچنين محمدرضا لطفي در سخناني گفت: سخت است كه وقتي به فضاي سرسبز اين دانشگاه ميآيم، احساس دلتنگي به من دست ميدهد؛ زيرا اينجا درس خواندم و درس دادم و دو سال مسؤول بودم. آرزو دارم دانشگاه محل دانش، عشق، مهر، دوستي و درك متقابل دانشجويان و اساتيد باشد. اين آهنگساز و نوازندهي تار يادآور شد: وقتي ما از رديف موسيقي ايران صحبت ميكنيم، ميبينيم حفظ رديفهاي موسيقي به شاهنامه بسيار شباهت دارد. خانههاي مختلف رديف خيلي به خانههايي كه در شاهنامه است، شباهت دارد و ما بايد از خانههاي تودرتو عبور كرده و به روشنايي ازلي كه فردوسي به آن تأكيد دارد، برسيم، كه براي رسيدن به آن، چيزي جز آيين مهر و قلب روشن نيست. منبع:سایت مجذوبان نور |
هو
۱۲۱
بر سر تربت ما گر گذری همّت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
یاران ایمانی :
همان گونه که مستحضرید زیارت مدفن اولیای خدا و آرامگاه مؤمنین پسندیده بوده و عبادت محسوب می شود .
هم چنین در بیانیه اخیر که توسط بندگان حضرت آقای مجذوبعلیشاه ارواحنا فداه شرف صدور یافته است ، مسافرت به بیدخت و زیارت اماکن متبرکه و قبور اقطاب سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی به صورت مکرّر و پیوسته یاد آوری گردیده است .
حال که به ایّام تعطیلات خرداد و تابستان نزدیک می شویم از عموم یاران ایمانی که توانایی حضور در بیدخت را دارند التماس دعا داشته و توصیه می گردد دیگر عزیزان نیز مسافرت به بیدخت را از هم اکنون در برنامه خود قرار دهند و به دیگران نیز سفارش نمایند .
انشاءالله مسافرت به بیدخت همراه با کسب معنویّـت و ازدیاد ذوق و شوق همراه بوده و دیدار مشایخ و مأذونین و مؤمنین بر توجّهات قلبی واردین و همچنین عظمت و شوکت این بقعه متبرکه بیفزاید
از همه عزیزان و همراهان ایمانی التماس دعا داریم

هو ۱۲۱
((اطلاعیه))
با عرض سلام
مدیریت وبلاگ ((به نام عشق)) به جهت وقفه ی نسبتا طولانی مدتی که در امر انتشار مطالب خود ایجاد گردیده است از تمامی یاران ایمانی عذر خواهی نموده و بدین وسیله آغاز به کار مجدد این وبلاگ را اعلام میدارد.
امید است که مانند سابق یار و همراه ما بوده و مارا با نظرات زیبای خویش در جهت تعالی وبلاگ یاری نمائید.
التماس دعا
سرکوب سیستماتیک دراویش در شهراستکهلم
با تشکر از وبلاگ محترم خورشید حق
|
اجرای حکم محکومیت یکی از دراویش گنابادی |
|
۲۴ فروردين 1388 ساعت 18:15 | |
|
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، محمد ضیغمی یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، که در جریان تخریب حسینیه شریعت قم محکوم به پرداخت جزای نقدی گردید بود ، در دستور کار واحد اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب آبادان قرار گرفته است. بنا بر این گزارش محمد ضیغمی یکی از دراویش گنابادی است که به همراه 53 تن از دراویش از جمله دو وکیل دادگستری ،در سال 1384 در جریان تخریب حسینیه شریعت قم دستگیر و از سوی دادگاه جزایی این شهر به پرداخت 9 میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد و اکنون دادسرای قم جهت اجرای این حکم ، به دادسرای آبادان نیابت قضایی اعطاء نموده است . |
عارفی وارسته ، عاشقی دل باخته و عابدی به خدا پیوسته بود .لباس تقوی برپندار و کردارخویش پوشانده ودر تمامی عمر پر برکتش یاران را دعوت به دوستی ،تقوی،اتحاد، صبر،گذشت ،تواضع وبندگی حق می نمود.
خداوندش جان او را بر مدار مهر و محبت طواف داده بود .درس سلوک را با مهر و عشق به مولای خویش به سالکان راه خدا می آموخت .تواضع به غایت داشت وبا بزرگی روح ، خاک راه دراویش بود
در چهلمین روز فراقش با گفتن چند عبارت از فرمایشات ا و یادش را گرامی می داریم :
فرمود : روندگان راه حق دو دسته اند : گروهی تنها مولایشان را دوست دارند وگروهی دیگر هم او وهم خویش را ، این شرک است ،در راه دوست باید خود را گذاشت و سر انداز بود.
فرمود : ازدنیاهر چه گرفتی و به دست آوردی روزی پس خواهی داد یا در حیات یا به وقت ممات ، دامن مولای خویش و مهر اورا بگیر که در مرگ و زندگی تنها او مشکل گشا و عروه الوثقی است ودر آخرت هم اوفریادرس است.
فرمود : دل بر فانی مبند ، که به ترس از دست دادنش نمی ارزد .
کسی گفت که محبت شما دیگران را گستاخ میکند ...،فرمود: من مامور به مهر شده ام ،غضب از من ، خلاف امراو است.
فرمود : در مقابل مولای خویش لال باش و گوش به فرمان ،اگر سئوالی فرمود ، به آن اندازه جواب ده وحرف بزن که بی ادبی نباشد.
فرمود : عاشقی دیوانگی است در عاشقی عاقلی نکن .
یادش گرامی باد

با تشکر از وبلاگ محترم خورشید حق
تظاهرات افشاگرانه هواداران دراویش سلسله نعمت اللهي گنابادي باموفقيت کامل در لندن برگزار شد

خبرگزاری در داخل ایران ( اینساید آف ایران ) - تظاهرات افشاگرانه هواداران دراویش سلسله نعمت اللهي گنابادي باموفقيت کامل در لندن درروز سیزده فروردین برای سیزده بدر برگزار شد و هواداران این سلسله با گذاشتن سبزه های خود بیرون دفتر ناصرمکارم شیرازی مخالفت های خود را نسبت به سرکوبی دراویش و دانشجویان ابراز نمودند.
این تظاهرات که به دعوت کمیته حمایت از حقوق دراويش و دانشجویان ايران صورت پذیرفته بود شاهد گردهمايی وسیع ایرانیان علاقمند به سرنوشت دانشجویان و دراویش دربند و تحت سرکوب ایران بود
علیرغم بعضی از محدودیتهای اعمال شده توسط مقامات مسئول نسبت به برگزاری این تظاهرات، هموطنان ما از ساعت دوازده تا دو بعدازظهر در مقابل دفتر انگليسی آیت الله ناصر مکارم شيرازی در یکی از خیابانهای لندن گرد آمدند و با سر دادن شعارهایی خواستار رهایی هرچه سریعتر دراویش و دانشجویان دربند، متوقف کردن دستگیري و زندانی کردن هموطنان ايراني به علت تعلق به مرام درویشی، و متوقف کردن تخریب مراکز درويشی در ايران شدند
همچنین در پایان برنامه قطعنامه اي قرائت شد و درآن اعلام شد که در صورت عدم اجابت درخواست آزادی دراويش و دانشجویان دربند، کمیته حمایت از حقوق دراویش و دانشجویان ایران بطور منظم تظاهرات عظیم افشاگرانه اي در برابر مرکز اسلامی لندن و دفتر آیت الله مکارم شیرازی برگزار خواهد کرد

گنجشك به خدا گفت:
لانه كوچكي داشتم آرامگاه خستگيم, سر پناه بي كسيم, طوفان تو آن را از من گرفت. لانه من كجاي دنياي تو را گرفته بود؟؟؟!!!
خدا در جواب گفت :
ماري در راه لانه ات بود و تو خواب بودي .باد را گفتم لانه ات را واژگون كند آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. چه بسيار بلاها كه از تو بواسته محبتم دور كردم و تو ندانسته به دشمنيم پرداختي!!!...
عید نوروز بردراویش زندانی مبارک باد!!

|
امروز پنج شنبه 6 فروردین 1388 بر اساس گزارش دریافتی از خبرنگار سایت مجذوبان نور تعداد 16 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز "درویش" سوم اسفند ماه 1387 دستگیر و بازداشت گردیدند ، پس از با زجوئی های متمادی و حبس در سلولهای انفرادی به بند عمومی زندان اوین انتقال یافتند. قرار تأمین کیفری که از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای امنیت تهران قاضی سبحانی برای این عده از دراویش صادر گردیده است، قرار وثیقه 50 میلیون تومانی می باشد که این قرار با عناوین اتهامی و دلایل ارائه شده و همچنین باتوجه به وضعیت مزاج و وسن و حیثیت دراویش بازداشتی هیچگونه تناسبی ندارد وآنها در اعتراض به اقدامات غیر قانونی مسئولین، از سپردن وثیقه خودداری نموده اند . در ادامه این گزارش آمده است:
1ـ محمد علی تابان 70 ساله 2ـ فیروز بید آباد 3ـ حشمت الله وفائی شعار هفتاد و سه ساله 4ـ حمید رضا رحمانی 5ـ محمد همراهي 6ـ حسن كاشاني 7ـ عبدالمناف غلامي ارجنکی 8ـ پيمان امرائي 9ـ غلامعلی باغستانی 70 ساله 10 ـ میکائیل قربانی 11 ـ مسلم صنعت پرست 12 ـ اسماعیل صنعت پرست 13 ـ ناصر پاپی 14 ـ سلیمان نوری 15 ـ یدالله شمسی خانی 16 ـ رضا شالی اسامی 16تن دراویش زندانی می باشند که از سلولهای انفرادی به بند عمومی منتقل گردیده اند. در پایان این گزارش ، یکی از دراویش که اخیرا از زندان آزاد شده است در مصاجبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور می گوید: |
فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه ارواحنا
فداه 1388
اگر لیست فرمایشات را در مدیا پلیر زیر مشاهده نفرمودید به آدرس زیر مراجعه کرده ابتدا سیستم عامل خود و سپس نوع مرورگرتان را انتخاب نموده نرم افزار را دانلود و نصب بفرمایید
| ۲۶۵ | صبح جمعه۳۰/۱۲/۱۳۸۷(خانمها) | دقت در بکار بردن بعضی از عبارات.... | دانلود | تمثال |
|
تفسیر پند صالح۲۹/۱۲/۱۳۸۷ |
جمعه 3... | دانلود | تمثال | |
| 264 | صبح پنجشنبه 29/12/1387(آقایان) | بیلان سال گذشته و برنامه آتیه... | دانلود | تمثال |
| 263 | صبح چهارشنبه28/12/1387(خانمها) | بیماریهای روانی - ارتباط روح و جسم - تمرکز... | دانلود | تمثال |
| 262 | صبح یکشنبه25/12/1387(خانمها) | ولادت حضرت محمد مصطفی(ع).... | دانلود | تمثال |
| 261 | صبح یکشنبه25/12/1387(آقایان) | ولادت حضرت محمد مصطفی(ع).... | دانلود | تمثال |
| 260 | صبح شنبه24/12/1387(خانمها) | مکتبی که شهادت دارد باقیست.... | دانلود | تمثال |
| 259 | صبح شنبه24/12/1387(آقایان) | پاسخ بدگویان - شهادت عامل بقای مکاتب... | دانلود | تمثال |
| 258 | صبح جمعه23/12/1387(آقایان) | غربت - شهادت... | دانلود | تمثال |
| شب جمعه 22/12/1387 | تفسیر پند صالح مبحث جمعه 2... | دانلود | تمثال | |
| 257 | صبح چهارشنبه21/12/1387 (خانمها) | نقطه تحت با بسم الله - مجازات خبرچین.... | دانلود | تمثال |
| 256 | صبح یکشنبه 18/12/1387(خانمها) | اجتهاد.... | دانلود | تمثال |
| 255 | صبح شنبه17/12/1387(خانمها) | تقریر سلطه توسط خداوند - حکومت... | دانلود | تمثال |
| 254 | صبح شنبه17/12/1387(آقایان) | محدودیت الهی... | دانلود | تمثال |
| 253 | صبح جمعه 16/12/1387(خانمها) | ازدواج - وظایف الهی.... | دانلود | تمثال |
| شب جمعه15/12/1387 | تفسیر پند صالح مبحث جمعه.... | دانلود | ||
| 252 | صبح پنجشنبه 15/12/1387(آقایان) | ایجاد نفاق توسط معاندین.... | دانلود | تمثال |
| 251 | صبح چهارشنبه 14/12/1387(خانمها) | حرکت خودجوش - رعایت اعتدال.... | دانلود | تمثال |
| 250 | صبح یکشنبه 11/12/1387(خانمها) | توکل - و من یتوکل علی الله فهو حسبه اِنّ الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شیء قدرا.... | دانلود | تمثال |
| 249 | صبح شنبه 10/12/1387(خانمها) | همدلی و اتحاد - حرکت خودجوش - آه دل درویش به سوهان ماند -- گرخود نبرد برنده را تیز کند.... | دانلود | تمثال |
| 248 | صبح شنبه 10/12/1387(آقایان) | الصلحُ خیرٌ.... | دانلود | تمثال |
| 247 | صبح جمعه 9/12/1387(خانمها) | پایان ماه صفر - غربت اسلام .... | دانلود | تمثال |
| شب جمعه8/12/1387 | تفسیر پندصالح(سحر)... | دانلود | کیفیت بالاتر... |
| 246 | صبح پنجشنبه (آقایان)8/12/1387 |
حکومت نظامی- بایکوت - شعب ابیطالب... | دانلود | تمثال |
| 245 | صبح سه شنبه (آقایان)6/12/1387 |
مجالس شب جمعه و شب دوشنبه.... | دانلود | تمثال |
| 244 | صبح یکشنبه (خانمها)4/12/1387 |
احترام به قبور - کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا... | دانلود | تمثال |
| 243 | صبح شنبه(آقایان1)3/12/1387 | حرکت خود جوش - دفاع مقدس - 1... | دانلود | تمثال |
| 242 | صبح شنبه(آقایان2)3/12/1387 | حرکت خود جوش - دفاع مقدس - 2... | دانلود | تمثال |
| 241 | صبح شنبه(آقایان)3/12/1387 | اجر به نیت ... | دانلود | تمثال |
| 240 | صبح شنبه(خانمها3)3/12/1387 | حرکت خود جوش - دفاع مقدس - 3... | دانلود | تمثال |
| 239 | صبح شنبه(خانمها4)3/12/1387 | حرکت خود جوش - دفاع مقدس-4 ... | دانلود | تمثال |
| 238 | صبح جمعه2/12/1387(خانمها) | (حرف و گفت و صوت را برهم زنم ---- تا که بی این هرسه با تو دم زنم - خانمها )... |
دانلود | تمثال |
| شب جمعه 8/12/1387 | تفسیر پند صالح (دعا 2)... | تمثال | ||
| 237 | صبح پنجشنبه1/12/1387 (آقایان) | تخریب محل انعقاد مجالس دراویش گنابادی در اصفهان... | دانلود | تمثال |
| 236 | صبح چهارشنبه 30/11/1387(خانمها) | اشتباه در درک بعضی لغات-کافر-کفٌار-نماز میٌت-بسم الله الرحمن الرحیم -عشق الهی... | دانلود | تمثال |
| 235 | صبح یکشنبه27/11/1387 (خانمها) | عدل و ظلم - مرگ.... | دانلود | تمثال |
| 234 | صبح جمعه25/11/1387(خانمها) | ربا - توبه - کفاره.... | دانلود | تمثال |
| شب جمعه24/11/1387 | تفسیر پند صالح (دعا 1).... | دانلود | تمثال | |
| 232 | صبح پنجشنبه24/11/1387 (آقایان) | اجازه در مستحبات - صفات رحمانیت و رحیمیت.... | دانلود | تمثال |
وبلاگنویس ایرانی در زندان اوین در گذشت
امیدرضا میرصیافی در واپسین روزهای سال ۸۷ در زندان اوین در گذشت
«روزنگار دات بلاگ اسپات دات کام» آدرسی است که اميد ميرصيافی ديگر آن را در دنيای مجازی، به روز نمیکند.
درگذشت اميد ميرصيافی وبلاگنويس ايرانی در زندان اوين، خبری بود که در واپسين روزهای سال ۱۳۸۷ موج محکوميتهای حقوق بشری را از سوی فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از ايران به دنبال آورد.
«ماده ۱۹» آخرين سازمان بينالمللی حقوق بشری به شمار میرود که با انتشار بيانيهای، انگشت اتهام را در مرگ اين وبنگار، به سوی مقامات جمهوری اسلامی ايران نشانه رفته است.
«شوکزده» اصطلاحی است که گروه «ماده ۱۹» برای توصيف واکنش خود به مرگ اميدرضا مير صيافی برگزيده است.
اين گروه، که نام خود را از ماده ۱۹ اعلاميه جهانی حقوق بشر مبنی بر لزوم تحقق آزادی بيان بر گرفته است، در بيانيه خود به مناسبت مرگ اميد ميرصيافی مینويسد: «ماده ۱۹، از شنيدن خبر مرگ اميدرضا مير صيافی بلاگر ايرانی در زندان؛ به ويژه در آستانه نوروز، شوکزده است.»
«ماده ۱۹» که مقر آن در لندن است با انتشار اين بيانيه خواهان انجام «تحقيقات فوری» درباره مرگ اميد ميرصيافی شده است.
منبع: رادیو فردا

قطب سلسله علويه رضويه نعمت اللهيه سلطانعليشاهي گنابادي
هو
۱۲۱
سلطان العرفاء و زين الحکماء و رأس العلماء، الزّاهدالاتم و الخلق الاعظم، جناب سلطانعلي شاه گنابادي. نام شريفش حاج سلطان محمّد فرزند ملاحيدر محمد اهل بيدخت گناباد. پدر بزرگوارش ملا حيدر محمد در يکي از يورشهائي که ترکمنها براي غارت و چپاول به گناباد آورده بودند، اسير آنها گرديده و پس از مدتي اسارت بوسيله فديه که اقوام وي فرستاده بودند، مستخلص گرديده در مزرعه نوده سکونت اختيار نمود؛ و در همان اوقات اتفاق را خدمت جناب نورعليشاه اوّل رسيده و به شرف فقر مشرّف گرديد. آنگاه در سال يکهزار و دويست و پنجاه و چهار هجري قمري به قصد زيارت عتبات و عزم تشرّف حضور جناب حسينعلي شاه و تجديد عهد از طريق هندوستان حرکت فرمود، ولي ديگر از سفر باز نيامد و براي هميشه مفقودالاثر گرديد.
جناب سلطانعلي شاه در بيست و هشت جمادي الاولي سال يکهزار و دويست و پنجاه و يک متولد و در سن سه سالگي از ديدار پدر محروم گرديد. جنابش تا شش سالگي تحت پرستاري مادر که مؤمنهاي زاهده بوده است نشو و نما يافته، آنگاه مادرش وي را به مکتب سپرد. هوش سرشار و حافظه قوي وي را در کمتر از شش ماه قادر به قرائت قرآن و خواندن کتاب نمود. جنابش پس از خواندن چند کتاب فارسي بعلت عدم بضاعت مالي تحصيل را ترک و به کمک برادر بزرگ خود ملاّ محمدعلي که سرپرستي وي و مادرش را بر عهده داشت، مشغول گرديد و در تلاش معاش با برادر همکاري ميفرمود که از جمله مدتي به گوسفند چراني اشتغال داشت. وي تا سن هفده سالگي هم چنان براي ادامه زندگي دستيار برادر بود، تا اينکه اتفاقاً روزي به قصد ديدن خواهر خود به قريه بيلُند دو فرسخي بيدخت رفت و گذار وي به مدرسه قريه افتاد و از ايام مکتب و تحصيل ياد نموده شوق تحصيل در وي مشتعل ميشود، در مراجعت به بيدخت به مادرش اظهار ميکند که رفقاي هم سن خود را ديدم که همه به مدرسه ميرفتند و درس ميخواندند، من هم ميل دارم بروم درس بخوانم. مادر قبول تقاضاي وي را منوط به اجازه و رضايت برادرش ميکند. شب که برادرش به منزل ميآيد، مادر اشتياق آن جناب را به تحصيل به برادرش ميگويد. وي ميگويد: مادر جان ميداني که ما وسعت مالي نداريم که بتوانيم براي گوسفندان چوپاني بگيريم و بايستي خودمان کارهاي خود را انجام دهيم و به کمک برادر احتياج داريم. پس از چند روز جنابش مجدداً به مادر براي اجازه اشتغال به درس اصرار ميکند. مادرش بالاخره برادر وي را راضي مينمايد و ايشان به قريه بيلُند رفته مشغول تحصيل ميشود.
مداد
پدر بزرگ، درباره چه می نویسید؟
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آن چه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید: اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام ! پدر بزرگ گفت: بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :
صفت اول:
می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند.
اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم:
باید گاهی از آن چه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیز تر می شود و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر،
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم:
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم.
بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست،
در واقع برای این که خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.
صفت چهارم:
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است.
پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است و سرانجام
پنجمین صفت مداد:
همیشه اثری از خود به جا می گذارد.
پس بدان از هر کارت در زندگی ردی به جا می گذاری.
سعی کن حرکات تو هشیارانه باشد.
و بدان که چه می کنی
١- به مناسبت نوروز 1388 اول فروردین آقایان کیفیت بالاتر عکس
٢- به مناسبت نوروز 1388 اول فروردین خانمها کیفیت بالاتر عکس
اعلامیه حضرت آقای مجذوبعلیشاه به مناسبت نوروز ۱۳۸۸ به صورت عکس




وبلاگ به نام عشق فرا رسیدن سال ۱۳۸۸ را خدمت مولای معظم حضرت آقای مجذوبعلیشاه(روحی فداک) تمامی مشایخ ارجمند ایشان و تمامی خواهران و برادران ایمانی و تمامی ایرانیان عزیز در سرتاسر کره ی خاکی تبریک عرض نموده و آرزوی سالی پر از شادی و موفقیت را دارد
ديباچه
انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد. زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد. نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت. و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".
آغاز سال
مردم شناسان را عقيده بر اين است که محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاي کهن، از دوران کشاورزي، همراه با مرحله اي از کشت يا برداشت بوده و بدين جهت است که آغاز سال نو در بيشتر کشورها و آيـيـن ها در نخستين روزهاي پائيز، يا زمستان و يا بهار مي باشد. آغاز سال ايرانيان، هر چند زماني دستخوش تغيـيـر گرديد ولي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و الا نبـيـاء و ابوريحان بـيـروني در آثار الباقيه گويند که آغاز سال ايراني، از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردين بود. وقتي که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـيـعي بود، و طالع سرطان بود.

پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود :
جهان انجمن شد بر تخت اوي از آن بر شده فره بخت اوي
به جمشيد بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودين بر آسوده از رنج تن، دل ز کين
به نوروز نو شاه گيتي فروز بر آن تخت بنشست فيروزروز
بزرگان به شادي بياراستند مي و رود و رامشگران خواستند
محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :
جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم. و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.
ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند.
به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. " و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.
در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " . گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم. در منطقهً ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الههً باروري و معروف به مادر خدايان، و الههً آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) .
صدرالدين عيني دربارهً برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا ( ازبکستان ) مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـني ها، راست آمدن اين عيد، طبـيـعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند : " حمل، همه چيز در عمل ". در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود. وي در جاي ديگر مي گويد : در بخارا " نوروز " را عيد ملي عموم فارسي زبانان است، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي ديني به اين عيد که پيش از اسلاميت، عادت ملي بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم اين عيد را ترک نکرده بودند، رنگ ديني اسلامي داده، از وي فايده مي بردند. از آيت هاي قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وي در نوروز از عادت هاي ملي بيـش تره بوده، تر کرده مي خوردند. ولي برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همهً قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم.
روزها يا ماه
جشن نوروز
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست. ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي " گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد :
چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.
کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. "درو ويل" مدت تعطيلي جشن نوروز را در زمان فتحعليشاه دو هفته مي نويسد. ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سيزده بدر " پايان مي پذيرد.
رسم ها و آيـيـن هاي نوروزي که از روزگاران کهن برگزاري آن ها از نسلي به نسل بعد به ارث رسيده، به ناگزير با دگرگوني شيوه هاي زندگي، تکنولوژي هاي صنعتي و ماشيني، سازمان هاي اداري، شغـل ها، قانون ها، وسايـل ارتباط جمعي جديـد - چنان که خواهيم ديد - بدون آنکه هويـت خود را از دست بدهد، تحول يافته است. از آداب و رسم هاي کهن پـيـش از نوروز، بايستي از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوري و خانه تکاني ياد کرد.

پنجه ( خمسه مسترقه )
بنابر سال نماي کهن ايران، هر يک از دوازده ماه سال سي روز است و پنج روز باقي ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پيتک( در زبان و تقويم مازندراني ) يا بهيزک ( در روز شمار زردشتيان ) گويند. ابوريحان دربارهً پنجه مي نويسد :
... هر يک از ماه هاي فارسي سي روز است و از آن جا که سال حقيقي سيصد و شصت و پنج روز است، پارسيان پنج روز ديگر سال را " پنجي " و " اندرگاه " گويند. سپس اين نام تعريب شده و " اندرجاه " گفته شد و نيز اين پنج روز ديگر را روزهاي مسترقه نامند، زيرا که در شمار هيچ يک از ماه ها حساب نمي شود ....
اين پنج روز را که همزمان با يکي از شش " گهنبار " است، جشن مي گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يک روز قرار داد، برگزار مي شد.
برگزاري جشن خمسه در بين همهً قشرهاي اجتماعي رواج داشت. به طوري که در 1311 هجري قمري مردي نيک انديش در هزينه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش مي کند که : " ... بقيه منافع وقف را هر ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک وضيع و شريف ذکور و اناث، صغير و کبـير بالسويه برسانند ". در گاهشماري تبري، که نوروز در مرداد ماه برگزار مي شد، مراسم پنجه، در دورهً صفويه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود : ... و حضرت اعلي شاهي ظل اللهي، به دستور ولايت بهشت آساي مازندران کامياب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزاي بهاري سپري گشته، هواي آن ديار رو به گرمي نهاد، ارادهً تماشاي جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گيلان است از خاطر خطير سر زد. رسم مردم گيلان است که در ايام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجيم آن ملک، بعد از انقضاي سه ماه بهار قرار داده اند، و در ميانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دريا آمده، پنج روز به سور و سرور مي پردازند و همگي از لباس تکليف عريان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با يکديگر آب بازي کرده، و بدين طرب و خرمي مي گذرانند و الحق تماشاي غريبي است.

مير نوروزي
از جمله آيـيـن هاي اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهاي سال و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد. ابوريحان از مردي کوسه ياد مي کند که با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور، در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي کرد و چيزي مي گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان "مير نوروزي" دوران حکومتش را " بيش از پنج روز " نمي داند.
مسعـودي در اين باره مي نويسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ايران کوسه اي بر استر خود سوار شود ( و اين جز در عراق و ديار عجم رسم نيست و اهل شام و جزيره و مصر و يمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سير و گوشت چاق و ديگر غذاهاي گرم و نوشيدني هاي گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـيرون مي کند و آب سرد بر او ريزد و احساس رنج نکند، و به فارسي بانگ زند: " گرما، گرما" و اين هنگام عيد عجميان است که در اثـناي آن طرب کنند و شاد باشند.
از برگزاري رسم ميرنوروزي، تا 73 سال پيش، آگاهي داريم؛ علامه محمد قزويني در پژوهشي ارزشمند دربارهً ميرنوروزي - که مانند همه پژوهش هاي آن علامهً فقيد ادبي و فرهنگي مي باشد - شرحي آورده است، که خود مي تواند پژوهش مردم نگاري باشد و دريغم آمد که به اشاره بسنده شود.
.... يکي از دوستان موثـق نگارنده، از اطباي مشهور، که سابق در خراسان مقيم بوده اند، در جواب استفسار من از ايشان در اين موضوع، مکتوب ذيل را به اينجانب مرقوم داشته اند که عيناً درج مي شود : " در بهار 1302 هجري شمسي براي معـالجه بيماري به بجنورد رفته بودم. از اول فروردين تا چهاردهم فروردين در آنجا بودم، در دهم فروردين ديدم جماعت کثيري، سواره و پـياده مي گذرند، که يکي از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشيدي نشسته، چتري بر سر افراشته بود. جماعتي هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. يکدسته هم پـياده به عنوان شاطر و فراش که بعضي چوبي در دست داشتند، در رکاب او يعـني پيشاپـيش و در جنبـين و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب هاي بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبي سر حيواني از قبـيل گاو يا گوسفند بود، يعـني استخوان جمجمه حيواني، و اين رمز از آن بود که امير از جنگي فاتحانه برگشته و سرهاي دشمنان را با خود مي آورد. دنبال اين جماعت، انبوه کثيري از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هياهوي بسيار داشتـند. تحقيق کردم، گفتند که در نوروز يک نفر امير مي شود، که تا سيزده عيد، امير و حکمفرماي شهر است، به اعيان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس مي دهد، که همه کم يا زياد تقديم مي کنند. به اين طريق که مثلا حکمي مي نويسد براي فلان متعـين : - که شما بايد صد هزار تومان تسليم صندوق خانه کنيد، البته مفهوم اين است که صد تومان بايد بدهيد. البته اين صد تومان را کم و زياد مي کردند، ولي در هر حال چيزي گفته مي شد، غالب اعيان به رغبت و رضا چيزي مي دادند. زيرا، جزو عادات عيد نوروز به فال نيک مي گرفتـند. از جمله به ايلخاني هم مبلغي حواله مي دادند که مي پرداخت. بعد از تمام شدن سيزده عيد دورهً امارت او به سر مي آيد، و گويا در يک خاندان اين شغـل ارثي بود ".
بي گمان امروز، کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند، بازماندهً شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب " مير نوروزي " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند، نه در وقت و جشني ديگر؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خوانند، مي گويند : حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه .
منبع مقاله :سایت فرهنگسرا
عرفان در مقایسه با مکتب های فکری دیگر
البته منظور ما از مکتبهای فکری، مکاتب موجود در قلمرو تفکرات اسلامی است. با گسترش تحقیقات عقلی، از قرن دوم تا قرن ششم هجری عملأ چهار دسته و گروه فکری اصلی و عمده به وجود آمد که به عنوان متکلمین، فلاسفه ی مشا، فلاسفه ی اشراق و عرفا یا متصوفه شناخته شدند.
همه ی اینان به طور کلی به واقعیت و عینیت جهان و انسان باور داشته و قوای ظاهری و باطنی انسان را در مجموع، قادر به درک حقایق عالم می دانند. اما در روش و مبادی با هم اختلافاتی دارند که آنها را به صورت گروههای مختلف در آورده است.
اینک بحث مختصری در رابطه با این تفاوت ها:
متکلمین، جماعتی از محققین هستند که در عین قبول ارزش و اعتبار عقل و استدلال، با شرایط و خصوصیات زیر از گروههای دیگر جدا می شوند:
اولأ- در روش کلامی سیر عقل را در نیل به جهان، به همراهی شرع مقید می سازند.
به این معنی که مبادی دلایل کلامی همیشه بر اساس قوانینی استوار می گردد که با مسائل اثبات شده از راه ظواهر شرع، مطابقت داشته باشد، بر خلاف مبادی فلسفه که چنین مطابقتی در آنها شرط نیست.
آنچه در استدلال عقلی معتبر است، مطابقی آنها با قوانین عقلی محض است، خواه برابر ظواهر شرع باشد یا نباشد و در صورت عدم مطابقت نتایج عقلی با ظواهر شرع، ظواهر شرع را تأویل می کنند و با قوانین عقل تطبیق می دهند، بدون آنکه در صحت نتایج دلایل عقلی تردید داشته باشند.
ثانیأ- هدف کلام، اثبات عقاید دینی است. به این معنی که در استدلال کلامی، نتیجه ی بخصوصی که قبلأ به وسیله ی عقاید دینی مشخص شده است، اثبات می گردد. در تعریف مشهور علم کلام آمده است:«علمی که انسان را بر اثبات عقاید دینی از راه اقامه ی دلایل و دفع شبهات توانا می سازد» به همین دلیل است که کلام را«علم اصول دین» می گویند.
ثالثأ- در استدلال کلامی علاوه بر مبادی عقلی از قبیل هو هویت، و اصل امتناع اجتماع و ارتفاع نقیض، بر مبادی دیگری همانند حسن و قبح عقلی یا شرعی هم تکیه می شود که از دیدگاه فلاسفه، چنین مبادی و اصولی اعتباری بوده و استلال متکی بر آنها به جای آنکه یک استدلال برهانی باشد، استدلال جدلی خواهد بود و لذا فلاسفه، کلام را حکمت جدلی می نامند نه برهانی، برای اینکه در آن به جای مبادی یقینی، بیشتر به مبادی ظنی از مقبولات و مشهورات استناد می گردد.
از موسسان و مروجان این روش می توان افراد زیر را نام برد:
از قرن دوم هجری، هشام بن حکم، حسن بصری، واصل بن عطا، ابوالهذیل علاف، و از قرن دسوم ، نظام و جاحظ، و از قزن چهارم اشعری و باقلانی و از قرون بعدی امثال جوینی، غزالی، ایجی و خواجه نصیر طوسی.
فلاسفه ی مشاء: کسانی که استدلال عقلی را شایسته ی درک حقایق جهان دانسته و به کفایت عقل در تلاش برای نیل به حقیقت هستی باور داشته و آن را در این تلاش از هر گونه وابستگی به منابع دیگر از قبیل وحی، ایمان و اشراق درونی بی نیاز می دانند. فارابی(فوت 339هـ) و ابن سینا(فوت428هـ) مشاهیر این مکتب در حوزه ی تقکرات اسلامی می باشند.
فلاسفه ی اشراقی: یا اشراقیون- کسانی که علاوه بر استدلاهای عقلی، بر دریافت های باطنی و ذوقی حاصل از سلوک معنوی و مجاهدات درونی تکیه داشته و عقل و اندیشه را بدون سوانح نوری و اشراقات باطنی، برای درک همه ی حقایق جهان هستی کافی نمی دانند. در میان متفکرین اسلام، شهاب الدین یحی بن حبش سهروردی، معروف به اشراق یا شیخ مقتول (587-549هـ) را احیا کننده و مروج این مکتب و روش می شناسند.
عرفا و صوفیه:
کسانی که در نیل به حقیقت جهان، نه بر عقل و استدلال، بلکه بر سیر وسلوک وریاضت ومجاهده، واشراق ومکاشفه متکی بوده و هدف آنان به جای درک و فهم حقایق،وصول واتحاد وفنا درحقیقت است. دراین مکتب،بینش بر دانش ودرون بر برون وحال برقال، ترجیح وتقدم دارد.
این بود خلاصه معیارهایی که در تشخیص این گروهها مطرح کرده اند، حاجی ملا هادی سبزواری در حاشیه ی منظومه این معیارها را با بیان جامع وفشرده ای، چنین مطرح کرده است :
« وصول به محققان به حقیقت، تنها با فکر است ویا تنها با تصفیه درونی ویا با هر دوی آنها.»
آنان که از هر دو وسیله ی فکر وتصفیه ی باطن بهره می گیرند، فلاسفه اشراقی یا اشراقیون اند. گروهی که تنها به تصفیه ی درون می پردازند، صوفیه و کسانی که تنها بر اساس عقل کار می کنند، اگر مقیید به شرع باشند، متکلم وگر نه فیلسوف مشا ئی اند.
اما میر سید شریف در حواشی شرح مطالع در این معیار تغییری داده وچنین گفته است:
« محققان یا تابع نظر واستدلال هستند یا متکی به ریاضت وکشف وشهود درونی، وهر یک ازاین دو گروه یا مقید به حفظ وضعی از اوضاع وملتزم به مبانی ملتی از ملل هستند یا نیستند، که بدین ترتیب چهار گروه فکری به وجود می آید:
1. متکی به عقل ومقید به حفظ ودفاع از شریعتی خاص، متکلم.
2. متکی به عقل و غیر مقید به شرع، فیلسوف مشاعی.
3. متکی به کشف وشهود مقید به شرع، صوفی
4. متکی به کشف وشهود غیر مقید به شرع، فیلسوف اشراقی.
در این جا تذکر دو نکته راخالی از فایده نمی بینم:
یکی این که اختلاف مکاتب جهان بینی بر اسا س روش و اصول ومبادی، در جهان اسلام سابقه ی دیرینه ای دارد و لذا این کار را نباید از ابتکارات متفکران غرب دانست،و دیگر اینکه با نظر دقیق چنانکه عبادت وزهد وعرفان به صورت سیر تکاملی، در طول یکدیگر قرار دارند، مکتب های فکری نیز به ترتیب کلام، فلسفه مشأ وعرفان، در طول یک دیگرند.وچنانکه زهد ازعبادت وعرفان از هر دوی آنها دقیق تر وکامل تر است؛ در جهت جهان بینی نیز عرفان عمیق تر وکامل تر از فلسفه وفلسفه عمیق تر از کلام است.متکلم مقلّد بوده؛و فیلسوف اگر چه محقق است امّا در محدوه ی ادراکات علم حصولی قرار دارد؛در حاتی که عارف در جهت شکستن هستی سیر می کند.
با توجه به نکات یاد شده در تحدید وتعریف عارف وصوفی، هینک عناصرواصول اساسی مکتب عرفان را متذکر می شویم تا مطالعه ی سیر تاریخی عرفان که بحث بعدی خواهد بود به صورت بهتری امکان پذیر گردد.
منبع: وبلاگ تخصصی عرفان اسلامی
|
|